شاخص قیمت مصرف کننده و تولید ناخالص داخلی

دانلود پایان نامه

نحوه اشاعه نرخ ارز به قیمتهای داخلی در قالب اثرات مستقیم و غیر مستقیم بصورت زیر دسته بندی میشود:
الف)اثر مستقیم : این اثر نشان دهنده اشاعه تغییر نرخ ارز به قیمت واردات از طریق بخش خارجی یک کشور است . برای مثال اگر E ، نرخ ارز (پول داخلی در برابر یک واحد پول خارجی) و P* قیمت کالای وارداتی بر حسب واحد پول خارجی باشند ، بنابراین E*P* نشان دهنده ارزش کالای وارداتی بر حسب پول داخلی است . اگر P* ثابت باشد و پول داخلی تضعیف شود (E افزایش یابد) قیمت کالای وارداتی بر حسب پول داخلی افزایش مییابد. با توجه به اینکه کالای وارداتی نوعا کالای تمام شده یا کالای واسطه ای میباشد ، اولی بطور مستقیم و دومی از طریق افزایش هزینه تولید و افزایش قیمت تمام شده کالاهای داخلی موجب افزایش قیمت مصرف کننده میشوند. این اثر در واقع نشان دهنده اشاعه تغییرات نرخ ارز به قیمت کالای وارداتی است . گلدبرگ و کنتر بیان میکنند که اثر اشاعه ، زمانی بطور کامل یا صددرصد میباشد که:
اضافه بها ثابت باشد.
هزینه نهایی ثابت باشد.
با ثابت بودن اضافه بها و هزینه نهایی ، تولیدکنندگان هیچ نوع تبعیض قیمتی را اعمال نمیکنند و قیمت واردات متناسب با تغییر نرخ ارز تغییر میکند. یعنی اگر تولیدکنندگان با تغییر قیمت، اضافه بها را کاهش دهند و تبعیض قیمت اعمال نمایند ، اشاعه نرخ ارز به قیمتها کامل نخواهد بود. همچنین هر اندازه که قدرت قیمتگذاری بر اساس شرایط بازار بیشتر باشد )در واقع امکان تغییر قیمت کالاها بر اساس تغییر شرایط بازار وجود داشته باشد) میزان انتقال کمتر خواهد بود.
ب) اثر غیر مستقیم: اثر اشاعه تغییرات نرخ ارز به رقابت پذیری کالاها در بازارهای بین المللی نیز ارتباط دارد. تضعیف ارزش پول داخلی باعث ارزان شدن کالاهای داخلی برای خریداران خارجی شده که منجر به افزایش صادرات و تقاضای کل میشود و با وجود مازاد تقاضا در بازار داخلی ، سطح قیمتهای داخلی افزایش مییابد. از آنجا که در قراردادها ، در کوتاه مدت سطح دستمزد اسمی ثابت است ، سطح دستمزد واقعی در نتیجه این تحولات سیر نزولی یافته و تولید نیز افزلیش مییابد. با گذشت زمان که دستمزدها تعدیل شوند و به سطح اولیه خود برسند با افزایش هزینه تولید ، سطح قیمتها افزایش و در نتیجه تولید مییابد . بنابراین کاهش ارزش پول ، موجب افزایش دائمی در سطح قیمتها و افزایش موقتی در تولید میشود.(هافنر و اسشرودر(2002)) مطالعات صورت گرفته نشان میدهد که اشاعه نرخ ارز به سطح قیمتهای داخلی هیچگاه کامل نمیباشد . نمودار زیر موارد بالا را بطور کامل نشان میدهد:
2-5-3-راهبردهای قیمتگذاری کالاها و اثر اشاعهای
میزان اشاعه نرخ ارز بر قیمتها به نوع شاخص مورد استفاده و نحوه قیمتگذاری کالاها در بازارها بستگی دارد. بدین صورت که راهبردهای قیمتگذاری مختلف نظیز قیمتهای رایج تولیدکننده که در آن قیمتگذاری بر اساس پول کشور تولیدکننده میباشد، قیمتهای رایج محلی که در آن قیمتگذاری بر اساس پول کشور مصرفکننده صورت میگیرد و نیز راهبردهای دیگری که در بین این دو حد نهایی قرار میگیرند. در راهبرد قیمتگذاری بر اساس قیمت رایج تولیدکننده ، قانون قیمت واحد برای کالاهای فروخته شده در داخل و خارج برقرار است و میزان اشاعه کامل میباشد. در قیمتهای رایج محلی ، قیمتهای نسبی نمیتوانند در کوتاه مدت در برابر تکانههای واقعی تغییر کند و میزان اشاعه صفر خواهد بود و در سایر موارد میزان اشاعه ناقص میباشد. مطالعات صورت گرفته نشان میدهد که میزان اشاعه تغییرات نرخ ارز ، ناقص و اندازه آن به قدرت بازاری صادرکنندگان در قیمتگذاری بر اساس شرایط بازار بستگی دارد. صادرکنندگان با تغییر اضافه بها و حاشیه سودشان برای حفظ سهم خود در بازار ، قادر به عرضه بیشتر کالا در بازارها میشوند و از نوسان شدید قیمت محصولات خود جلوگیری میکنند. از این رو میزان اشاعه تغییرات نرخ ارز به قیمتهای داخلی ناقص میباشد.
