عملکرد دانش آموزان و خلاقیت دانش آموزان

دانلود پایان نامه

096/0 465/4 278/0 42/4 12 موزاییک کاری با کاغذ
354/0 37/4 62 مجموع
دقت در میانگین قبل و پس از تعدیل اثر پیش آزمون گروه ها نشان می دهد: گروهی که با استفاده از تکنیک موزاییک کاری با کاغذ (096/0=انحراف معیار ؛ 465/4= میانگین) آموزش دیده است از این نظر نسبت به سایر گروه ها موفق تر بوده و گروه اوریگامی (105/0=انحراف معیار ؛ 172/4=میانگین) ضعیف ترین عملکرد را دارد.
جمع بندی نتایج:
جدول شماره (22-4). خلاصه نتایج آزمون تحلیل کوواریانس برای مقایسه ی متغیرهای هفت گانه در 6 گروه مورد مطالعه
ردیف متغیر وابسته مقدار F معناداری مجذور اتا
1 مفاهیم ساده شناختی 699/0 626/0 060/0
2 مفاهیم متوسط شناختی 07/2 084/0 158/0
3 مفاهیم مشکل شناختی 56/4 002/0 293/0
4 مفاهیم کل هندسی 834/2 024/0 205/0
5 میزان خلاقیت 38/2 051/0 180/0
6 هوش منطقی ریاضی 566/0 726/0 049/0
7 هوش فضایی 18/1 329/0 097/0
نتایج کلی تحلیل داده های پژوهش در بررسی هفت فرضیه مطرح شده در پژوهش در جدول (22-4) نشان می دهد که بیش‌ترین تفاوت معنادار آماری بین عملکرد گروه های 6 گانه در مفاهیم مشکل سطوح شناختی و کمترین تفاوت معنادار بین عملکرد گروه های شش گانه در مفاهیم کلی هندسی بوده است.

مقدمه فصل پنجم:
در این فصل پس از بیان خلاصه پژوهش، اهداف، فرضیات پژوهش، روش کار و برخی از یافتههای پژوهش با توجه به نتایج تجزیه و تحلیل فصل چهارم شرح داده میشود، سپس به بحث و نتیجهگیری پرداخته و در انتها محدودیتهای پژوهش و پیشنهادهایی بر اساس نتایج پژوهش عنوان میشود.
خلاصه ی نتایج پژوهش:
این پژوهش با عنوان «آموزش هندسه به دو شیوه ی اوریگامی و انیمیشن و مقایسه ی تأثیر آن‌ها بر یادگیری مفاهیم هندسی و هوش منطقی ریاضی دانش آموزان» صورت گرفت. در این راستا به منظور انجام پژوهش با بیان یک هدف کلی و 7 هدف جزیی و فرضیات متناظر با آن، 6 شیوه ی آموزشی «فراکتال با کاغذ، کتاب سازی، موزاییک کاری با کامپیوتر، فراکتال با کامپیوتر، اوریگامی و موزاییک کاری با کاغذ» در نظر گرفته شد و در یک مطالعه به شیوه ی شبه آزمایشی در 6 گروه آزمایشی و به مدت 6 جلسه برای هر گروه اجرا گردید. نتایج کلی پژوهش در دو مورد از 6 فرضیه مورد تأیید قرار گرفت و در بقیه ی موارد داده های حاصل از فرضیات مطرح شده در پژوهش حمایت نکرد. در دو مورد یادگیری مفاهیم مشکل شناختی و همچنین یادگیری مفاهیم کلی هندسی گروه آموزش دیده با فراکتال با کاغذ دارای بیش‌ترین یادگیری نسبت به سایر گروه ها و گروه های موزاییک کاری با کاغذ و کتاب سازی به ترتیب در هر یک از مفاهیم مطرح شده دارای کمترین میزان یادگیری بودند. در بقیه ی موارد هم اگر چه نتایج تفاوت معناداری میان گروه ها نشان نداد اما در یادگیری مفاهیم آسان و متوسط شناختی هندسی و خلاقیت گروه آموزش دیده با فراکتال با کاغذ دارای میانگین عملکردی بالاتری نسبت به سایر گروه ها بودند و در هوش‌های منطقی – ریاضی و فضایی نیز گروه آموزش دیده به روش موزاییک کاری با کاغذ دارای میانگین عملکردی بالاتری نسبت به سایر گروه ها بود. در ادامه ی این فصل و در بحث و تفسیر یافته ها ضمن اشاره به نتایج کلی بررسی هر فرض، به بیان نتایج پژوهش های همسو و غیر همسو با نتایج پژوهش حاضر پرداخته و مبانی علمی هر نتیجه تبیین می گردد.
