رفتارهای ضد اجتماعی و استقلال مالی

دانلود پایان نامه

دورکهیم جامعه شناسی فرانسوی، جرم را چنین تعریف می‌کند«عملی که وجدان جمعی را جریحهدار می‌کند( دورکهیم: 1392، 38).
به این ترتیب، جرم را به صورت عملی مشخص با طبیعتی خاص و خصوصیتی معین نشان نمی‌دهد. جرم را برخی به بیماری اجتماعی تشبیه کرده‌اند، اما بین جرم و بیماری حداقل این تفاوت وجود دارد که بیماری در عالم واقعیت، با نشانه‌ها و علایمی‌مشخص همراه است که قابل مشاهده و بررسی است، اما هیچ عملی نیست که به خودی خود جرم محسوب شود. زیان‌ها و صدمه فلان عمل، هر قدر زیاد و مهم باشد، مرتکب آن، هنگامی‌مجرم تلقی می‌شود که افکار عمومی‌و اعتقاد گروه اجتماعی، وی را مجرم بشناسد. به عبارت دیگر، آنچه عملی را جرم می‌سازد، جنبه عینی و بیرونی عمل نیست، بلکه تعیین کننده جرم قضاوتی است که جامعه در مورد آن دارد. این حقیقت به اندازه‌ای روشن است که اعمالی مانند پدرکشی که در جوامعی، منفی‌ترین اعمال محسوب می‌شود، در بعضی جوامع عقب مانده چنانچه در اوضاع و احوال خاصی صورت گیرد، اساساً جرم شناخته نمی‌شود، بر عکس در همین جوامع، نقض محرمات جنسی یا غذایی که در برخی کشورها امری کاملاً عادی است، ممکن است جنایتی نابخشودنی تلقی شود. پس جرم، تصوری کاملاً اجتماعی است، یعنی کاملاً نسبی است. جرم قضاوتی است که افکار عمومی،‌درباره عملی خاص انجام می‌دهد.بنابراین می‌توان گفت که ارزشیابی هر عمل، لزوماً بر حسب تغییر احساسات و معتقدات محیط اجتماعی که هیچ‌گاه کیفیتی ثابت ندارد، فرق می‌کند، با این وصف میتوان نتیجه گرفت که، عملی که در زمانی معین جرم تلقی می‌شود و مجازاتی شدید به دنبال دارد، ممکن است در زمانی دیگر نه تنها مجاز شناخته شود، بلکه افتخارآمیز هم جلوه کند. سقط جنین در برخی جوامع نظیر ژاپن، کاملاًمجاز شناخته شده و ممکن است در کشورهای دیگر بنابر مقتضیات جمعیتی مجاز شناخته نشود(سخاوت: 1379، 25-26).
دورکهیم معتقد است که هر عملی که درخور مجازات باشد،جرم است. به بیان دیگر،هر فعل یا ترک فعلی که نظم،صلح وآرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد، «جرم» محسوب میشود. به نظردورکهیم «ما کاری را بخاطرجرم بودن محکوم نمیکنیم، بلکه از آنجایی که آن را محکوم میکنیم، جرم تلقی میشود»(ستوده: 1382، 65).
جرم یک پدیده «معمولی» جامعه است، زیرا که بر حسب احساس تنفر و انزجاری که بزهکار در جامعه بر می انگیزد، معین میگردد. هدف از کیفر، بیشتر معطوف به افراد غیر مجرم است، زیرا که بیشتر احساس همبستگی و یگانگی افراد بیگناه را تقویت میکند، پیش از اینکه مجرمان را متنبه سازد. کیفر ممکن است نقش عدم ترغیب وتضعیف و دلسردی مجرمان را نیز فراهم آورد؛ لیکن احساس انزجار در قبال پارهای از اعمال کیفر پذیر در میان بعضی از مردم ضعیف است و در نتیجه آنان در معرض ارتکاب جرم قرار میگیرند. بنابراین کیفر نمیتواند از وقوع جرم پیشگیری کند. هیچ جرمی جرم محسوب نمیشود، مگر اینکه کیفری در کار باشد. در نتیجه کیفر قانونی نمیتواند اعمال شود، مگر اینکه در قبال اعمالی که قانوناً تعریف دقیق داشته باشند. اگر اعمال ناپسند و مذموم از سوی قانون دقیقاً تعریف نشده باشند، ولی در میان افراد احساس انزجار و تنفر پدید آورند، چنین اعمالی که از سوی قانون محکوم نشده باشند، جرم شمرده نمیشود.مثلا پدیده چند زنی در میان روشنفکران. شاید اغراق نباشد که بگوییم تئوری جامعه شناختی جرم درپی طرح و تاکید دورکیم، امروزه بدین پایه رسیده است( شیخاوندی: 1379، 60).
