عملکرد هوازی و بی هوازی و حداکثر اکسیژن مصرفی

دانلود پایان نامه

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
مقدمه
این پژوهش به منظور مطالعه بررسی مقایسه ای تاثیر دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروق بر عملکرد هوازی و بی هوازی دانشجویان مرد فعال صورت گرفته است. در این فصل پس از بحث و نتیجه گیری پیرامون فرضیات پژوهش به ارایه پیشنهادات و محدودیت های تحقیق حاظر خواهیم پرداخت.
2-5 خلاصه تحقیق
هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروق بر عملکرد هوازی و بی هوازی دانشجویان مرد فعال بود. بدین منظور 24 نفر از دانشجویان مرد شاغل به تحصیل در دوره کارشناسی دانشگاه خوارزمی در دامنه سنی 19 تا 23 سال، به صورت در دسترس (میانگین وزن 03/6±52/73 کیلوگرم، قد 78/4±44/176 سانتی‌متر، شاخص توده بدنی 90/1±48/23 کیلوگرم بر مترمربع) انتخاب شدند. سابقه پزشکی آزمودنی‌ها مبنی بر عدم برخورداری از هرگونه سابقه بیماری قلبی _عروقی، مصرف سیگار و یا هر نوع دارو و مکمل توسط پرسشنامه اطلاعات عمومی مورد بررسی قرار گرفت. پس از توضیحات اولیه در خصوص نحوه اجرای آزمون و خطرات احتمالی، آزمودنی‌ها پرسشنامه اطلاعات عمومی و رضایت‌نامه را تکمیل کردند. آزمودنی‌ها به سه گروه تمرین تداومی 15 دقیقهای رکاب زدن(8 نفر)، تمرین تداومی 30 دقیقهای رکاب زدن (8 نفر) و گروه کنترل(8نفر) تقسیم شدند. آزمودنی‌های گروه تمرین تداومی 15 دقیقهای رکاب زدن و تمرین تداومی 30 دقیقهای رکاب زدن به مدت 2 هفته، هر هفته 6 جلسه و در مجموع 12 جلسه، تمرین رکاب زدن را باشدت زیر بیشینه 65% Wmax در هفته اول و در هفته دوم 70% Wmax فعالیت خود را انجام دادند. پیش و پس از اجرای پروتکل آزمونهای استراند برای بررسی عملکرد هوازی و وینگیت برای بررسی عملکرد بی هوازی انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها پس از اطمینان از توزیع طبیعی آنها، از آزمون تحلیل واریانس یکسویه استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها که با استفاده از نرم‌افزار 20 SPSS انجام شده بود به طور خلاصه عبارتند از:
تغییرات درون گروهی VO2max در گروه تمرین تداومی 15 دقیقهای (001/0p=) و در گروه تمرین تداومی 30 دقیقهای (001/0p=) معنادار بود اما در گروه کنترل(52/0p=) معنادار نبود. و تفاوت های بین سه گروه معنادار بود(05/0p=).
تغییرات درون گروهی زمان رسیدن به خستگی در تمرین تداومی 15 دقیقهای (001/0p=) معنا دار و در گروه های تمرین تداومی 30 دقیقهای (005/0p=) معنادار بود.
تغییرات درون گروهی Wmax در گروه های تمرین تداومی 15 دقیقهای (14/0p=)، تمرین تداومی 30 دقیقهای (08/0p=) و کنترل(3/0p=) معنا دار نبود. تفاوت های بین سه گروه نیز معنا دار نبود(181/0p=).
تغییرات درون گروهی میانگین توان بی هوازی در گروه تمرین تداومی 15دقیقهای (015/0p=) معنادار و در گروه های تمرین تداومی 30 دقیقهای(41/0p=) و کنترل (31/0p=) معنادار نبود. و تفاوت های بین سه گروه معنادار نبود(372/0p=).
