روشهای آماری مورد استفاده و دارایی های نامشهود

دانلود پایان نامه

در فصل دوم، مبانی نظری و پیشینه پژوهشهای قبلی ارائه میشود. در ابتدا، مبانی نظری مربوط سرمایه فکری و سیستمهای حسابداری مدیریت ارائه میشود. در انتها نیز پژوهشهای پیشین انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش حاضر ارائه میشود. در فصل سوم، روش پژوهش و آزمون فرضیهها عنوان شده است. به گونهای که در ابتدا فرضیات به تفصیل تشریح شده و سپس متغیرهای پژوهش تعریف و سپس روشهای آماری مورد استفاده در پژوهش معرفی شده است. در فصل چهارم، تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیههای پژوهش به همراه نتایج آن عنوان شده است. با توجه به خروجیهای به دست آمده از نرمافزار SPSS 20 معنیداری ضرایب و مقایسه آنها با یکدیگر اقدام به تأیید یا رد فرضیههای پژوهش شده و سپس در کنار این موضوع، سایر نتایج جانبی به دست آمده نیز تشریح میشود. در فصل پنجم، با مرور کلی از نتایج به دست آمده، محدودیتهای قرار گرفته در حین انجام پژوهش با جزئیات بیشتری آمده و سپس پیشنهادهایی که میتواند در آینده تداوم این پژوهش به روشنتر شدن موضوع کمک نماید، عنوان شده است.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه
فصل اول به بیان کلیات پژوهش اختصاص داشت. بدین صورت که پس از بیان مقدمه، مسأله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدف پژوهش، فرضیه‌های پژوهش، روش اجرای پژوهش و متغیر‏های پژوهش تشریح شد. در این فصل، مبانی نظری و پیشینه پژوهش تشریح میشود. در ابتدا مبانی نظری مربوط به سرمایه انسانی و سیستمهای حسابداری مدیریت ارائه میشود. سپس پژوهشهای پیشین انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش حاضر ارائه میشود.
2-2- مبانی نظری
به اعتقاد صاحبنظران روش پژوهش، پژوهشگری که قصد رشد و توسعهی دانش مورد مطالعه خود را دارد، ابتدا باید مبانی نظری و پیشنیه پژوهشهایی را که تاکنون در زمینه دانش مذکور انجام شده را شناسایی و مطالعه نماید. جان دیویی (1938)، مطالعه منابع مربوط به موضوع پژوهش را به عنوان یکی از مراحل اساسی پژوهش علمی مورد بحث قرار داده و معتقد است که انجام این مطالعه، به پژوهشگر کمک میکند تا بینش عمیقی در مورد پژوهش و حوزهای که پژوهش به آن تعلق دارد، کسب کند. بنابراین، مطالعه منابع مرتبط با موضوع مورد پژوهش، مشتمل بر شناسایی، مطالعه و ارزیابی تحقیقات و مشاهدات علمی گزارششده، عقاید و دیدگاههای صاحبنظران در ارتباط با موضوع مورد پژوهش، بخش عمدهای از روش علمی پژوهش است که انجام آن در کلیهی پژوهشها، ضروری است. مطالعه منابع مربوط به موضوع پژوهش، به پژوهشگر این فرصت را میدهد که در رشته مورد علاقه خود در حد بضاعت، پیشقدم بوده و به بینش وسیعتری در ارتباط با آن دست یابد. این کار موجب بنیانگذاری مستحکم پایه علمی پژوهش می‏شود و به‏ نظر میرسد اگر بنیان مذکور ضعیف باشد، پژوهش انجام شده، خام، سطحی و تکراری خواهد بود (دلاور، 1384).
2-2-1- مفاهیم و تعاریف سرمایه فکری
از دیدگاه حسابداری مالی سرمایه‌ها به دو دسته ملموس (مشهود) و غیرملموس(نامشهود) طبقه بندی می‌شوند. دارایی‌های و سرمایه‌های ملموس شامل تمامی امکانات فیزیکی مانند زمین، ساختمانها وتجهیزات تولیدی می‌باشد، تعریف سرمایه از نگاه صاحب نظران مدیریتی به سرمایه‌ متفاوت می‌باشد همان طور که آدام اسمیت تمامی ذخایر ثابت، توانایی‌هایی مفید و تمام ساکنان آن کشور را به عنوان سرمایه نام می برد. جاستین اسلی چهار نوع از سرمایه‌های ثابت را به شرح زیر طبقه بندی نمود.
