سیستمهای اطلاعاتی مدیریت و کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه

سرمایه مشتری (رابطه‌ای)؛ عبارتست از سرمایه‌ای که تمام ابعاد و مشخصه‌های مشتری را آدرس‌دهی می‌ند، دانش مشتری را بــه وجود می‌آورد، روابط را با مشتری شکل می‌دهد و برداشت آنها را از محصولات یا خدمات سازمان ایجاد می‌کند (شاه‌سمندی، 1384).
متغیر وابسته:
عملکرد؛ عبارت است از مجموعه‌ای از اقدامات به هم پیوسته‌ای از سیاستها و رویه‌ها و اقداماتی که روی دستیابی اهداف از طریق تمرکز روی عملکرد ابعاد سازمانی تأکید دارد (حبیبی، 1392).
1-7-2) تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق؛
متغیرهای مستقل:
سرمایه فکری؛ سرمایه فکری با توجه به شاخصهایی همچون سرمایه انسانی، مشتری و ساختاری در سازمانها قابل سنجش و محاسبه می‌باشد (چانگ و یانگ، 2013).
سرمایه ساختاری؛ این سرمایه با استفاده از شاخصها و مؤلفه‌هایی همچون نوع ساختار سازمان، مدیریت استراتژیک ساختار سازمانی، جریان اطلاعات در سازمان و خط‌مشی‌ها و راهبردهای سازمان در چارچوب ساختار سازمان قابل اندازه‌گیری می‌باشد (چانگ و یانگ، 2013).
سرمایه انسانی؛ این سرمایه با توجه به مؤلفه‌هایی همچون قابلیت و توانائیها، مهارتها و دانش ضمنی و آشکار منابع انسانی سازمانها و همچنین وجود پایگاه دانش در خصوص برقراری نظام ارتباطی یکپارچه قابل اندازه‌گیری می‌باشد (چانگ و یانگ، 2013).
سرمایه مشتری؛ با توجه به شاخصهایی مانند جریان درآمد مشتریان به سمت سازمان، الگوی ارتباطات سازمان با مشتریان، تقابل و تعامل دانش در جریان سازمان با مشتریان و جریان سیستمهای اطلاعاتی مدیریت در سازمان قابل اندازه‌گیری می‌باشد (چانگ و یانگ، 2013).
متغیر وابسته:
عملکرد؛ فرایندی است مبتنی بر یک سری فعالیتها و به نحوی بنا شده است که باید از طریق تضمین بهبود مستمر عملکرد افراد و گروهها در جهت اهداف راهبردی و اثربخشی سازمانی طراحی شود (حبیبی، 1392).
1- 7) قلمرو پژوهش
1-7-1) قلمرو زمانی پژوهش: قلمرو زمانی پژوهش حاضر در سال 1392 است.
1-7-2) قلمرو موضوعی پژوهش: قلمرو موضوعی پژوهش به طور اعم در چارچوب تئوری سازمان و حوزه عملکرد سازمانی می‌باشد.
1-7-3) قلمرو مکانی پژوهش: قلمرو مکانی پژوهش حاضر محدود به شعب بانکهای استان گیلان می‌باشد.

فصل دوم
ادبیات تحقیـق
2ـ 1) مقدمه
نتایج حاصل از بسیاری از تحقیقات درباره نقش و اهمیت سرمایه فکری در رشد و توسعه سازمانها و بعضاً رشد جوامع بشری، بر این نکته تأکید دارد که جوامعی توسعه یافته تلقی می‌شوند که به توسعه سرمایه‌های فکری خود پرداخته باشد. امروزه محققان پی برده‌اند که سرمایه فکری جزء ضرورتهای انکارناپذیر هر سازمانی تلقی شده و سرمایه‌ای بی‌پایان در جهت رشد و توسعه سازمانها و کشورها هستند طوری که طی نیم قرن گذشته بخش قابل توجهی از پیشرفت کشورهای توسعه یافته مرهون تحول در سرمایه فکری آنها بوده است. اگر در گذشته کار، سرمایه و زمین عوامل اصلی تولید به حساب می‌آمدند، امروز تغییرات فناوریها، فاکتورهای نیروی انسانی و ارتقاء سطح سرمایه فکری به عنوان عوامل رشد تلقی می‌شوند (نوروزی، 1384). تجارب ارزنده سازمانهای موفق و پیشرو درباره ارزش سرمایه فکری، مبین اهمیت آن در سازمانهاست. آنها عظمت و بزرگی سازمان خود را به اندازه کسانی می‌دانند که برایشان کار می‌کنند، محور اصلی رشد کسب و کار خود را بر مبنای کارکنان خود بنا نهاده‌اند، انسان را ســـرچشمه تمامی خلاقیتها، نوآوریها، تواناییها و زیباییها می‌دانند و معتقدند چنانچه فضا و شرایط برای انسان شاغل در سازمان فراهم شود، تواناییهای او شکوفاتر و متجلی می‌شود این گونه سازمانها کامیابی یا شکست سازمان یا مؤسسه خود را به میزان وفاداری و شایستگی نیروی انسانی، مشتریان و ساختار سازمانی خود نسبت می‌دهند و در نهایت بر این اعتقادند که اگر سازمانی شایستگی حفظ سرمایه‌های فکری خود را نداشته باشد، به آرامی به افول کشیده خواهد شد (چانگ و یانگ، 2013). افزون بر موارد اشاره شده در بالا در دو دهه اخیر، می‌تون چنین اذعان نمود که با بررسی و تحلیل سرمایه‌های فکری و اهمیت ویژگیهای آن در حیطه عملکرد مالی سازمانها می‌توان دریافت که برخورداری از سرمایه‌های فکری برای ادامه حیات سازمانها به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است. بخصوص اگر روند تغییر و تحولات در جامعه به دقت مورد ارزیابی واقع شود. این نتیجه هم حاصل می‌شود که جامعه فراصنعتی امروز، جامعه‌ای اطلاعاتی است که در آن به تدریج فناوریهای نیروافزا جای خود را به فناوریهای دانش‌افزا و سرمایه‌های فکری می‌دهند و در محیط پویا و پیچیده امروزی برای سازمانها ضروری است که به طور مداوم سرمایه‌های خود را به شکل ایجاد، اعتباربخشی و کاربرد در محصولات و خدمات نوین خود بکار گیرند. بنابراین، مدیریت سازمانها باید با تکیه بر سرمایه‌های فکری برتر اتخاذ تصمیمات معقول‌تر در موضوعهای مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانایی را پیدا کنند (مجتهدزاده، علوی طبری و مهدی‌زاده، 1389).