بحث و تفسیر یافته‌ها:
در این پژوهش 7 هدف فرعی و متناظر با آن 7 فرضیه مطرح گردید. که یادگیری مفاهیم هندسی را در سه بخش مفاهیم (آسان، متوسط و مشکل) شناختی و مجموع آن ها (یادگیری مفاهیم هندسی کلی) و همچنین خلاقیت و دو هوش منطقی ریاضی و فضایی را مورد بررسی قرار می داد. در ادامه و در این بخش ابتدا خلاصه ای از نتایج تحلیل داده های مربوط به هر فرض بیان و به دنبال آن به تفسیر نتایج حاصل می پردازیم.
تحلیل داده های حاصل در پژوهش در قالب آزمون تحلیل کوواریانس در جدول (2-4) برای بررسی فرضیه شماره 1 با عنوان «بین میزان یادگیری مفاهیم ساده شناختی هندسی در شش گروه مورد مطالعه تفاوت موجود دارد» از فرضیه مذکور حمایت نکرد و تفاوت بین عملکرد گروه های مورد مطالعه در این بخش در سطح آلفای 05/0 مورد تأیید قرار نگرفت (626/0=Sig ؛ 699/0=F). از آنجا که روش‌های آموزشی به کار رفته در این پژوهش، همگی از نوع روش‌های آموزشی فعال و جدید می باشند می توان نتیجه حاصل در این بخش را این گونه تبیین نمود که تمام این روش‌های آموزشی از توانایی خوبی برای ارتقاء سطح مهارت های یادگیری مفاهیم ساده ی سطوح شناختی هندسه در دانش آموزان دارند و از این روست که تفاوت بین گروه ای در یادگیری این دسته از مفاهیم معنادار نیست. اگر چه پژوهشی با عناوین مرتبط با موضوع پژوهش حاضر در دست نیست اما نتایج این بخش با نتایج پژوهش گلزاری (1383)، ریحانی و همکاران (1388)، دهقان پور (1389)، کوسا و کاراکاس (2010) و یازلیک و اردهان (2012) به شکل ضمنی همسو است.
تحلیل داده های حاصل در پژوهش در قالب آزمون تحلیل کوواریانس در جدول (5-4) برای بررسی فرضیه شماره 2 با عنوان «بین میزان یادگیری مفاهیم متوسط شناختی هندسی در شش گروه مورد مطالعه تفاوت موجود دارد» از فرضیه مذکور حمایت نکرد و تفاوت بین عملکرد گروه های مورد مطالعه در این بخش در سطح آلفای 05/0 مورد تأیید قرار نگرفت (084/0=Sig ؛ 07/2=F). در تحلیل نتایج این بخش از داده های پژوهش اگر چه تفاوت معنادار عملکرد گروه ها مورد تأیید قرار نگرفت اما اختلاف میانگین های عملکردی گروه ها زیاد است. در این بررسی دانش آموزان آموزش دیده به شیوه ی فراکتال با کاغذ از میانگین بالاتری برخوردار بودند.و موزاییک کاری با کاغذ و فراکتال با کامپیوتر دارای کمترین میزان یادگیری بودند. در تبیین این نتایج شاید عدم توانایی همسان تمام دانش آموزان در بهره گیری از کامپیوتر و همچنین پیچیده شدن آموزش مفاهیم هندسی در قالب روش موزاییک کاری را از دلایل تأثیرگذار بر ایجاد این نتایج عنوان نمود.