2-5-4-اشاعه نرخ ارز بر قیمتهای داخلی
2-5-4-1-اثر اشاعه نرخ ارز بر شاخص قیمت وارد کننده
تحقیقات گذشته نشان میدهد که اشاعه نرخ ارز به قیمتهای واردات حتی در بلند مدت کامل نیست. اشاعه ناقص نرخ ارز به قیمت واردات به دلیل برقرار نبودن قانون قیمت واحد در مورد کالاهای قابل مبادله میباشد. نقض قانون قیمت واحد یا به دلیل هزینههای مبادله و با بدلیل قیمتگذاری ، بر اساس شرایط بازار میباشد. یعنی اگر هزینه نهایی مبادله ثابت باشد ، قانون قیمت واحد برقرار است و تغییرات نرخ ارز بطور کامل به قیمتهای وارداتی منتقل میشود . در غیر اینصورت اشاعه نرخ ارز به قیمتهای واردات ناقص خواهد بود . قیمتگذاری بر اساس شرایط بازار نیز نشان دهنده توانایی واحدهای تولیدی در بازار رقابت انحصاری در قیمتگذاری میباشد . بنابراین واضح است که قیمتگذاری بر اساس شرایط بازار -که خود به وضعیت واحدهای تولیدی بستگی دارد- وجود نداشته باشد ، تغییر قیمت واردات ، متناسب با تغییرات نرخ ارز خواهد بود . به عبارت دیگر اگر واحدهای تولیدی با افزایش قیمت کالاهای واسطهای ، قیمت کالا را افزایش ندهند ، اشاعه نرخ ارز به قیمت واردات ناقص میشود .
2-5-4-2-اثر اشاعه نرخ ارز بر شاخص قیمت مصرفکننده
میزان اشاعه نرخ ارز به قیمت مصرفکننده، به میزان زیادی به سهم واردات بستگی دارد. هرچه سهم واردات در کالاهای مصرفی بالاتر باشد ، میزان اشاعه تغییرات نرخ ارز بالاتر است . با افزایش سهم واردات در مخارج مصرفی انتظار میرود که روند قیمت واردات به خوبی تورم داخلی را توضیح دهد. در این صورت تغییر قیمتهای واردات موجب تغییر قیمت مصرفکننده میشود. برای مثال یک تکانه مثبت در بازار نفت ، میتواند منجر به درخواست دستمزدهای بالاتر در کشورهای واردکننده نفت شود و اگر برخی از دستمزدها با قیمت مصرفکننده شاخص بندی شوند در این صورت انعکاس آن موجب تورم بالاتر میشود . زمانی اشاعه تغییرات نرخ ارز معنادار است که اقدام بانک مرکزی در برابر تکانههای قیمت واردات برای جلوگیری از تورم به کندی انجام گیرد. انتقال ناقص تغییرات نرخ ارز مربوط به حالتی است که تعدیل قیمت برای تولیدکنندگان به نوعی هزینهبر است و بطور کلی آنها در مورد اینکه تغییرات قیمت واردات دائمی یا ادواری است مطمئن نیستند. بنابراین تاخیر در تعدیل قیمتها تا زمانی که تولیدکنندگان نسبت به تداوم تکانهها اطمینان حاصل نکنند و به دنبال آن میزان تغییر حاشیه سود خود را تعیین نکنند ، وجود خواهد داشت.
در بیشتر مطالعات انجام شده میزان اشاعه تغییرات نرخ ارز به شاخص قیمت مصرف کننده ، کمتر از شاخص قیمت واردات برآورد شده و میزان آن به مقدار اشاعه تغییرات نرخ ارز به قیمت واردات بستگی دارد که در توجیه آن میتوان گفت تاثیرپذیری شاخص قیمت مصرفکننده به صورت غیر مستقیم است و سهم کالای غیر قابل مبادله نسبت به کالاهای قابل مبادله در آن ، در مقایسه با شاخص قیمت واردات بالاتر است. شاخص قیمت مصرفکننده شامل ترکیباتی از ارزش افزوده کالاهای داخلی به علاوه کالاهای وارداتی واسطهای و نهایی است. کالاهای خرده فروشی و اقلام خدمات ، نیز رقابتیتر بوده و قابلیت جانشینی بیشتری نسبت به کالاهای وارداتی دارند. همچنین شاخص قیمت مصرفکننده ممکن است تحت تاثیر ادوار تجاری اقتصاد کلان باشد.
