سیستم اطلاعات جغرافیایی و کتابخانه ملی ایران

دانلود پایان نامه

در مقایسه با گستره و روند پژوهش‌ها در خارج از کشور در مورد منابع خاکستری، پژوهش‌های بسیار اندکی در ایران انجام گرفته است. از معدود پژوهش‌هایی انجام گرفته در کشور پژوهش‌هایی است که در ادامه معرفی می‌شوند. در مورد مدیریت منابع خاکستری، براساس جستجوهایی که پژوهشگر انجام داده است تاکنون هیچگونه پژوهشی در داخل شناسایی نشد و یا اینکه پژوهشگر نیافته است.ولیکن از آن‌جا که در اکثر کتابخانه‌ها منابع خاکستری را با عنوان منابع غیرکتابی می‌شناسند برخی از مهمترین نوشته‌ها و پژوهش‌های موجود در زمینه مدیریت منابع غیرکتابی معرفی می‌شوند.
2-3-1-1 منابع خاکستری
منصوریان (1390) در یادداشتی در سایت لیزنا با عنوان “پیامدهای دسترسی آزاد و مشروط به «منابع خاکستری” به این موضوع پرداخت که هر منبع اطلاعاتیِ چاپی یا الکترونیکی – اعم از کتاب، نشریه، پایان‌نامه یا خبرنامه – که پس از تدوین و تولید وارد بازار نشر نشود، جزء انتشارات خاکستری محسوب می‌شود. بر این اساس، انتشارات خاکستری منابع اطلاعاتی خاصی هستند که با هدفی خاص و مخاطبی ویژه تولید می‌شوند، اما به دلیل تکثیر در سطح محدود و هدف غیرتجاری امکان دسترسی به آن‌ها در بازار نشر وجود ندارد. انتشارات خاکستری معمولاً از طریق پدیدآور حقیقی یا حقوقی در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرند.
اصنافی (1392) در کتابی با عنوان “درآمدی بر منابع خاکستری” برخی از مقالات ترجمه شده مختلف مرتبط با منابع خاکستری را گردآوری و تلخیص کرده است.
2-3-1-2 مدیریت منابع خاکستری
صمیمی (1354) در پایان‌نامه خود با عنوان “بررسی وضعیت نقشه‌ها و اطلس‌ها در ایران به‌ویژه در کتابخانه‌های تهران” در مورد تاریخچه نقشه از نظر بین‌المللی و سابقه آن در کتابخانه‌ها، انواع نقشه، نحوه انتخاب، ارزیابی، حفاظت و نگهداری، اعتبار ناشران نقشه و سابقه انتشاراتی آن‌ها در ایران، قوانین فهرست‌نویسی انجمن جغرافیای آمریکا صحبت نموده و به بررسی مجموعه نقشه‌ها و اطلس‌ها در کتابخانه‌های تهران و پنج شهر شیراز، اصفهان، اهواز، تبریز و مشهد پرداخته است. در این پایان‌نامه از روش پژوهش پیمایشی استفاده شده است.
طاهری (1380) در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “بررسی وضعیت مواد غیرکتابی در کتابخانه ملی” به این نتایج دست یافته است: 1- تا قبل از اعلام مصوبه هیات وزیران برای واسپاری مواد غیرکتابی به کتابخانه ملی در تاریخ 21/2/1378 این کتابخانه فاقد خط‌مشی مدون و مصوب بوده، در نتیجه مجموعه‌های گرد آمده تصادفی بوده‌اند؛ 2- تاکنون سازماندهی این مواد (به جز نقشه‌ها) به‌طور کامل انجام نگرفته است؛ 3- آیین‌نامه استفاده از منابع کتابخانه ملی، پیش‌بینی‌های لازم در مورد امانت دادن مواد اعم از کتابی و غیرکتابی، انجام نگرفته است، لذا مراجعان فقط در محل می‌توانند از مواد استفاده کنند، به جز میکروفرم و نوارهای صوتی و تصویری که به تقاضای مراجعه‌کننده و پرداخت هزینه لازم نسخه‌ای تهیه و در اختیار گذاشته می‌شود؛ 4- وضعیت نیروی انسانی به دلیل نبودن نمودار سازمانی منسجم، طبیعتا مناسب نیست و فقط بنا به نیازهای موردی نیروی انسانی این کار به واحدهای مربوط اختصاص یافته‌اند؛ 5- برای تهیه این مواد بودجه و سیاستی مشخص که در آن نسبت به اولویت‌های مواد تعیین شده باشد وجود ندارد؛ 6- حفاظت و نگهداری کپسول آتش‌نشانی و سیستم خودکار اعلام خطر مجهز است، و به منظور مبارزه با آفات زیستی سالی دو بار سم‌پاشی انجام می‌گیرد.
