صادرات کالاهای صنعتی و ظام ارزی مناسب

دانلود پایان نامه

شوکهای واقعی(تغییرات در تقاضا برای کالاهای داخلی)
آمادگی اقتصاد برای مقابله با شوکهای داخلی و خارجی واقعی ،در رژیمهای ارزی انعطاف پذیر بیشتر است.
اعتبار سیاستی
هرچه اعتبار سیاستهای ضد تورمی کمتر باشد، رژیم ارزی ثابت به عنوان یک لنگر اسمی مناسبتر است.
2-4-وضعیت بازار ارز در اقتصاد ایران
2-4-1 – عدم وجود نظام ارزی
برای ترسیم و ارائه نظام ارزی مناسب ابتدا میبایست پایه نظام ارزی وجود داشته باشد و بعد با روشهای سیاستی نوع آن را تعیین کرد. به نظر میرسد در اقتصاد ایران نظام ارزی وجود ندارد، زیرا نظام ارزی به وضعیتی گفته میشود که در آن عرضه و تقاضای ارز توسط عوامل ذرهای انجام شده و بازار ارز یک بازار عمیق رقابتی باشد، درحالی که در اقتصاد ایران عمده درآمدهای ارزی کشور از منبع فروش نفت و میعانات گازی و آن هم از مجرای دولت تحصیل میشود و اندازه و وضعیت آن تابع شرایط برونزا و بازار جهانی نفت و رکو و رونق جهانی است لذا در جایی که بیش از 80 درصد درآمدهای ارزی از ناحیه دو.لت تامین شود نمیتوان گفت بازار ارز عمیق رقابتی وجود دارد.
شواهد تجربی مربوط به سالهای اخیر هم گویای این است که هروقت نفت گران شده و درآمدهای نفتی بهوفور داشتیم، با مازاد عرضه ارز مواجه بودهایم و به محض اینکه درآمدهای نفتی کاهش پیدا کرده و نفت ارزان شده است با کمبود ارز مواجه شدهایم. مسلما این بازار یک بازار عمیق رقابتی نیست .
در سالهای 52 تا 57 بخاطر افزایش قیمت نفت و درآمدهای فراوان ارزی بانک مرکزی افزایش یافته و این موجب افزایش پایه پولی و نقدینگی شده و به دنبال آن با وجود واردات فراوان موجب افزایش تورم شده است. لذا در این دوره با مازاد ذخایر ارزی مواجه بودهایم و قیمت ارز هم طبق قانون عرضه و تقاضا کاهش نیافته است. از سال 1378 تا کنون نیز ذخایر ارزی بانک مرکزی بحاطر درآمدهای فراوان نفتی و برداشت مکرر از صندوق ذخیره ارزی رو به افزایش گذارده است و از سال 1379 این ذخایر در ترازنامه بانک مرکزی برای اولین بار به عنوان مسلط تشکیل دهنده پایه پولی تبدیل شده و موجب افزلیش شدید پایه پولی شده است . لذا در این دوره ، وفور ارز عامل رشد پایه پولی و تورم بوده است. اما اگر در دوره مذکور نظام ارزی عمیق در کشور وچود میداشت،تنوع کالاهای صادراتی باعث میشد که بازار ارز با تعدیل آرام قیمتها تشویه شود وشاهد انباشت ذخایر مازاد نباشیم. به این دلیل به این ذخایر مازاد گفته میشود که توسط واردکننده رسمی کالاها و خدمات تقاضا نمیشود. البته جنبه مهم درآمد زایی ارز برای دولت موجب میشود که با وجود انباشت ذخایر ارزی نرخ ارز کاهش نیابد. از طرفی چون نرخ ارز یک متغیر قیمتی کلیدی برای اقتصاد محسوب میشود، کاهش آن هم مثل افزایش آن برای اقتصاد هزینه دارد. در سالهایی که بخاطر کاهش درآمد ارزی ذخایر ارزی بانک مرکزی و به طور کلی ذخایر کشور کاهش مییابد مازاد تقاضای ارز موجب میشودکه تغییرات و افزایش نرخ ارز موجب افزایش انتظارات تورمی شود.
