رضایت زناشویی

دانلود پایان نامه

ط زوجین . رضایت‌مندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش‌ها یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه‌اش تعریف می‌کنندیعنی رضایت‌مندی زناشویی یک پدیده درون‌فردی و یک برداشت فردی از همسر و رابطه است. چنین تعریفی از رضایت‌مندی زناشویی، نشانگر آن است که رضایت‌مندی یک مفهوم تک‌بعدی و بیانگر ارزیابی رضایت‌مندی زناشویی پیامد توافق زناشویی کلی فرد دربار همسر و رابطه‌اش است، و به صورت درونی احساس می‌شود.اصطلاح توافق زناشویی، رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف می‌کند. در رابطه با توافق بالا، هر دو زوج، به گونه‌ای رفتار، تصور و ادارک می‌کنند که گویا نیازها و انتظار‌هایشان برآورده شده و چیزی وجود ندارد که در روابطشان خلل ایجاد کند. در ازدواج بدون توافق زناشویی، مشکلات موجود میان زوجین به حدی زیاد است که آنها را از احساس برآورده شدن نیازها و انتظارات باز می‌دارد. اغلب زوج‌ها، جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینه‌هایی از توافق و نبود توافق را تجربه می‌‌کنند(کلینکه، ترجمه محمدخانی،1383).

رضایت‌مندی زناشویی، یک مفهوم کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می‌شود. از طرفی رضایت‌مندی زمانی اتفاق می‌افتد که روابط زن و شوهر در تمامی حیطه‌ها بهنجار گزارش شود. بنابر‌این،محققان برای آسانی در سنجش، همچنین عملیاتی کردن این مفهوم، رضایت‌مندی زناشویی را به چهار بٌعد اساسی تقسیم کرده‌اند که عبارتند از:
الف) جاذبه: عبارت است از جنبه‌ای از یک شئ، یک فعالیت یا یک شخص، که بر‌انگیزاننده پاسخ‌های نزدیکی‌ در دیگران باشد؛ تمایلی برای نزدیک شدن به یک شی، فعالیت یا شخص که در رضایت زناشویی جاذبه‌های بدنی و جنسی انسان مد نظر قرار گرفته است( فدری،1389).
ب) تفاهم: ارتباطی مبتنی بر پذیرش دوسویه، راحت و بدون تنش و دغدغه خاطر که بین دو نفر برقرار می‌شود(میراحمدی زاده،1387).
ج) نگرش: نوعی سوگیری عاطفی درونی که عمل یک فرد را تبیین می‌کند. در اصل، این تعریف در برگیرنده قصد و نیت فرد ‌است؛
د) : سرمایه‌ گذاری: منظور از این عبارت آن است که هر یک از زوج‌ها برای بهتر ساختن رابطه و نیز خوشایندی طرف مقابل، کارهایی را انجام می‌دهند و یا از انجام آن خود‌داری می‌کنند. به بیان دیگر، مقابله به مثل کردن، هنگامی که رفتار طرف مقابل پاداش‌دهنده است، و خودداری از انجام عمل متقابل، هنگامی که رفتار وی پاداش‌دهنده نیست( همان).
تعریف دیگر رضایت‌مندی زناشویی عبارت است از: حالتی که طی آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم‌بودن احساس شادمانی ورضایت دارند( جدیری،1388).وینچ بر این باور است که رضایت‌مندی زوجی انطباق بین وضعیت موجود و وضعیت مورد انتظار است؛ یعنی انطباق بین انتظاراتی که فرد از زندگی زناشویی دارد و آنچه در زندگی خود تجربه می‌کند(فاضل،1390).هاوکینز و وینچ (1374) بیان می‌کنند که رضایت زناشویی، یعنی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه‌شده توسط زن یا شوهر، موقعی که همه جنبه‌های ازدواجشان را در نظر می‌گیرند. رضایت زناشویی از انطباق بین وضعیتی که مورد انتظار است و وضعیت موجود فرد در روابط زناشویی حاصل می‌شود، در واقع، نگرش مثبت و لذت‌بخشی است که زن و شوهر از جنبه‌های مختلف روابط زناشویی خود دارند(نیکولز،ترجمه دهقانی،1387).
