علائم فرسودگی شغلی و ویژگی‌های شخصیتی

دانلود پایان نامه

) عوامل سازمانی
شرایط نامناسب کاری، احساس ناکارآمدی سازمانی، احساس عدم پیشرفت فردی، فرصتهای کم برای ارتقاء و وجود قوانین و مقررات خشک و دست و پاگیر در نظام سازمانی از دیگر عوامل مؤثر در ایجاد و گسترش فرسودگی شغلی هستند(الوانی، 1382). گیلمور و دانسون اعتقاد دارند که عوامل بیرونی از قبیل درآمد پایین، می‌تواند زمینه را برای فرسودگی شغلی فراهم سازند(باربون و گرینری، 1990 به نقل از ناستی زایی و همکاران، 1387).
از دیگر عوامل سازمانی فرسودگی شغلی می‌توان ویژگی‌های نقش(ابهام نقش، گرانباری نقش، کمباری نقش، تعارض نقش) و ویژگی‌های شغل را نام برد (کالیمور البطوی،1379) کارکنانی که شغلشان در پایین ترین سلسله مراتب قرار دارد بیشتر دستخوش فرسودگی شغلی می‌شوند.
همچنین می‌توان عواملی همچون ناآشنا بودن افراد به اهداف سازمان، مبهم بودن نقش فرد، تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات سازمان، فقدان شبکه‌های ارتباطی اثر بخش، سخت و غیرقابل انعطاف بودن مقررات و قوانین سازمان جملگی باعث می‌گردند درصد بیشتر از افراد گرفتار فرسودگی شغلی شوند(ساعتچی، 1380 به نقل از سپاه منصور و همکاران، 1391).
به طور کلی مهم ترین عواملی که شخص را در یک سازمان دچار فرسودگی شغلی می‌کنند، عبارتند از : 1ـ خصوصیت سازمانی : مثل کار بیش از حد، رسمی‌سازی 2) ادراک سازمانی: مدیریت و ارتباطات سازمانی 3) ادراک نقش : مثل فشارکاری و بازخورد 4) خصوصیات فردی مثل سن و جنس و ویژگی‌های شخصیتی (مستغائی، 1377 به نقل از سپاه منصور و همکاران، 1391).
) علائم فرسودگی شغلی
از ویژگی‌های فرسودگی شغلی پیشرفت و گسترش پنهانی و غیر قابل تشخیص آن در افراد مبتلا می‌باشد؛ به عبارتی فرسودگی شغلی مانند شعله‌هایی از آتش است که وقتی خاموش می‌شود جز خاکستر چیزی باقی نمانده است(کزیرازک و همکاران، 2011).
فرسودگی شغلی سندرمی‌مزمن است که مشتمل بر علایمی‌مانند احساس خستگی از کار و تلاش و به دنبال آن کناره گیری از فعالیت‌های شغلی است. فرسودگی شغلی دارای دو بعد درونی و بیرونی است. ابعاد درونی در برگیرنده خستگی عاطفی، احساس خودگم کردگی و احساس عدم موفقیت در کار است. ابعاد بیرونی شامل نگرش‌های منفی نسبت به شغل، زندگی و رفتارهای کناره جویی از کار می‌شود(انیسی و همکاران، 1389).
بارون و گرینبرگ (به نقل از عابدی، 1383) علایم فرسودگی شغلی را به شرح زیر بیان کنند:
1ـ خستگی جسمی، افراد فرسوده سطح انرژی پایینی دارند و در اکثر اوقات احساس خستگی می‌کنند.
2ـ خستگی هیجانی، مثل افسردگی، احساس درماندگی، احساس گیر کردن در شغل.
3ـ خستگی نگرشی یا ذهنی مانند بدبینی نسبت به دیگران، نسبت به خود، نسبت به شغل خویش، سازمان و محل کار خود و حتی کل زندگی.
4 ـ عدم موفقیت در انجام وظایف محوله و عدم انجام کارها.
) پیامدهای فرسودگی شغلی
سلامت افراد از ویژگیهای مهم و مؤثر در سازمانها می‌باشد(ایاکوناندن و همکاران، 2009 به نقل از طاهری و همکاران، 1392). اگرچه شغل به سلامت روانی و جسمی‌کمک می‌کند و به کاهش ۴ تا ۱۰ درصدی شیوع افسردگی، اضطراب و بیماریهای جسمی‌در شاغلین نسبت به بیکاران منجر می‌شود (صفری و گودرزی، 2010 به نقل از طاهری و همکاران، 1392)، اما اغلب پژوهشهای اخیر در قلمرو بررسی تنیدگی ناشی از کار، این نکته را آشکار کردند که بسیاری از بیماری‌های متداول بیش از آنکه ناشی از میکروب‌ها و ویروس‌ها باشند بر اثر فقدان سازش و ایجاد فشار به وجود می‌آیند(ایاکوناندن و همکاران، 2009 به نقل از طاهری و همکاران، 1392). یکی از عمده ترین مسایل شغلی که معمولاً به شکل واکنش در برابر فشارهای شغلی و سازمانی در میان کارکنان خدمات انسانی دیده می‌شود، پدیده ی فرسودگی شغلی است(پرداختچی و همکاران، 2009 به نقل از طاهری و همکاران، 1392).
نکته مهم دیگر در رابطه با فرسودگی شغلی هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم آن است. فرسودگی شغلی باعث غیبت کارکنان از محل کار، کاهش کیفیت کار، تعارضات بین فردی با همکاران، مشکلات جسمی‌ـ روانی، تغییر شغل و سرانجام ترک خدمت می‌شود. ترک خدمت هزینه‌های زیادی برای سازمان به دنبال دارد. براساس اطلاعات موجود در اتحادیه اروپا همه ساله 20 میلیون یورو به مخارج ناشی از استرس و فرسودگی شغلی اختصاص داده می‌شود. در ایالات متحده این هزینه به 350 میلیون دلار در هر سال می‌رسد (مارتینو، 2003 به نقل از امیری و همکاران، 1390).
شواهد تحقیقاتی نشان می‌دهد که فرسودگی شغلی با غیبت‌های مکرر، بازنشستگی زودرس، عملکرد نامناسب، عزت نفس پایین و از لحاظ روانشناختی با علائم افسردگی رابطه دارد. علاوه بر آن، تحقیقات متعدد دیگری نیز نشان می‌دهند که فرسودگی شغلی با علائم روان شناختی از قبیل افسردگی، اضطراب و مشکلات جسمانی از همبستگی مثبت و بالایی برخوردار است (رستمی‌و همکاران، 1387)
فرسودگی علاوه بر بروز اثرات سوئی که بر سلامت جسمی‌و روانی پرسنل بر جای می‌گذارد، باعث کاهش کارایی و افت کیفیت خدمات و نیاز افزایش هزینه‌های کار می‌شود(مظلومی‌و همکاران، 1392).
این سندرم اثرات متعددی در زندگی اجتماعی، فیزیکی و روان شناختی فرد به جای می‌گذارد. پرسنل بهداشتی درمانی به علت مواجهه با استرس‌هایی نظیر مرگ و میر و ناتوانی بیماران، مشکلات بین فردی، حمایت اجتماعی کم، فشار کاری بالا، مواجهه با تعداد زیاد ارباب رجوع در روز (Duxbury et al.,1984; Lewis & Robinson, 1992; Gray-Toft & Anderson, 1985; Kelly & Cross, 1985; Topf & Dillon, 1988 به نقل از مظلومی‌و همکاران، 1392) پرستاران نسبت به سایرمشاغل آمادگی بیشتری برای درگیری در این سندرم دارند(همان منبع).