عوامل اجتماعی و فرهنگی و هزینه های اجتماعی

دانلود پایان نامه

2-3-2-مرحله عاشق شدن
پس از آنکه دو طرف از دردهای بی‌شمار، محنت‌های فراوان و مصائب پر تعداد خود گفتند، بیش از پیش به یکدیگر نزدیک می‌شوند. این نزدیکی منجر به ایجاد علقه و ارتباط محبت‌ آمیز می‌شود، البته نه عشقی که موجب تعالی و رشد می‌گردد، بلکه عشقی که به جهت جبران محرومیت‌های گذشته است(آزاد ارمکی:1391، 52).
2-3-3- مرحله به هم پیوستن
پس از آنکه طرفین احساس کردند یکدیگر را می‌فهمند تصمیم به با هم زیستن می‌گیرند، لیکن چون به صورت کامل اجتماعی نشده‌اند و وجدان اخلاقی (سوپر ایگو) قوی ندارند، برای با هم زیستن راه کج‌روانه و ناهنجار را پیش می‌گیرند(آزاد ارمکی:1391، 53).
2-3-4- مرحله بروز تعارض و تنش
به وضوح می‌توان پیش‌بینی کرد افرادی که تن به این رابطه می‌دهند، دنیایی سرشار از تعارض، درگیری و مسائل حل نشده دارند. به همین جهت، دیری نمی‌پاید که عشق و عاطفه اولیه به تمامی رنگ می‌بازد و جای خود را به نفرت و کینه و خود سرزنش‌گری می‌دهد(آزاد ارمکی:1391، 53).
2-3-5-مرحله خاتمه زیست مشترک و احساس شرمساری
زیست سیاه مشترک دیری نمی‌پاید؛ چراکه به گونه‌ای ناهنجار شکل‌گرفته است. با پیدا شدن تعارض‌ها دو طرف قادر به بهره‌گیری از ساز و کارهای منطقی و عقلانی برای از میان راندن تعارض‌های پدید آمده و اختلافات ظاهر شده نیستند. در نتیجه به این رابطه خاتمه می‌دهند و چیزی جز احساس شرم و شکست برای طرفین، خصوصاً برای زن، باقی نمی‌ماند. در جمهوری اسلامی ایران فقط ازدواج‌هایی به رسمیت شناخته می‌شوند که در دفاتر ازدواج ثبت شوند. در این نوع ازدواج‌ها تکالیف دو طرف مشخص است و هر اتفاقی که پس از ازدواج بیفتد، قانون مسئولیت دو طرف را مشخص کرده است. همچنین در صورت بروز اختلاف یا موارد جرم با مراجعه به قانون می‌توان مسئله را پیگیری و حل کرد. در قانون جمهوری اسلامی به تبعیت از دین اسلام، ازدواج سفید به رسمیت شناخته نشده است و جرم محسوب می‌شود. طبیعتاً وقتی قانون اصل این ازدواج را جرم می‌داند هیچ‌گاه مسئولیت پیگیری تبعات آن را بر عهده نمی‌گیرد و با تبعات آن نیز همانند جرم برخورد می‌کند. بر اساس قانون، ازدواج‌های دائمی که طرفین پس از جاری شدن صیغه عقد برای ثبت آن در دفاتر ثبت اسناد رسمی اقدام نکنند، گرچه به لحاظ شرعی، معتبر هستند؛ اما قانونی نیستند و برای زوجین مجازات در پی دارد(آزاد ارمکی:1391، 54).
2-4-عوامل گرایش به ازدواج سفید
یکی از مهمترین آفت های اجتماعی که هر جامعه ای را با مشکل جدی مواجه می سازد، بی اعتمادی میان اعضای جامعه است. گسترش بی اعتمادی در روابط اجتماعی و گسترش انواع انحرافات اخلاقی در سطح جامعه به نهاد خانواده و مناسبات انسانی نیز تسری یافته و اساسا کیفیت ارتباط با دیگران را دچار شک و تزلزل کرده است(گیدنز: 1388، 144).
افزایش اعتیاد، فریبکار و کلاهبرداری و تجربیات تلخ دیگران در این موارد که هر روزه در صفحه حوادث روزنامه ها منتشر می شود در کنار توسعه کمی شهرنشینی و افزایش جمعیت که افراد را با هم بیگانه کرده است، موجب بی اعتمادی افراد می شود که نقطه عطف و حساس این مسئله در ازدواج و وصلت با دیگری خود را نشان می دهد. چه بسیار شکست های عاطفی و زناشویی که به واسطه اعتماد کاذب و خوشبینانه به دیگری رخ می دهد که فقط گوشه ای از آن از طریق رسانه ها منتشر می شود. بدیهی است هر قدر اعتماد میان افراد جامعه بیشتر باشد، ریسک ازدواج بالاتر می رود و افراد محتاط تر از پیش اقدام به این کار می کنند(برات دستجردی و عرفان: 1391، 67).