بنر و هیل (1990) رضا‌مندی زناشویی را پیامد توافق زناشویی دانسته‌اند که رابطه مناسب بین زن و شوهر را توصیف می‌کند. آنها می‌نویسند: «هنگامی که زن و شوهر به میزان قابل‌توجهی از برآورده شدن نیازها و انتظاراتشان در رابطه‌ زناشویی رضایت داشته باشند، رضا‌مندی زناشویی را گزارش خواهند کرد» (جدیری،1388). همچنین آلوجا، باریو و گارسیا(2007) می‌نویسند: «رضا‌مندی زناشویی عبارت است از برونداد ناشی از مجموعه‌ای از عوامل مانند حل تعارض موفقیت‌آمیز، یا موفقیت در فعالیت‌های مرتبط با شادکامی در فرایند ازدواج» (همان).
اولسون و السون (1997) و فاورز و السون(1993) با جمع‌بندی و تحلیل تمامی ابعاد مطرح‌شده به ابعاد «مسائل شخصیتی»، «ارتباط دوتایی»، «حل تعارض»، «مدیریت مالی»، «فعالیت اوقات فراغت»،‌ «رابطه جنسی»، «فرزندپروری»، «ارتباط با اقوام و دوستان» و «جهت‌گیری مذهبی» است (احمدی،1384).تحقیقات داخل کشور نشان می دهد، عوامل اقتصادی، مذهبی، آداب و سنن اجتماعی، ارضای عاطفی، ارضای جنسی و تفاهم فکری می‌تواند رضا‌مندی زناشویی را به ارمغان آورد(جامپالسکی،ترجمه مقدم،1391). همچنان‌که اُدل توافق در ارزش‌ها را با رضایت‌مندی زناشویی مرتبط می‌داند(ادل،1998).
2-4-تغییرات رضایت زناشویی در طول زمان
عدم ثبات رضایت زناشویی در طول دوره های مختلف زندگی یکی از نقاط قابل توجه در زمینه ی رضایت زناشویی است. این امر عوامل محیطی را مورد توجه قرار می دهد. مطالعات مختلف که به طور طولی انجام شده، نشان می دهد که در بعضی از دوره های زندگی رضایت زناشویی کاهش پیدا می کند. در همین زمینه اولسون و همکاران (1989) زندگی زناشویی را به 7 مرحله تقسیم کرده و معتقدند که در طی این مراحل، رضایت زناشویی تغییر می کند(شارف،ترجمه فیروزبخت،1383)). هر کدام از این دوره ها به نحوی رضایت زناشویی را تحت تأثیر قرار می دهند. این مراحل به شرح زیر هستند:
زوج های جوان بدون بچّه
خانواده با بچّه های پیش دبستانی
خانواده با بچّه های دبستانی
خانواده با فرزندان نوجوان
فرزندانی که از خانواده جدا می شوند
خانواده ی خالی از فرزند
خانواده در دوران بازنشستگی(همان).
همچنین تحقیقات اولسون نشان داده است که:
رضایت از ز ندگی زناشویی در مردان بیشتر از زنان است.
رضایت زناشویی در مراحل اولیه ی زندگی در زنان از مردان بیشتر است.
رضایت زن و مرد در مرحله چهارم کاهش پیدا می کند.
رضایت زن و شوهر در مرحله 6 و 7 در مقایسه با مراحل 2 و 3 و 4 بالاتر گزارش شده است.
گرایش به جدایی و طلاق در مرحله دوم و چهارم بیشتر از مراحل دیگر گزارش شده است(همان).

2-5-ویزگی زوج های سالم :
2-5-1-زوج های سالم از دیدگاه بیورز، اسپری و کارلسون(1991) و یانگ و لانگ(1998) از الگوهای ارتباطی زیر پیروی می کنند:
عقیده به نسبی بودن واقعیت نه مطلق بودن آن.
