رگرسیون انتقال ملایم و کشورهای درحال توسعه

دانلود پایان نامه
در بخش دیگر تحقیق، رفتار و عملکرد تورم باید تعیین شود. این رفتار توسط الگوی غیرخطی خودرگرسیون آستانهای مورد بررسی قرار میگیرد. این الگو قابلیت آن را دارد که رفتار تورم فصلی در ایران را در هر دوره تعیین کند و ماندگاری یا عدم ماندگاری تورم به این صورت تعیین میگردد. الگوی خودرگرسیون آستانهای در بخش روششناسی با جزئیات شرح داده شدهاست. درنهایت با برآورد انحرافات نرخ ارز و رفتار تورم در هر دوره، رابطه دو متغیر از طریق مقایسه هر دوره با دورههای دیگر، مورد بررسی قرار خواهدگرفت.
4.3 روششناسی تحقیق
در این بخش به معرفی مختصری از مبانی اقتصادسنجی الگوهایی که در این تحقیق برآورد خواهند شد پرداخته، و آزمونهای مختلف و ابزارهای تجزیه و تحلیل الگوها را مورد بررسی قرار خواهیم داد. قابل ذکر است، برخی از آزمونهایی که در این تحقیق بهکارگرفته شده است، مانند آزمون ایستایی با وجود آشنایی محققان با کلیت این آزمون به دلیل اهمیت این آزمونها و کارکردهای جدید نوع آزمون بهکارگرفته شده، آزمون با جزئیات توضیح داده شده است.

1.4.3 علّت و ضرورت استفاده از الگوهای غیرخطی
نتایج مطالعات تجربی اولیهای که پس از شناورسازی رژیم نرخ ارز، نرخ ارز را با اتکا به مدلهای پولی برآورد کردهاند، با واقعیت چندان سازگاری نداشته و عملکرد ضعیفی در توضیح وقایع و تخمین ضرایب متغیرها داشتهاند (تیلور وپیل 2000).
در این راستا تیلور و پیل (2000) بیان میکنند به نظر میرسد در واقعیت نرخ ارز تابع روابط و عواملی که در رویکرد پولی به آنها اشاره شده است، باشد؛ و این احتمال وجود دارد که علت این ناسازگاری نتایج تجربی وجود روابط غیرخطی میان نرخ ارز و عوامل ساختاری پولی باشد.
در واقع دلایلی مانند وجود هزینههای مبادله در آربیتراژ ارز، مداخله مسئولان پولی در بازار ارز، تغییرات ناگهانی ناشی از شوکهای تجاری و وجود مناطق هدف برای نرخ ارز، ممکن است منجر به رفتار غیرخطی نرخ ارز گردد (بِروو همکاران 2008).
در این راستا ریو و همکاران (2008) در قالب یک الگوی رگرسیون انتقال ملایم پانل، الگوی تعادلی نرخ ارز حقیقی را در دو گروه کشورهای درحال توسعه و صنعتی برآورد کردهاند. آنها دو متغیر نسبت خالص داراییهای خارجی به تولید ناخالص داخلی و شاخص بهرهوری را بهعنوان متغیرهای توضیحدهنده نرخ ارز استفاده کردهاند. یافتههای این پژوهش نشان داده که فرآیند تعدیل متفاوتی در دو گروه کشورها وجود دارد؛ بدینترتیب برای کشورهای صنعتی الگوی خطی و برای کشورهای درحال توسعه الگوی غیرخطی مورد تأیید قرار گرفته است.
بهطورکلی براساس نظریههای اقتصادی برخی از متغیرهای سری زمانی و بسیاری از مدلهای کلان اقتصادی خطی، دارای رفتار غیرخطی هستند. بهعنوان مثال ثابت شده در چرخههای تجاری، آهنگ نزولی بودن متغیرهای کلیدی کلان اقتصادی مانند تولید و اشتغال در دورههای رکود پرشتابتر از آهنگ افزایش آنها در دورههای رونق است(نوری 1388).
گسترش بهکارگیری مدلهای غیرخطی باعث بهبود قابل توجهی در عرصه مدلسازی رفتار متغیرها در حیطه اقتـصاد کلان و بویژه اقتصاد مالی شده است. اگرچه تخمیـنهای خطی از پدیدههای اقتصادی که رفتار غیرخطی از خود نشان میدهند برای مدلسازان دارای ارجحیت بیشتری است (آسانتر است)، اما در بسیاری از موارد تصریح خطی از چنین متغیرهایی ما را به نتایج غلطی سوق خواهد داد. چنین امری ضرورت استفاده از مدلهای رگرسیونی غیرخطی را نشان میدهد.
از طرف دیگر دو موضوع که در دهههای اخیر توجه محققان را به خود جلب کرده غیرخطی بودن وتغییرات ساختاری در روابط داخلی مدلهای اقتصادی است. لاند برگه و همکاران (2003) در مطالعهای با بسط الگوی غیرخطی رگرسیون انتقال ملایم به این نتیجه دست یافتند که الگوهای انتقال ملایم در شرایط وجود همزمان رفتار غیرخطی و تغییرات ساختاری، درک درستتری از مدلهای اقتصادی سری زمانی ایجاد میکنند (امیری و گرجی 1389).
رایجترین مدلهای غیرخطی معرفی شده در ادبیات اقتصادسنجی عبارتند از مدلهای اتورگرسیو غیرخطی (NLAR)، مدلهای اتورگرسیو آستانهای (TAR)، رگرسیون غیرخطی (NLR) و مدلهای رگرسیونی انتقال ملایم (STR).