بخش اول؛ سرمایــــه فکـــــری
2ـ2) سرمایه فکــری
امروزه همه می‌دانند که اینترنت و شبکه جهان‌گستر وب، پیام‌آور ظهور دوره جدیدی بنام عصر دانش و وداع با عصر صنعتی است. در عصر صنعتی که در دهه 1890 آغاز گردید بر تولید و توزیع انبوه تأکید می‌شد. اما در عصر دانش، آنچه که موجب موفقیت تجارت و صنعت می‌شود، دانش بشر است. این دارایی نامشهود به عنوان سرمایه فکری شناخته می‌شود و گسترش سرمایه فکری، حوزه حیاتی ایجاد منفعت است. نتایج حاصل از بسیاری از تحقیقات درباره نقش و اهمیت سرمایه فکری در رشد و توسعه سازمانها و بعضاً رشد جوامع بشری، بر این نکته تأکید دارد که هیچ جامعه‌ای توسعه نیافته است، مگر آنکه به توسعه سرمایه فکری خود پرداخته باشد. امروز محققان پی برده‌اند که سرمایه فکری، عامل باارزش و سرمایه‌ای بی‌پایان در جهت رشد و توسعه سازمانها و کشورها هستند. طوری که طی نیم قرن گذشته بخش قابل توجهی از پیشرفت کشورهای توسعه یافته مرهون تحول در سرمایه فکری آنها بوده است. اگر در گذشته کار، سرمایه و زمین عوامل اصلی تولید به حساب می‌آمدند، امروزه تغییرات فناوریها، فاکتورهای نیروی انسانی و افزایش بهره‌وری به عنوان عوامل رشد تلقی می‌شوند. تجارب ارزنده سازمانهای موفق و پیشرو درباره سرمایه فکری، مبین اهمیت سرمایه‌های انسانی شاغل در آن سازمانهاست. آنها عظمت و بزرگی سازمان خود را به اندازه کسانی می‌دانند که برایشان کار می‌کنند، محور اصلی رشد کسب و کار خود را بر مبنای کارکنان خود بنا نهاده‌اند، انسان را سرچشمه تمامی خلاقیتها، نوآوریها، تواناییها و زیبایی‌ها می‌دانند و معتقدند چنانچه فضا و شرایط برای انسان شاغل در سازمان فراهم شود، تواناییهای او شکوفاتر و متجلی می‌شود این گونه سازمانها کامیابی یا شکست سازمان یا مؤسسه خود را به میزان سرمایه فکری خود نسبت می‌دهند و در نهایت بر این اعتقادند که اگر سازمانی شایستگی حفظ سرمایه فکری خود را نداشته باشد یا افرادی را برای حفظ ارزشها و برترینهای خود انتخاب نکند، به آرامی به افول کشیده خواهد شد (ابراهیمی و نمازی، 1388).
در راستای تبیین نقش و مفهوم سرمایه فکری موضوع مهم آن است که ما فاقد یک سیستم سنجش قابل مقایسه هستیم که ما را قادر سازد تا به افراد به همان اندازه‌ای توجه کنیم که به مسائل مادی توجه می‌کنیم. تعدادی از شرکتهای بین‌المللی، متخصصان و مشاوران شروع به بررسی کردن روشهای متعددی برای شناسایی، اندازه‌گیری و گزارش‌دهی سرمایه فکری درون سازمانها کرده‌اند. طی این روند، نسلهای جدیدی از گزارشهای حسابداری داخلی و خارجی درون سازمان ها پدیدار شده‌اند. نتایجی که از گزارش‌دهی سرمایه فکری به دست می‌آید، شامل بهبود روحیه کارکنان، جابجایی کمتر کارکنان، افزایش سرمایه‌گذاری در توسعه سرمایه فکری، ارزشمند قلمداد کردن سرمایه فکری شرکت به وسیله کارکنان عالی رتبه نسبت به قبل و درک بهتر فاکتورهای اصلی است که برای توسعه و رشد مستمر، حیاتی هستند (همتی، کرامتی فرهود وشیپوریان، 1392).