شرکت های کوچک و متوسط و شرکتهای کوچک و متوسط

دانلود پایان نامه

مدل آندریوپلوس وگوتنسی [2000] م محققان پیشنهاد میدهند که سازمان های خلاق نیازمند بسط یک فرهنگ سازمانی هستند که از خلاقیت حمایت نماید،مشوق اصلی راه های نواورانه جهت مواجهه با مسئله و پیداکردن راه حل باشند،خلاقیت را به عنوان یک راه مطلوب دانسته و نوآوران را به عنوان مدل مورد ملاحظه قرار دهند. مگارو (2998) بیان داشت که یک جو حامی خلاقیت می بایستی وجود داشته باشد که انعطاف پذیری و گروه پذیری را تسهیل نمایدجهت تسهیل عملکرد خلاق کارکنان متعاقب ان حمایت از بسط نام ونشان تجاری قوی، این جو مستلزم یک سیستم ارتباطی موثر است که مبادله آزاد اطلاعات را فراهم کند.چهارچوب کاری پیشنهاد می دهد که یک هویت موثر بر مبنای فرایند نام ونشان تجاری به وسیله سازمان های خلاق ایجاد میشود دربرگیرنده مدیریت کارکنان از طریق فرایندهایی است که با ارزش های خلاقیت از آن حمایت میکند و نهایتا نواوری را تشویق میکند ،انعطاف پذیری و گروه پذیری منابع کافی مکانیزیم بازخوری ،آموزش وحمایت مالی را به عنوان ابزارهایی جهت افزیش خلاقیت ارئه می دهند و ازاین طریق یک نام ونشان تجاری قوی و معروف راایجاد میکند.
دیدگاه درونی ایجاد نام و نشان تجاری از طریق سازمانهای خلاق
سه جز اصلی و روابط بین آنها چهار چوب کاری مورد بررسی قرار گرفت که شامل :
فعالیتهای مدیریت کارکنان –اثر آن روی خلاقیت فردی / تیمی ساخت نام و نشان تجاری شرکت
این مدل ابتدا پیشنهاد می دهد که فعالیت مدیریت کارکنان نیازبه تمرکز روی افزایش خلاقیت کارکنان دارد ازاینرو به عنوان ابتدایی ترین منبع برای رسیدن به موفقیت نام ونشان تجاری قوی سازمانی در منابع پویا معرفی شده است .
این مدل پیشنهاد می دهد که برای رسیدن بر خلاقیت در سطح سازمانی نیازمند سرمایه گذاری جهت افزایش تفکر خلاق در بین کارکنان هستیم . درمحله دوم خلاقیت تیمی و فردی می تواند از طریق فرایند قالب نقش ها افزایش یابد. سم ایجاد تمایز در توانایی خلاقیت سازمانی جهت الهام به افراد با این تفکر که کارهای آنان به طور وسیعی به موفقیت کسب وکار مشتریان کمک کرده است یا اثر مهمی روی کارهای انجام شده در صنعت آنها خواهد شد. به علاوه برای رسیدن حس مالکیت سازمان ها باید مشوق فرهنگی باشند که هر عضو در پروژه مشوق جایگاه واضحی داشته باشد و نهایتا سازمان جهت تشویق تشویق کارکنان خلاق باید یک شبکه کار امن را ایجاد نماید. یافته ها نشان داد که قبول فعالیت ها مدیریت کارکنان به شرکت هایی نام ونشان تجاری قوی بیشتر متعهد هستند.نهایتا مدیران سازمان های خلاق به شناخت کارکنانشان به عنوان به عنوان دارایی های کلیه جهت ساخت یک نام ونشان تجاری موفق معروف نیاز دارند وبنابراین نیازمند متمرکز روی همه تلاشهای هستند که محیطی سالم برای افزایش خلاقیت در کارشان ایجاد می نماید.
مدل کرک (2005):
این مدل به بررسی مدیریت موفق نام ونشان تجاری در شرکتهای کوچک ومتوسط می پردازد ،دوستون اصلی استراتژی های بازار یابی عبارتند از:
1.تمایز : جدایی پذیری یک محصول از رقبایش
2.ارزش افزوده : یک نام ونشان تجاری ایجاد شده برای یک کالا برای مشتریان نسبت به کالای فاقد نام ونشان تجاری دارای افزوده است کلر(1998) برای ساخت نام ونشان وتجاری قوی به وسیله شرکتهای کوچک ومتوسط راهبردهای زیررا ارائه کرده اند:
1. تمرکز روی ساخت یک نام ونشان وتجاری قوی
2. تمرکز یک برنامه ارزیابی توسعه یافته خلاق روی یک یا دو نام ونشان وتجاری یکپارچه مهم ،جهت ارائه به عنوان منبعی برای ارزش ویژه نام ونشان وتجاری
3. به کاربردن یک سری عناصر نام ونشان وتجاری کاملا یک پارچه که هم اگاهی نام ونشان وتجاری وهم تصویر نام ونشان وتجاری را حمایت کند.
4. یک طرح مبازره پیش روی که به ساخت نام ونشان وتجاری کمک میکند و یک رقابت خلاق که توجهات جلب می نماید.
5.گستراندن یک نام ونشان وتجاری ارزش سه رهنمود اول جهت خلق نام ونشان وتجاری قوی در یک شرکت های کوچک و متوسط در تحقیقات تایید شده است اما رهنمودهای 5و 4 ایجاد نام ونشان وتجاری قدرتمند اضافه کرده است:منطقی بودن سایت ها وباثبات بودن در ارتباطات- اطمینان نموده که یک ارتباط روش بین خصوصیات کارافرین و نام ونشان وتجاری وجو دارد- توسعه شور و هیجان نام ونشان وتجاری در شرکت .
مدل قیفی برای نقش مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط
نگاره2-4مدل بسط یافته نامونشان تجاری شرکتهای کوچک و متوسط

