شرکت های دارای بحران مالی و شرکت پذیرفته شده در بورس

دانلود پایان نامه

تحقیقی توسط پور حیدری و کوپایی حاجی (1389)، تحت عنوان «پیش بینی بحران مالی شرکت ها با استفاده از مدل مبتنی بر تابع تفکیکی خطی»، این پژوهش به بررسی متغیرهای حایز اهمیت در پیش بینی بحران مالی و ورشکستگی شرکت ها پرداخته است و مهمترین متغیر های مالی در پیش بینی بحران مالی را شناسایی کرده است. روش این تحقیق روش شبه تجربی است. جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشدکه از سال 1380 لغایت 1386 در بورس فعال بوده اند. نمونه تحقیق متشکل از 90 شرکت و در دو گروه طبقه بندی شده اند. گروه اول متشکل از 30 شرکت دارای بحران مالی و گروه دوم متشکل از 60 شرکت که فاقد بحران مالی بوده اند. در این تحقیق توانایی پیش بینی مدل، با استفاده از اطلاعات شرکت های دارای بحران مالی و شرکت های فاقد بحران مالی ارزیابی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تا پنج سال قبل از بحران مالی می توان با استفاده از مدل با دقت نسبتاً بالا آن را پیش بینی نمود.
تحقیقی توسط مازار یزدی، صفرزاده(1389)، تحت عنوان «بررسی توانایی نسبتهای مالی در پیش بینی بحران مالی: تحلیل لاجیت»، این تحقیق با استفاده از تکنیک های چندمتغیره آماری همچون رگرسیون لوجستیک، به بررسی نقش داده های حسابداری در ایجاد یک مدل به منظور پیش بینی بحران مالی بر روی نمونه ای متشکل از 279 شرکتـ سال (104 شرکت بحران زده و 175 شرکت بدون بحران مالی) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی1386ـ1382 پرداخته است. نتایج تحقیق نشان داد که مدل، توانایی پیش بینی بحران مالی را داشته و می تواند به حسابرسان، مقامات مجاز مالیاتی و سیستم بانکی کمک نمایند.
تحقیقی توسط سلیمانی(1389)، تحت عنوان «ارزیابی کارایی الگوهای پیش بینی بحران مالی برای شرکتهای ایرانی»، این پژوهش به بررسی کارایی الگوهای پیش بینی بحران مالی در محیط اقتصادی ایران پرداخته است. نمونه های آماری تحقیق شامل 30 شرکت موفق و 30 شرکت ناموفق است که از بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران انتخاب شد. نتایج نشان داد که این الگوها، تفاوت معنی داری در پیش بینی تداوم فعالیت شرکتها دارند.
اسکوئی (1388)، در پژوهشی با عنوان «دلایل ایجاد بحران و ارائه راهکارهایی برای مقابله با آن»، به بررسی موضوع پرداخته است. بر اساس نتایج بدست آمده، بحران اقتصادی که هم اکنون کشورهای صنعتی را به شدت تحت تاثیر قرار داده و دامنه آن به اکثر کشورهای در حال توسعه رسیده است. ورشکستگی برخی بانکها و نهادهای مالی که نتیجه طبیعی این فرآیند است موجب اضطراب و نگرانی در بازارهای مالی و کاهش شدید اعتبارات ، رکود اقتصادی و افزایش بیکاری شد. در چنین وضعی، خانوارها نسبت به آینده اقتصادی نگران تر می شوند و سطح مصرف خود را به سرعت کاهش می دهند که این امر، افت سطح فروش وکاهش سود بنگاههای اقتصادی را به دنبال داشته و زمینه را برای کاهش سرمایه گذاری و افزایش بیکاری فراهم می آورد و در یک کلمه بحران اقتصادی را تشدید می کند.
تحقیقی توسط راعی و فلاح پور (1387)، تحت عنوان «کاربرد ماشین بردار پشتیبان در پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها با استفاده از نسبت های مالی»، این پژوهش به بررسی کارایی استفاده از ماشین بردار پشتیبان در (SVM) پرداخته است. در این تحقیق نتایج مدل (SVM) در مقایسه با مدل آماری رگرسیون لجستیک (LR) بررسی شده است. این تحقیق، تحقیقی کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شامل شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نمونه مورد استفاده در این تحقیق متشکل از 80 شرکت تولیدی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که قدرت تعمیم پذیری مدل(SVM) بسیار بالاتر از مدل (LR) است. همچنین، نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که نسبت های مالی می توانند پیش بینی کننده خوبی برای درماندگی مالی شرکت ها باشند.
