سرقت مقرون به آزار و جنبه های اجتماعی

دانلود پایان نامه

د- تجهیز پلیس به وسایل و روش‌های علمی کشف جرم و بالا بردن هزینه‌ی ارتکاب جرم به ویژه افزایش احتمال دستگیری.
هـ- افزایش آگاهی‌های عمومی در خصوص شیوه‌های پیشگیری از بزهکاری و بزه دیدگی و اتخاذ تدابیر پیش‌گیری مبتنی بر مشارکت مردم.
پیشگیری وضعی رویکردی است که بدون توجه به شخصیت مجرم، تلاش برای اصلاح آن یا حذف تمایلات مجرمانه، صرفاً به دنبال کاهش فرصت های مجرمانه است. تمرکز پیشگیری وضعی بر محیط هایی است که جرم در آن محقق می شود، نه بر کسانی که مرتکب جرم می شوند. این نوع پیشگیری با تحلیل شرایطی که موجب ار تکاب انواع جرایم می شود، در پی تغییر مدیریت و محیط
است به طوری که رفتار مجرمانه مشکل تر، خطرناک تر، کم مزیت تر و دارای توجیه پذیری کمتری شود . اقدام های پیشگیرانه وضعی شامل قبل و بعد از وقوع جرم می شود . این تئوری، نه بردستگاه عدالت کیفری بلکه برسازمانهای عمومی، خصوصی و نهادهایی تأکید دارد که خدمات، محصولات و نحوه عملکردشان فرصت هایی را برای طیف وسیعی از جرایم فراهم میکند؛ نظیر مدارس، بیمارستان ها، سیستم حمل و نقل، فروشگاه ها، صنایع تولیدی، شرکت های مخابرات، بانک ها، شرکتهای بیمه، پار ک ها، امکانات تفریحی، پارکینگ ها و مکان های عمومی. تا چند دهه پیش صرفاً تقنین کیفری و پلیس را مسئول کاهش جرم می دانسته اند. ساز و کارهای پیشگیرانه دولت ها نیز معمو لا از جنس تقنین بوده است . تقنین و اجرای قوانین از سوی پلیس ، تنها روش یا بهترین روش کاهش جرم نیست و در بسیاری از موارد تأثیر آن بر کاهش جرم نامشخص است. برای تحقق پیشگیری از جرم باید از مرزهای متعارف حقوق کیفری و مجریان آن فراتر رفت و جنبه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و…را به صورتی فعال دخیل کرد. هم اکنون پلیس علاوه بر انجام امور سنتی پلیسی به عنوان نهادی اجتماعی ، در تعامل مستقیم با جامعه و شهروندان، یکی از نهادهای حل مسئله نیز به شمار می آید بنابراین، پلیس علاوه بر نقش ضابطیت که جنبه واکنشی دارد ، نقش پیشگیرانه و کنشی نیز دارد . پلیس جامعه محور امروزی در راستای تحقق اصل مسئله محوری به
دنبال رفع هرگونه دغدغه ای است که از سوی جامعه به عنوان معضل تلقی می شود. حل هر مسئله یا معضل اجتماعی در این نوع از امور پلیسی مبتنی بر دو اصل کلی است که عبارت اند از: کنترل فرصت ها و وسایل جرم زا، با حذف یا تقلیل پیش شرط های بزهکاری؛ و نظارت بر بزهکار و بزهدیده بالقوه، با کاهش مواجهه بزهکار و بزهدیده بالقوه. در این زمینه پلیس با بهره گیری از علوم مختلفی نظیر جرم شناسی ،روان شناسی جنایی، جامعه شناسی جنایی، زیست شناسی جنایی ، آمار، پزشکی و… سعی در پیشگیری از معضلات اجتماعی، کاستن از آثار ز یان بار آ ن ها و ترمیم و بازسازی کلیه ی آسیب هایی دارد که به واسطه پیدایش این معضلات به وجود آمد ه اند. به طوری که امروزه مامور پلیس را می توان کارشناس جرایم، تحلیل گر جرم، حل و فصل کننده معضلات اجتماعی و نهادی دانست که به واسطه برخورداری از تعاملات مثبت و سازنده با سایر نهادهای اجتماعی، نقش چشمگیر ی در پیش گیری از معضلات اجتماعی و کاهش آ ن ها دارد . از سویی هرجرم ریشه در عوامل بی شمار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فردی و … دارد؛ بنابراین برای پیشگیری از وقوع آن، سازمان پلیس باید با نهادهای جامعه و به ویژه شهروندان تعاملی مستقیم برقرار کند. این تعامل در صورتی به پیشگیری از جرم موفق خواهد شد که پلیس به موارد زیر توجه کند: 1.رفتارهای مجرمانه را عمیقاً بررسی کند2. حوزه ای وسیع از تدابیر را برای پیشگیری از هریک از این رفتارها مورد توجه قرار دهد و 3. اثر بخشی کار خود را بر اساس انتخاب راهکاری هدفمند و جدید به طور دقیقتر بسنجد(مقیمی، رافعی اصل،1389: 70)
مبحث یکم :برخورد با جرم به مثابه یک مشکل جرم یعنی همان رفتاری که توسط قانون گذار با اوصاف مشخص تعیین میشو د؛ در جرم شناسی و علوم اجتماعی به عنوان معضل و مسئله اجتماعی نگریسته می شود. از این دیدگاه معضل عبار ت است از یک سری وقایع تکرار شونده، زیان بار و مرتبط در سطح جامعه که مردم از پلیس انتظار دارند آنها را رفع کند . با توجه به این تعریف عناصر اصلی یک معضل عبارت اند از:
جامعه: معضل باید به گونه ای باشد که عموم مردم یا بخشی از افراد جامعه آن را تجربه کنند.
