سرمایه انسانی و آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه

معادله شماره (23-2) را به تقسیم می کنیم با این فرض که است.
(20-2)
می توان نشان داد تنها در حالتی که است و به تعادل با ثبات همگرا می رسند. در دو حالت دیگر یعنی و چنین وضعیت تعادلی به وجود نمی آید. در وضعیت تعادل خواهیم داشت:
(21-2) = 0
(2-22) )=01
از این دو رابطه داریم :
(23-2)
(24-2)
در این جا، در حالتی که است، نرخ رشد بلندمدت اقتصاد درونزا است؛ چون نرخ رشد بلندمدت تابعی افزایشی از نرخ رشد جمعیت است و در صورتی که نرخ رشد جمعیت صفر باشد، نرخ رشد بلندمدت صفر است. بخش های نیروی‌کار و انباشت سرمایه مورد استفاده در R&D یعنی، و هیچ اثری روی رشد بلندمدت و نرخ پس انداز ندارند.(Romer,1990)
7-2- نتیجه‌گیری:
در این فصل ابتدا به توضیحی مختصر درباره نظریات اولیه رشد که بدون استفاده از عامل سرمایه‌انسانی به دنبال تبیین علل رشد اقتصادی کشورها بوده‌اند، پرداختیم. در ادامه تعریف و اهمیت سرمایه‌انسانی از نظر اقتصاددانان و سازمان‌های مختلف بین‌المللی را با تاکید بر نقش آموزش در تربیت سرمایه‌انسانی بیان کرده‌ایم.
با توجه به این که آموزش عاملی موثر در ایجاد تفاوت در عدم همگنی نیروی‌کار است و هدف ما نیز از انجام این تحقیق پی بردن به این سوال است که کدام سطح از آموزش در تربیت نیروی‌کار برای اثرگذاری در رشد اقتصادی استان‌های کشور موثر است در ادامه این فصل به بیان دیدگاه‌های اقتصاددانان کلاسیک، نئوکلاسیک و معاصر درباره اهمیت آموزش پرداختیم و در پایان فصل نیز درباره الگوهای رشد درونزا که به اهمیت عواملی به غیر از نیروی‌کار و سرمایه‌فیزیکی در مدل‌های رشد توجه داشته‌اند به اختصار بحث شد.
در فصل بعد به بررسی مطالعات تجربی انجام شده در مورد رابطه میان سرمایه‌انسانی و رشد اقتصادی خواهیم پرداخت.
فصل سوم:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   کودکان کم توان ذهنی و پردازش اطلاعات

مروری بر ادبیات تحقیق

فصل سوم:

مروری بر ادبیات تحقیق

3-1 مقدمه :
اقتصاددانان به شیوه های گوناگون کوشیده‌اند تا ارزیابی های خود را از منافع و هزینه های سرمایه گذاری آموزشی انجام دهند. در این میان، گروهی که روش تابع تولید را به کار بسته اند، کوشیده اند تا تولید اضافی ایجاد شده به واسطۀ آموزش بیشتر را برآورد کنند. در این روش که وجه مشترک آن برای تمام اقتصاددانان، استفاده از تابع تولید است، وجه تمایزی نیز وجود دارد که به تدریج پس از شولتز در سال 1961 شکل گرفت و پژوهش های بعدی را به دو گروه اصلی تفکیک کرد که از نظر روش برآورد یا نوع متغیر نماینده سرمایه انسانی، با یکدیگر تفاوت داشتند. دستۀ اول، رابطۀ آموزش و پرورش و رشد اقتصادی را در چهارچوب توابع تولید با متغیرهای قراردادی بررسی کردند. مطالعات دستۀ دوم، براساس وارد کردن متغیرهای غیر قراردادی در تابع تولید به منظور برآورد سهم شاخص های مستقیم آموزشی در رشد اقتصادی، صورت گرفته است. با بررسی هر دو روش، می بینیم آنچه محور اساسی آن را تشکیل می دهد، تأیید اهمیت فراوان سرمایۀ انسانی در رشد اقتصادی است. اما بنا به نوع توصیف این متغیر و اندازه گیری آن، پژوهشگران نتایج متفاوتی از اهمیت آن به دست آورده اند. در ادامه به گوشه ای از مطالعات داخلی و خارجی صورت گرفته در این زمینه اشاره خواهیم کرد.