شبکه شعاعی و جنوب ایران

دانلود پایان نامه
شکل 2-2- پوشسنگ در گنبدنمکی و اجزاء آن.
2-9-اشکال متنوع گنبدنمکی
از نظر جکسون و تالبوت (1986)، ساختمان‌های نمکی ممکن است به صورت تاقدیس نمکی (salt anticlines)، بالش نمکی (salt pillow)، برجستگی‌های تیغه مانند نمکی (salt ridges)، امواج نمکی (salt waves)، استوکهای نمکی (salt stocks) و غیره باشند (شکل 2-3). وقتی ارتباط ستون صعود کننده نمک با لایه تغذیه کننده قطع شود، در این حالت به آن Detached Diaper می‌گویند. دیواره بسیاری از گنبدهای نمکی دارای شیب زیاد در حدود 80 تا 90 درجه به طرف خارج است. گنبدهای متقارن کمیاب‌اند و اغلب گنبدها نامتقارن و شیب دیوارهها در جهتهای مختلف، متفاوت است. مقطع بیشتر گنبدهای نمکی نزدیک به دایره و در بعضی از گنبدها بیضی شکل است. گسترش افقی گنبدها نیز بسیار متغیر و اغلب چندین کیلومتر می‌باشد (جکسون و تالبوت، 1986).
شکل 2-3- نمودار انواع مختلف ساختارهای نمکی. مراحل تکامل ساختاری
گنبدنمکی، از چپ به راست: تاقدیس نمکی، بالش نمکی، استوک نمکی، دیوار نمکی.
2-10-پدیده‌های مؤید جریان و شکلپذیری نمک در گنبدهای نمکی
گاهی اوقات توده نمک به صورت خمیرهای گرم به طرف بالا حرکت کرده و از طریق گسلها راه خود را به بیرون باز می‌کند و مانند گدازه بر روی دامنهها شروع به حرکت می‌کند؛ در اینصورت به آن اصطلاحا یخچال نمکی یا نمکشار می‌گویند.
حرکت نمک به صورت یخشار در اطراف گنبد، انحنا وگنبدی شکل شدن طبقات روی نمک در گنبدهایی که نمک آنها هنوز به سطح زمین نرسیده‌اند، و وجود کلاهک یا پوش‌سنگ (cap rock) بر روی گنبدهای نمکی، همگی از نشانههای جریان و تحرک نمک می‌باشد. بسیاری از گنبدهای نمکی موجود در ایران به دلیل شرایط تکتونیکی و خاصیت بویانسی نمک فعال بوده و در حال بالا آمدن می‌باشند. این پدیده به صورت جریان نمکشاری نمک و سرازیر شدن به روی دامنههای کناری در بسیاری از گنبدها از جمله کرمستج، دوآبی، چاه مسلم دیده می‌شود. گنبدهای جناح، پل، فینو و چاهل نیز از گنبدهای فعال محسوب می‌شوند؛ چاهل یک گنبد جوان است و هم اکنون به شدت فعال می‌باشد (بوساک، 1998). گنبدنمکی کوه نمک در قم، فعالترین گنبد در ایران بوده که سرعت رشد آن در سال حدود 2 میلیمتر گزارش شده‌است (آلا، 1974).
