شیوه ابراز نا رضایتی از شغل و نظریه دو عاملی هرزبرگ

دانلود پایان نامه
1- نیاز های تنکردی (فیزیولوژیکی) مانند‌ آب، غذا و هوا
2- نیاز به ایمنی مانند دوری از خطر و ایمنی اقتصادی
3- نیازهای اجتماعی مانند عشق، پذیرش و تعلق گروهی
4- نیازهای من یا صیانت ذات (احترام)مانند پیشرفت، شناسایی، تأیید و احساس ارزشمندی.
5- خود شکوفایی (نیاز به خودیابی و کمال) مثل بالفعل سازی حداکثر استعدادهای بالقوه. به ادعای مازلو، تنها وقتی نیازهای اساسی تر بطور نسبی بر آورده شود، نیازهای بالا مد نظر قرار می گیرد. از این رو رضایتمندی شغلی باید با توجه به این نکته تعیین شود که به شغل فرد چگونه پاسخگویی نیازهایی است که برای او جنبه غالب دارد. ممکن است برای فردی، ایمنی اقتصادی، یک نیاز باشد؛ در حالی که برای دیگری نیاز به خود شکوفایی مطرح باشد(میردریکوندی، 1379).
6- نظریه هرز برگ
این نظریه با نام های نظریه« انگیزشی- بهداشتی » و نظریه دو عاملی هرزبرگ نیز معروف است. او به نوع نیاز، یعنی نیازهای بدنی و نیازهای روانی اشاره می کند. به ادعای هرزبرگ این دو نوع نیاز بر طبق دو اصل متفاوت عمل می کنند؛ نیازهای بدنی در جهت اجتناب از درد و ناراحتی عمل می کنند. عواملی که این نیازها را بی اثر می کند که هرزبرگ آنها را «عوامل بهداشتی» می نامند می تواند ناراحتی را کاهش دهد یا از آن دوری کند، اما نمی تواند موجب خشنودی شود. از سوی دیگر نیازهای روانشناختی مشتاق رشد، دانش، پیشرفت، خلاقیت و فردیت است و بر اساس اصل لذت عمل می کند. ارضا کننده هایی که «برانگیزنده» خوانده می شود می تواند موجب خشنودی گردد ولی فقدان آن نمی تواند موجبات عدم لذت یا ناراحتی را فراهم آورد. هرزبرگ و می یرز معتقدند که رضایت بالا، عملکرد بالا را به دنبال می آورد. از این رو برای ایجاد آن باید به اقداماتی از قبیل توسعه شغلی، غنای شغلی، چرخش شغلی و مانند آن متوسل شد (نریمانی، 1381).
7- نظریه هالند
هالند نظریهی خود را بر مبنای دو اصل مهم استوار نموده است:
1- انتخاب شغل و حرفه با نوع شخصیت فرد بستگی دارد.
2- انتخاب شغل و حرفه رابطه مستقیمی به طرز تلقی و گرایش فرد دارد.
معنای ضمنی این نظریه چنین است که اگر فردی شغل خود را متناسب با صفات شخصیتی خود انتخاب کند و نسبت به این شغل گرایش و نگرش مثبتی داشته باشد، از شغلش راضی است و در غیر این صورت از شغل خود رضایتی نخواهد داشت (مهدوی و روحی عزیزی، 1379).
8- نظریه آلدرفر
آلدرفر در سال 1972، نظریه نیازهای پنج گانه مزبور را در سه دسته نیاز به شرح زیر خلاصه کرد:
الف) نیازهای زیستی (در مدل مازلو، معادل نیازهای زیستی و ایمنی است).
ب) وابستگی (تعلق) (در سلسله مراتب مازلو معادل نیاز اجتماعی است.)
ج) نیاز رشد (در سلسله مراتب مازلو معادل نیاز به احترام و خود شکوفایی است).
آلدرفر به تمایزی اساسی میان نیازهای بلند مرتبه و فرو رفته معتقد است ولی به نظر او هم نیازهای بلند مرتبه و هم فرو مرتبه می تواند به عنوان انگیزه عمل کند (همان منبع).
9- نظریه برابری
طبق این نظریه هر انسانی با خصوصیاتی مثل تجربه، هوش، تحصیلات و …. وارد سازمان می شود و توقع دارد که سازمان متناسب با خصوصیاتش او را از مزایایی برخوردار سازد. هر گاه فرد دریابد که بین خصوصیات او و مزایای دریافتی اش، برابری وجود دارد، و در او ایجاد انگیزش می شود. چون در این صورت رفتار سازمان با فرد منصفانه است و رفتار منصفانه هر سازمانی یکی از عوامل انگیزش زا است (رحمانیان، 1381).
10- نظریه مک کله لند
مک کله لند انسان را در رابطه با سه نوع از نیازها تقسم بندی می نماید:
1- نیاز به قدرت:عبارت ازمیل برای نفوذدرگروه وکنترل محیط اطراف خودوافرادی که دارای نیاز به قدرت می باشند. تمایل به تظاهر رفتاری؛ رک، صریح، صحبت کردن و منسجم عمل کردن و درگیری با مسائل مختلف را دارند.
2- نیاز به کوشش: عبارت از انجام دادن کار به گونه ای مؤثرتر از گذشته این دسته از افراد در سازمانها کارها را با دقت و نظم بیشتری انجام می دهند.
افرادی که دارای این نیاز هستند، در زندگی بیشتر احساس نیاز می کنند.
3- نیاز به وابستگی: افرادی که دارای این نیاز هستند، اغلب علاقه مند به ایجاد دوستی با دیگران، عضویت در باشگاه ها و مؤسسات اجتماعی و داشتن فعالیتهای گروهی می باشند (رحمانیان، 1381).
2-2-7 شیوه ابراز نا رضایتی از شغل: