زندگی اجتماعی و فرهنگی و رویکرد جامعه شناختی

دانلود پایان نامه

بدیهی است که هیچ فرهنگ و جامعه ای نمی تواند دوام بیاورد مگر اینکه افرادی از نسل پیشین کار آموزش نسل جدید را بر عهده گیرند و آمادگی های لازم و کافی برای مشارکت فعال در زندگی اجتماعی و فرهنگی را به نسل جدید بدهند.این امر از طریق یک سلسله کنش های متقابل اجتماعی اتفاق می افتد که اصطلاحا آموزش و پرورش نامیده می شود.(همان، 1390)
اگوست کنت:
اگوست کنت، واضع واژه جامعه شناسی، آموزش و پرورش را به منزله ی تهذیب و تزکیه ی آدمی دانسته و بر این باور بود که ترقی انسانیت بیش از همه مرهون و مدیون تعلیم و تربیت است چه به مدد آن ذهن آدمی از مراحل مذهبی و فلسفی به مرحله علمی یا اثباتی انتقال می پذیرد و از برکت این تحول فکری، تکامل اخلاقی و اجتماعی روی می دهد.تعلیم و تربیت باید عام باشد و
نه فقط عقل و اندیشه را بپرورد بلکه از آن جهت که نهادی اجتماعی و ابزار کعر جامعه است،تفاهم و همدلی را با دیگر انسان ها را ایجاد وسبب توسعه می شود.
امیل دور کیم:
جامعه شناسان عموما متفق القول هستند که نخستین بار امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم ضرورت رویکرد جامعه شناختی در مطالعه آموزش و پرورش را مطرح کرد.او آموزش و پرورش را از لحاظ ماهیت فشار کارکرد کاملا امری اجتماعی می دانست.
دورکیم در تعریف آموزش و پرورش می گوید:
«آموزش و پرورش فعالیتی است که در نسل بالغ درباره نسلی که هنوز برای حیات اجتماعی نارس است به جای می آورد.موضوع این فعالیت عبارت است از:برانگیختن و پروردن افکار و معانی و شرایط معنوی و مادی که مقتضای حیات در جامعه سیاسی و محیط خصوصی است که طفل برای زندگی در آن آماده می شود.» (همان،‍۱۶۵)
دورکیم معتقد است که آموزش و پرورش باید کودکانی را که هنوز اجتماعی نشده اند،متناسب با نظام اجتماعی بار آورد و برای سازگاری با محیط خاص اجتماعیشان با هنجارها و عادات و رسوم آشنا کند.
از نظر او هر نظام آموزشی متناسب با ساختار و زمان خودش پدید می آید،همچنین دولت باید هدایت کلی آموزش و پرورش رسمی را بر عهده گیرد،حتی باید مدارسی را که اداره مستقیم آن ها را برعهدا ندارد،مانند مدارس غیر دولتی،تحت نظارت خود درآورد تا برنامه های آموزشی آن ها مطابق با اهداف جامعه و نظام آموزشی باشد.او در ادامه با کارکرد مدارس و رابطه آن با جامعه در این اعتقاد بود که کلاس درس در واقع به منظله یک جامعه کوچک و عامل جامعه پذیری است زیرا مدرسه در واقع میانجی اخلاق عاطف خانواده و اخلاق سخت زندگی در جامعه است.
هربرت اسپنسر:
هربرت اسپنسر، هدف نهایی آموزش و پرورش را تامین زندگی بهتر برای هر فرد در جامعه می داند.نظریه او درباره تکامل اجتماعی بر پایه نظریه تربیتی فردگرایانه اش استوار است.او بر این باور بود که نظام آموزشی نباید زیاد در پرورش فرد مداخله مند زیرا طبیعت حس درک و تشخیص خوب و بد را در نهاد انسان به ودیعه گذاشته است تا راهنمای اعمال او واقع شود.لذا هر کودک با توجه به پیامدهای رفتار و کردار خود به تفاوت های میان خوب و بد پی خواهد برد و نظام های تربیتی تا حدی که طبیعت انسان اجازه می دهد باید تغییر یابند.
جرج هربرت مید:
یکی از افرادی که به مساله اجتماعی شدن می پردازد،هربرت مید است.او در مهمترین کار خود،یعنی ذهن،خود،جامعه به این موضوع می پردازد.
به نظر مید،خود یک فراگرد آگاهانه است که ابعاد گوناگون دارد.البته این فراگرد یک فراگرد ناب ذهنی نیست و توانایی های مورد نیاز آن از طریق اجتماعی به دست می آید.(ریتزر ،۱۳۸۸)
از نظر مید درباره شناخت از خود،زبان نقش اساسی دارد،زیرا بوسیله آن می توانیم نهادهای معنی دار شفاهی را استفاده و تفسیر کنیم.
کودکان در حدود نه ماهگی شروع به تقلید صداها می کنند.به این ترتیب در حدود یک سالگی یکی دو کلمه معنی دار را بیان می کند.اولین جمله های کودک یک کلمه ای است و در سه سالگی مقدار زیادی از زبان را در نتیجه تقلید و تکرار فراوان می فهمد و حرف می زند و گنجینه لغاتش سریعا افزایش می یابد. (سیف و دیگران،۱۳۸۵)
در نتیجه کودکان برای برقراری ارتباط با دیگران از زبان استفاده می کنند ولی از نقطه نظر مید،آدم ها برای اجتماعی شدن علاوه بر زبان به یادگیری چیزهای دیگری نیز نیاز دارند که طی مراحل مختلف به آن ها دست می یابند.
یکی از این مراحل،مرحله نمایشی است که در آن کودکان نقش آدم هایی را که برایشان مهم هستند را یاد می گیرند.آن ها خود را به جای پدر،مادر،برادر و یا خواهر خود می گذارند و نقش آنها را بازی می کنند. مرحله مهم، درک متنوع و گوناگونی از زندگی اجتماعی را به کودکان می دهد.
در مرحله بعد،کودکان برای درک بهتر و منسجم تری از خود،وارد مرحله بازی می شوند.آنان در مرحله بازی،خود را در موقعیت های گوناگون قرار می دهند.برای دستیابی به این شناخت به کودکان باید در بین گروه های اجتماعی همسالان قرار گیرند.
سپردن کودکان در این سنین به مهد کودک ها باعث می شود که کودکان در گروه همسالان قرار گیرند و با استفاده از نمایش و بازی به موقعیت های جدیدی دست یابند و قادر به تصمیم گیری و انجام واکنش مناسب در موقعیت های مختلف باشند.
از آنجایی که انسان ها استعداد کلی برای تفکر دارند،باید این استعداد در فراکنش متقابل اجتماعی شکل گیرد.از نظر نظریه پردازان کنش متقابل نمادین،اجتماعی شدن یک فراگرد پویا است که به انسان ها اجازه می دهد تا توانایی اندیشیدن خود را پرورش دهند و به شیوه های متمایز انسانی بیاندیشند.