تحقیقی توسط باقری وعموری (1387)، تحت عنوان «شناسایی و اولویت بندی نسبت های مالی اثرگذار بر درآمد مشمول»، این تحقیق به شناسایی و اولویت بندی نسبت هایی که می توانند با اثرگذاری بر درآمد مشمول مالیات در تعیین ریسک اظهار نامه های مودیان نقش اساسی ایفا کنند پرداخته است. دراین پژوهش با توجه به ماهیت تحقیق از طریق فرایند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) نسبت های مالی که شامل نسبت های( نقدینگی و فعالیت و اهرمی و سودآور وبازار وسایر) می باشد اثرگذار بر درآمد مشمول مالیات از نظر پرسش شوندگان اولویت بندی می شوند. این تحقیق بر مبنای هدف، تحقیق کاربردی است. در این تحقیق تعداد جامعه با تعداد نمونه یکسان است. روش جمع آوری اطلاعات وداده ها در این تحقیق از طریق مطالعه کتب، مقالات، منابع لاتین و همچنین از پرسشنامه استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که تعیین ریسک اظهارنامه هاى مودیان و انتخاب آنها براى حسابرسى مالیاتى، بر نسبت ها و معیارهایى تأکید می کند که رابطه بیشترى با سود واحد اقتصادى دارند.
تحقیقی توسط کرمی و همکارانش (1385) ، تحت عنوان «بررسی روابط خطی و غیرخطی بین نسبت های مالی و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران»، در این تحقیق روابط خطی و غیرخطی بین نسبت های مالی و بازده سهام در بورس تهران برای سال های 1377 تا 1382 مورد بررسی قرار داده شده است. نسبت های مورد بررسی سه گروه نسبت های بدهی، سودآوری و بازار را شامل می شود. این تحقیق، از نوع تحقیق توصیفی است که برای آزمون وجود رابطه بین متغیرها و معنادار بودن مدل های برآورد شده از تحلیل رگرسیون استفاده کرده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. اطلاعات وداده های این تحقیق از طریق سایت های بورس، نرم افزارهای تدبیر پرداز، پارس پورتفولیو، و دنا سهم جمع آوری شده است. نتایج تحقیق بیانگر وجود رابطه خطی بین نسبت های مالی و بازده سهام است.
تحقیقی توسط نمازی و رستمی (1385)، تحت عنوان «بررسی رابطه بین نسبت های مالی و نرخ بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران»، این تحقیق به بررسی و تجزیه و تحلیل رابطه نرخ بازده سهام و نسبت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. این تحقیق، تحقیقی توصیفی از نوع همبستگی است، و برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیون چند متغیره وآزمون دوربین – واتسون استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهد. در این تحقیق اطلاعات وداده ها در دوره زمانی 1378 تا 1382 بررسی شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که میان کلیه نسبت های مالی و نرخ بازده سهام رابطه معنا دار وجود دارد.
تحقیقی توسط بهرامفر وهمکارانش (1384)، تحت عنوان «بررسی رابطه بین نسبت های نقدینگی سنتی و نسبت های حاصل از صورت جریان وجوه نقد جهت ارزیابی تداوم فعالیت شرکت ها»، این تحقیق به بررسی ارتباط بین نسبت های نقدینگی سنتی (تعهدی) و نسبت های مالی حاصل ازصورت جریان وجوه نقد (نسبت های مخارج سرمایه ای) پرداخته است. این تحقیق بر مبنای هدف، تحقیقی تحلیلی و توصیفی از نوع همبستگی می باشد. اطلاعات و داده های این پژوهش از طریق مشاهده و بررسی اسناد و مدارک (صورت های مالی شرکت ها) جمع آوری شده است. جامعه آماری تحقیق شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. دوره زمانی تحقیق محدود به سال های ۱۳۷۶ الی ۱۳۸۰ است. نتایج تحقیق بیان گر آن است که بین نسبت های نقدینگی سنتی (تعهدی) و مخارج سرمایه ای، همبستگی معنا داری وجود ندارد و ارایه آن ها در کنار یکدیگر، تصویری روشن تر از برقراری فرض تداوم فعالیت یک واحد تجاری ارایه می کند.
تحقیقی توسط سلیمانی امیری (1381)، تحت عنوان «بررسی شاخص های پیش بینی کننده ورشکستگی در شرایط محیطی ایران»، این تحقیق با استفاده از مدل رگرسیون چندگانه و اطلاعات 30 شرکت سالم و 30 شرکت ورشکسته، مدلی جهت پیش بینی بحران مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ارائه داده است و آنرا تا سه سال قبل از بحران مالی مورد آزمون قرار داده است، که نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که مدل مزبور در یک، دو و سه سال قبل از بحران مالی، به ترتیب 95%، 83 %، 95% کل نمونه را به طور صحیحی طبقه بندی نموده است.