زوج هایی که این دیدگاه را دارند، سعی ندارند همسر خود را به پذیرش دیدگاه خودشان وادار کنند بلکه، به حرف های همسر خود گوش داده و سعی می کنند که برداشت ها و نظرات او را درک کنند.
اعتقاد به اینکه قصد و نیت همسر خوب است.
زوج های سالم ضمن اینکه به همسرشان احترام می گذارند، هرگز حس نمی کنند که همسرشان دشمن آنهاست و ایمان دارند که همسرشان در پی آزار دادن آنها نیست.
اعتقاد به اینکه مشکلات حل می شوند.
زوج هایی که اعتقاد دارند مشکلات قابل حل هستند، حل مشکل تلاش می کنند. این افراد تأثیر خود را در فرایند حل مشکل قابل توجیه می دانند. به همین دلیل هنگامی که حالت هایی مانند خشم و عدم توافق ایجاد می شود، انتظار ندارند که رابطه ی خوب با همسر مشکلات را حل خواهد کرد. به همین دلیل برای ایجاد رابطه ی مناسب و برای حل مشکل، تلاش می کنند.
عقیده به عواملی فراتر از خود.
زوج های سالم جهان بینی وسیعی دارند که این جهان بینی می تواند جهت گیری مذهبی و یا خانوادگی باشد. جهان بینی وسیع تر به زوج ها وسعت دید بخشیده و در این حالت مشکلات برای آنها کوچک به نظر می رسد.
تمرین رفتارهای سالم.
تمرین کردن رفتارهای سالم توسط زوج ها می تواند باعث شود که این رفتارها نهادینه شده و بخشی از گنجینه رفتاری آنها می شوند. این رفتارهای سالم عبارتند از: مسؤولیت، هدف گذاری، تشویق، گفت گوی باز، گوش دادن همدلانه، میل به تحلیل ارتباطات، نشان دادن پذیرش، حمایت از اهداف مثبت ازدواج، حمایت از اهداف تعیین شده، توافق به منظور پل ارتباطی، تعهد به مشارکت(شرفی،1385).
2-5-2- وینچ و همکاران(1974) هشت معیار موفقیت زناشویی را مشخص کرده اند. این معیارها شامل موارد زیر است:
ثبات 2) اجتماعی 3) رشد شخصیت 4) مصاحبت
5)شادی 6) رضایت 7) سازگاری 8)یکپارچگی (مک کی،2006).
2-6-عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی
بخش اعظم شکست های ادمی ناشی از ناتوانی در انطباق است. انطباق یافتن شامل توازن است، بین آنچه که فرد انجام می دهد وآنچه که محیط طلب می کند. میزان انطباق یافتن به دو عامل بستگی دارد: ویژگی های شخصی و ماهیت موقعیت ها. این دو عامل توأمان انطباق یافتن باید مرتباً تغییر کند ( قائمی، 1390).
2-6-1-السون و فاورز (1989) زوجین را شامل چند نوع می داند:
1- موزون: رضایت بالا دارند و توانایی بالایی در حل مشکلات دارند و مسایل اخلاقی را مهم می داند.
2- سازگار: رضایت خوب و متوسطی دارند و قدرت حل مسائل را دارنن، ممکن است در مورد فرزندان اتفاق نظر نداشته باشند
3- سنتی: از عادات همسرانشان ناراضی هستند و برای بیان احساسات احساس راحتی نمی کنند و در حوزه های ارتباطی رضایت کمی دارند.
4- تعارض: ناراضی از رفتار همسر و داشتن شکل ارتباطی، سندروم خود محوری در گفتگو و بحث های رایج است.
بر پایه دیدگاه شناختی، الگوهای شناختی میزان رضایت زناشویی را تعیین می کند( فینچام،2000). برخی از پژوهشگران یکی از علل رضایتمندی را سبک های شناختی زوجین می دانند. به اعتقاد گاتمن، کارر و سوانسون(1998) ادراک یا شناخت، فیزیولوژی  و رفتار سه پایه اساسی تداوم و رضایت از زندگی زناشویی است که شناخت مهمترین عامل به شمار می آید (همان).