تحلیل داده های حاصل در پژوهش در قالب آزمون تحلیل کوواریانس در جدول (8-4) برای بررسی فرضیه شماره 3 با عنوان «بین میزان یادگیری مفاهیم مشکل شناختی هندسی در شش گروه مورد مطالعه تفاوت موجود دارد» از فرضیه مذکور حمایت کرد و تفاوت بین عملکرد گروه های مورد مطالعه در این بخش در سطح آلفای 05/0 و با میزان ضریب تأثیر 293/0 مورد تأیید قرار گرفت (002/0=Sig ؛ 07/2=F). در تحلیل نتایج این فرضیه با توجه به میانگین های حاصل از عملکرد دانش آموزان بیش‌ترین میانگین عملکردی مربوط به گروه آموزش فراکتال با کاغذ بوده و کمترین آن‌ها مربوط به گروه کتاب سازی بوده است. در تبیین نتایج این بخش از پژوهش دستکاری اشیاء و شکل های هندسی در شیوه ی آموزشی فراکتال و کارهای مشارکتی و گروهی و همچنین امکان برش و چرخش تصاویر مختلف و دیدن شکل های هندسی به صورت های مختلف و از زوایای متفاوت، خود می تواند در یادگیری دانش آموزان تأثیرگذار باشد. در حالی که در روش کتاب سازی آموزش مفاهیم هندسی در درازمدت می تواند تأثیرگذار باشد نه در مدت زمانی کوتاه. نتایج این بخش با نتایج پژوهش گلزاری (1383)، ریحانی و همکاران (1388)، دهقان پور (1389)، کوسا و کاراکاس (2010) و یازلیک و اردهان (2012) به شکل ضمنی همسو است.
تحلیل داده های حاصل در پژوهش در قالب آزمون تحلیل کوواریانس در جدول (11-4) برای بررسی فرضیه شماره 4 با عنوان «بین میزان یادگیری مفاهیم کلی هندسی در شش گروه مورد مطالعه تفاوت موجود دارد» از فرضیه مذکور حمایت کرد و تفاوت بین عملکرد گروه های مورد مطالعه در این بخش در سطح آلفای 05/0 و با میزان ضریب تأثیر 205/0 مورد تأیید قرار گرفت (024/0=Sig ؛ 83/2=F). نتایج این بخش با نتایج پژوهش گلزاری (1383)، ریحانی و همکاران (1388)، دهقان پور (1389)، کوسا و کاراکاس (2010) و یازلیک و اردهان (2012) به شکل ضمنی همسو است. از جمله ی دلایل لازم برای تبیین این نتایج که در آن با توجه به میانگین ها فراکتال با کاغذ در مرحله ی اول و اوریگامی در مرحله ی دوم بیش‌ترین تأثیرگذاری و روش کتاب سازی کمترین میزان تأثیرگذاری را داشته است باید به درگیری حواس دانش آموزان در دو روش فراکتال با کاغذ و اوریگامی برای یادگیری مفاهیم هندسی اشاره نمود در این دو روش دانش آموزان مجبور به دستکاری، برش، تا زدن، چرخش، رنگ آمیزی، اندازه گیری، مقایسه، مطابقت، محاسبه، و تخمین زدن می شوند و همه ی این فعالیت ها در مراحل مختلف و بارها و بارها برای هر یک از اشکال تکرار می شود که زمینه ساز ارتقاء سطح مهارت های یادگیری فراگیران می شود.
تحلیل داده های حاصل در پژوهش در قالب آزمون تحلیل کوواریانس در جدول (14-4) برای بررسی فرضیه شماره 5 با عنوان «بین میزان خلاقیت دانش آموزان در شش گروه مورد مطالعه تفاوت موجود دارد» از فرضیه مذکور حمایت نکرد و تفاوت بین عملکرد گروه های مورد مطالعه در این بخش در سطح آلفای 05/0 مورد تأیید قرار نگرفت (081/0=Sig ؛ 08/2=F).