عوامل جرم زای اجتماعی و عوامل اجتماعی و محیطی

دانلود پایان نامه

محققان عقیده دارند که در اکثر موارد بزهکاری بدون سابقه و ناگهان اتفاق نمی افتد، بلکه بزهکار دارای وضع یا حالتی است که اصطلاحاً خطرناک یا ناسازگار گفته می شود. یافتن علت و زمینه ای که سبب چنین حالتی شده که منتهی به بزکاری گردیده است مهمترین بحث محققان را تشکیل می دهند که باعث طرح نظریات متفاوتی در این زمینه شده است که هر یک به طریقی متفاوت بزهکاری را مورد توجه و بررسی قرار داده اند . ولی دو دیدگاه عمده در این رابطه وجود دارد که از دو جهت بزهکاری را مورد توجه قرار داده اند. عده ای هر گونه اعمال و رفتار خلاف اجتماعی را در ارتباط کامل با فاعل ان می دانند و معتقدند که تحقیقات باید در مورد شخصیت مرتکب و وضعیت و حالات و خصوصیات جسمانی و روانی و عقلانی او باشد. گروه دیگر بر این عقیده اند که اعمال و رفتار مجرمانه تحت تأثیر عوامل اجتماعی و محیطی رخ می دهد و اهمیت تحقیقات را در این می دانند که بیشتر به بررسی علل و عوامل اجتماعی جرم زا توجه کند.
باید گفت که نظریه صحیح جمع هر دو نظر است که باید تواماً مورد بررسی و ملاحظه قرار گیرد. بنابراین می توان گفت که عوامل مؤثر در بزهکاری نوجوانان عوامل فردی (روانی و زیستی) و عوامل اجتماعی است که روی فرد اثر می گذارد و او را متمایل به ارتکاب بزه می کند. اما در این میان عوامل اجتماعی به ویژه نقش نهاد خانواده و نحوه ارتباط والدین با فرزندان و چگونگی تعلیم و تربیت آنان و روابط آنان با گروه دوستان تأثیر و نقش به سزایی در بزهکاری یا راست رفتار شدن آنان دارد.
گفتار دوم: تأثیر اجتماع در بروز بزهکاری نوجوانان
الف) نقش اجتماع و عوامل اجتماعی در بزهکاری نوجوانان
امروزه پژوهشگران و محققان در نتیجه تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که عوامل فردی و بررسی های جسمانی، بیولوژیکی، وراثت و موارد دیگر قادر نیستند پدیده جرم را تبیین نمایند. لذا به سمت عوامل خارجی از فرد گرایش پیدا نمودند و اعلام نمودند عوامل اجتماعی زیادی با پدیده جرم در ارتباط دارند از قبیل عوامل خانوادگی معاشرت با دوستان، مدرسه ، وسایل ارتباط جمعی، مهاجرت و… اگوست کنت فیلسوف فرانسوی معتقد است که ” افراد در اعمال و رفتار خود آزادی نداشته و بحث تأثیر عوامل اجتماعی مرتکب جرم می شوند . عقاید فلسفی اگوست کنت که توجه محققین را به تأثیر عوامل اجتماعی جلب نموده بود منجر به پایه گذاری مکتب های مختلف گردید که به عناوین متفاوت بزهکاری را یک پدیده اجتماعی دانسته و تأثیر اجتماع را در ارتکاب جرایم تأیید کردند.” 2
لوی برول می نویسد: « غیر ممکن است از جرمی صحبت شود بدون آن که محیط اجتماعی که در آن جا تولد یافته به آفرینش آن کمک کرده و آن را رشد و پرورش داده یا به اضمحلال و نابودیش یاری کرده است به خاطر آورده بشود. جامعه شناسی کیفری جرم را پدیده ای می داند که زاییده عملکردهای غلط و ناصحیح نهادها و سازمان های اجتماعی است. نهادهایی که فرد در طی حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی و… خود قادر به گریز از آن ها نیست. زیرا از نخستین روز حیات او را احاطه می کند و بدان گونه در او نفوذ می بخشد و در نتیجه او را چنان پرورش می دهد که انسان نا متعادل، ناسالم و ناسازگار بار می آید»1 .
از سوی دیگر نقش اجتماع را در بروز بزهکاری نمی توان نادیده گرفت. تأثیر اجتماع به اندازه ای است که کتله بلژیکی می گوید: « اجتماع مسئول کلیه جرایمی است که رخ می دهد، زیرا خود عامل به وجود آورنده آن است. بزهکار در واقع جز آلت اجرایی در دست اجتماع چیز دیگری نیست».
اجتماع آلوده، از انسان سازگار ، درستکار و پاک سرشت موجودی ناسازگار و ناپاک می آفریند و تخم بزهکاری را در میان انسان های سالم پرورش می دهد و آنان را برای ایفای نقش آن آماده می سازد.
« فری معتقد است مجرم مادرزادی علی رغم میل شدیدی که در نهاد چنین فردی برای دست زدن به جرایم گوناگون وجود دارد چنانچه در محیطی سالم زیست کند هیچ گاه به طرف بزهکاری رانده نمی شود. در حالی که اگر محیط زندگی او جرم زا باشد چنین فردی به علت گرایش که دارد بسیار زود در دام اعمال ضد اجتماعی گرفتار می گردد».2
بنابراین بسیاری از افرادی که ذاتاً آمادگی برای ارتکاب جرایم گوناگون دارند اگر در محیط مناسب اجتماعی رشد نموده باشند احتمال ارتکاب بزه آنان کمتر خواهد بود. زیرا نوجوانان کمتر تحت تأثیر همه عواملی که در محیط اطراف او وجود دارد قرار گرفته و بخش عمده ای از شخصیت او در برخورد و ارتباط با عوامل اجتماعی همچون خانواده، مدرسه، گروه دوستان و… شکل گیرد.
