شدت نیاز به رشد و بکارگیری دانش

دانلود پایان نامه

وجود هویت وظیفه و اهمیت وظیفه در شغل سبب خواهد شد که فرد جایگاه شغل خود را در کل فرایندهای کاری سازمان بداند و از نحوه تأثیر گذاری آن بر دیگر همکاران و خروجی‌های نهایی سازمان، با توجه به مجموعه فعالیت‌های خود در شغل، آگاه شود. نتیجه‌ی وجود این دو عامل در فضای کار دانشی عبارتست از آگاهی شاغل از فرایندهای کاری کل سازمان و درک پیوند شغل خود یا حضور خود در یک تیم کاری، با ارزش نهایی ایجاد شده در سازمان برای مشتری (mohrman,2003)
از سوی دیگر، نوناکا(1994)، نوناکا و تاکوچی (1995)، نوناکا و تویاما (2001، 2000، 1998)، نوناکا و همکاران (1998) بیان می‌کنند: افزونگی اطلاعات سبب یادگیری به کمک نفوذ در دایره ادراک فرد خواهد شد. تسهیم اطلاعات اضافی به فرد کمک می‌کند تا جایگاه خود در سازمان را به رسمیت بشناسد. موضوعی که سبب افزایش حس کنترل و جهت دهی به افکار و رفتار افراد می‌شود. به عبارتی در صورت وجود هویت و اهمیت وظیفه در شغل فرد در فضای دانشی فعلی، افزونگی اطلاعات ایجاد خواهد شد که سبب ترویج فعالیت‌های خلق دانش می‌شود. همچنین هویت و اهمیت وظیفه در فضای کار دانشی و آگاهی کلی از اهمیت شغل فرد در ایجاد ارزش افزوده در سازمان سبب ایجاد تنوع ضروری خواهد شد که نوناکا از آن به عنوان عاملی مؤثر در ترویج فعالیت‌های خلق دانش یاد می‌کند. در نتیجه:
5-4-4- رابطه میان هویت شغل با اجتماعی نمودن، آشکار سازی، ترکیب و درونی سازی
بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که وجود هویت شغل به تنهایی قابلیت تأثیر گذاری بر اجتماعی نمودن را نداشته ولی شدت نیاز به رشد قابلیت تأثیر گذاری بر اجتماعی نمودن را داشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی اجتماعی نمودن نمی‌شود.
همچنین بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که هویت شغل و شدت نیاز به رشد هیچ کدام به تنهایی قابلیت تأثیر گذاری بر آشکار سازی را نداشته و تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی آشکار سازی نمی‌شود.
بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که هویت شغل و شدت نیاز به رشد قابلیت تأثیر گذاری بر ترکیب را داشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی ترکیب می‌شود.
همچنین با توجه به نتایج حاصل معلوم گردید که وجود هویت شغل و شدت نیاز به رشد قابلیت تأثیر گذاری بر درونی سازی را داشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی درونی سازی می‌شود.
درک جایگاه شغل در سازمان و نحوه پیوند آن با دیگر فرآیندهای کاری درون سازمان ناشی از وجود اطلاعات افزون بر مرزهای شغلی وی است . وجود چنین فضایی در سازمان که در آن دانشکاران دارای اطلاعاتی می‌باشند که منجر به درک جایگاه و موقعیت شغلی آنان شود شرایطی را ایجاد خواهد کرد که فرد نسبت به دانش مورد نیاز فرآیند و فعالیت‌های کاری خود آگاه خواهد بود. در چنین فضایی دانشکاران و کارکنان با شدت نیاز به رشد بالا، در مسیر خلق دانش مورد نیاز خود می‌توانند گام بر دارند. (Moherman,2003)
5-4-5- رابطه میان اهمیت شغل با اجتماعی نمودن، آشکار سازی، ترکیب و درونی سازی :
بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که اهمیت و شاخص بودن شغل و شدت نیاز به رشد قابلیت تأثیر گذاری بر اجتماعی نمودن را داشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی اجتماعی نمودن می‌شود.
بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که اهمیت و شاخص بودن شغل و شدت نیاز به رشد، هیچ کدام قابلیت تأثیر گذاری بر آشکار سازی را نداشته ولی تعامل این دو موجب تأثیر بر روی آشکار سازی می‌شود.