زیان باری :مردم و نهادها باید از معضل متضرر شوند. دربعضی موارد، پلیس باید به رفتاری که از نظر قانونی جرم نیست نظیر آلودگی صوتی رسیدگی کند.
انتظارات: جامعه باید از پلیس انتظار داشته باشد که علل زیان بار بودن را پیگیری کند . انتظار نباید انتزاعی بلکه باید مستند باشد.
وقایع: باید مجموعه وقایعی ر ا که باعث پید ا یش معضل می شوند، شناسایی کرد .معضلات از وقایع مجزا تشکیل شده اند.وقایع، مواردی مانند ورود به عنف برای سرقت از منزل، حمله به دیگری، مسایل جنسی، سر و صدای زیاد و…هستند.
تکرار: وقایع باید تکرار شوند . ممکن است تکرار حاکی از معضلی حاد یا مزمن باشد.معضلات حاد، ناگهانی ظاهر می شوند مانند محل ه ای که در آن، میزان سرقت کم است، اما به طور ناگهانی افزایش می یابد. در بسیاری موارد، اگر به معضلات حاد رسیدگی نشود، به معضلی مزمن تبدیل می شوند.
وجه اشتراک: وقایع مکرر باید وجه اشتراکی داشته باشند .برای مثال ممکن است، معضل توسط شخص واحدی ارتکاب یابد یا در شرایط و اوضاع مشابهی به وقوع پیوسته یا آلت ارتکاب یکسان بوده یا این که در یک یا چند عامل دیگر وجه اشتراک داشته باشند . بدون وجود ویژگی مشترک، تنها شاهد مجموعه ای از وقایع اتفاقی خواهیم بود . با وجود همین ویژگی های مشترک است که وقایع به معضل تبدیل می شوند . برای مثال ، سرقت وانت از حومه یک شهر بر ای استفاده کولی ها در داخل شهر(کلارک و همکاران، 2004: 115)
برای پیشگیری از معضلات باید آنها را به طور دقیق بررسی کرد.با بررسی دقیق کلیه جزئیات، معمولاً مجموعه شرایط ایجاد کننده و قایع زیان بار را از مجموعه شرایط افزایش دهنده این وقایع تفکیک می کنند. در این راستا سوال های زیر کمک کننده است، که باید در مرحله بررسی به آنها پاسخ داده شود: چه کسانی تحت تأثیر معضل قرار می گیرند؟چه خساراتی از معضل وارد می شود؟
از پلیس انتظار چه واکنشی می رود؟ چه نوع وقایعی در پیدایش معضل مؤثرند؟ مقطع زمانی تکرار این وقایع چیست؟ وجه اشتراک وقایع با یکدیگر چیست؟
گفتار یکم :نوع مساله و مشکل
با طبقه بندی مشکلات می توان به دقت آنها را تعریف و مشکل یا معضل به ظاهر مشابه را از یکدیگر تفکیک کر د . در عین حال این امکان فراهم می آید تا بتو ان معضل مورد نظر را با معضلات شناسایی شده مشابه، مقایسه کرد و ویژگی های مهم آنها را شناسایی کر د. شیوه های گوناگونی برای طبقه بندی معضلات در امور پلیسی وجود دارد . شیوه ای که در زیر ارائه می شود مبتنی بر دو معیار کلی است که عبارت اند از 1.محیطی که معضل در آنجا شکل می گیر د، 2.رفتار اشخاص دخیل در معضل. تفکیک با استفاده از این دو معیار کمک می کند که بتوانیم جنبه های مهم آسیب، سوءنیت و روابط حاکم میان آماج جرم و بزهکار را، بشناسیم( اک و کلارک،2003: 213) محیط از طریق فعالیت هایی که اشخاص در آنها انجام می دهند یا کسانی که آنجا را اداره می کنند، امکان دسترسی به آماج جرم را فراهم می آورند. شناسایی نوع محیط، امکان مقایسه محیط های معضل دار و بدون معضل را فراهم می آورد. محیط ها مالکانی دارند که می توانند در رفع معضل نقشی مهم ایفا کنند به طور کلی 10 نوع محیط وجود دارد که با مسائل پلیسی مرتبطند و عبارت اند از: 1.محیط های مسکونی : نظیر خانه ها، آپارتمان ها و اتاق های هتل. گرچه اغلب آنها در مکان هایی ثابت قرار دارند، اما برخی نیز نظیر وسایل نقلیه تفریحی متحرک اند.2. اماکن تفریحی : نظیر رستوران ها، سینماها، زمین های بازی، بندرگاه ها و پارک ها.3. ادارات: محل انجام امور اداری و دفتری که تعامل نزدیک و رو در روی کارکنان و ارباب رجوع در این اماکن وجود دارد و غالباً امکان دسترسی به این اماکن نیز کم است نظیر اماکن دولتی و تجاری4. اماکن تجاری و بازارهای غرفه دار: مکا ن هایی که اشخاص می توانند پیاده یا سواره در آنجا رفت و آمد و معامله کنند نظیر فروشگاه ها و بانک ها.