وسایل و تجهیزات مفید که ابزار تجارت هستند
ساختمان به عنوان وسیله‌ای برای کسب درآمد
بهبود و توسعه زمین
به دست آوردن توانایی‌های مفید از تمامی کارکنان
امروزه بر بهره‌گیری و استفاده از ظرفیتهای بالقوه سازمانها از سرمایه‌های ناملموس تاکید می‌شود اما شناخت سرمایه‌های ناملموس برای سازمانها امری مبهم می‌باشد. برای شناخت سرمایه های ناملموس لسلی وذرلی در سال 2003 آنها را در چهار سطح تعریف نمود که شامل سطوح فردی ، اجتماعی، جامعه و ساختار می‌باشد.
سرمایه فکری زاده عرصه علم و دانش است. هنوز این واژه در دوران تکوین خود بسرمی برد. علی رغم این که ، سیستم های بیشتری در حال استفاده از سرمایه فکری هستند، اما هنوز هم بسیاری از افراد شاغل در سازمان ها و بنگاه های اقتصادی اطلاعی از این مفهوم ندارند (زنجیردار و همکاران، 1387).
مفهوم سرمایه فکری اغلب مورد بحث بوده است، اما همیشه به خوبی تعریف نشده است و کلمات مختلفی برای تفسیر این مفهوم مورد استفاده قرار گرفته است. مردم تمایل دارند از اصطلاحاتی مانند دارایی ها، منابع یا محرک های عملکرد به جای کلمهی “سرمایه” استفاده کنند. آنان “واژهی فکری” را با کلماتی مانند نامشهود، بر مبنای دانش مالی یا غیرمالی جایگزین میکنند. بعضی ازحرفه ها (مانند حسابداری مالی ، حسابرسی و…) نیز تعاریف کاملا متفاوتی مانند دارایی های ثابت غیرمالی که موجودیت عینی و فیزیکی ندارند اما ، توسط بنگاه اقتصادی نگهداری و از طریق حقوق قانونی قابل شناسایی و کنترل هستند ، ارایه کرده اند ( مار، 2008).
تعاریف متعددی از سرمایه فکری یا انسانی مطرح شده که هر یک خواص و ویژگی‌های متفاوتی را از سرمایه‌ انسانی مورد تاکید قرار می‌دهند. استوارت معتقد است سرمایه فکری مجموعه ای از دانش، اطلاعات ، اموال فکری، تجربه، رقابت و یادگیری سازمانی است که میتواند برای ایجاد ثروت به کارگرفته شود. در واقع، سرمایه فکری کلیه کارکنان، دانش سازمانی و توانایی های آنان را برای ایجاد ارزش افزوده در بر میگیرد و باعث ایجاد منافع رقابتی مستمر میشود (قلیچ لی و مشبکی،1386).
به اعتقاد بنتیس ( 1998) سرمایه فکری میتواند به عنوان مجموعه ای از دارایی های نامشهود (منابع، توانایی ها، رقابت) تعریف شود که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به دست می آیند.
پیتر هوتز (1998) سرمایه انسانی را در زمان ،تجربه ، هدف وتوانایی‌های یکی از افراد خانوار که می‌تواند در فرایند تولید نقش داشته باشد معرفی می کند.
ادوینسون و مالون میگویند سرمایه فکری اطلاعات و دانش مورد استفاده برای کارکردن، برای ایجاد ارزش است (واسیل، 2008).
سبای (1997) نیز سرمایه فکری را سه جزء سرمایه انسانی (ظرفیتی برای انجام امور در موقعیت های مختلف، برای ایجاد دارایی های مشهود و دارایی های نامشهود)، سرمایه ساختاری (حق الاختراع، مفاهیم، مدل ها و سیستم های اداری وکامپیوتری) و سرمایه مشتری ( روابط با تامین کنندگان مواد اولیه و مشتریان) تعریف کرده است. واسیل معتقد است دانش یک ارزش اقتصادی است و این ارزش به طور فزاینده درحال افزایش است و بیشتر در شرکتهایی قابل رویت است که، ارزش های مشهودکمتری داشته باشند (رس و بارونس، 2005).