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ارزش ویژه نام و نشان تجاری و رفتار خرید مصرف کنندگان

نگاره(2-5)
ربع اول به ضروت ایجاد تفکیک دو نام ونشان وتجاری شرکت تایید دارد.در مرحله دوم ساخت و نام ونشان وتجاری امری زمان بر است .ایجاد تقاضای شخص برای نام ونشان وتجاری نیازمند تلاش است.
دراین مرحله اگر وظیفه ایجاد آگاهی سازمان نسبت به نیازها برای نام ونشان وتجاری فراهم کرده اند بودجه لازم را دارد. در ربع سوم باید سطح مشخص از تشخیص نام ونشان وتجاری ایجاد کننده باشد در نهایت نام ونشان وتجاری باید نشان دهد که دارای یک مدیریت منطقی است.
مدل کتسانیس(1999)
این مدل تعدای از تاثیرات تغییر سیستم مدیریت نام ونشان تجاری را نشان میدهد. مدل سنتی مدیریت نام ونشان تجاری در دهه 1930 به عنوان یک پاسخ نیاز محصولات چندگانه وشرکت های پیچیده در حوزه معرفی محصولات ایجاد شد.
لاسینسکی(1985)،مدیریت نام ونشان تجاری را به عنوان مرزگستری تعریف کرده ،و این به عنوان چهارچوب کاری تئوریک پذیرفته شده و برای سیستم سنتی بوده است .مرزگستران اشخاصی هستند که رابطه غیر رسمی با دیگران در داخل وخارج سازمان دارند.
در تحقیق موجود آشکار شده که تغییرات محیط خارجی و متغیر های خاص شرکت باعث می شود که بازاریابی سازمان شروع به پذیرش مدیریت نام ونشان تجاری جدید نماید.
ودر نتیجه تغیر وظایف مدیران نام ونشان تجاری ایجاد شود . این تغییرات منجر به تغیر در استراتژی ها گردید. اندیشه اصلی این مدل آنی است که مدیریت نام ونشان تجاری یک سیستم است: اطلاعات از منابع داخلی وخارجی دریافت مینماید و ساختاری برای رسیدن به نیاز های داخلی وخارجی را تشکیل داده و سپس استراتژی را توسعه میدهد که به کسب ضریب رقابتی کمک مینماید در این مدل حلقه های بازخورد وجود دارد که به سیستم اجازه میدهد با دریافت اطلاعات از منابع مختلف خود را تغییر دهد و بازسازی نماید.