نکتهای که باید در زمینه تصریح مدلهای غیرخطی به آن توجه کرد این است که وقتی فرض خطیبودن را کنار میگذاریم، انواع فراوانی از فرایندهای غیرخطی بالقوه وجود خواهد داشت. لذا تعیین مناسبترین الگوی غیرخطی بسیار مهم خواهد بود. از همه مهمتر اینکه، استفاده از یک تصریح غیرخطی نادرست ممکن است مشکلات بیشتری را بهبار آورد. از آنجاکه انتخاب یک مدل غیرخطی مناسب کار مشکلی است؛ لذا نباید تعجب نمود که چرا این حوزه از اقتصادسنجی کماکان جزء حوزههای مهم تحقیقات اخیر بهشمار میرود.
در این پایاننامه با توجه به بروز شکست ساختاری در متغیرها و نیز رفتار غیرخطی آنها از مدل خود رگرسیونی انتقال ملایم برای توصیف رفتار نرخ ارز تعادلی و از مدل اتورگرسیو آستانهای برای توصیف رفتار تورم استفاده شدهاست، که در ادامه به شرح بیشتر این مدلها میپردازیم.
1.1.4.3 مدل رگرسیونی انتقال ملایم
این مدل یک مدل رگرسیونی سری زمانی غیرخطی است که میتوان آن را نوع خاصی از مدل رگرسیونی تغییر وضعیت ، که توسط باکُن و واتس (1971) معرفی شد، تلقی کرد. این محققان دو خط رگرسیونی را در نظر گرفته و به طراحی مدلی پرداختند که در آن گذار از یک خط به خط دیگر بهصورت ملایم اتفاق میافتد. در ادبیات سری زمان چان و تونگ (1986) برای نخستین بار به تشریح و پیشنهاد مدل STR در مطالعات خود پرداختند. همانطور که قبلاً گفته شد مدل STR نوع خاصی از مدلهای تغییر وضعیت بوده اما این مدلها بیش از دو رژیم (وضعیت) را در برنمیگیرد. شکل استاندارد مدل STR به صورت رابطه زیر است. ( اِندِرس 2004)
t=1,…,T (3-13)
تابع را تابع انتقال مینامند. این تابع یک تابع کراندار بین صفر و یک است. در این رابطه متغیر گذار بوده که یک متغیر تصادفی است و اغلب یکی از متغیرهای مدل میباشد، بردار متغیرهای توضیحی ، پارامتر شیب گذار و بردار پارامترهای موضعیمیباشد، که محل گذار را تعیین میکند. از آنجا که تابع انتقال بین صفر و یک بوده ضرایب الگو بین و در نوساناند. بر اساس مطالعات تابع گذار یک تابع لجستیک است که معادله عمومی آن به فرم زیر میباشد.
(3-14)
چنانچه تابع انتقال رامطابق فرم بالا در نظر بگیریم، به مدل انتقال ملایم لجستیک (LSTR) دست مییابیم. بهطور معمول مقادیر رایج برای k در مطالعات k=1 و k=2 میباشد. مدل LSTR با k=1 (LSTR1) دارای قابلیت مدلسازی رفتار نامتقارن متغیرها بوده، به این صورت که برای توصیف فرایندهایی بهکار گرفته میشود که ویژگیهای پویایی آنها از یک رژیم به رژیم دیگر متفاوت میباشد. بهعنوان مثال در چرخههای تجاری فرایندهایی که در دورههای رونق رفتاری متفاوت از دوره رکود دارند از این قبیل فرایندهای نامتقارن بهحساب میآیند. این مدل در صورت برقراری شرایط دیگر که در ادامه شرح داده میشود، مدلی قابل اتکا و مناسب میباشد. از سوی دیگر مدل LSTR2 برای شرایطی مناسب است که فرایند تعدیل در آنها بالا و پایین نقطه گذار رفتاری مشابه داشته و بهصورت متقارن عمل کند.
2.1.4.3 تصریح مدل غیرخطی رگرسیون انتقال ملایم
برای تصریح مدل غیرخطی نخست بهعنوان نقطه شروع یک مدل خطی ایجاد (تصریح) میشود و سپس غیرخطی بودن مدل مورد آزمون قرار میگیرد. درصورتی که فرض صفر پذیرفته نشود، (فرض صفر مبنی بر خطی بودن مدل است) باید از بین مدلهای غیرخطی بالقوه (LSTR1 و LSTR2)، به انتخاب نوع مدل غیرخطی پرداخته و پارامترها را تخمین بزنیم.
در این مدل غیرخطی آنچه را که میتوان بهعنوان معیار انتخاب متغیرهای مدل بهکار گرفت استفاده از معیارهایی مانند R2، SSR، AIC و … میباشد. تخمین مدل غیرخطی به کمک یک متغیر گذار از پیش تعیین شده صورت میگیرد. برای انتخاب متغیر گذار بدین نحو عمل میشود که اگر تئوری اقتصادی بهطور صریح متغیر گذار را انتخاب نکرده باشد، آزمون غیرخطی بودن برای متغیرهایی که معمولاً متغیرهای مدل میباشد، تکرار میشود و از بین این متغیرها، متغیری بهعنوان متغیر گذار انتخاب میشود که نتایج بهتری در پی داشته باشد.
2.4.3 الگوی خودرگرسیون آستانهای
جهت مطالعه رفتار یا عملکرد تورم از الگوی خودرگرسیون آستانهای استفاده میشود. مزیت این الگو بهطورکلی این است که الگویی جامع میباشد، و با گسترش آن میتوان مدلهای گوناگونی جهت بررسی رفتار غیرخطی را بهدست آورد که در ادامه توضیح داده خواهد شد. هر یک از این مدلها بسته به هدف مطالعه، بهکار گرفته میشوند.
الگوی خودرگرسیون آستانهای توسط تانگ (1976) مطرح گردید. فرم کلی این الگو را میتوان بهصورت رابطه (3-14) نمایش داد: