روش حداقل مربعات معمولی و شاخص قیمت مصرف کننده

دانلود پایان نامه

تنزل ارزش پول و پیدایش انتظار رشد قیمتها در آینده در ذهن مردم، در رفتار اقتصادی مردم ایجاد تغییر میکند. مردم به تصور افزایش آتی قیمتها و کاهش قدرت خرید درآمدهای پولیشان، خرید و تقاضای خودرا افزایش میدهند و عرضهکنندگان به امید کسب سود بیشتر از عرضه کالا امتناع میکنند و بدینسان مردم به استقبال تورم میروند. بنابراین گرچه حساسیتهای روانی و انتظارات تورمی مردم علت ایجاد تورم نیستند ولی در تشدید و تداوم آن نقش مهمی ایفا میکنند و این در شرایطی است که مسئولین امور اقتصادی میتوانند با درک صحیح عکسالعملهای روانی مردم و عملیات روانی مناسب و تخفیف انتظارات تورمی، از این عامل مهم به نفع مقاصد ضد تورمی خود استفاده کنند.
2-7-مروری بر مطالعات صورت گرفته
2-7-1-مطالعات بین المللی
کنت و دویر (1993) در مطالعه خود سه عامل عمده یعنی کششهای نسبی عرضه و تقاضای کالاهای مورد مبادله ،شرایط اقتصاد کلان و محیط اقتصاد خرد را به عنوان عوامل موثر بر درجه اشاعه نرخ ارز معرفی کرده اند . این دو در مطالعه خود همچنین به بررسی اشاعه نرخ ارز بر قیمتهای واردات و صادرات صنعتی کشور استرالیا پرداخته اند. مهمترین هدف آنها در این مطالعه براورد پویائیهای اشاعه نرخ ارز بر حسب قیمتهای واردات و صادرات صنعتی در استرالیا بوده است . به طوری که روابط کوتاه مدت و بلند مدت را برای صادرات و واردات به طور مجزا تخمین می زنند و نتیجه می گیرند که در بلند مدت استرالیا به عنوان یک اقتصاد باز کوچک در واردات گیرنده قیمت می باشد ،بنابراین اشاعه نرخ ارز تقریبا کامل است.
هان وسو(1995) با استفاده از مدل چانه زنی درجه اشاعه نرخ ارز به قیمت صادرات بر حسب پول خارجی را وقتی که پول داخلی دچار افزایش یا کاهش ارزش بازاری می شود، برای کشور کره اندازگیری کرده اند . آنها با پیش فرض اینکه درجه اشاعه نرخ ارز به واردات در کشور کره برابر یک است تمرکز خودرا بر درجه اشاعه نرخ ارز بر صادرات معطوف می نمایند .
منون (1995) 43 مورد از مطالعات تجربی صورت گرفته در مورد اشاعه نرخ ارز را مورد بررسی قرار داده است. بیشتر این مطالعات به این نتیجه رسیده اند که اشاعه نرخ ارز کامل نبوده است و در بین کشورهای محتلف متفاوت میباشد و درجه باز بودن و اندازه اقتصاد کشورها از عوامل موثر بر اثر اشاعه نرخ ارز است.بر اساس مطالعا متون نتایج متفاوت برای یک کشور به روش شناسی ، ویژگی مدل و انتخاب متغیرها مربوط میشودو نه به تفاوت در دوره زمانی. غالب این مطالعات با روش حداقل مربعات معمولی انجام شده اند و معمولا به ویژگیهای سری زمانی نظیر نامانایی سریها توجهی نشده است. قابل ذکر است که تنها مطالعه «کیم»(1998) با استفاده از تحلیل دادهها روند زدایی شده ، انجام گرفته است. در این مطالعات به با ثباتی انتقال تغییرات نرخ ارز در طول زمان و اندازه انتقال نامتقارن این تغییرات در خال تضعیف و تقویت نرخ ارز اشاره شده است. بعد از مطالعه منون ، مطالعاتی به منظور بسط اثر اشاعه نرخ ارز صورت گرفته است و در این مطالعات نواقصی که توط منون ذکر شده بود تا حدودی برطرف شد. کیم با استفاده از تکنیک همانباشتگی و الگوی تصحیح خطای برداری اثر اشاعه نرخ ارز برای آمریکا را مورد مطالعه قرار داد.
«رانکی»(2000) به بررسی اثر اشاعه نرخ ارز در منطقه یورو با استفاده از روش داده-ستاده پرداخته است. براورد وی حاکی از کامل بودن اثر اشاعه نرخ برابری یورو و دلار آمریکا بر قیمت مصرفکننده در طول یک سال میباشد؛ اما نتایج بررسی وی با سایر مطالعاتی که بعدا در منطقه یورو انجام شده است تناقض دارد.
