روش حداقل مربعات معمولی و گشتاورهای تعمیم یافته

دانلود پایان نامه

آرتیس و اکوبو(Artis and Okubo) در سال 2011 به مطالعه چرخه تجاری بین المللی ژاپن در دوره زمانی 1995-1955 از طریق مدل جاذبه پرداختند.نتایج تایید می کند هر دو کشور با GDP مشابه و مسافت کم بین آنها ، از چرخه تجاری پیروی می کنند.
روی و رایحان (Roy and Rayhan) در سال 2011 به تحلیل جریان تجاری بنگلادش از طریق مدل جاذبه تعمیم یافته پرداختند.آنها از متغیرهای GDP،باز بودن اقتصاد و نرخ ارز برای تجارت دو جانبه شرکای تجاری استفاده نمودند.نتایج نشان می دهد تجارت بنگلادش رابطه مثبت با اندازه اقتصاد و رابطه منفی با محدودیت های تجاری دارد.
Karagoz و Ozan Saray (2010) ، در مقاله ای تحت عنوان “پتانسیل تجاری ترکیه با کشورهای آسیای و اقیانوس آرام : مدل جاذبه پنل” ، عوامل موثر بر جریان تجاری کشور ترکیه با کشورهای گینه ، پرو، میانمارک، مکزیک، لائوس، برونئی شناسایی شده است. ضرایب حاصل از مدل اثرات ثابت (Fix Effect) نشان میدهد که حجم تجارت بین کشورترکیه و کشورهای مذکور به صورت مستقیم و مثبت تحت تاثیر اندازه اقتصادی کشورها است، در حالیکه فاصله نقش منفی بر روابط تجاری دارد و جمعیت کشورها تاثیر معنی داری بر حجم تجارت نداشته است.
Nazia Gulو Hafiiz Yasin (2011) در مقاله ای تحت عنوان “پتانسیل تجاری پاکستان: کاربرد مدل جاذبه” پتانسیل تجاری کشور پاکستان را با 42 کشور و برای سالهای 1981 تا 2005 اندازه گیری کرده اند. ضرایب بدست آمده از مدل برای پیش بینی پتانسیل تجاری در سراسر جهان و نیز در مناطق تجاری خاص استفاده شده است. در نهایت مشخص شد کشور پاکستان بالاترین پتانسیل با کشورهای منطقه آسیا، اتحادیه اروپا،خاورمیانه، آمریکای لاتین و آمریکای شمالی دارد.به خصوص کشورهای ژاپن ، سریلانکا، بنگلادش، مالزی، فیلیپین، نیوزلند، نروژ، سوئد، ایتالیا و دانمار .
2-12-2-مطالعات داخلی
امیررضا سوری ، احمد تشکینی( 1390) در مقاله ای تحت عنوان “عوامل موثر بر تجارت متقابل ایران با بلوک های منطقه ای” ،به تحلیل عوامل موثر بر تجارت متقارن ایران با کشورهای طرف تجاری در بلوک ها ی منطقه ای ASEAN ، GCC ،ECO وEU با استفاده از داده های تلفیقی دوره2009- 1995 مبتنی بر رویکرد داد ه های تلفیقی پویا و بکارگیری روش گشتاورهای تعمیم یافته میباشد. نتایج برآورد مدل نشان میدهد که اندازه اقتصادی، درآمد سرانه و مسافت مهمترین متغیرهای توضیح دهنده تجارت متقابل ایران و کشورهای طرف تجاری می باشند. براساس یافته های پژوهش، جریان تجاری ایران از فرضیه لیندر مبنی بر وجود رابطه مثبت بین تجارت متقابل و تفاوت درآمدها پیروی می کند. همچنین ابعاد اقتصادی و مسافت بهترتیب تاثیری مستقیم و معکوس بر جریان تجاری ایران دارد.
