سرمایه گذاری در آموزش و مطالعه کتابخانه ای

دانلود پایان نامه

سرمایه انسانی بر تولید (تولید ناخالص داخلی) اثر می گذارد.
1-6- روش شناسی تحقیق و منابع مورد استفاده
در این تحقیق از روش توصیفی و مطالعه کتابخانه ای استفاده شده است. آمار و اطلاعات برای سال 1385 از آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران جمع آوری شده است و از دو نرم افزار excel و eviews استفاده شده است.
1-7- محدودیت های تحقیق
تعیین میزان ذخایر نیروی انسانی مورد نیاز یک کشور در حال توسعه مانند ایران با وجود کم بودن داده های مورد اطمینان مشکل است (قره باغیان 1371، 660) . بنابراین برای استخراج داده های آماری و جدول های مورد نیاز (داده های آموزشی و داده های هزینه ای) وقت زیادی صرف شد، چراکه داده ها به تفکیک استان به راحتی در دسترس نیستند. محدودیت دیگر، در دسترس نبودن موجودی سرمایه در استان ها است.
فصل دوم:
پایه های نظری و پیشینه تحقیق
2-1- سرمایه انسانی
در سال های اخیر در ادبیات رشد و توسعه انواع زیادی از سرمایه معرفی شده اند. به عنوان مثال نشریه سازمان همکاری اقتصاد و توسعه سرمایه های هر کشور را 5 نوع می داند: 1) سرمایه تولیدی یا فیزیکی مانند ساختمان ها، تجهیزات، نرم افزارهاو… 2) سرمایه طبیعی مانند آب، معدن، نفت، گاز، جنگل و … 3) سرمایه انسانی که به صورت دانش، مهارت و سلامتی در افراد متبلور می شود 4) سرمایه اجتماعی مانند هنجارها و شبکه هایی که فعالیت های دو طرفه و جمعی را آسان می کند 5) نهادهای عمومی و خصوصی و مناسبات اجتماعی مانند نظام سیاسی و حقوقی و اجزای آنها
(Organization for economic cooperation & development )
در این تحقیق تنها به بررسی سرمایه انسانی خواهیم پرداخت.
2-1-1- تعاریف سرمایه انسانی و شناخت اجمالی اجزای آن
ارتقاء و بهبود ظرفیت تولیدی افراد تعریفی است که از سرمایه انسانی شده است. این تعریف از یک جنبه گسترده و از جنبه دیگر محدود است، به عبارت دیگر تعریف جامع و مانع نیست (عمادزاده 1371، 15).
گستردگی تعریف در این جهت است که فرقی بین افزایش ظرفیت ناشی از سرمایه های فیزیکی، تکنولوژی، سازمان و تشکیلات وافزایش ناشی از بهبود کیفیت نیروی کار که غیر قابل انفکاک از انسان است، مانند افکار و افعال او، قائل نشده است، محدود بودن تعریف نیز به این جهت است که افزایش در قدرت کسب درآمد، لذت بردن، تفاهم با همنوع و رجحان های برتر در انتخاب مصرف که به افزایش ظرفیت تولید مربوط نمی شود، در تعریف گنجانده شده است.
سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی دارای افتراق و اشتراکی است. فرق مهم بین آن دو غیر قابل انفکاک بودن سرمایه انسانی از انسان است که در سرمایه فیزیکی این طور نیست. دیگر آنکه قیمت سرمایه انسانی معین نیست چون بازاری ندارد. بنابراین برای ارائه یک قیمت تقریبی، از اجاره ای که از دستمزد نیروی کار به دست می آید به عنوان جایگزین استفاده می شود. ولی قیمت سرمایه فیزیکی کاملا مشخص است. وجوه اشتراک آن دو نیز در تعمیر، ترمیم و تعویض هردو سرمایه فیزیکی و انسانی است. بدین معنی که سرمایه انسانی نیز مانند سرمایه فیزیکی باید مورد بازسازی قرار گرفته و حتی با پیشرفت علوم و ابداع روش های جدید دست به تعویض آن زده و از سرمایه های قدیمی چشم پوشی نمود (ویزی، ترجمه برهان منش 1372، 33).
هاربیسون در تعریف تشکیل سرمایه انسانی می گوید:”تشکیل سرمایه انسانی توأم است با سرمایه گذاری در پرورش انسان و توسعه قدرت خلاقیت و استعدادهای بالقوه و درونی او.”( هاربیسون 1962).
سرمایه های مولدی در وجود انسان ها جمع شده است. این سرمایه ها شامل مهارت ها و توانایی ها ، اندیشه ها، سلامتی و غیره است که ناشی از سرمایه گذاری در آموزش و برنامه های کارآموزی و مراقبت های پزشکی است (تودارو ، 697).
در این تعریف نیز مانند تعریف گذشته برخی از سرمایه های انسانی که به طور مستقیم بر تولید اثر نخواهد گذاشت تصریح نشده است. بنابراین در سرمایه گذاری های انسانی نباید صرفا افزایش تولیدی را مد نظر قرار داد که قادر به محاسبه و اندازه گیری آن هستیم، بلکه جنبه های دیگری را نیز باید دنبال کرد. برای روشن کردن این بحث، نیروی انسانی در سه سطح مورد بررسی قرار می گیرد:
الف) ابتدا بحث افزایش تولید مطرح می شده و همان طور که در تابع تولید ملاحظه می گردد، (Q=F(K,L)) بازده، تابعی از دو عامل سرمایه( فیزیکی) و نیروی انسانی است، ولی این نیروی انسانی(L) صرفا جنبه های کمیت نیروی کار و ساعات کار افراد محسوب می گشت، به این معنی که از ترکیب بهینه ای از میزان سرمایه و زمان نیروی کار، بیشترین بازده بدست می آمد. در این مرحله صرفا ازدیاد جمعیت یک جامعه از جنبه فراوان و ارزان بودن نیروی کار، سرمایه ای برای آن جامعه محسوب می گشت.
ب) در مرحله دوم کیفیت نیروی کار در مقابل کمیت آن مطرح گشت. یعنی با همان میزان ساعات کار و نیروی کار، ولی با افزایش مهارت ها، دانش و استعدادهای نیروی انسانی در کنار سرمایه های فیزیکی که پیچیده تر از قبل است موفق به افزایش بازده گشت. البته در این مرحله بود که در تخمین تابع تولید علت آنکه جزء پسماند میزان قابل توجهی از بازده را نمی توانست توضیح دهد آشکار گشت و مشخص شد که بخش عمده ای از جزء پسماند ناشی از کیفیت نیروی کار است. بنابراین در تابع تولید جدید، متغیر نیروی کار، به هر دو جنبه (کمیت و کیفیت) نیروی انسانی توجه نمود.
Q=F (K,L1,L2,L3,L4,…)
متغیرL کلیه عواملی را که در نیروی انسانی مؤثر است تا تولید Q را افزایش دهد تعریف می نماید. به عنوان مثال L1 ساعات کار نیروی کار، L2 میزان سواد و تحصیلات نیروی کار، L3 مهارت نیروی کار، L4 تندرستی و سطح بهداشت نیروی کار و … . در این مرحله بهبود متغیر های مربوط به نیروی انسانی، سطح تولید و بازده را افزایش داده است. بنابراین سرمایه انسانی مجموعه عوامل مربوط به انسان است که به طور مستقیم بر افزایش تولید مؤثر می باشد.