طلوعی (1381) در پژوهشی با عنوان “نحوه نمایه‌سازی پایان‌نامه‌ها در مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشور” ضمن ذکر تاریخچه‌ای کوتاه از مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشور به چگونگی نمایه‌سازی پایان‌نامه‌ها در مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشور پرداخته است. نتایج پژوهش نشان داده است که در این مرکز سیاست واحدی برای استفاده از زبان نمایه‌سازی وجود ندارد و دانش و سلیقه شخصی اساس کار نمایه‌سازی مدارک قرار می‌گیرد. تنوع موضوعی مدارک نیز با توجه به توانایی و سلیقه فردی مشکلات را در انتخاب کلیدواژه‌ها و در نهایت نمایه‌سازی منابع به وجود آورده است.
بنی‌اقبال و رضایی (1383) در پژوهشی با عنوان “بررسی وضعیت نمایه‌سازی مواد مکتوب غیرکتابی در پژوهشگاه‌های شهر تهران” به بررسی وضعیت نمایه‌سازی مواد مکتوب غیرکتابی در پژوهشگاه‌های شهر تهران پرداختند. روش پژوهش پیمایشی است و اطلاعات مورد نظر از طریق پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه گردآوری شدهاست.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از مجموع 11 پژوهشگاه مورد بررسی، 5 پژوهشگاه برای سازماندهی منابع مکتوب غیرکتابی خود از روش نمایه‌سازی، یک پژوهشگاه از روش فهرست‌نویسی، یک پژوهشگاه از طریق ورود اطلاعات تمام متن مدرک در قالب pdf و یک پژوهشگاه نیز از طریق نمایه‌های موجود در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی استفاده می‌کنند. سایر کتابخانه‌ها هیچ گونه اقدامی برای سازماندهی منابع خود انجام نداده‌اند.
طاهری (1383) در پژوهشی با عنوان “نقشه و اطلس در کتابخانه ملی” به چگونگی دریافت، مجموعه‌سازی، خدمات و فضا و تجهیزات تخصیص‌یافته برای نقشه‌ها و اطلس‌ها پرداخت. این پژوهش که با هدف بررسی وضعیت نقشه‌ها در کتابخانه ملی انجام شده است به روش مطالعه موردی و سندی انجام گرفت.
امین‌الرعایا (1386) در پژوهشی با عنوان “سازماندهی منابع غیرکتابی کتابخانه ملی ایران” به شناخت شیوه‌های سازماندهی منابع غیرکتابی در کتابخانه ملی ایران پرداختند. تمامی منابع غیرکتابی کتابخانه ملی ایران براساس قواعد فهرست‌نویسی انگلوامریکن فهرست‌نویسی توصیفی شده و فهرست‌نویسی تحلیلی آن‌ها با استفاده از اصطلاحنامه فرهنگی فارسی (اصفا) تهیه می‌شود. در این پژوهش به تناسب ضرورت‌ها از دو روش سندی و کتابخانه‌ای و روش پیمایشی استفاده شده است.
کهن (1387) در پژوهشی با عنوان “منابع غیرکتابی در کتابخانه ملی ایران”در مورد شیوه‌های فرآهم‌آوری، سازماندهی، آماده‌سازی و سرویس‌دهی منابع غیرکتابی در کتابخانه ملی بحث کرده است.
سرلک، بزرگی و بنی‌اقبال (1389) در پژوهشی با عنوان “ارزیابی سازماندهی مواد غیرکتابی موجود در مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی کشور” به بررسی شیوه‌های سازماندهی منابع غیرکتابی موجود در مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی کشور پرداختند. روش پژوهش پیمایشی توصیفی است و جامعه آماری شامل 19320 کار برگه‌های شش منبع غیرکتابی سازماندهی شده و موجود در پایگاه اطلاعات نقش جهان این مرکز است که با روش نمونه‌گیری تصادفی 531 رکورد به عنوان جامعه نمونه تعیین شد. براساس یافته‌های پژوهش به پرسش‌های پژوهش پاسخ داده شد: 6/99 درصد منابع دارای عنوان فرعی، 8/66 درصد دارای شرح پدیدآور، 2/22 درصد دارای شرح پدیدآور همکار، 3/85 درصد دارای وجه تسمیه، 8/71 درصد جزئیات نشر و 8/29 درصد دارای توصیف مادی، 9/59 درصد دارای شرح یادداشت، 9/0 درصد عنوان به زبان دیگر و 2/19 درصد دارای فهرست مندرجات طبق قوانین انگلوامریکن می‌باشند. 3/24 درصد نام پدیدآورندگان و نام سازمان‌ها مستند شده است. 9/53 درصد از توصیفگرها تحت پوشش اصطلاحنامه اصفا و تنها 2 درصد از اصطلاحنامه فنی و مهندسی انتخاب شده است. بین فهرست‌نویسی توصیفی و تحلیلی منابع مورد بررسی تفاوت معنادار مشاهده می‌شود به این مفهوم که فهرست‌نویسی توصیفی بیشتر انجام شده است. طبق آزمون خی‌دو، فرضیه پژوهش تایید نشد و مشخص گردید که در فهرست‌نویسی توصیفی کمتر از 50 درصد از منابع، طبق قوانین انگلوامریکن سازماندهی نشده‌اند.
