سلسله مراتب نیازهای مازلو و نوآوری سازمانی

دانلود پایان نامه

2-3-1مطالعات گذشته:
مقتدایی و آتش پور (1382) بابررسی سبک تفکر مدیران مدارس استان اصفهان دریافتند که بین مدیران زن و مرد از نظر سبک تفکر اجرایی تفاوت معنا دار وجود دارد، این در حالی است که بین سبک تفکر مدیران دارای سطوح مختلف تحصیلی تفاوت معنا داری وجود ندارد.
قنبری (1383) در پژوهشی تحت عنوان «سبکهای تفکر مدیران ومعاونین زن ومرد مقاطع راهنمایی ومتوسطه شهرستان فیروزآباد» به نتایج زیر دست یافت :
بین جنسیت (زن ومرد) در سبکهای تفکر قانون گرا، اجرایی، قضاوتی وکلی گرا تفاوت معنی داری وجود ندارد.اما بین جنسیت در سبک تفکر جزیی نگر تفاوت معنی دار وجود دارد.
بین سمت مدیر و معاون در سبکهای قانون گرا، اجرایی و جزیی گرا، قضاوتی و کل گرا تفاوت معنی داری وجود ندارد. تاثیر تعاملی جنسیت و سمت در سبکهای تفکر قضاوتی، کلی گرا و جزیی گرا رد می شود. اما تاثیر تعاملی جنسیت و سمت در سبکهای قانون گرا و اجرایی تایید می شود.
تفاوت بین مقاطع راهنمایی ومتوسطه در سبکهای قضاوتی وجزیی نگر معنی دار نمی باشد اما بین مقطع راهنمایی ومتوسطه در سبکهای قانون گرا، اجرایی وکلی نگر تفاوت معنی دار میباشد.
سلک و آتش پور (1384) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی رابطه بین سبک های رهبری (رابطه گرا و وظیفه گرا)و سبک تفکر در کارکنان مجتمع عسلویه» انجام گرفت نتایج زیر بدست آمده است :
بین سبک تفکر رابطه گرا و سبک های تفکر برون گرا و آزاد اندیش، و بین سبک تفکر وظیفه گرا و سبک تفکر اجرایی، جزیی نگر و ناسالار رابطه همبستگی معنا دار وجود دارد.
بین سن، میزان تحصیلات و سبک تفکر محافظه کار رابطه مثبت معنا دار و نیز سبک تفکر جرگه سالار و نا سالار رابطه ضعیف منفی برقرار است.
بین سبک تفکر (رابطه گرا –وظیفه گرا )و سن، میزان تحصیلات و سابقه کار به جز در سبک تفکر رابطه گرا و تحصیلات که رابطه ضعیف آماری برقرار می باشد، رابطه همبستگی معنا دار مشاهده نشد.
زارعی (1385)در پژوهشی تحت عنوان «بررسی رابطه انواع سبکهای تفکر ونوآوری سازمانی مدیران مدارس متوسطه شیراز » به نتایج ذیل حاصل گردید:
بین سبک تفکر و نوآوری سازمانی رابطه معنی دار وجود دارد.
سبک تفکر عمل گرایی بیشترین رابطه را با نوآوری سازمانی دارد. افراد نمونه مورد پژوهش بیشتر سبکهای تفکر تحلیل گرایی و آرمان گرایی را ترجیح داده و کمتر از سبک های تفکر عمل گرایی و ترکیبی استفاده کرده اند.
میزان نوآوری مدیران مدارس نسبتا بالا بوده ومدیران زن در مقایسه با مدیران مرد به طور معنی داری نوآوری سازمانی بیشتری دارند.
میرزا محمدی وزاهدی (1385) در پژوهش خود با عنوان «بررسی رابطه تامین سلسله مراتب نیازهای مازلو با میزان رضایت شغلی مدیران آموزشی» چنین نتیجه گرفتند که:
بین تامین سلسله مراتب نیازهای مازلو ومیزان رضایت شغلی مدیران، رابطه معنا دار وجود دارد جنسیت همبستگی منفی معنا داری با رضایت شغلی مدیران دارد. بعبارت دیگر، مدیران مرد، رضایت شغلی کم تری نسبت به مدیران زن دارند. پژوهشات زیادی صورت گرفته که نشان داده اند رضایت شغلی زنان از مردان بیشتر می با شد.
اسمیت (2001) در مقاله ای با عنوان «سبکهای تفکر نظریه–عمل در مهندسی وعلم»، دانش را در حکم عنصری که سازنده مجموعه های تفکر هستند، توصیف می کند. وی مفاهیم نظریه ای خود را به دو نمونه جداگانه، اما مرتبط یعنی به جوامع تکنیکی و مهندسان الکترونیک ربط داده است، به گونه ای که مهندسان الکترونیک را مصداقی برای توصیف سبکهای تفکر نظریه مدار وجوامع تکنیکی را نمونه ای برای سبکهای طراح مدار، معرفی کرده است.