همچنین«گلدفجان و ورلنگ»(2000) اثر اشاعهای نرخ ارز را برای 71 کشور مورد مطالعه قرار دادند. مطالعه آنها نشان میدهد که: اثر اشاعهای نرخ ارز بر قیمت مصرف کننده در طول زمان افزایش مییابد و بعد از 12 ماه به حداکثر مقدار خود میرسد. در این مطالعه، اثر نحوه ارزش گذاری نرخ ارز واقعی ، نرخ تورم اولیه، انحراف تولید ناخالص داخلی از روند تخمین زده شده و درجه باز بودن بر ضریب اشاعه نرخ ارز مورد بررسی قرار گرفته است. بطور کلی با توجه به بررسی گلدفجان و ورلنگ، اثر اشاعه تغییرات نرخ ارز بطور قابل ملاحظه ای در کشورهای توسعه یافته در مقایسه با اقتصادهای نو ظهور کمتر است.
«مک کارتی»(2000) اثر اشاعه تغییرات نرخ ارز را در اقتصادهای صنعتی با الگوی خودرگرسیون برداری برای سالهای 1998-1976 بررسی کرد و نتیجه گرفت که اثر اشاعه نرخ ارز بر قیمت مصرف کننده در بیشتر کشورهای مورد بررسی در حد متوسط میباشد. همچنین سهم واردات کشورها و تداوم تغییرات نرخ ارز با میزان اشاعه تغییرات نرخ ارز به شاخص قیمت مصرفکننده دارای رابطه مثبت بوده و این در حالی است که نوسان نرخ ارز با میزان اثر اشاعه دارای رابطه منفی میباشد
تیلور (2000) در جهت تبیین عوامل موثر بر درجه اشاعه نرخ ارز به بیان عوامل کلان اقتصادی توجه می کند که از جمله اصلی ترین عامل مورد نظر شرایط محیط تورمی است . به عقیده وی در این محیط ، افزایش هزینه ها دائمی تلقی شده و لذ ا قیمتهای داخلی به میزان بیشتر و وسیعتری به تغییر نرخ ارز عکس العمل نشان می دهند. بدین لحاظ یک محیط تورمی،تمایل به افزایش درجه اشاعه نرخ ارز را فراهم می نماید.
چودری و هاکورا (2001) فرضیه پیشنهادی تیلور مبنی بر اینکه محیط غیر تورمی منجر به اشاعه نرخ ارز اندک به قیمتهای داخلی می شود را آزمون می کنند . آنها برای آزمون فرضیه مذکور یک رابطه برای اشاعه نرخ ارز بر مبنای مدلهای جدید اقتصادی کلان باز استخراج می کنمند . نتایج مطالعه وجود ارتباط مثبت و قابل توجه بین اشاعه نرخ ارز ومتوسط تورم بین کشورها و دوره ها را توجیه می کند.
رولند (2001) نرخ ارز در کشور کمبیا را مورد مطالعه قرار می دهد ، به طوری که به کمک یک چارچوب از مدل های VAR به مطالعه اشاعه نرخ ارز بر قیمتهای وارداتی ، شاخص قیمت تولیدکننده و شاخص قیمت مصرف کننده پرداخته و نتیجه می گیرد که در این کشور اشاعه نرخ ارز به صورت ناقص بوده است.
آدلفسن(2001)در یک مدل عرضه کل ، تقاضای کل رابطه بین سیاست پولی و اشاعه نرخ ارز ناقص را مورد بررسی قرار می دهد و نتیجه می گیرد که سیاستهای پولی انبساطی بر اشاعه نرخ ارز تاثیر مثبت دارند. کامپا و گنزالس(2002) در تحقیق خود اشاعه نرخ ارز بر قیمتهای وارداتی را برای کشورهای حوزه یورو مطالعه می کنند و نتیجه می گیرند که در کوتاه مدت اشاعه نرخ ارز در بخشهای مختلف کشورهای حوزه یورو متفاوت است. همچنین کامپا و گلدبرگ (2002) در تحقیق خود اشاعه نرخ ارز بر قیمتهای وارداتی را برای کشورهای OECD مورد مطالعه قرار داده اند و سعی کرده اند که اثرات کوتاه مدت و بلند مدت اشاعه نرخ ارز را بر کالاهای وارداتی مشخص نمایند .آنها نتیجه می گیرند که در بلند مدت اشاعه نرخ ارز بر کالاهای وارداتی مشخص تر و نمایانتر از کوتاه مدت است.