واکنش اندک شاخص قیمت مصرفکننده در برابر تغییرات نرخ ارز در کوتاه مدت لزوما دلیل چسبندگی قیمت اسمی برحسب پول مصرفکننده یا اثر کوچک انتقال مخارج نیست. هزینههای حمل ونقل و نیز توزیع و بازاریابی کالاها ، هزینه کالاهای وارداتی را افزایش میدهدو حتی اگر کالاهای وارداتی جانشین نزدیک کالاهای تولید داخلی باشند، ممکن است به علت هزینه بالاتر به مقدار زیاد مصرف نشوند. در این حالت تغییرات نرخ ارز اثر کوچکی بر شاخص قیمت مصرفکننده دارد. به علاوه ، تفاوت بین راهبردهای بهینه قیمتگذاری عمدهفروشان خارجی و خردهفروشان داخلی کالاها ، موجب انتقال کمتر تغییرات نرخ ارز به شاخص قیمت مصرفکننده میشود. در واقع اگر فروشنده خارجی کالا را بر اساس قیمت رایج تولیدکننده (صادرکننده) عرضه کند و فروشنده داخلی بر اساس قیمتهای نسبی و با قیمت رایج محلی عرضه کند انتقال به شاخص قیمت مصرفکننده کمتر از شاخص قیمت واردات میباشد.
از دیگر عوامل موثر بر اشاعه نرخ ارز ، برخی از متغیرهای کلان اقتصادی نظیر نوسانات نرخ ارز و تولید ناخالص داخلی است . واردکنندگان در شرایطی که نرخ ارز نوسانات زیادی دارد نگران تغییر قیمت کالاها هستند و با تغییر حاشیه سودشان مایل به کاهش میزان اشاعه نرخ ارز به قیمتها میشوند. نوسان تولید ناخالص داخلی و عدم اطمینان درباره تقاضای کل حاشیه سود واردکنندگان را تغییر میدهد «مان» (1986) اشاره میکند که انتقال تابع تقاضا همراه با نوسانات نرخ ارز است و در بازار رقابت ناقص با تغییر حاشیه سود میزان انتقال کاهش مییابد . در شرایط تورم پایین میزان اعتماد به سیاست پول بیشتر بوده و تغییرات قیمتهای نسبی کمتر است و در نتیجه میزان اشاعه نرخ ارز به قیمتها کم میباشد.
2-5-5- عوامل موثر بر اثر اشاعهای نرخ ارز
سایر عوامل اثرگذار بر ضریب اثر اشاعهای عبارتند از درجه تمرکز بازاری (اثر منفی) درجه همگنی و قابلیت جانشینی محصول(اثر مثبت)، سهم بازاری بنگاههای خارجی نسبت به رقبای داخلی(اثر مثبت)، درجه ای که نسبت به آن واردات بر حسب پول داخلی به جای پول خارجی معین میگردند(اثرمنفی).بدین ترتیب مشخص میگردد که هرچه بازار متمرکزتر باشد و درآن تعداد کمتری از محصولات ناهمگن که قابلیت جانشینی دارند بر حسب پول داخلی کشور واردکننده قیمتگذاری شود، اثر اشاعه ای نرخ ارز کمتر خواهد بود.(دورنبوش 1987)
اثر اشاعهای نرخ ارز فرایندی پویاست که به یک یا دو سال زمان جهت تکمیل اثرگذاری خود نیاز دارد. وقفه میان سفارش و انتقال به صورت طبیعی منجر به واکنشی با تاخیر از جانب قیمتهای وارداتی میگردد. حتی در غیاب وجود چنین وقفههایی در سفارش و انتقال، بازهم قیمتهای وارداتی ممکن است با وقفه واکنش نشان دهند، اگر که تغییر قیمتی مورد نظر نیازمند وجود دورههای تعدیل طولانی مدت و پرهزینه باشد. خلق بازارهای جدید خارجی و یا گسترش بازارهای فعلی مشتمل بر انجام سرمایهگذاری در تسهیلات تولید، بازاریابی و توزیع است. در مقابل این قبیل هزینه های ثابت برگشتناپذیر و یا به عبارتی هزینههای ریختهشده، بنگاهها میبایست منافع حاصله را برحسب مقادیر تنزیل شده سود در آینده و همچنین سود جاری محاسبه نمایند. در شرایط افزایش ارزش پول داخلی، یک صادرکننده خارجی ناچار به کاهش اجتنابناپذیر قیمتها و افزایش حجم فروش خود(و یا سهم بازاری خویش) خواهد بود، مگر آنکه منفعت تنزیل شده آتی (در نتیجه برخورداری از سهم بازاری بالاتر)، بیشتر از هزینه ریخته شده گسترش