تحقیقات خارجی:
تحقیقی توسط لین و همکاران (2011)، تحت عنوان «انتخاب نسبت های مالی برای پیش بینی بحران کسب و کار»، این تحقیق به بررسی پوشش وسیع تری از ویژگی های مالی، یعنی نسبت های مالی پرداخته است. روش های استخراج تحقیق از معادن داده ها اعمال شده است. جامعه آماری تحقیق شناسایی 5 نسبت های مالی مفید ، که نرخ مالیات دو نفر از آنها و مستمر چهار EPS سه ماهه قبلاً بی اطلاع هستند می باشد.این تحقیق از نوع تحقیق تجربی می باشد.
تحقیقی توسط دیمیترپولس و استریو (2009) ، تحت عنوان «ارتباط صورت های مالی با ارزش و اثرآن ها بر روی قیمت سهام»، این تحقیق به بررسی 101 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار آتن و برای یک دوره زمانی 10 ساله به طور همزمان اثر اقلام تعهدی، سود هر سهم و شش نسبت خاص به عنوان شاخصی از دستکاری در صورت های مالی را بر قیمت سهام پرداخته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که متغیر حسابداری سودآوری مربوط ترین متغیر است هرچه مدیران در دارایی های جاری کمتر سرمایه گذاری کنند، اثری بهتر بر روی قیمت سهام آن ها خواهد داشت.
هول (2007)، به بررسی تاثیر سیکل تجاری شرکتها بر احتمال ورشکستگی آنها پرداخت. این تحقیق که بر روی نمونهای از شرکتهای نروژی صورت گرفت، از مدل رگرسیون لوجستیک بهره میـجست. نتیجه تحقیق این بود که شکاف تولید ناخالص داخلی، عرضه پول، شاخص تولید، و تعدادی از متغیرهای مالی پیش بینی کننده های خوبی از احتمال وقوع ورشکستگی در بین شرکتهای نروژی می باشند.
وانگ و لی (2007)، با استفاده از تکنیک شرایط حاد به پیش بینی بحران مالی شرکتـ های چینی پرداختند. محققین دریافتند که نسبت رشد سرمایه، نرخ بازده داراییها، سود هر سهم، پوشش بهره، ضریب تمرکز مالکیت، حاشیه سود خالص، نسبت سود انباشته و گردش داراییها از توانایی بالایی برای تمایز شرکت های بحران زده از سایر شرکتها برخوردارند.
تحقیقی توسط وردی (2006)، تحت عنوان «به بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی وکارایی سرمایه گذاری»، در نمونه ای متشکل از 38062 مشاهده(شرکتـ سال) در طی سال های 1980 تا 2003 پرداخت. وی کیفیت گزارشگری مالی ر ا با استفاده از مدل جونز و از طریق نماگر کیفیت اقلام تعهدی بررسی نمود و نشان داد که شاخص های کیفیت گزارشگری مالی هم با سرمایه گذاری کمتر از حد و هم با سرمایه گذاری بیش از حد رابط های منفی دارد. گذشته از این نتایج، وی دریافت که ارتباط میان کیفیت گزارشگری ما لی با سرمایه گذاری بیش از حد برای شرکت ها یی که دارای مانده وجه نقد بیشتری هستند و سرمایه گذاران پراکنده ای دارند، بسیار قوی است که این امر خود به این نکته اشاره دارد که کیفیت گزارشگری مالی عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از مشکلات نمایندگی ودر نتیجه هزینه های سهام داران برای نظارت و پایش مدیریت را کاهش داده، به گزینش صحیح پروژه ها منجر می گردد. وی همچنین نشان داد رابطه کیفیت گزارشگری مالی با سرمایه گذاری کمتر از حد برای شرکت هایی که با محدودیت در امر تامین مالی مواجه بوده اند، قویتر است. در نهایت، محقق در این پژوهش اثبات می کند که رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی(کیفیت اقلام تعهدی) و کارایی سرمایه گذاری برای شرکت های دارای محیط های اطلاعاتی با کیفیت پایین، قویتر است.
تحقیقی توسط ادنان عزیز (2006)، که در آن مدل های مختلف پیش بینی ورشکستگی را در یک سال قبل از ورشکستگی مقایسه نموده و با تحلیل نتایج( 46 تحقیق43 مقاله، یک گزارش فنی و دو مقاله پرسش و پاسخ) و بررسی 89 شرکت به این نتیجه رسیدند که 60% از مطالعات انجام شده از نسبت های مالی بعنوان متغیرهای توصیفی تحقیقات خود استفاده نموده اند و 7% از اطلاعات جریانات نقدی و 33% مابقی ترکیبی از نسبت های مالی و سایر متغیرها همچون متغیرهای اقتصاد خرد و کلان و خاص صنعت و خاص شرکت استفاده کرده اند که این یافته دال بر اعتبار محتوای اطلاعاتی حساب های شرکت می باشد.