لیت و رسی (2002) با استفاده از داده های کشور ترکیه اشاعه نرخ ارز بر روی قیمتهای مختلف را در این کشور بررسی می کنند. هدف اصلی انها اشاعه نرخ ارز در رژیم های مختلف ارزی است .آنها مشخص می کنند که در زمان شناور سازی لیره ترکیه در سال 2001 شرایط اشاعه نرخ ارز با قبل از شناور سازی با هم کاملا متفاوت است و همچنین نشان داده اند که اشاعه نرخ ارز بر قیمتهای عمده فروشی در مقایسه با قیمتهای خرده فروشی بیشتر است.
استمز و وترز (2002) نیز تاثیر اشاعه نرخ ارز بر سیاستهای پولی و درجه باز بودن اقتصاد را برای منطقه یورو مورد بررسی قرار داده اند و نشان می دهند که بانک مرکزی اروپا برای اجرای سیاست پولی بهینه بایستی بر قیمت های داخلی و مقدار واردات کنترل داشته باشد.
طیبی و جلائی(2003) در مقاله ای تاثیر اشاعه نرخ ارز را بر جریان تجاری و رشد اقتصادی کشورهای اروپایی مورد مطالعه قرار می دهند .آنها از طریق رابطه بین شوک پولی و اشاعه نرخ ارز جریان تجاری و رشد اقتصادی کشورهای اروپایی را مورد ارزیابی قرار داده اند و از آمارهای دوره 2001-1972 کشورهای اروپایی استفاده شده به کمک دستگاه معادلات همزمان مدل های اقتصاد کلان کشورهای اروپایی براورد و میزان اشاعه نرخ ارز در آنها مشخص شده و سپس تاثیر این اشاعه بر جریان تجارت و رشد اقتصادی کشورهای اروپایی دیده شده است و همچنین آنها نشان داده اند که تاثیر اشاعه نرخ ارز برای همه کشورهای اروپایی خصوصا بر روی جریان تجاری یکسان نبوده است .
«هان» (2003) و «فاروقی»(2004) برای تحلیل اثرات نرخ ارز و تکانههای مختلف بر تورم داخلی از رویکرد خودرگرسیون برداری استفاده کردهاند. این مطالعات با استفاده از شش تا هشت متغیر درونزا در الگو و با شناسایی تکانههای ساختاری، توابع واکنش و تجزیه چولسکی انجام شده است.«تاکاتوشی و همکارانش» (2005) برای کشورهای شرق آسیا ، با ملاحظات اقتصاد خرد، کشش بلند مدت و کوتاه مدت اشاعه تغییرات نرخ ارز را تخمین زدند. آنها همچنین با استفاده از الگوی خودرگرسیون برداری ، تجزیه چولسکی، توابع واکنش وتجزیه واریانس اندازه اشاعه نرخ ارز بر قیمتهای داخلی را برای این کشورها مورد بررسی قرار داده و نتیجه میگیرند که درجه اشاعه نرخ ارز به قیمتهای واردات در کشورهایی که دچار بحران مالی شدهاند بالا بوده و همچنین میزان این اشاعه در شاخص قیمت مصرف کننده کمتر است.
2-7-2-مطالعات مربوط به ایران
در این بخش به خلاصهای از یافته های مطالعات صورت گرفته در مورد ایران اشاره میگردد. «میری طامه» (1375) با استفاده از الگوی پولی و نیز با استفاده از دو روش حداقل مربعات معمولی و الگوی همانباشتگی به بررسی رابطه کاهش ارزش ریال و تورم طی دوره 1372-1338 پرداخته است . وی به این نتیجه میرسدکه کاهش ارزش ریال و سیاستهای آزادسازی و یکسان سازی نرخ ارز دارای اثرات تورمی بوده است.
«شهاب» (1376) با استفاده از الگوهای تصحیح خطای برداری ، اثرات تورمی نوسانات ارزی را برای دوره 1374-1347 مورد بررسی قرار داده است. وی با اشاره دارد که اثر تغییر نرخ ارز بر قیمت مصرفکننده قوی و بر شاخص قیمت تولیدکننده ضعیف است.
«طبیبیان و سوری»(1376) با استفاده از یک رگرسیون ساده برای دو دوره زمانی 1358-1338 و 1374-1358 و الگوی خود رگرسیون برداری با وقفههای توزیع شده، اثر تغییرات نرخ ارز بر تورم را مورد بررسی قرار داده اند. در مجموع آنها نتیجه میگیرند که نقش عرضه پول در هدایت سطح قیمتها، فزاینده بوده و مهمترین عامل تاثیرگذار بر سطح قیمتها است. همچنین کاهش ارزش پول داخلی باعث افزایش قیمتهای داخلی شده است. در نهایت آنها افزایش قیمت و کاهش ارزش ریال را یک بستر و ناشی تز افزایش عرضه پول میدانند.