صاحبنظران، روانشناسان و جامعه شناسان در علل گرایش به ازدواج سفید به عواملی اشاره نموده اند، که به برخی از آنها اشاره می شود:
1. عوامل فردی: در بررسی عوامل فردی در گرایش به ازدواج سفید می توان به مواردی همچون نگرش مثبت به سایت های همسریابی، شکست های عاطفی، اختلال هویت، افسردگی، میزان تحصیلات فرد، وضعیت فیزیکی فرد، علاقه به ارتباط با جنس مخالف، تنوع طلبی افراد در ارتباط با جنس مخالف و نارضایتی از زندگی شخصی اشاره نمود(سعیدی و شکیبا:1384، 53).
2. عوامل خانوادگی: عوامل خانوادگی موثر در گرایش به ازدواج سفید در بردارنده عواملی مانند، موافقت خانواده با ازدواج سفید، وجود سنت های خانواده در امر ازدواج، سطح سواد والدین و خانواده های از هم گسیخته هستند.
3. عوامل اجتماعی و فرهنگی: این عوامل رهایی از قید و بندهای اجتماعی، محدودیت های جامعه در روبط دو جنس، بالا رفتن سن ازدواج در جامعه، فشار جامعه و خانواده در ازدواج جوانان، بالا رفتن آمار طلاق، تغییر سبک زندگی و ترویج فرهنگ ازدواج سفید هستند.
4. عوامل اقتصادی و مذهبی: عوامل مذهبی همچون گرایشات(مذهبی، نیمه مذعبی، غیرمذهبی) و اعتقادات مذهبی در گرایش به ازدواج سفید را می توان موثر دانست. برخی از عوامل اقتصادی مانند نداشتن شغل مناسب، بیکاری و نداشتن درآمدی که بتوان از عهده مخارج زندگی برآمد(برات دستجردی و عرفان: 1391، 78-79).
2-5-تبعات ازدواج سفید از منظر جامعه شناسی و روان شناسی
آثار و نتایج این نوع رابطه از دو بعد جامعه‌شناختی و روانی قابل تحلیل و بررسی است:
2-5-1-جامعه شناسی و ازدواج سفید
آمارها نشانگر این است که این نوع ازدواج ها بیشتر در شهرهای بزرگ وجود دارد. زیاد بودن این نوع ازدواج در شهرهای بزرگ ناشی از این مسئله است که فرهنگ مدرن در حال گسترش در شهرهای ایران است و لذا ازدواج سفید و تحلیل آن نیاز به یک بحث جامعه شناسانه دارد. امروزه جامعه ی ایران شاهد چنان چرخش و تحولی در الگوی خانواده است که برای نسل های قدیمی غیر قابل باور است. افزایش نرخ طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، خانواده های کم جمعیت و امروزه ازدواج سفید از جمله تغییراتی است که در الگوی خانواده رخ داده است. فقط شکل خانواده و ترکیب آن نیست که دچار تغییر شده است بلکه توقعات و انتظارات اعضای خانواده از روابط و مناسبات خویش نیز دچار تغییرات اساسی شده است. در دوران حاضر رابطه مفهومی فعال است که اگر قرار باشد در طول زمان دوام بیاورد، باید اعتماد طرف مقابل جلب شود. عنصر عاطفه مهم ترین مفهوم پایه‌ای روابط زناشویی در دوران کنونی است که هر کدام از طرفین از دیگری انتظار دارد آن را در رفتارهای خویش رعایت کند اما به دلایلی که در بالا گفته شد این خواسته همیشه تامین نمی شود، لذا افراد ترجیح می دهند تا زمانی به رابطه شان ادامه دهند که این عنصر وجود داشته باشد. طرفین هرگاه احساس کنند این خواسته شان تامین نمی شود جدایی را ترجیح می دهند. شخص چون از قبل می داند امکان ندارد یک نفر همیشه او را دوست داشته باشد از ابتدا رابطه اش با او را به گونه ای تنظیم می کند که هر گاه بخواهد، امکان جدایی وجود داشته باشد. امروزه در جوامع مدرن زندگی زناشویی و ازدواج همچون قراردادی کاری در نظر گرفته می شود که تا هر وقت برای طرفین فایده عقلانی داشته باشد قابل ادامه دادن است وگر نه فسخ آن بهتر است. در این حالت بهتر است قرارداد از ابتدا به گونه ای بسته شود که برای هر دو طرف قابل فسخ باشد و ضمنا فسخ آن به راحتی و بدون دخالت نهادهای قانونی جامعه صورت بگیرد(رضایی:1392، 12).