تغییرات درون گروهی میانگین توان بی هوازی در گروه تمرین تداومی 15 دقیقهای (028/0p=) معنادار و در گروه تمرین تداومی 30 دقیقهای (6/0p=) و کنترل(22/0p=) معنادار نبود. و تفاوت های بین سه گروه معنادار نبود(193/0p=).
تغییرات درون گروهی حداقل توان بی هوازی در گروه تمرین تداومی 15 دقیقهای (046/0p=) معنادار و در گروه تمرین تداومی 30 دقیقهای (217/0p=) و کنترل(6/0p=) معنادار نبود. و تفاوت های بین سه گروه معنادار نبود(407/0P=).
بحث و بررسی
بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه اول
دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروقی، تفاوت معناداری بر حداکثر اکسیژن مصرفی دارد.
نتایج حاصل از جدول10-4 نشان می دهد که بین میانگین تفاوت نمرات پیش آزمون – پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. بدین معنا که تفاوت نمرات در گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده است. به عبارتی دیگر دوازده جلسه تمرین تداومی 15 دقیقه ای رکاب زدن همراه باmmHg180 انسداد عروقی نسبت به تمرین 30 دقیقه ای تداومی رکاب زدن همراه با mmHg90 انسداد عروقی بر VO2max تاثیر بیشتری دارد.
نتایج این تحقیق با تحقیق ذبیحی(1392) که نشان داد بین اثر تمرین تناوبی شدید همراه با انسداد عروق در پیش آزمون وپس آزمون بر Vo2max تفاوت معناداروجود دارد(p=,00) و همچنین نتایج بدست آمده نشان دهندهی تفاوت معنادار قبل و بعد از 12 جلسه تمرین بدون انسداد بر Vo2max بود(p=.009)(3)، همسو است. اما با تحقیق افلاکی(1392) که به برررسی تاثیر تمرین زیر بیشینه رکاب زدن همراه با انسداد عروق بر عملکرد هوازی و بی هوازی دانشجویان پرداخت و به این نتیجه دست یافت که چهار هفته رکاب زدن همراه با انسداد نسبت به رکاب زدن بدون انسداد بر VO2max(405/0P=) و Wmax (083/0P=) تاثیر معناداری ندارد(1)، همسو نمی باشد. همچنین نتیجه این تحقیق مبنی بر افزایش در عملکرد هوازی گروه انسدادی با نتیجه تحقیق پارک و همکاران(2010) مشابه بود. پارک وهمکاران(2010)، در تحقیقی که با هدف بررسی تاثیر راه رفتن همراه با انسداد بر استقامت قلبی عروقی، توان بی هوازی و قدرت عضلانی در ورزشکاران نخبه انجام داده بودند، از 12بازیکن تیم بسکتبال در دو گروه انسداد عروق (7 نفر) وبدون انسداد (5 نفر) به مدت دو هفته (6روزدرهفته، دو بار در روز) استفاده کردند. پروتکل تمرینی 5 نوبت سه دقیقه ای راه رفتن(4 تا 6 کیلو متر بر ساعت با شیب 5%) و یک دقیقه استراحت بین هر نوبت بود. مشاهده کردند که VO2max در گروه انسدادی افزایش معنی داری پیدا کرد(33/0p=) (45). اما با نتیجه تحقیق ذبیحی(1392) که نشان داد بین اثر تمرین تناوبی شدید همراه با انسداد عروق در پیش آزمون و پس آزمون بر VO2max تفاوت معنادار وجود دارد(p=,00). همچنین نتایج تحقیق وی نشان دهندهی تفاوت معنادار قبل و بعد از 12 جلسه تمرین بدون انسداد بر vo2max بود(p=.009). تفاوتی در vo2maxگروه کنترل بین پیش آزمون و پس آزمون دیده نشد(p=.171) (3). و با تحقیق حسینی و همکاران(1390) مخالف