آزاده و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان “بررسی سازماندهی مواد غیرکتابی کتابخانه‌های بیمارستانی و دانشکده‌ای دانشگاه علوم پزشکی تهران” به این نتیجه رسید که درصد پایین سازماندهی و عدم استفاده از قواعد و ابزارهای آن نشان از کم توجهی به بعضی از مواد غیرکتابی است. درصد پایین آشنایی کتابداران با خدمات نمایه‌سازی و چکیده‌نویسی (32 درصد) و همچنین اصطلاحنامه‌ها (45 درصد) می‌تواند دلیلی بر این کم‌توجهی باشد. روش پژوهش پیمایشی و از نوع پژوهشی بود.
2-3-2 پیشینه‌ پژوهش در خارج
در خارج از کشور پژوهش‌های متعددی در زمینه منابع خاکستریو مدیریت آن‌ها انجام شده است که برخی از مرتبط‌ترین آن‌ها معرفی می‌شوند. اگرچه بیشتر مطالب در این زمینه نیز توصیفی و فاقد یافته‌های پژوهشی‌اند.
2-3-2-1 منابع خاکستری
اینا (2000) در پژوهش خود با عنوان “منابع خاکستری و کتابخانه و مطالعه‌های اطلاعاتی: یک چشم‌انداز جهانی” که طی سال‌های1997-1993 صورت داده بود، مشخص نمود که قاره اروپا 6/39 درصد در انتشار منابع خاکستری نقش داشته است. دراین میان، سهم قاره آسیا 9/4 درصد بودهاست. 1/63 درصد از قالب‌های منابع خاکستری تولید شده به صورت مجموعه مقالات است. 4/49 محتوای موضوعی مواد تولید شده در قالب منابع خاکستری در حیطه مجموعه گستری بودهاست.
گلفاند (2000) در پژوهشی با عنوان “چالش‌های جدید متون خاکستری برای کتابخانه‌های تحقیقاتی” به این صورت مطرح کرد که، متون خاکستری گذشته پرتلاشی را داشته‌اند به ویژه با ورود به عرصه‌های خاص و چرخه‌های دانشگاهی و تجاری. این متون به دلیل وارد شدن به عرصه‌های رسمی مثل کتابخانه‌ها با چالش‌های زیادی در شناسایی، جمع‌آوری، فرآهم آوری، پردازش و استفاده آن‌ها روبرو شده‌اند که مهم بوده و اخیرا به دلیل دسترسی و نشرالکترونیک از اهمیت بیشتری برخوردار شده‌اند.ظهور وب باعث شده که متون خاکستری برتری‌های خاصی را پیدا کند. در این مقاله به این صورت مطرح شده است که با وجود تقاضاهای زیادی که برای متون خاکستری وجود دارد پس چرا به صورت یکی از عملکردهای استاندارد وارد بازار نشر نمی‌شود که در نهایت مراحل تولید و توزیع را گذرانده تا کتابخانه‌ها مثل سایر محصولات تجاری برای آن پول پرداخت کنند. در این مقاله آمده است که، آن‌چه که کتابخانه‌های تحقیقاتی نیاز است برای افزایش اطلاعات به‌کار گیرند، متون خاکستری است، و فهمیدن اینکه آموزش و یادگیری تنها به مدرسه و دانشگاه محدود نمی‌شود بلکه چالش تمام عمر است و کتابخانه‌ها و همچنین کتابداران باید مدیران دانش خوبی باشند.
دکارواهو(2001) در ترجمه مقاله‌ای با عنوان “منابع خاکستری و سهم آن در جامعه علمی” سهم منابع خاکستری در جامعه علمی را از طریق بررسی تاریخی سیر تکامل این منابع در قرن گذشته به نمایش گذاشته است. ابتدا تعاریفی از منابع خاکستری ارائه، و سپس مراحل گسترش آن از ابتدای قرن بیستم تاکنون با ذکر نام برخی موسسات که نقش کلیدی در اداره این نوع از متون دارند خصوصا موسسات مهم در امریکای لاتین و کارائیب، بیان می‌شود.