2-6-2- به نظر گارسیا رضایتمندی زناشویی در سه سطح مطرح می شود:
الف: رضایت زوجین از ازدواج      ب: رضایت از زندگی خانوادگی   ج: رضایت کلی از زندگی
تحقیقات اخیر نشان داده اند که احترام متقابل، همخوانی باورهای مذهبی، سن ازدواج، مدت زمان زندگی مشترک، تعداد فرزندان، . . . در زندگی زناشویی و رضایت از آن مؤثر است( فنکور و هیزمن،2000).
بررسی عوامل مؤثر بررضایت زناشویی از این جهت حائز اهمیت است که رضایت فرد از زندگی زناشویی بخش مهمی از سلامت فردی محسوب می شود. ونیچ در این خصوص می نویسد که ارتباط با همسر جنبۀ مرکزی زندگی عاطفی و اجتماعی یک شخص است.
دربارۀ عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی بنظر می رسد دو چشم انداز عمده وجود دارد. در چشم انداز اول که مورد قبول مکتب تحلیل روانی است عمل درون فردی را مهم می داند و در چشم انداز دوم که مورد پذیرش رفتار گرایان است عوامل بین فردی را در رضایت زناشویی مهم می داند)همان).
2-6-3- نیوفان (1994) عوامل زیر را بیانگر رضایت زناشویی می داند:
1.  سطح تحصیلات بالا
2. موقعیت  و وضعیت اقتصادی- اجتماعی بالا
3. تشابهات زوجین در علایق، هوش و شخصیت
4. در مرحلۀ اولیه و ابتدایی چرخه زندگی بودن (قلمداد داشتن در اوایل دورۀ زندگی مشترک)

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد تحلیل عامل اکتشافی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

5. سازگاری در مسائل جنسی
6. ازدواج در سنین بالاتر برای زنان
هنوز مکانیزمی برای کشف ارتباط بین این عوامل و ازدواج موفقیت آمیز پیدا نشده است. اما احتمالاً سطح بالای  تحصیلات یا وضعیت اقتصادی اجتماعی مناسب زوجین را به سمت رضایت بالاتری هدایت می کند. زیرا وجود همین عوامل باعث می شود زوجین مهارت های بهتری برای حل مسأله داشته باشند و کمتر د چار استرس شوند (همان).
2-7- دسته بندی عوامل مؤثر بر رضایت مندی زناشویی:
عواملی که می تواند رضایت زناشویی را تداوم بخشد و یا خانواده ها را در معرض نابسامانی و از هم پاشیدگی قرار می دهد ضروری به نظر می رسد.همان گونه که ذکر شد عوامل متعددی در رضایت ازناشویی تأثیر می گذارند. بعضی از این عوامل به صورت دسته بندی شده در زیر می آیند:
2-7-1ارتباط
منظور از ارتباط همه شیوه های نمادینی است که افراد از طریق آنها پیام خود را منتقل می کنند. انتقال پیام ها بیشتر اوقات با بهره گرفتن از کلمات و رفتار کلامی گسترده صورت می گیرد. با وجود این،رفتار غیر کلامی نیز،یکی از مقوله های عمده ارتباط به شمار می آید. رفتار غیر کلامی مسائلی مانند تن صدا، زبان بدن،حالات اندام، وضع ظاهر، نشانه های چهره ای و مواردی از این قبیل را شامل می شود( فقیرپور،1383). ارتباط کلامی و غیرکلامی زوجین، یکی از مؤلفه های تقویت و استحکام خانواده است. در زمینه ی رفتار کلامی می توان به مواردی از قبیل عدم پرخاشگری کلامی و نرمی بیان و فراخوانی یکدیگر به نام های خوب و القاب زیبا اشاره کرد. ابراز احساسات، مصافحه کردن، هدیه دادن به همدیگر، سلام کردن ومواردی از این قبیل میتواندبه پرباری روابط زوجین کمک کند کمک کند. .