دورکهیم معتقد است که جرم تا حدی یک پدیده طبیعی برای تمام جوامع است(نجفی ابرندآبادی: 1384، 435). چرا که در تمام زمانها وجود داشته و از فرهنگ و تمدن هر جامعه ناشی میشود. وی در تعریف جرم مینویسد:«جرم از نظر ما عملی است که حالت نیرومند و روشن وجدان جمعی را جریحهدار میکند».در بیان خصلت مشترک همه جرمها مینویسد: «جرمها اعمالی هستند که همه اعضای یک جامعه آنها را به صورت عام، محکوم میکنند» (دورکهیم:1392، 83).
به صورت کلی، برای تعریف جرم‌ پنج رویکرد در نظر گرفته شده است:
الف. رویکرد قانونی و حقوقی:جرم یک عمل عمدی و ارادی علیه قانون است.
ب. رویکرد قانونی و اجتماعی:جرم تخطی از معیارهای قانونی است که باعث‌ رفتارهای ضد اجتماعی می‌گردد.
ج. رویکرد آماری:به فراوانی وقوع هر رفتار در جامعه خاص توجه دارد.
د. رویکرد برچسب زدن:جرم رفتاری است که دیگران به آن برچسب زده‌اند و مجرم‌ کسی است که برچسب خورده است.
ر. رویکرد بی‌نظمی آرمانی:جرم از این دیدگاه تعارض بین ظالم و مظلوم است(ستوده: 1382، 65).
علیرغم وجود دیدگاهها و رویکردهای مختلف در زمینه بررسی پدیده جرم، هنوز تعریف جامع، کامل و روشنی از جرم ارائه نشده است که مورد تأیید همگان باشد.
با توجه به تعریفی که از جرم ارائه شد، می توان بزهکاری را به دین گونه تعریف نمود، بزهکاری مجموعه‌ای از جرایمی است که در یک زمان و مکان معین به وقوع می‌پیوندد. به همین سبب، زمانی که این پدیده مورد بررسی قرار می‌گیرد، در حقیقت همه پدیده‌های اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی، سیاسی، مذهبی، خانوادگی و مانند آن را در جامعه شامل می‌شود. ژامبومرلن می‌نویسد:«بزهکاری پدیده‌ای است که بدون توجه به بزهکار، می‌توان آن را مورد بررسی قرار داد»(شریعتی:1389، 24).
2-3-عوامل موثر در بزهکاری جوانان
عوامل گوناگونی در بروز بزهکاری موثر است و تنها نمی‌توان علت خاص و واحدی را برای آن در نظر گرفت. عوامل مختلفی نظیر عوامل محیطی، اقتصادی در کنار هم باعث می‌شوند که بزهکاری در جوانان به منصه ظهور برسد.
2-3-1-عوامل اقتصادی
درباره نقش عوامل اقتصادی در جرایم جوانان تاکنون‌ بحث‌های موافق و مخالف در جراید و کتب مختلف‌ در گرفته‌ است. ولی یک نکته مسلم است و آن اینکه بدون شک بهبود وضع اقتصادی‌ یک جامعه لزوما کاهش‌ بزهکاری‌ جوانان را در بر ندارد. بلکه برعکس در پاره‌ای موارد آمار نشان‌ داده است که یک زندگی مرفه و خوب به خودی خود می‌تواند منبع بسیاری از مسائل مربوط به جوانان باشد. شاید این‌ نکته بدین علت است که پاره‌ای از مسائل‌ قدیمی و کهنه خانوادگی و اجتماعی که در حال عادی لاینحل‌ بوده و در زیر نقاب «فقر»پنهان شده‌اند هنگامی که این‌ نقاب کنار برود چهره عبوس خود را‌ نشان‌ داده و بوضوح‌ بیشتری خودنمائی می کنند. نتیجه هرچه باشد این نکته مسلم است که آن دسته‌ از کشورهائی که از یک زندگی مرفه برخوردارند به هیچ وجه‌ از طغیان بزهکاری جوانان در امان نیستند(صلاحی:1384، 55).
بررسیهائی که در این‌ مورد‌ در برخی از کشورهای‌ اروپائی و از جمله در«آلمان» انجام گرفته نشان می دهد که تعداد جوانان بزهکار علیرغم فراوانی کار و وضع‌ مساعد اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم بشدت رو به‌ افزایش گذاشته‌ است. این‌ موضوع شیوع بزهکاری جوانان اروپائی را در دوران قبل از جنگ جهانی‌ دوم بخاطر می‌آورد. منظور همان دوره بحرانی بزهکاری است که باوجود مشکلات اقتصادی تا سال1999 میلادی در کشورهای‌ مختلف‌ اروپا‌ و امریکا ادامه داشت(صلاحی:1384، 54).
