سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات و فرآیند مدیریت استراتژیک

دانلود پایان نامه

فرآیند مدیریت استراتژیک در برگیرنده سه مرحله اساسی است: تدوین استراتژی، اجرای استراتژی و کنترل (ارزیابی) استراتژی. تدوین استراتژی که به آن برنامه‌ریزی استراتژیک هم گفته می‌شود، شامل تعیین و تدوین ماموریت و چشم‌انداز سازمان،تعیین اهداف استراتژیک، تحلیل عوامل خارجی مؤثر بر سازمان برای شناخت فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی و همچنین تحلیل عوامل داخلی برای شناخت نقاط قوت و ضعف سازمان و در نهایت انتخاب استراتژی‌های برتر برای ادامه فعالیت می‌باشد.

نمودار 2-5 – فرآیند مدیریت استراتژیک (دیوید 1999)

اجرای استراتژی اشاره به تعیین اهداف کوتاه مدت و سالیانه منبعث از اهداف استراتژیک، تعیین سیاست‌ها و ایجاد انگیزه و تخصیص مناسب منابع برای تحقق استراتژی‌ها و دستیابی به اهداف دارد.
کنترل یا ارزیابی استراتژی مرحله آخر فرآیند مدیریت استراتژیک می‌باشد که شامل سه فعالیت عمده است، ارزیابی و پایش عوامل داخلی و خارجی که پایه‌ی استراتژی‌های کنونی است؛ محاسبه و سنجش عملکردها و اقدامات اصلاحی برای اصلاح انحرافات و انجام تغییرات در صورت نیاز. الگوی جامع مدیریت استراتژیک در نمودار 2-6 نشان داده شده است.

نمودار 2-6 – الگوی جامع مدیریت استراتژیک (دیوید: 1988)
2-4-3- سطوح مدیریت استراتژیک
فرآیند مدیریت استراتژیک دارای سه سطح می‌باشد. بدین معنی که در سازمان‌های بزرگ با ساختارهای بلند، استراتژی‌ها در سه سطح از سازمان/ شرکت تعیین می‌شوند؛ در سازمان‌هایی که کوچک بوده و از ساختار تخت‌تری برخوردارند، ممکن است در دو سطح تعیین شوند (معمولاً سطح کل سازمان/ شرکت و سطح واحدهای کسب و کار یکی است).
سطوح سه‌گانه مدیریت استراتژیک عبارتند از:
سطح کل سازمان/ شرکت : هدف از تدوین استراتژی در این سطح، هدایت کل مجموعه و تخصیص بهینه منابع در آن است. در واقع جهت حرکت کل گروه سازمانی در این سطح مشخص می‌شود و اهداف و مقاصد عمومی به منظور نیل به آنها تعیین می‌شوند. استراتژی‌های این سطح را استراتژی‌های کل شرکت/سازمان می‌نامند.
سطح بخشی/ واحد کسب‌وکار استراتژیک : در سازمان‌های بزرگ که دارای واحدهای مستقل مختلفی هستند، در راستای اهداف و استراتژی‌های سطح کل سازمان، برای هر کدام از بخش‌ها یا کسب‌وکارهای استراتژیک سازمان نیز اهداف و استراتژی‌هایی تعیین می‌شود. به استراتژی‌های این سطح استراتژی‌های کسب و کار اطلاق می‌شود.
سطح وظیفه‌ای/کارکردی : در این سطح نیز بر اساس اهداف و استراتژی‌های سطوح بالاتر برای هر کدام از وظایف واحدهای کسب‌وکار استراتژیک، استراتژی وظیفه‌ای تعیین می‌شود. مسئولیت بزرگتر و اصلی مدیران این سطح، اجرا یا پیاده کردن استراتژی‌ها و برنامه‌‌های استراتژیک سازمان است. برای سطح وظیفه‌ای ممکن است مجموعه‌ای از استراتژی‌ها وجود داشته باشد که هر کدام در جهت استفاده بهینه از منابع در دسترس به منظور کمک به استراتژی‌های واحد کسب‌وکار تدوین می‌شوند. استراتژی‌های این سطح را استراتژی‌های وظیفه‌ای می‌گویند.
باید توجه داشت که بین سه سطح سازمانی، واحد کسب وکار و وظیفه‌ای، تعامل و وابستگی بسیار نزدیکی وجود دارد و باید به‌صورت یک کل در نظر گرفته شوند تا منجر به موفقیت سازمان شوند و نیز باید هدف‌های همدیگر را پوشش دهند و میانشان سازگاری و هماهنگی برقرار باشد. این سه سطح در نمودار 2-7 نشان داده شده است.
نمودار 2-7 – سطوح مدیریت استراتژیک

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل دوری از رفتار جرأتمندانه و ابراز وجود در روانشناسی بالینی

نگرش استراتژیک را می‌توان یک نگرش عام دانست زیرا به مقوله ها و موضوعات گوناگون می‌توان از منظری استراتژیک نگریست. به طور مثال می‌توان به اقتصاد، پزشکی و یا اداره یک کشور از منظری استراتژیک نگریست و همینطور به فناوری اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی. یکی از نتایج نگرش استراتژیک به مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات را می‌توان در جدا نمودن آن به دو سطح استراتژیک و عملیاتی دانست (البته این جدایی انتزاعی است). از ویژگی‌های بارز سطح استراتژیک مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات، آینده‌نگری، آرمان‌گرایی و بلندنظری است و از ویژگی‌های سطح مدیریت عملیاتی سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات، کوتاه مدت بودن، حال بینی و حال نگری است. تفاوت این دو سطح، در نمودار 2-8 مشخص شده است.