شارن رودن (1995) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی سبکهای تفکر وتاثیر محیط گروهی بر بزرگسالان» به این نتیجه رسید که عملکرد افراد در گروه از هنگامی که بصورت فردی کار می کنند، متفاوت است. بعبارت دیگر محیط گروهی بر سبک تفکر افرادتاثیر می گذارد و همچنین یافته دیگر این پژوهش این است که افرادی که در محیط می توانند طبق سبک تفکر خودشان کار کنند رضایت شغلی بیشتری دارند.
ژانگ (2002) پژوهشی برروی 371 مرد جوان 18و19 ساله با هدف بررسی رابطه بین سبک تفکر و خلاقیت انجام داد. وی در این پژوهش از پرسشنامه سبک تفکر استر نبرگ و پرسشنامه خلاقیت تورانس استفاده کرد، و نتیجه گرفت که خلاقیت با سبک تفکر رابطه دارد، بدین صورت که با تفکر کل نگری رابطه مثبت و با تفکر جزءنگری رابطه منفی دارد.
چائو و هوانگ (2002) باهدف بررسی مقایسه ای سبکهای تفکر معلمان و دانشجویان رشته ریاضی پژوهشی را انجام دادند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که معلمان ودانشجویان زن بیش از همتایان مرد خود سبک آرمان گرایی را ترجیح می دهند. همچنین دانشجویان زن بیش از دانشجویان مرد، و معلمان مرد بیش از معلمان زن سبک تحلیل گرایی را ترجیح می دهند. در کل تحلیل گرایی بیشترین و سبک ترکیبی کمترین ترجیح را در این پژوهش داشته اند.
لی فنگ (2004) به این نتایج رسیده که افراد متهور واجتماعی دارای سبک تفکر برون گرایانه وافراد هنر گرا دارای تفکری بوده اند که مستلزم همرنگی با دیگران نبوده است. سبکهای تفکر تیپ اول شامل سبکهای قانونگرا،قضایی، کلی گرا و آزادمنشانه اند که پیچیده و خلاق هستند وتیپ دوم شامل سبکهای تفکر اجرایی، جزیی نگر و محافظه کار است که معمولاً ساده و مستلزم اطاعت از دیگران است، گرایش آنها به وضعیتهای مرسوم است و دارای همبستگی با سبکهای یادگیری بوده اند برای مثال در جایی میان یادگیری وتفکر کلی نگر، همبستگی معنادار مثبت و میان یادگیری وشیوه تفکر تحلیلی، همبستگی معنادار منفی برقراربوده است. در حالی که لی فنگ در پژوهش دیگر خود، میان یادگیری و تفکر تحلیلی همبستگی معنادار مثبت،اما با تفکر کلی نگر همبستگی معنادار منفی یافته است.
یافتههای پژوهش سلک و آتشپور(2006) با هدف بررسی رابطهی سبکهای رهبری و سبکهای تفکر مدیران، نشان داد که بین سبک تفکر رابطهگرا با سبکهای تفکر بروننگر و آزاداندیش و همچنین بین سبک تفکر وظیفه گرا با سبکهای تفکر اجرائی و جزئینگر رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد. بهعلاوه نتایج نشان داد که تنها بین سابقهی کاری با سبک تفکر محافظهکار رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد و بین سبکهای تفکر برحسب میزان تحصیلات تفاوت معناداری مشاهده نشد.
در پژوهشی توسط چنگ و چن (2001) به منظور بررسی سبکهای تفکر مدیران دانشگاه ها ، یافتهها نشان داد که سبکهای تفکر مدیران دانشگاه ها از نظر کارکرد، بیشتر اجرایی، در سبک بیشتر کلینگر، در حیطه، بیشتر بروننگر و در گرایش، بیشتر آزاداندیش میباشد (2008, p108).
یافتههای پژوهش جهانشاهی و ابراهیمی قوام ( 2006) به منظور بررسی رابطهی بین سبکهای تفکر با متغیرهای چون جنسیت و میزان تحصیلات، نشان داد که بین جنسیت و سبکهای تفکر اجرایی، قضاوتگر، جزئینگر، کلینگر و محافظهکار، و همچنین بین سبک تحصیلات با سبک تفکر قانونگذار رابطهی معناداری وجود دارد.
یافتههای پژوهش امیدوار و چاری (2008) به منظور بررسی سبکهای تفکر در دانشجویان نشان داد که در بین سبکهای تفکر، تنها در سبک تفکر قانونگذار برحسب جنسیت تفاوت معنیداری وجود دارد.
نتایج پژوهش پورکیانی و شاهیلو (2010) بهمنظور بررسی سبکهای تفکر مدیران دانشگاه ها نشان داد که بین سبکهای تفکر مدیران برحسب سبک تحصیلات تفاوت معنیداری وجود دارد. اما بین سبکهای تفکر برحسب جنسیت و سابقهی خدمت تفاوت معنیداری مشاهده نشد.
یافتههای پژوهش مقتدایی و آتشپور(2003) با هدف بررسی سبکهای تفکر مدیران دانشگاه ها ، نتایج نشان داد که بین مدیران مرد و زن از نظر سبک تفکر اجرایی تفاوت معناداری وجود دارد. در حالی که بین سبکهای تفکر مدیران با سطوح مختلف تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد (2006).