حال که به لحاظ جامعه شناسی تحلیل مختصری از ازدواج سفید بدست آمد لازم است به پیامدهای جامعه شناختی آن نیز اشاره کنیم. جامعه برای ادامه بقای خود نیازمند انسان هایی است که متعهد و مسئولیت پذیر باشند. وقتی شخصی حاضر به پذیرفتن مسئولیت یک خانواده نباشد چگونه می تواند در جامعه مسئولیت های سنگین تر و مهم تری را قبول کند؟ جامعه ای که از چنین افرادی تشکیل شود هیچگاه نمی تواند هدفی را که بدان باور دارد دنبال کند. دیگر پیامد مهم از هم پاشیدن الگوی خانواده اصیل و رواج ازدواج های سفید، بالا رفتن هزینه های اجتماعی است. فرزندانی که از طریق چنین ازدواج هایی بدنیا می آیند در واقع فرزندان جامعه محسوب می شوند و هزینه بزرگ شدن آنها بر عهده جامعه است. طبیعتا چنانچه جامعه نهادهایی برای پرورش این فرزندان نداشته باشد متحمل هزینه های اجتماعی و فرهنگی بسیاری می شود. البته قبل از اینکه بخواهیم در مورد نهادهایی برای پرورش چنین فرزندانی صحبت کنیم باید به خاطر داشته باشیم که بعضی فرهنگ ها توانایی تحمل چنین شوک های فرهنگی ای را ندارند و لذا صحبت از چنین نهادهایی بیهوده و از اساس اشتباه است. فرزندان حاصل از چنین ازدواجی بیشترین لطمه را متحمل می شوند، چراکه چنین ازدواجی ثبت نمی شود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. دیگر پیامدی که بر این نوع ازدواج ها مترتب است عاقبت و سرانجام دخترهایی است که به چنین ازدواج هایی تن می دهند. با توجه به گزارش هایی که در این زمینه وجود دارد این نوع خانواده ها تا زمانی تداوم دارد که دختر جذابیت ظاهری داشته باشد ولی پس از اینکه از جذابیت ظاهری اش کاسته شود آن خانواده فرو می پاشد. پسر می تواند خانواده ی دیگری تشکیل دهد ولی دختر هم به دلیل آسیب روحی ای که به او وارد می شود و هم به دلیل از بین رفتن زیبایی اش نمی تواند خانواده تشکیل دهد. جامعه شناسانی که بر روی این مسئله تحقیق و پژوهش داشته اند معتقدند: در این نوع ادواج، دخترها ضرر می کنند چون فرهنگ جامعه ما این گونه است که وقتی دختری با یک پسر رابطه داشته باشد بعد از پایان یافتن آن رابطه کسی به سراغش نخواهد رفت و این اتفاق ضربه سنگینی است که بر دختران جامعه وارد می شود. وی پس از این اتفاق و پس از اینکه مدت زیادی را با یک نفر بوده است، بعد از آن مجبور است هر شب را با یک نفر سر کند و نتیجه ی این مسئله روشن و واضح است. او دیگر نمی تواند یکی از دو عضو اصلی یک خانواده قرار گیرد و تبدیل به یک زن خیابانی می شود(معبودیان:1386، 10).
2-5-2- روان شناسی و ازدواج سفید
روان شناسان معتقدند رابطه ای که از طریق ازدواج سفید بوجود می آید موجب کاهش فرزندآوری می شود، بعلاوه سطح زندگی افراد تغییر می کند و خلاء روانی برای دختر را در پی دارد و همچنین ممکن است شانس مادر شدن او را کاهش دهد و حتی به آسیب هایی مانند اعتیاد سوق پیدا کنند، این در حالی است که مردان در صورت ترک چنین رابطه ای کمتر آسیب می بینند. در چنین ازدواج هایی امکان دارد که یکی از طرفین هر لحظه نسبت به ادامه این رابطه اظهار بی میلی کند و این امر موجب وارد شدن صدمات روحی قابل توجهی به طرف مقابل به ویژه زنان می شود چرا که آنان بر حسب طبیعت خود دوست دارند روی فردی سرمایه گذاری عاطفی کنند که از ارزش لازم برخوردار باشد(شعاع کاظمی:1384، 43).
2-6- بطلان ازدواج سفید
ازدواج سفید به مانند نکاح معاطاتی از نظر حقوقدانان و فقها باطل اعلام شده است. در این قسمت به بررسی دلایل فقهی و حقوقی بطلان ازدواج سفید می پردازیم.