ازمتون دینی، مؤلفه های دیگری را از جمله پایبندی های مذهبی زوجین، حل اختلاف و تعارض، ارضای نیاز جنسی، مدیریت اقتصادی خانواده، صفات شخصیتی، تفریح و اوقات فراغت خانواده، رفت و آمدهای فامیلی و تولید فرزند و فرزندپروری را به عنوان مؤلفه های تقویت کننده روابط زناشویی و رضامندی زناشویی استخراج کرد.مهمترین عامل آسیب پذیری خانواده، بروز سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات است بنابراین، هر یک از زوجین به سهم خود مسئولیت دارند که از بوجود آمدن سوء تفاهم و سوء ارتباطات پیشگیری کنند(نظری،1392).
نظام زناشویی به عنوان یک سیستم منحصر به فرد دارای ویژگی هایی است که آن را از سایر اشکال روابط اجتماعی متمایز می کند:
رابطه زناشویی مؤثر مستلزم ایجاد تعادل بین پویایی و ثبات است. برای اینکه رابطه زوج سالم بماند،باید درجاتی از ثبات، قابلیت پیش بینی و تا حدی تازگی و انعطاف پذیری را در خود داشته باشد.
رابطه زناشویی دارای گذشته، حال و آینده است. زوجها مسائل گذشته و برنامه های آینده خود را به هم مرتبط کرده و تلاش می کنند رابطه خود را در زمان حال، تازه و شاداب نگه دارند. رابطه زناشویی مستلزم ترکیب آینده و گذشته دو فرد است، که ارزش ها و نگرش های متفاوتی دارند.
رابطه زناشویی مستلزم حمایت کردن و حمایت شدن است. زن و شوهر ها باید بتوانند نیازهای همسرشان را مانند نیازهای خود درک کنند و از خود محوری شان بکاهند.
رابطه زناشویی مستلزم این است که هر عضو ضمن حفظ فردیت و هویت منحصر به فرد خود، این توانایی را داشته باشد که گاهی اوقات بخاطر رابطه، فردیت را کنار بگذارد.
سرانجام زوج ها باید بتوانندمرزهای را برای تأمین نیازهای خانواده و ایجاد امنیت، خلئت شخصی و روابط نزدیک ایجاد نمایند( گلادینگ، ترجمه اسمعیلی و رسولی،1392).T
در بعضی موارد یک عضو زوج در خانواده ای بزرگ شده که اعضای آن کمترین تماس فیزیکی را با هم داشته اند. در این خاواده گفت و گو در رابطه با عشق و محبت بین والدین، یا بین والدین و فرزندان اصلاً وجود نداشته و یا بسیار کم بوده است. در اینگونه خانواده ها اعضای خانواده ضمن اینکه یکدیگر را دوست دارند ولی در ارتباط هایشان با یکدیگر احساسات آنها نمود پیدا نمی کند. بیان عاطفی و ابراز احساسات در این نوع خانواده ها به شکل تهیه غذا،در اختیار قرار دادن پول و یا دیگر عوامل ملموس صورت می گیرد.برعکس عضو دیگر ممکن است در خانواده ای بزرگ شده باشد که والدینش برای ارتباط با یکدیگر و فرزندانشان اهمیت زیادی قائل بودهو وقت زیادی صرف آنها کرده اند. در این خانواده اعضاء احساسات خود را به راحتی به صورت کلامی یا با حالات فیزیکی و غیر کلامی نشان می داده اند.تفاوت های فوق در شیوه ابراز احساساتدر خانواده های اصلی، انتظارات زن و شوهری که هر کدام در یکی از آن خانواده ها بزرگ شده اند را از صمیمیت و عشق به صورت متفاوتی شکل می دهد ( همان).زن و شوهر برای پیشگیری از ایجاد مشکل، باید بتوانند درباره ی انتظاراتی که از یک رابطه ی صمیمانه دارند،با یکدیگر صحبت کنند. در این حالت می توانند انتظارات جدید وقابل قبولی را برای همدیگر شکل دهند. در صورتی که زن و شوهر درباره ی صمیمیت و انتظاراتشان از رابطه

دیدگاهتان را بنویسید