حمیدرضا اشرف زاده ( 1384) در مقاله ای تحت عنوان “یکپارچگی اقتصادی کشورهای در حال توسعه؛کاربرد مدل جاذبه با داداه های تلفیقی به روش GMMو همگرایی” از مدل جاذبه برای مطالعه یکپارچگی اقتصادی میان گروهی از کشورهای آسیایی و ،اروپایی و آفریقایی استفاده کرده است و از متغیرهای جدید مانند نسبت صادرات و واردات در مدل جاذبه وارد کرده و از بکاربردن متغیرهای مجازی و متغیر فاصله خودداری کرده است.تصریح مدل جاذبه براساس روش ماتیاس(Matyas,1997) انجام شده که صورتی از مدل جاذبه با داده های تلفیقی (panel data) با سه جمله اثر ثابت (Fixed Effect)ارائه کرده و مشخص گردید کشش بلندمدت صادرات بزرگتر از واردات است و در بلند مدت پس از یکپارچگی تراز تجاری مثبت خواهد شد
سید کمیل طیبی و کریم آذربایجانی (1382)، تحقیقی با عنوان “بررسی پتانسیل تجاری موجود میان ایران و اوکراین ” و با بهره گیری از مدل جاذبه انجام دادند ،و با بکارگیری عوامل تأثیرگذار هر دو کشور از قبیل ویژگی های ساختار اقتصادی آنها،فاصله جغرافیایی ، و موافقت نامه های تجاری – اقتصادی را قالب مدل اقتصاد سنجی بررسی شد.در قالب این مدل ،کلیه جریان های صادرات و واردات دو کشور که با یکدیگر و با سایر کشورها در مقطع زمانی 1998 مورد توجه قرار گرفته است.بر این اساس ، تعداد مشاهدات مورد استفاده 313 می باشد که بیانگر روابط دو جانبه و یک جانبه (به صورت واردات و یا صادرات)کشورهای ایران و اوکراین است که با یکدیگر و همچنین کشورهای مختلف دنیا داشته اند.نتایج به دست آمده ناشی از برآورد مدل جاذبه تجاری به روش حداقل مربعات معمولی(OLS) است.ضرایب تخمینی دو متغیر تولید ناخالص داخلی دو کشور صادرکننده و واردکننده به عنوان مناسب ترین متغیر هایی که اندازه اقتصادی کشورها را تعیین می کنند،از لحاظ آماری در سطح 95 درصدی اطمینان معنی دار و به ترتیب دارای مقادیر مثبت 0.71 و 0.57 می باشند.ضریب لیندر در مدل حدود 0.06- می باشداین ضریب اگرچه به لحاظ آماری معنی دار و دارای علامت منفی است اما تأثیر آن ناچیز است.ضریب متغیرDIS (فاصله جغرافیایی) بین دو کشور معنی دار و برابر با 0.649- است،طبیعتا هر چه فاصله بیشتر باشد ،هزینه حمل و نقل افزایش می یابد و تأثیر منفی بر روابط تجاری دو جانبه کشورها داشته است.برای بررسی میزان همکاری های تجاری و اقتصادی بین ایران و اوکراین با افزودن متغیر مجازی به مدل سناریوی لازم ایجاد می شود،به گونه ای که برای روابط تجاری دو جانبه دو کشور عدد یک و برای سایر کشور صفر منظور می گردد.نتایج برآورد شده حاکی از آن است که این متغییر ، علاوه بر این که دارای علامت مورد انتظار منفی است،معنی دار نیز نمی باشد.به عبارتی ،همان طور که از مقایسه شاخص های اقتصادی دو کشور نتیجه می شود،شرایط اقتصادی آنها هنوز ایجاد یکپارچگی بین دو کشور را امکان پذیر نمی نماید.به علاوه ، تأثیری بر این مدعا می باشد.
کریمی هسنیجه در مقاله ای تحت عنوان”جهانی شدن ،یکپارچگی اقتصادی و پتانسیل تجاری:بررسی مدل جاذبه در تحلیل تجاری ایران” پس از ارائه حجم جریانات دو طرفه تجاری ،موضوع یک پارچگی اقتصادی را به عنوان یک فرصت در قالب اقتصاد جهانی با استفاده از مدل جاذبه بررسی و تحلیل می کند.مدل جاذبه نیز با استفاده از داده های بین المللی سالانه 1994 تا 2005 با روش داده های پنل ، برآورد شده است تا ضمن در نظر گرفتن اثرهای انفرادی مربوط به کشورهای عضو،جریانات تجاری دو جانبه کشور ایران برای حضور در یکپارچگی اقتصادی شورای همکاری های خلیج فارس و یکپارچگی کشورهای حوزه اقیانوس هند مورد بررسی قرار گرفته است .در این مطالعه از مدل جاذبه تعمیم یافته به شکل زیر استفاده شده است:
در این رابطه متغیر های به کار گرفته شده عبارت است از:
Xij: جریان تجاری بین کشور iوj
Yi و Yj:تولید ناخالص داخلی دو کشور
POPi و POPj :اندازه جمعیت دو کشور
Dij: فاصله فیزیکی و جغرافیایی میان مراکز اقتصادی دو کشور
STRij:تفاوت ساختاری اقتصادی دو کشور صادرکننده و وارد کننده است که به صورت زیر محاسبه شده است:
متغیرهای stri و strj عبارتند از نسبت تولید بخش اصلی به تولید ناخالی داخلی که معرف ساختار اصلی اقتصاد دو کشور هستند
Aij: متغیرهای مجازی
غلامی (1385) به بررسی نقش سیاست های آزاد سازی تجارت در قالب موافقتنامه های تجاری منطقه ای می پردازد. او از مدل جاذبه تعمیم یافته جهت نقش آزادسازی تجاری بر بازرگانی خارجی بین ایران و کشورهای اسلامی (شامل 16 شریک تجاری) استفاده کرده است . نتایج بیانگر آن است که با بهتر شدن سیاست های تجاری و تعرفه ای و حذف موانع غیر تعرفه ای و ریشه کنی فساد در گمرکات و سازمان های مرتبط به بحث تجارت، تجارت این کشورها در قالب بلوک منطقه ای افزایش می یابد.
رحمانی و عابدین(1387) با استفاده از تصریح ماتیاس (1997) و با وارد کردن نسبت صادرات و واردات،طرح یکپارچگی اقتصادی را بین کشورهای در حال توسعه برآورد می کنند او از روش همگرایی GMM استفاده کرده و نشان می دهد اگرچه در کوتاه مدت رشد واردات سریع تر از رشد صادرات و هر دو سریع تر از رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) تک تک کشورهاست، اما کشش بلند مدت صادرات بزرگتر از واردات است و در بلند مدت پس از یکپارچگی،تراز تجاری مثبت خواهد شد.همچنین بیان می کند که کشش واردات نسبت به ذخایر ارزی و نرخ ارز واقعی کم است و رشد بهره وری به مثبت شدن تراز تجاری کمک می کند.