وانگهی اطلاعات مزبور باید مدت مدیدی‌ بکار‌ برده‌ شوند‌ تا اینکه هرنوع تغییر احتمالی در جرایم جوانان بطور وضوح قابل تشخیص‌ و تمیز باشد. برخی از متخصصین‌ جرایم جوانان و محققین اجتماعی عقیده دارند که پیدایش‌ رفاه مادی در وضع زندگی‌ جوانان آثار‌ عدیده‌ای باقی‌ می گذارند، بطور ناخودآگاه آنان را بسوی طغیان بر علیه‌ نظام اجتماعی موجود و ستیزه‌ جوئی‌ با اجتماعی که در آن‌ زندگی می کنند می کشاند(رایجیان اصلی:1381، 4-5).
لازم به توضیح است که دوره بلوغ و جوانی‌ در‌ روزگار ما‌ بیش از هر وقت دیگری یک دوره بحرانی توام با سرگشتگی را تشکیل میدهد، زیرا‌ در‌ همین سنین است که نوجوانان کم‌کم به رشد جسمی و عقلی‌ میرسند‌ و چیزهائی‌ از زندگی اجتماعی درک می کنند که‌ قبل از آن برایشان قابل ادراک نبوده است. در اغلب‌ کشورها‌ بسیاری‌ از جوانان پس از خاتمه دوره شش‌ ساله ابتدائی ترک تحصیل نموده و به‌ کار‌ کردن‌ در اجتماع‌ روی می‌آورند. به زعم بسیاری از آماگران و محققین‌ مسائل اجتماعی درست از همین هنگام است‌ که‌ مشکلات‌ روحی و روانی جوانان در مواجهه با زندگی اجتماعی‌ آغاز می شود، زیرا حقیقت این‌ است‌ که‌ جوانان با دریافت‌ دستمزد مستقل به طور ناگهانی «قدرت خرید» پیدا می‌کنند و گاهی این قدرت خرید بالاتر از میزان‌ قدرت‌ خرید والدینشان‌ می باشد. متأسفانه این استقلال مالی غالبا همزمان با دوره‌ای شروع می شود که جوانان در‌ اوج‌ بحران‌ روحی و طغیان غیرایز طبیعی هستند. بدین لحاظ چه بسا ممکن است روح ضعیف چنین جوانی تاب تحمل‌ این‌ استقلال‌ ناگهانی و خودمختاری بازیافته را نیاورده‌ و صاحب خود را به نشان‌ دادن‌ عکس العملهای نابخردانه‌ وادار نماید(صلاحی :1384، 61).
حقیقت آن است که جوانان‌ به لحاظ‌ اینکه‌ سالهای‌ نوجوانی را غالبا در تحت انقیاد پدو‌ و مادر یا مراقبت‌ شدید اولیای مدارس گذرانده‌اند بطور ناخودآگاه غالبا از این استقلال ناگهانی بیم‌ دارند، زیرا‌ حس مسئولیت‌ و رشد عقلانی آنها‌ به میزان‌ توانائی مادی‌ جدید‌ آنها نیست. این‌ موقعیت وضع مشکلی در روابط فیما‌ بین‌ جوانان و اولیای آنان ایجاد می‌نماید و غالبا عکس العمل‌ والدین آنها بصورت ترک‌ مسئولیتها‌ یا بصورت اتخاذ روشهائی جهت تحمیل اراده‌ خود به جوانان ظاهر می گردد. در‌ بی‌نظمی‌هایی‌ که بدین صورت بوجود می‌آید، جوانانی که‌ برای‌ بزهکاری زمینه مساعد قبلی داشته‌اند با ارتکاب جرایم به منظور ستیزه‌جوئی و نشان دادن مخالفت‌ باطنی‌ خود‌ با اجتماع و پدر و ماد‌ خویش‌ مبادرت می‌ورزند. در این‌ شرایط‌ است که مشکلاتی از‌ لحاظ‌ راهنمائی و اداره‌ کردن گروههای جوانان سرکش در بعضی کشورها بوجود می‌آید و لزوم چاره جوئی‌ فوری‌ در جهت رفع مشکلات‌ جوانان بخوبی احساس‌ و استنباط می‌گردد. بسیاری‌ از وجوانان ترجیح‌ می دهند اوقات فراغت خود‌ را در پارکها، کافه تریاها، و یا در اماکنی که بتوانند از هرگونه‌ مراقبتی فرار کنند و یا‌ لا‌اقل نظارت بر آنها ناچیز باشد، سپری‌ نمایند(نگهی:1380، 120).