بود. حسینی وهمکاران(1390) در تحقیقی که با هدف مقایسه تاثیر تمرینات مقاومتی زیر بیشینه همراه با انسداد با تمرینات مقاومتی سنتی بر عملکرد عضلانی و استقامت قلبی- عروقی انجام داده بودند، از 43 دختر جوان در سه گروه، تمرین مقاومتی سنتی(70 -80% یک تکرار بیشینه)، تمرین مقاومتی همراه با انسداد عروق(20-30% یک تکرار بیشینه همراه با بستن کش لاستیکی به دور قسمت پروگزیمال ران) و گروه کنترل استفاده کردند و نتیجه گرفتند که تمرینات مقاومتی در هیچ کدام از گروه ها تاثیر معنی داری بر VO2max نداشت(2). علت اختلاف نتیجه این تحقیق با تحقیق حسینی و همکاران می تواند به نوع تمرین مربوط باشد. در تحقیق حاضر به جای تمرین مقاومتی اکستنشن زانو از تمرین هوازی رکاب زدن همراه با انسداد استفاده شد. به طور سنتی تمرینات استقامتی به عنوان روش اصلی افزایش ظرفیت هوازی شناخته شده اند. در مقابل تمرین مقاومتی به عنوان ابزاری برای بهبود استقامت قلبی-عروقی در نظر گرفته نمی شود(21). البته برخی تحقیقات نیز نشان می دهد تمرینات مقاومتی موجب افزایش ظرفیت هوازی می شود(59). تمرین استقامتی منجر به سازوکارهایی برای انتقال اکسیژن در دستگاه های ریوی، قلبی-عروقی و عصبی-عضلانی می گردد، که ممکن است باعث بهبود عملکرد استقامتی گردد. مقدار پاسخ به تمرین استقامتی به عوامل متعددی از قبیل میزان آمادگی اولیه، شدت تمرین، مدت وتناوب تمرین بستگی دارد(39). نشان داده شده که مقدار پاسخ به تمرینات استقامتی در افرادی که سطح آمادگی کمتری دارند، بیشتر است(2) در تحقیق حاضر همه آزمودنی ها غیرفعال بودند. هر چند در این تحقیق از یک تمرین با شدت کم استفاده شده است، اما میزان افزایش در عملکرد هوازی در این تحقیق مشابه تحقیقاتی است که از فعالیت رکاب زدن با شدت 60 تا 70 درصد Vo2max استفاده کرده بودند(50).
به طور کلی نتایج تحقیق مبنی بر عدم تفاوت معنادار در عملکرد هوازی بین گروه ها با نتایج تحقیقات حسینی و همکاران(1390) و پارک و همکاران(2010) همسو بود. افزایش در VO2max از طریق تمرینات استقامتی به دلیل سازگاری های مرکزی یا قلبی و محیطی می باشد. هر چند در این تحقیق این عوامل بررسی نشدند، اما نشان داده شده که تمرین راه رفتن همراه با انسداد حجم ضربه ای و برون ده قلبی را افزایش و ضربان قلب را کاهش می دهد. VO2max محصولی از برون ده قلبی و اختلاف اکسیژن سرخرگی- سیاهرگی در فشار کار بیشینه می باشد. حین فعالیت زیر بیشینه افزایش حجم ضربه ای ممکن است ناشی از افزایش بطن چپ، انقباض پذیری عضله قلبی و افزایش حجم خون باشد که منجر به کاهش ضربان قلب می شود. کاهش ضربان قلب متعاقب تمرینات انسدادی ممکن است ترشح وازوپرسین و فعالیت رنین پلاسما را تحریک کند و منجر به افزایش حجم خون شود و افزایش حجم خون ممکن است حجم ضربه ای را افزایش دهد(45).
بحث و نتجه گیری در مورد فرضیه دوم
دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروقی، تفاوت معناداری بر زمان رسیدن به خستگی دارد
نتیجه حاصل از جدول (11-4) نشان می دهد که فرض صفر رد و فرضیه فوق تایید می شود.