بازار مقابل باشد. بدین ترتیب این تولیدکننده با احتمال زیاد از طریق حفظ قیمتها و سهم بازاری موجود منتفع خواهد شد. مگرآنکه منفعت تنزیل شده آتی(در نتیجه برخورداری از سهم بازاری بالاتر)، بیشتر از هزینه ریخته شده گسترش بازار مقابل باشد. بدین ترتیب این تولیدکننده با احتمال زیاد از طریق حفظ قیمتها و سهم بازاری موجود منتفع خواهد شد. هزینه ریخته شده میتواند متشابها منجر به بیمیلی بنگاههای خارجی در مقابل افزایش قیمتها در هنگام تنزل ارزش پول باشد. به این ترتیب در شرایط وجود هزینه های ریخته شده ، برخی دامنه ناکنش در رابطه با قیمتهای ناکنش در رابطه با قیمتهای واردات وجود خواهد داشت. اثر اشاعهای نرخ ارز،پس از یک افزایش شدید در ارزش پول داخلی به سطح اولیه خود باز میگردد، بازهم قیمت وارداتی به سطح اولیه خود باز نخواهد گشت، اگر که بنگاه تعدیلقیمتها و سهمهای بازاری را پس از آنکه هزینههای ورود و گسترش بازار انجام شده باشد ، سودآور در نظر نگیرد(بالدیون و دیکسیت 1989).
عامل دیگری که منجر به ارتقای اثر اشاعهای نرخ ارز میگردد عبارت است از درجهای که نسبت به آن انتظار میرود تغییرات نرخ ارز موقتی باشد. در قیاس به عمل آمده نسبت به نظریه مصرف درآمد دائم مشخص میگردد که هنگام عکسالعمل بنگاه نسبت به تغییرات نرخ ارز کمتر خواهد بود که بیشتر انتظار رود در آیندهای نزدیک در تغییرات بازگشت نرخ ارز وجود خواهد داشت. درجهای که نسبت به آن تغییرات نرخ ارز به عنوان موقتی در نظر گرفته میشود، با توجه به تعداد و درجه بازگشتپذیری تغییرات گذشته نرخ ارز اقزایش مییابد بدین ترتیب که هرقدر تغییرات گذشته نرخ ارز بیشتر و درجه بازگشت پذیری بالاتر بوده است، تغییرات فعلی موقتی تر در نظر گرفته میشوند. این مسئله متضمن آن است که ضریب اثر اشاعهای در مورد رژیمهایی که از طریق سیاستهای ارزی اتخاذ شده دچار تغییرات میگردند، ثابت نخواهند بود . این مسئله میتواند توجیهگر این مسئله باشد که چرا قیمت کالاهای مبادله شده از هنگام برقراری نظامهای ارزی شناور در اوایل دهه 1970 بسیار کمتر حساس شده است و شدت این مسئله در دهه 1980 که نرخ ارز در معرض نوسانات بسیار شدیدتر قرار گرفت، بیشتر نیز شد(فروت و کلمپرر 1992).
اجرای تجربی مدلهای اثر اشاعهای با مشکلات زیادی مواجه میباشد، چرا که دادههای سطح خرد اقتصاد تنها در رابطه با گروههای محدودی از محصولات و آن هم برای دوران کوتاهی در اختیار میباشد. بنابراین موسوم مبتنی بر شاخصهای بسیار کلی قیمت، همان شاخص قیمت ارزش واحد میباشند. هرقدر کشور بزرگتر باشد ، اثرات اشاعهای کمتر و آرامتر خواهد بود(گلداشتاین و کان1985). به این ترتیب میباید توجهات لازم در رابطه با تفسیر نتایج حاصل از اینچنین مطالعات کلی به عمل آید. شاخص ارزش واحد یک شاخص وزنی انعطاف پذیر است که در آن وزنها طی زمان تغییر میکند. این شاخص افزایش صورت گرفته در قیمتها را هنگامی کمتر از حد برآورد می کند که طی آن محصولاتی که قیمت آن نسبت به سایر محصولات کاهش یافته است، وزن بیشتری در کل واردات داشته باشد. مطلب مهم دیگر به ماهیت تعادل جزئی اثر اشاعهای باز میگردد. درحالی که برخورد با نرخ ارز به عنوان عامل برونزا در تحلیلهای انجام گرفته در سطح یک صنعت منفک یا یک محصول منفرد غیر منطقی به نظر نمیرسد، لذا میتوان گفت در این هنگام ضرورت دارد تا به طور همزمان به مدل بندی قیمت واردات، هزینه تولید و نرخ ارز پرداخته شود.