یکی دیگر از دلایل نبود نظام ارزی عمیق و رقابتی در اققتصاد، تابعیت روند ذخایر ارزی بانک مرکزی از قیمت نفت است. در 4 دهه گذشته وضعیت ذخایر ارزی کشور تابعی از قیمت نفت بوده است. نسبت صادرات نفت و میعانات گازی و محصولات پتروشیمی به کل صادرات نیز دلیل دیگری برای نبود نظام ارزی در اقتصاد است.
2-4-2- کارایی پایین سیاستهای ارزی
کارایی پایین سیاستهای ارزی یکی دیگر از دلایل نبود نظام ارزی عمیق در اقتصاد ایران است . از آنجا که هدف نهایی اعمال سیاستهای ارزی و بطور کلی سیاستهای اقتصادی ثبات قیمتها و تولید و صادرات و سطح مطلوب اشتغال است، لذا سیاستگذار به دنبال این است که تابع زیانی که ترکیبی از واریانس تورم و واریانس تولید(یا صادرات) است را حداقل کند. بنابراین سیاستگذاران سعی میکنند سیاستهای مقتضی را به گونهای اعمال کنند که تابع زیان مذکور حداقل شود .
همانطور که آمار کشور نشان میدهد، تغییرپذیری تولید و تورم و صادرات و تورم قابل ملاحظه است و خود گویای بیثباتی آنهاست.
این وضعیت نیز بیانگر این است که سیاستهای ارزی کارآمد نیست و ثبات به ارمغان نمیآورد . دلیل این امر این است که نظام ارزی قوی نداریم و زیرساختهای فنی تولید و صادرات و بخشهای مولد هم ضعیف است . به عبارت دیگر فضای اعمال سیاست ، فضای مطلوبی نیست و جای اینکه ثبات تولید ، صادرات و تورم را نتیجه دهد به بیثباتی میانجامد.
لذا برای شکل گیری بازار عمیق ارز باید منشا ارزآوری را زیاد کرد و با اهمیت دادن به بخش تولید و رفع موانع پیش روی آناز طریق کاهش قیمت تمام شده ، ارتقاء کیفیت و تامین رقابتپذیری به صادرات غیرنفتی تنوع بخشید و صادرات کالاهای صنعتی با تکنولوژی روز و بالا را ایجاد نمود و افزایش داد.وقتی نظام ارزی ایجاد شد، آنوقت این بحث مطرح میشود که آیا بهتر است نظام ارزی ما نظام ثابت باشد یا نظام شناور. در هر دو نظام، سازو کار بازار حاکم است. در اولی بانک مرکزی با هدف قراردادن یک نرخ ارز معین یعنی با خرید و فروش ارز طبق قانون عرضه و تقاضای بازار ، نرخ ارز را در سطح هدف نگه میدارند اما در دومی مقامات پولی دخالتی در بازار ارز نمیکنند و نرخ ارز توسط نیروهای بازار تعیین میشود و چون بازار عمیق و رقابتی است نرخ ارز تعیین شده در بازار علامتدهی مطلوب دارد. حد نظامهای ارزی این دو وضعیت است اما طیفی از وضعیتهای بین این دو حد وجود دارد مثل میخکوب خزنده، میخکوب تعدیل شونده، شناور مدیریت شده و …
بسیاری ادعا میکنند که نظام ارزی ایران شناور مدیریت شده است اما بنا به دلایلی که گذشت وجود نظام ارزی به معنای وجود بازار ارز رقابتی عمیق مشاهده نمیشود. این چه بازار ارزی است که در سال 71 باید نرخ آن ده برابر شود و در سال 81 هنگام تک نرخی شدن نرخ ارز بیش از 4 برابر شود و از سال 78 تا 88 هم بازار ارز با مازاد عرضه مواجه باشد اما بانک مرکزی نتواند ارزهایی که از دولت خریده است را به واردکنندگان بفروشد نا از این طریق پایه پولی به شدت افزایش نیابد و از این ناحیه به بی ثباتی پولی و قیمت دامن زده نشود.
2-5-اثر اشاعه ای نرخ ارز
2-5-1-تعریف اثر اشاعهای نرخ ارز
مقصود از اثر اشاعهای نرخ ارز ،درجه ایست که نسبت به آن قیمت کالاهای وارداتی در مقابل هرگونه تغییر در نرخ ارز واکنش نشان می دهند. اثر اشاعهای نرخ ارز ،از طریق سنجش ضریب β در تابع قیمت واردات اندازهگیری میشود.
در تابع قیمت واردات اندازهگیری میشود.
Pmi=sβ g(x) (1-2)