البته جوانان ضعیف‌تر‌ دوست‌ دارند که خود‌ را‌ تحت‌ نفوذ افرادی که دارای روحیه قوی‌تری هستند و اعـتماد و سمپاتی آنها را به خود جلب می‌کنند قرار‌ دهند‌ و از همین‌ جاست که باندهای جوانان ضد اجتماعی‌ و عصیانگر‌ بوجود می‌آید. آنچه‌ در‌ این‌ قسمت مذکور افتاد البته مربوط است به رفاه مادی شخصی جوانان و در آنچه که مربوط به‌ رفاه خانوادگی آنان می‌گردد. در اینجا باید توضیح داد که‌ در کشورهای بسیار‌ پیشرفته نیز که وضع اقتصادی خوبی‌ دارند گاهی اوقات اختلاف زندگی طبقاتی زمینه مساعدی‌ جهت بزهکاری جوانان ایجاد مینماید و این وظیفه اجتماع‌ است که از فاصله زندگی طبقاتی بکاهد و تجمع ثروت‌ را‌ در‌ اجتماع تعدیل نماید. یکی دیگر از مسائلی که در شهرهای بزرگ موجب‌ ازدیاد جرایم جوانان میشود تسهیلات و امکاناتی است که‌ در مخفی نمودن جرم و فرار از مجازات وجود دارد. مسئله‌ دیگر که بازدیاد‌ جرم‌ کمک می کند وجود برنامه‌های غلط تلویزیونی است. تحقیقات در انگلستان نشان داده است‌ که رفتار طبیعی و عادی جوانان بوسیله برنامه‌های‌ تلویزیونی تعلیم دهنده خشونت و خیانت تحت تأثیر قرار گرفته است. همچنین نسبت‌ به جوانانی که‌ تاکنون علائم‌ بی‌ثباتی عاطفی از خود نشان داده‌اند برنامه‌های تلویزیونی‌ بی‌تاثیر نبوده است. برای این جوانان اجرای چنین‌ برنامه‌هائی بطور قطع تاثیر نامساعدی خواهد داشت. به علاوه بنظر می‌رسد جوانانی که دارای هوش کمتری‌ هستند بیشتر‌ برای‌ دیدن‌ برنامه‌های تلویزیونی رغبت‌ نشان میدهند تا‌ برای‌ تحصیل‌ و یا سایر فعالیتهائی که با پیشرفت اجتماعی و آتیه آنها بستگی دارد. موضوع دیگری‌ که‌ ‌از این بررسیها استنباط میشود این است که شرح‌ اعمال‌ جنائی‌ واقعی‌ و نشان دادن نمونه‌های برخورد و منازعه‌ بین پدر‌ و مادر و یا بین والدین و جوانان در برنامه‌های‌ تلویزیونی یا سینمائی خیلی بیشتر روی جوانان اثر می گذارد تا نشان دادن‌ برنامه‌هائی‌ که‌ با حقیقت وفق‌ نمی دهد. در مورد سینما نیز تحقیقات آماری نشان می دهد که‌ بیشتر جوانان در همه کشورها از مشتریان پرو پا قرص این سالنهای تاریک هستند. بعضی از متخصصین‌ عقیده دارند که فقدان‌ ارزشهای‌ مثبت‌ اجتماعی در اکثر فیلمها و نشان دادن این مسئله که خشونت و قساوت‌ قسمت‌ اعظم زندگی روزانه جوامع متمدن امروزی را نشان‌ می‌دهد میتواند نتایج زیان بخشی در ذهن جوان بوجود‌ آورد(صلاحی :1384، 59).
3-2-2-عوامل اجتماعی
3-2-2-1-ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ (ﻫﻤﺴﺎلاﻥ ﻭ ﻏﻴﺮﻫﻤﺴﺎلاﻥ)
ﻣﺤﻴﻂ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺩﺭ ﺗﻜﻮﻳﻦ ﺷﺨﺼﻴﺖ جوانان ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻣﺤﻴﻂ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺍﺛﺮ ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺷﻲ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺮ جوانان و نوجوانان ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﮔﺮ ﻣﺤﻴﻂ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﻭ ﺷﺨﺺ ﻣﻌﻠﻢ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﻳﻔﺎ ﻛﻨﻨﺪ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺟﻬﺖ ﮔﻴﺮﻱ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺭ جوان ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﺁﺛﺎﺭ ﻣﻨﻔﻲ ﻣﺤﻴﻂ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﻲ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺧﻨﺜﻲ ﻭ ﺑلاﺍﺛﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ. ﺁﻣﺎﺭﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﺎلاﻳﻲ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﺰﻫﻜﺎﺭ، ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺗﺮﻙ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﺩﺁﻣﻮﺯﻱ، ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ جوانان ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻗﻬﺮﻱ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻣﺤﻮﻝ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ(ﮔلاﺳﺮ:1384، 125).