2-11-تکتونیک و ارتباط آن با گنبدهای نمکی
پیچیدهترین مسئله در رابطه با حدود 200 گنبدنمکی در خلیج فارس و رشته کوههای زاگرس درجنوب ایران، مورفولوژی بی همتای آنها در جهان است. در رشته کوههای زاگرس، ناهنجاریهای ساختمانی، اغلب با الگوهای پراکندگی رخساره های مشابه همراه است. در بخش شرقی ناحیه، ظهور گنبدهای نمکی با سن اینفراکامبرین، الگوهای ردیفی یکسانی را نمایش می‌دهد. چنین روندهایی هیچ رابطه ژنتیکی آشکاری با چین‌خوردگی‌های ترشیری که عامل کمربند چین‌خورده زاگرس کنونی است، ندارد امّا تا حدودی وابستگی گنبدها را با شکستگیهای خطی پیسنگی که در عکسهای هوایی و تصویری لندست قابل مشاهده هستند، نشان می‌دهد. خم شدن تاقدیسها در قسمت سنگ‌های مستعد، در ترکیب با گسل‌های امتداد لغز فرعی و جابجاییهای افقی بخش‌های ساختاری چین‌خورده، به شدت اشاره به حضور این گسل‌های پی‌سنگی دارد. گنبدهای نمکی که پوش‌سنگ‌های با ضخامت حدود 10000 متر را سوراخ کرده‌اند، به روی پلتفرم عربی، در امتداد با گسل‌های پی‌سنگی ناحیه ای پراکنده شده‌اند (شکل 2-4). ناحیه رخنونهای دیاپیری، به وسیله خطواره عمان در شرق و گسل کازرون در غرب احاطه شدهاند. در بعضی از گنبدهای نمکی تکههایی از پیسنگ، به روی سطح زمین بالا آمده است. این قطعات به وسیله صعود چرخشی سازند نمکی هرمز، به سطوح کنونی و پیشین منتقل شدند. ویژگی های مرتبط با تکتونیک پیسنگ و درک نقش آنها در کنترل و اصلاح فرایندهای زمین‌شناسی، در تحقیق به روی تجمعات هیدروکربنی در این ناحیه، کمک مهمی محسوب می‌شود. به هر حال در راستای مطالعه گنبدهای نمکی در گستره زاگرس، گسل‌های پی‌سنگی جدیدی در رابطه با این گنبدها شناسایی شده که می‌توان زلزلههای متعدد در قرن اخیر را به آنها نسبت داد (رهنماراد و همکاران، 2009).
شکل 2-4- پراکندگی گنبدهای نمکی جنوب ایران در ارتباط با گسل‌های پی‌سنگی
و فرعی منطقه (رهنماراد و همکاران، 2009).
تروشیم (1960) بیان کرد که اکثر حرکات نمک را می‌توان با دو اصطلاح Halotectonic و Halokinetic توضیح داد. Halotectonic شامل عملکرد استرسهای فشارشی مماسی بر روی یک ستون چینه‌شناسی می‌شود که دارای یک لایه نمکی نیز باشد. Halokinetic یک فرایند آیزواستاتیک است که شامل موقعیت عدم ثبات ثقلی در زمانی که یک ستون با چگالی بیشتر در بالای یک لایه نمکی با خاصیت غوطهوری قرار می‌گیرد، می‌شود. با توجه به مشاهدات صحرایی، مطالعه مدلها و شواهد لرزهای، حرکات دیاپیری و رو به بالای نمک می‌تواند ناشی از دلایل زیر باشد:
1- تغییرات جانبی در چگالی رسوبات مستقر در بالای نمک که می‌تواند ناشی از تغییرات ضخامت باشد.
2- گسستگی در کف یا سقف نمک به دلیل عملکرد گسلها.
3- گسلخوردگی پس از نهشته شدن نمک که می‌تواند استرس رو به بالایی را از طریق نمک زیرین ایجاد کند.
4- استرسهای فشارشی تکتونیکی که می‌تواند ناشی از حرکات صفحات تکتونیکی یا تکونیک نوسانی باشد.
5- اعمال استرسهای جانبی در لایه‌های نمکی (Jenyon, 1986).
2-12-ساختهای ایجاد شده پیرامون گنبدهای نمکی
– ایجاد گسل‌های عادی با شبکه شعاعی و موازی؛ به طور کلی گسلخوردگی به صورت دسته گسل‌های مختلف در جهات متنوع رخ می‌دهد.
– لایه‌های کج شده بالای گنبدها که اغلب تشکیل تاقدیس میدهند.
– چینهای فشرده و تنگ در داخل گنبدها با سطح محوری عمودی.
– ناودیسهای حاشیهای که اطراف گنبدهای نمکی دیده می‌شوند (شکل 2-5).
شکل 2-5- تشکیل یک ناودیس حاشیهای و سپس یک تاقدیس در اطراف گنبدنمکی.