نتایج این تحقیق با تحقیق ذبیحی(1392) که نشان داد ایجاد انسداد جزیی (mmhg90) عروق پا همراه با تمرین تناوبی شدید عملکرد هوازی را به صورت معنی دار در شاخص های vo2max (p=0,000), Wmax (p=0,000) و زمان رسیدن به خستگی نسبت به گروه های بدون انسداد و کنترل افزایش داد. همچنین نتایج تحقیق ایشان نشان داد 12 جلسه تمرین تناوبی شدید رکاب زدن همراه با انسداد جزیی عروق پا بر شاخص های عملکرد بی هوازی از جمله اوج توان، میانگین توان و حداقل توان را افزایش داد اما این افزایش معنادار نبود. به طور کلی نتایج نشان داد ایجاد انسداد جزیی بر عروق پا حین تمرین تناوبی رکاب زدن بر سازگاری های هوازی اثر معنی دارایجاد می کند اما سازگاری های بی هوازی معناداری ایجاد نمی کند(3). همسو است.
اما با تحقیق افلاکی (1392) که نشان داد چهار هفته رکاب زدن همراه با انسداد نسبت به رکاب زدن بدون انسداد بر VO2max(405/0P=) و Wmax (083/0P=) تاثیر معنا داری ندارد (1). همسو نیست.
افزایش در حجم پلاسما، از جمله سازگاری‌هایی است که در اثر تمرین در گرما ایجاد می‌شود و به عنوان مهم‌ترین عامل پایداری قلبی عروقی و بهبود تنظیم دما در طول فعالیت‌های طولانی در نظر گرفته می‌شود. افزایش حجم پلاسما پس از تمرین به افزایش سطوح رنین، وازوپرسین و آلبومین مربوط است که باز جذب آب و سدیم را در خون تسهیل می‌کنند. افزایش حجم پلاسما باعث کاهش فشار قلبی عروقی از طریق کاهش معنی دار فشار سرخرگی و فشار سیاهرگی مرکزی و افزایش حجم ضربه‌ای می‌شود. افزایش حجم پلاسما به میزان 300 ـ 200 میلی لیتر Vo2maxرا به میزان 4 درصد و زمان رسیدن به خستگی را به میزان 11 درصد افزایش می‌دهد. با این وجود به نظر نمی‌رسد که افزایش حجم پلاسما به همین میزان، افزایش معنی داری در حجم ضربه‌ای افراد تمرین کرده که خود دارای حجم بالایی از پلاسما می‌باشند را ایجاد کند(13). در این راستا نشان داده شد که انجام تمرینات استقامتی با شدت،‌ مدت و تکرار کافی با افزایش میزان حداکثری ظرفیت جریان خون عضلات اسکلتی همراه است. بعد از این نوع تمرینات، برون ده قلبی و جریان خون پایین تنه طی فعالیت شدید افزایش می‌یابد. همچنین تمرینات تناوبی سبب افزایش حجم ضربه‌ای می‌شود، تمرینات تناوبی همچنین فعالیت آنزیم‌های هوازی و گلیکولیتیک را در عضلات فعال افزایش می‌دهد که یکی از نتایج افزایش آنزیم‌ها به دست آوردن حداکثر اکسیژن مصرفی می‌باشد(26).
فلذا بنظر می رسد دوازده جلسه تمرین تداومی15 دقیقهای رکاب زدن به سبب افزایش حجم ضربه‌ای همچنین فعالیت آنزیم‌های هوازی و گلیکولیتیک را در عضلات فعال افزایش می‌دهد که یکی از نتایج افزایش آنزیم‌ها به دست آوردن حداکثر اکسیژن مصرفی می‌باشد بنابراین تایید فرضیه مذکور منطقی و مطابق مطالب علمی می باشد.