موسوازی (2001) به بررسی منابع خاکستری چاپی و الکترونیکی در اسوازیلند آفریقا پرداخته است. پیشنهاداتی از قبیل افزایش کنترل کتابشناختی تعاونی و انتشار منابع خاکستری از طریق وب در کشور اسوازیلند آفریقا ارائه شده است. نتیجه‌گیری که در این پژوهش شده است تاکید بر ادامه دادن به تکمیل منابع چاپی با مکمل این منابع یعنی منابع الکترونیکی است و در آفریقا به افزایش مطالعه در مورد قرار دادن شکل‌های مختلف منابع خاکستری مورد نیاز کتابخانه در محیط مجازی تشویق شده است.
فراس و همکاران (2006) در مقاله‌ای با عنوان “دسترسی به محتوای خاکستری: تحلیلی از منابع خاکستری براساس استنادها و بررسی داده‌ها: یک مطالعه مروری” در مورد منابع خاکستری به عنوان حوزه‌ی خاص از مطالعات اطلاعاتی بحث کرده است. دو مسئله در این پژوهش بحث شده است: اول حرکت به سمت تخصصی شدن حوزه منابع خاکستری و دوم تعادل بیشتر در فعالیت‌های مرتبط با پژوهش و آموزش در مقایسه با پردازش و آموزش منابع خاکستری.
رابینا (2008) در مقاله‌ای با عنوان “ارتباطات پژوهشگرانه از منظر منابع خاکستری در آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی”، به این نکته پرداخته است که چگونه آموزش‌هایی در مورد منابع خاکستری به دانشجویان کتابداری و اطلاع‌رسانی در ایالات متحده داده شود که با این منابع آشنا شوند و در مورد این بحث کرد که چگونه میان منابع خاکستری و حرفه کتابداری و آموزش کتابداری رابطه‌ای مشخص کنند. برای این کار ابتدا تصویری واضح از آموزش‌های جاری و در دسترس نشان داد و این بحث را میان حرفه‌مندان کتابداری، فرهیختگان و دانشجویان کتابداری مطرح کرد که چگونه آموزش کتابداری می‌تواند بهترین و موثرترین کمک را به دانشجویان تحصیلات تکمیلی کتابداری داشته باشد و از این طریق در آموزش کتابداری به دانشجویان بخشی هم به منابع خاکستری اختصاص داده شود مثلا در کتاب‌های مرجع بتوان آدرس منابع خاکستری را یافت.
آندرسون (2008) در مقاله‌ای با عنوان “منابع خاکستری و نشر الکترونیک” عنوان کرد که، بسیاری از اطلاعاتی که در متون سنتی وجود ندارد را می‌توان در متون خاکستری یافت.پیشرفت‌های زیادی صورت گرفته که دسترسی به این متون را آسان می‌کند.کتابداران و مدیران اطلاعاتی نقش مهمی را در آماده‌ کردن متون خاکستری به منظور توزیع آن‌ها و راهنمایی کردن کاربران به این متون دارند.این متون یکی از غنی‌ترین منابع اطلاعاتی برای علوم، و اطلاعات تکنولوژیکی و صنعتی است و با بسیاری از حوزه‌های علوم اجتماعی مرتبط است.به عنوان مثال سیستم اطلاعات جغرافیایی که توسط جغرافی‌دانان استفاده می‌شود شامل تعداد قابل توجهی متون خاکستری است.کشورهای جهان سوم و یا گروه‌هایی که ممنوعیت سیاسی پیدا کردند و محققانی که نمی‌توانند به اطلاعاتی که از طریق کانال‌های انتشار تجاری توزیع می‌شوند دسترسی یابند به سمت متون خاکستری تمایل پیدا می‌کنند. در این مقاله همچنین، به ذکر نمونه‌هایی از منابع خاکستری پرداخته شد و تعریفی از این منابع ذکر شد. در این مقاله آمده است که، ناشران متون خاکستری به عنوان مولفان همکار معرفی می‌شوند که خودشان را در آن وضعیت تجاری ناشر به حساب نمی‌آورند. متون خاکستری ممکن است فاقد مراحل ویراستاری بوده و یا در میانه راه باشد.منابع خاکستری را می‌توان به عنوان داده‌های خام و سازماندهی نشده و متون سفیدی که محصول نهایی انتشار سنتی در نظر گرفت. متون خاکستری منابع اطلاعاتی اولیه و رایگان هستند. افراد به دلیل عدم آگاهی از این متون معمولا از آن‌ها استفاده چندانی را نمی‌برند. چنین اتفاقی به دلیل نبود نمایه‌ها و کتابشناسی‌های موضوعی است. همچنین در مورد نحوه توزیع این منابع آمده است که، توزیع این متون از طریق ارسال تعداد کمی از آن‌ها به گروه‌های مورد نظر و خاص بوده که فاقد توزیع از طریق کانال‌های دیگر است. اما پیشرفت‌های جدید، دسترسی به این منابع را تسهیل بخشیده است.در آمریکا قانون واسپاری نمونه‌ای از این قوانین است.