5.اماکن صنعتی : این اماکن محل تولید اجناس و کالاهاست. دراین محل ها، معاملات نقدی در زمره فعالیت های با اهمیت محسوب نشده و مشتری حضور کمرنگی دارد. کارخانه ها، انبارها و محل بسته بندی کالاها از جمله این مکان ها هستند. 6.محیط های کشاورزی: محل هایی برای پرورش محصولات کشاورزی، دام و طیور7.اماکن آموزشی و مذهبی : اماکنی برای مطالعه یا یادگیری از جمله مراکز بهزیستی، مدارس، دانشگاه ها، کتابخانه ها و اماکن مذهبی8. مراکز ارائه دهنده خدما ت عمومی: اماکنی که مرد م در صورت بروز مشکل به آنها مراجعه می کنند نظیر زندان ها، ادارات پلیس، بیمارستان ها و مراکز ترک اعتیاد9.معابر عمومی :کلیه ی مسیرهایی که محیط های دیگر را به هم مرتبط می سازد مانند جاده ها و پیاده روها10.وسایل و پایانه های حمل و نقل :مکان هایی که جابه جایی توده ای عظیم از مردم در آنجا صورت می گیر د؛ مانند اتوبوس ها، ترمینال ها، ایستگاه های
اتوبوس، هواپیما ها، فرودگاه ها، قطارها، ایستگاه های راه آهن، قایق ها، اسکله ها، کشتی های مسافربری و ایستگاه های قایق ها. 11.اماکن بلاصاحب : مناطقی بدون استفاده مشخص یا کاربردهای از پیش تعیین شده نظیر ساختمان های متروکه و اموال بلاصاحب. هستند. در کل شش نوع رفتار در دومین ضابطه در طبقه بندی معضلا ت وجود دارد:
رفتار شکارگرانه: دراین نوع از رفتار بزهکار و بزهدیده هیچ گونه رابطه ای با هم ندارند. اغلب جرایم متداول نظیر سرقت مقرون به آزار، سرقت ازمنازل، کودک آزاری و… از این دسته اند.
رفتار رضایی :رفتاری است که طرفین به صورت آگاهانه و با رغبت اقدام به انجام آن میکنند، نظیر فروش مواد مخدر، معامله اموال مسروقه و…
رفتارهای تهاجمی : بروز رفتار خشونت آمیز ا ز سوی هر دو طرف دعوی درگیری که بر اثر سوابق قبلی طرفین ایجاد می شود . برخی از انواع خشونت های خانوادگی میان بزرگسالان از این نوع رفتاراست، اما خشونت های خانوادگی میان کودکان و بزرگسالان در دسته رفتارهای شکارگرانه جای می گیرد.
بی نظمی های اجتماعی در این نوع رفتار ، بزهکاران از بزهدیدگان قابل تفکیک هستند ، اما آسیب ها جدی و شدید نبوده و بسیاری از اشخاص بزهدیده می شوند . بسیاری از مسائل که آزاردهنده، ناخوشایند و با آلودگی های صوتی همراه است ، اما آسیب های جدی به افراد و اموالشان وارد نمی آورند در این دسته جای می گیرند؛ نظیر میهمانی های پر سر و صد ا . برخی از موارد بی نظمی های اجتماعی صرف نظر از محیط شان معضل آفرین می شوند، در حالی که برخی دیگر تنها در محیط های مشخصی معضل آفرین می شوند.
در معرض خطر بودن : دراین نوع از رفتار، بزه دیده و بزهکار هر دو یک شخص است یا بزه کار قصد آسیب زدن به بزهدیده را ندارد .نظیر شروع به خودکشی، مصرف بیش از حد مواد مخدر و تصادفات رانندگی.
سوءاستفاده از پلیس : تقاضاها و درخواست های تعریف نشده و بدون توجیه در خصوص استفاده از خدمات پلیسی در این نوع از رفتار جای می گیرد.گزارش های خلاف واقع و تماس های مکرر در خصوص موضوعاتی که مردم خود نیز می توانند به آنها رسیدگی کنند، از این دسته است .(مقیمی،رفعتی اصل،1389: 89( از این شاخه رفتاری در مواردی که آسیب تنها از رفتاری ناشی شود که برخورد با آن مستلزم به کارگیری منابع پلیسی باشد و نیز در مواردی استفاده می شود که در هیچ یک از شا خه های دیگر جای نگیرد.