مین و لی (2006)، از تکنیک ماشین یادگیرنده برای پیش بینی بحران مالی استفاده نمودند. محققین، همچنین نتایج تحقیق را با تکنیک های تجزیه و تحلیل تمایزی چندگانه، تحلیل رگرسیون لجستیک و شبکه های عصبی مصنوعی مقایسه نمودند. با استفاده از 11 نسبت مالی به عنوان متغیر مستقل، محققین دریافتند که استفاده از تکنیک ماشین یادگیرنده در مقایسه با سایر روشها نتایج بهتری دارد در ضمن درصد صحت پیشبینی برای نمونه کنترل بین 71 تا 83 درصد گردید.
تحقیقی توسط شین و همکاران (2005) تحت عنوان «استفاده از ماشین بردار پشتیبانی در مدل پیش بینی ورشکستگی»، که در این تحقیق با استفاده از ماشین بردار پشتیبان، مدلی را برای پیش بینی ورشکستگی مطرح کردند. آنها عملکرد مدلشان را با عملکرد شبکه های عصبی مصنوعی مقایسه نمودند. مطالعه آنها نشان داد که ماشین بردار پشتیبان هم از نظر تعمیم پذیری و هم از نظر دقت کلی مدل، عملکرد بهتری دارد. برای انجام این پژوهش، آنها از 10 نسبت مالی بین سالهای 1996ـ1999 استفاده نمودند.
تحقیقی توسط مین و لی (2005)، تحت عنوان «پیش بینی ورشکستگی با استفاده از ماشین بردار پشتیبان، با انتخاب بهینه پارامترهای تابع هسته»، این تحقیق با استفاده از ماشین بردار پشتیبان اقدام به طراحی مدلی برای پیش بینی ورشکستگی شرکت ها کرده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که SVM نسبت به مدل های آماری سنتی، از عملکرد بهتری برخوردار است.
فیلوسوفو و فیلوسوفو (2004)، با استفاده از 4 عامل توصیف کننده کمیت و کیفیت بدهی شرکت و توانایی پرداخت بدهی، تلاش نمودند تا به پیش بینی ورشکستگی پرداخته، همچنین زمان وقوع آن را نیز مشخص نمایند. با استفاده از تحلیل چندمتغیره مبتنی بر تئوری تصمیم آماری بر روی نمونه ای از شرکتهای روسی، محققین دریافتند که افزایش افق زمانی تاثیر منفی بر بهبود پیش بینی های مدل دارد.
تحقیقی توسط والاس (2004) که در آن یک مدل را با استفاده از روش شبکه های عصبی طراحی کرده است. در این مدل از مقادیر نسبت های مالی کلیدی که در مطالعات ورشکستگی گذشته بعنوان بهترین نسبت ها گزارش شده بودند، استفاده گردیده است. نسبت های استفاده شده وی عبارتند از: سرمایه در گردش به کل دارایی ها، جریان های نقدی به کل دارایی ها، سود خالص به کل دارایی ها، کل بدهی ها به کل دارای ی ها، دارایی های جاری به بدهی های جاری، دارایی های سریع به بدهی های جاری. مدل والاس دارای دقت کلی 94 درصد بود و 65 نسبت مالی مختلف را در مطالعات گذشته بررسی کرده است.
نئوفیتو و مارمولینرو (2003)، با استفاده از تکنیک مقیاس بندی چندبعدی به پیش بینی بحران مالی شرکتها بر روی نمونهای از شرکت های انگلیسی پرداختند. محققین دریافتند که نقشه های مقیاس بندی چندبعدی از توانایی زیادی برای تمایز شرکتهای ورشکسته از شرکتهای غیرورشکسته برخوردارند.
تحقیقی توسط اولسون (1980)، تحت عنوان «الگوی لگاریتمی جهت پیش بینی ورشکستگی»، این تحقیق به بررسی چهار عامل اصلی برای احتمال ورشکستگی شرکت ها می پردازد. این چهار عامل شامل اندازه یا بزرگی شرکت، مقیاس هایی از فشار مالی شرکت، معیارهای عملکردومعیارهای تفکیکی شرکت بوده اند. او برای معیارهای ذکر شده نُه نسبت مالی انتخاب نموده است.
فصل سوم :
روش تحقیق
مقدمه