همچنین با توجه به نتایج حاصل معلوم گردید که اهمیت و شاخص بودن شغل و شدت نیاز به رشد، قابلیت تأثیر گذاری بر ترکیب را داشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی ترکیب می‌شود .
بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که اهمیت و شاخص بودن شغل و شدت نیاز به رشد قابلیت تأثیر گذاری بر درونی سازی را داشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی درونی سازی می‌شود .
موران (2003) اشاره می‌کند که دانشکاران در شغل‌های عصر دانش محور، نیازمند تنوع مهارت‌ها و دارا بودن مهارت‌های چندگانه هستند، به عبارتی شغل و کار دانشی، نیازمند به کار گیری مجموعه ای از مهارت‌هاست.
نوناکا(1994)، نوناکا و تاکوچی (1995)، نوناکا و تویاما (2001، 2000، 1998)، نوناکا و همکاران(1998) چنین بیان می‌کنند: دو عامل بر کیفیت دانش ضمنی فرد تأثیر می‌گذارند. عامل اول تنوع تجربه‌های فرد است.اگر تجربه‌های فردی محدود به فعالیت‌های روزمره باشد، میزان دانش ضمنی که از فعالیت‌های یکنواخت و تکراری کسب می‌شود، در طول زمان کاهش خواهد یافت.وظایف روزمره با تفکر خلاقانه و شکل گیری دانش جدید تضاد دارند. افزایش تنوع تجربه‌ها به تنهایی برای افزایش کیفیت دانش ضمنی کافی نیست. اگر افراد تجربه‌های متنوعی را کسب کنند که ارتباطی با یکدیگر ندارند، شانس کمی خواهند داشت تا با یکپارچه سازی آن‌ها دیدگاه، ایده و دانش جدیدی را خلق نمایند. عامل دوم که کیفیت دانش ضمنی را متأثر می‌سازد، آگاهی از تجربه‌ها است. به عبارت دیگر فرد می‌باید دانش کسب شده را نه تنها با ذهن، بلکه در عمل نیز به کار گیردتا از ماهیت ذهنی به ماهیت عینی تبدیل شود. دانش فردی از طریق تعامل و منطق گسترش می‌یابد، و در فرد نهادینه می‌شود. به عبارتی به کار گیری مجموعه ای از مهارت‌ها و تجربه‌ها در گسترش دانش فرد مؤثر است.
دانشکاران نیازمند دارا بودن مهارت‌های چندگانه هستند یعنی در عین حال که دانش فنی عمیق در حوزه تخصص خود دارا هستند باید دیدگاه و دانش کلی در برابر فعالیت‌های مرتبط نیز داشته باشند وجود مهارت‌های چندگانه سبب ایجاد حوزه دانشی مشترک می‌شود که خلق و بکارگیری دانش‌ها را تسهیل می‌کند(Nonaka,1994)
از دیدگاه نوناکا نیز وجود مهارت‌های چندگانه سبب افزایش کیفیت دانش ضمنی خلق شده می‌گردد.
5-4-6- رابطه میان تنوع مهارت با اجتماعی نمودن، آشکارسازی، ترکیب و درونی سازی:
بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که نیاز به انواع مهارت‌ها در شغل و شدت نیاز به رشد قابلیت تأثیر گذاری بر اجتماعی نمودن را نداشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر اجتماعی نمودن نمی‌شود.
بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که نیاز به انواع مهارت‌ها در شغل و شدت نیاز به رشد قابلیت تأثیر گذاری بر آشکار سازی را نداشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی آشکار سازی نمی‌شود.
همچنین بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که نیاز به انواع مهارت‌ها در شغل و شدت نیاز به رشد قابلیت تأثیر گذاری بر ترکیب را داشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی ترکیب می‌شود.
بر اساس نتایج حاصل معلوم گردید که نیاز به انواع مهارت‌ها در شغل و شدت نیازبه رشد، قابلیت تأثیر گذاری بر درونی سازی را داشته و در ادامه تعامل این دو نیز موجب تأثیر بر روی درونی سازی می‌شود.