سیاست گذاری فرهنگی و گروه های اجتماعی

دانلود پایان نامه

دو دیدگاه نظری متفاوت درباره برنامه ریزی فرهنگی را می توان از یکدیگر تفکیک کرد. این دو عبارتند از:
الف) دیدگاهی است که با سیاست گذاری و برنامه ریزی در عرصه فرهنگ مخالف است.
بر اساس این دیدگاه اتخاذ سیاست های فرهنگی مشخص، تهدیدی علیه آزادی انتخاب فرد است (گوردون 1383، به نقل ازقاسمی، سعید، 1389) . لذا اصولا ضرورتی برای آن وجود ندارد. از طرف دیگر، فرهنگ مقوله ای کیفی و حاصل زندگی عده کثیری از مردم در یک شرایط مشابه و در مدت زمان نسبتا طولانی است، لذا نمی توان و نباید آن امر متعالی و کیفی را به زمین خاکی و عالم انسانی برنامه ریزی تنزل داد. این دیدگاهی است که توسط اکثر کشور های اروپایی و آمریکای شمالی پیگیری می شود. براساس رویکرد مذکور، تدوین سیاستی که کلیت فرهنگی یک کشور را در دایره شمول خود قرار دهد، اگر نگوییم ناممکن حتما امری دشوار است “تنوع فرهنگی”، “خلاقیت فرهنگی” و “تغییر فرهنگی” در این دیدگاه اصول اساسی تلقی می شود که برنامه ریزی فرهنگی –به ویژه توسط دولت –تهدیدی جدی برای آن محسوب می‏شود.
ب) دیدگاهی که سیاست گذاری فرهنگی را یک ضرورت می داند.
این دیدگاه برنامه ریزی فرهنگی را نه تنها امری میسر و “شدنی” بلکه آن را الزامی و اجتناب ناپذیر برمی‏شمرد در این دیدگاه برنامه ریزی فرهنگی تهدیدی برای آزادی انتخاب فرد محسوب نمی شود.
اگر دیدگاه اول را، دیدگاه فرهنگی لیبرالیسم بنامیم، اندیشه فرد مستقل و امیال و خواست های ویژه او– که نباید محدودیت و الزام بیرونی بر او حاکم باشد و برای او تعیین تکلیف کند – در مرکز آن جای می گیرد تصور چنین فرد مستقلی از شبکه مناسباتی که بر مبنای آن فرد و امیال او سازمان می یابد، اندیشه ای متافیزیکی است زیرا فرد همواره در شبکه ای از مناسبات جمعی تعریف و کم و بیش خواست های او در مناسبات مذکور، تعیین می شود در چنین شرایطی برکنار ساختن دولت و نظم مستقر از هدفگذاری در عرصه فرهنگ، به هیچ وجه جایگاهی برای آزادی فرد و انتخاب های آزادانه او فراهم نمی آورد، بلکه جای خالی دولت را منابع دیگر قدرت پر می کند. بر این اساس برنامه ریزی فرهنگی در کشورهای مختلف وضعیت متفاوتی پیدا می کند اگرچه وجودش در همه آن‏ها ضروری است. (کاشی 1379، به نقل از صالحی امیری1387) برنامه ریزی فرهنگی با هدف گذاری معقول سیاست گذار، جهت وصول به اهدافی مشخص و طرق عملی وصول به آن اهداف سامان پیدا می کند. برنامه ریزی فرهنگی بیش از آنکه به دگرگونی بیندیشد، به حفظ تعادلات موجود می اندیشد و به همین جهت ضرورتا باید عقلانی و عملی باشد. بنابراین بنیاد هر برنامه ریزی فرهنگی الگوی عقلانی از کنترل یا تحول در عرصه فرهنگ است در واقع فرض بر اینست که هر حوزه فرهنگی در هر زمان و مکان مشخص واجد ساختارها و ویژگی هایی است که تحت تاثیر اداره مسئولان فرهنگی قرار نمی گیرد. همین امر موجب پدید آمدن رویکردهای متفاوتی در این حوزه شده است. این رویکردها عبارتنداز: رویکردهای افراطی، تفریطی و میانه رو.
13-1رویکرد افراطی:
اندیشمندان این رویکرد در توصیف ساختارها چنان افراط کردند که اصولا دخالت و اندیشیدن و تحقق اهداف از پیش تعیین شده را در این زمینه منتفی قلمداد می کنند.
13-2رویکرد تفریطی
اندیشمندان این رویکرد در حوزه باور و کنش های مردم قائل به هیچ بنیادی نیستند. مردم در باور و الگوهای رفتاری خود متاثر از حوزه افکار عمومی هستند و افکار عمومی نیز خود توسط رسانه ها بازسازی می شود. طبیعی است در این حوزه نگرش به حوزه فرهنگ عمومی، سیاست گذاری فرهنگی قادر است به نحوی دلخواهانه در عرصه فرهنگ هدف گذاری کند.
13-3-رویکرد میانه رو
اندیشمندان این رویکرد به نحوی، تعامل میان ساختارهای فرهنگ واراده سیاست گذار فرهنگی قائل هستند. در اینجا فرهنگ واجد ساختارهایی است که نمی تواند موضوع هر هدف گذاری دلخواهانه قرار گیرد. بنابراین، از طریق شناسایی شالوده های هر نظام فرهنگی می توان پیشاپیش معلوم کرد که هر نظام فرهنگی چه هدف گذاری هایی را بر می تابد. طبیعی است که در این دیدگاه میانه می توان از برنامه ریزی فرهنگی سخن گفت سیاست گذاری فرهنگی، با شناسایی شالوده های یک نظام فرهنگی، حدود ممکن تحول در عرصه فرهنگ را تشخیص می دهد و در آن حدود سیاست گذاری می کند و سیاست گذار فرهنگی چاره‏ای جز آن نخواهد داشت که در اهداف آرمانی و اخلاقی خود در نسبت به آن حدود ممکن چنان تعدیلاتی انجام دهد که قادر به بیشترین اثر گذاری با صرف کمترین هزینه در عرصه فرهنگ شود بنابراین برنامه ریزی در عرصه فرهنگ بدون شناسایی امکانات و شالوده های یک نظام فرهنگی ممکن نیست. (کاشی، 1386)
14-ضرورت مدل فرهنگی برای برنامه ریزی فرهنگی
به ضرورت عینی، نداشتن برداشت عمیقی از فرهنگ و فعالیت فرهنگی، جدی نگرفتن اصلاح فرهنگی جامعه، پرداختن به توسعه کمی محصولات فرهنگ بدون محاسبه جدی تاثیرات فرهنگی آن، نپرداختن به تغییر ساختارهای فرهنگی و روش های اداره فرهنگ، نداشتن تصویر روشن و نظام مند از عوامل و اهداف فرهنگی، از عوامل ضرورت دستیابی به مدل فرهنگی برای سامان دهی و تعالی فرهنگی جامعه است (پیروزمند، 1381 به نقل ازحیدری زاده، الهه، 1387) برنامه ریزی فرهنگی ملاک تصمیم گیری های اجرایی فرهنگی است. مدل فرهنگی روشی است که بر مبنای مشخص به برنامه ریز فرهنگی، قابلیت “ارزیابی، امکان تصمیم‏گیری، قدرت کنترل و تصمیم بهینه” می دهد. ضرورت دستیابی به مدل فرهنگی، به ضرورت عقلی و عینی قابل اثبات است. مدل فرهنگی مبتنی بر مبانی و متناسب با اهداف تنظیم گشته است. (همان ص21)
15-رویکرد های برنامه ریزی فرهنگی
چندین رویکرد نسبت به برنامه ریزی فرهنگی وجود دارد از جمله رویکرد جدید برنامه ریزی فرهنگی پالمر، مدل برنامه ریزی منابع فرهنگی (برن استین) ، برنامه فرهنگی برودی، مدل استراتژی فرهنگی فیلاردی، که از میان این رویکردها، رویکرد برنامه فرهنگی برودی به موضوع پژوهش قرابت بیشتری دارد بدلیل پیچیدگی این مدل، اطلاعات مربوط بدان ابتدا توضیح و شرح داده و سپس برای درک بهتر مطالب به صورت نمودار درختی (نمودار شماره 3) نمایش داده شد ه است. لذا در اینجا لازم است به توضیح در باره این رویکرد پرداخته شود.
15-1برنامه فرهنگی برودی:
از نظر برودی شهردار شهر هولروید یک شهر خلاق در برگیرنده ایده ها و اندیشه های جامعه و ترغیب اعضای آن برای تفکر خلاق است. شهر خلاق و پویا، با انرژی، زیرک و نو آور است برنامه فرهنگی، پتانسیل خلاق جامعه، توانگر کردن و مشارکت مردم جامعه، و زندگی کاری را توسعه می دهد. در راستای هدف رشد و توسعه، نیاز برای سرمایه گذاری در خلاقیت، یادگیری و دانش برای نیروی کار آینده، تعلیم و تربیت افراد جوان دارای اهمیت فراوانی است از نظر وی فرهنگ بخش مهم و اساسی از زندگی است. که نشان دهنده هویت ما و شیوه ای است که ما زندگی می کنیم و این که ما چه کسی هستیم را نشان می دهد. در حقیقت فرهنگ ما یک بیانیه و شرح حالی است از اینکه چه کسی هستیم و نشان دهنده ی ایده ها، اعتقادات، و ارزش های ماست و هویت و انتظارات ما را از آینده منعکس می نماید. شورای شهر هالروید برنامه فرهنگی را برای ایجاد و تقویت فرصتها در جهت ایفای تعهدات برای مشارکت در فرهنگ و افزایش قدرت و جاذبه فرهنگی شهر هالروید توسعه می دهد. برنامه فرهنگی به دنبال برنامه سال 1996 برای پنجسال آینده سال‏های (2011-2006) ، تدوین شده است که دارای ساختار ی در جهت انسجام خلاقیت، نوآوری، تفکر خلاق و نو آور و مشارکت در فرایند کاری است. (برودی 2005، به نقل از کاووسی، اسماعیل، 1387)
نمودار شماره 1: انواع برنامه فرهنگی (برودی. 2005)
این برنامه فرهنگی از دو بخش تشکیل شده است: 1- چارچوب فرهنگی شامل: مفاهیم، اصول و چشم انداز 2-برنامه اجرایی فرهنگی که شامل چهار الگو و اهداف آن‏ها در جهت رسیدن به چشم انداز می باشد.
موفقیت به کار گیری این برنامه فرهنگی منافع زیادی را در بر خواهد داشت که شامل توازن فرهنگی، تنوع فرهنگی و احترام به فرهنگ ها، بهبود و ارتقاء مکان های عمومی، تعامل گروه های اجتماعی، مشارکت فعال در فعالیت های خلاقانه و فرصت های بیشتر برای اظهار فرهنگی می باشد. (همان: 7-1)
چارچوب فرهنگی (CF)
چشم انداز
اصول سیاست های فرهنگی
چشم انداز: در بر گیرنده نو آوری و ایده های جدید برای پایداری و افزایش قدرت و جاذبه فرهنگی است.