بنابراین اجتماع و عوامل اجتماعی محیط، بسته مناسبی برای رشد افکار، اعمال و فرایند و عقاید نوجوان به وجود می آورد و بنابراین نمی توان به این امور بی تفاوت بود. چه بسا افرادی که زمینه و استعداد قبلی داشته باشند و از شرایط خانوادگی و تربیتی مطلوبی بهره نبرده اند. ممکن است توانایی مقاومت در برابر عوامل جرم زای اجتماعی را از دست داده و به سوی ارتکاب اعمال مجرمانه کشیده شوند.
بنابراین می توان با دگرگونی شرایط و عوامل اجتماعی و فراهم نمودن بستر مناسب اجتماعی برای رشد افکار و شخصیت نوجوانان و کاستن از میزان بزهکاری انان گام مؤثری برداشت.
ب) مسئولیت نوجوانان در مقابل اجتماع1
از نظر جزایی، مسئولیت وقتی محرز است که مرتکب عاقل، بالغ و با ادراک ، شعور و اختیار دست به ارتکاب عملی زده باشد و اگر این شرایط در مرتکب وجود نداشته باشد یا عمل قابل انتساب به او نباشد مجرم محسوب نخواهد شد و بی ذاتی نیز نخواهد داشت. اما از نظر جرم شناسی مسئولیت تنها بر پایه خطا نمی باشد. بلکه به پایه خطا نمی باشد. بلکه به پایه خطری است که به وسیله فاعل فعل ممکن است متوجه اجتماع شود مانند وجود حالت خطرناک که احتمال خطر ارتکاب جرم را در اینده نشان می دهد. پیروان مکتب تحقیقی اعتقاد دارند که اراده افراد تحت تأثیر عوامل خارجی و داخلی قرار گرفته و این عوامل در به انحراف کشیدن افراد مؤثر بوده اند.
طبق این عقیده فردی که در اجتماع زندگی می کن باید مقررات و نظامات اجتماعی را رعایت نماید و اگر مرتکب عملی بشود که نظم اجتماع را بر هم می زند یا فطری از سوی او متوجه جامعه باشد شخص مرتکب مسئول شناخته خواهد شد؛ ولو این که قانون جزا آن را جرم تشخیص نداده باشد. لذا جامعه می باید در مقابل خطر موجود که اجتماع را تهدید می کند تدابیر احتیاطی لازم را اتخاذ کرده و درصدد مرافعه بر اید. این تدابیر در واقع جهت پیشگیری انجام می پذیرد. مانند تدابیر امتیازی که برای بیماران روانی و معتادان به مشروبات الکلی اتخاذ می شود. مراجع قانون گذاری هم به تبعیت از این نظرات تدابیر و تصمیماتی را در خصوص قشر جوان اجتماع که در معرض خطر و سقوط به ورطه بزهکاری هستند اتخاذ نموده اند. در حالی که قانون آن ها را از نظر جزایی غیر مسئول شناخته است. در واقع سعی بر ان است که این قشر به صورت اعضایی مفید و سالم به اجتماع بازگردند. جامعه به خاطر نقش مهم و سازنده ای که این قشر در آینده اجتماع دارند و برای دفاع از اجتماع و حفظ آن از آسیب های احتمالی نسبت به مسئولیت در قبال اجتماع حساس است و به همین خاطر نسبت به قشر نوجوان تدابیر تدابیر تأمینی و تربیتی را بیشتر اتخاذ می نماید. به هر حال اگر تربیت افراد و نحوه رفتار نوجوانان مسئله مورد مغاقشه اجتماعی محسوب می شود بدین خاطر است که هر جامعه ای می خواهد اجتماعی را از افراد سالم و قانونمند داشته باشد.
مبحث سوم:
جامعه آماری و ویژگی های فردی افراد جامعه
گفتار اول: جامعه آماری
جامعه آماری در این پژوهش از دو ریز جامعه آماری انتخاب شده است. جامعه آماری اول مشتمل بر نوجوانان بزهکار و غیر بزهکار ، جامعه آماری دوم این پژوهش به عنوان جامعه غیر بزهکاران که در متن پایان نامه گاهی از آن با عنوان نوجوانان سالم یاد شده است شامل دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دبیرستان های شهرستان پیشوا هستند که در سال تحصیلی 94- 93به تحصیل اشتغال داشته اند.و به منظور به دست اوردن داده های متناسب جهت استخراج و استنتاج نتایج مطلوب و قابل تعمیم در تکمیل پرسشنامه ها، از 50 پرسشنامه؛ 15 عدد پرسشنامه توسط گروه بزهکاران و 35 پرسشنامه توسط نوجوانان سالم تکمیل شده است.
الف: حجم نمونه آماری
نمونه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل 35 دانش آموز پسر به تحصیل در مقطع متوسطه دبیرستان های شهرستان پیشوا ( با تمرکز به نواحی حاشیه شهر ) هستند که در نیمسال اول و دوم سال تحصیلی 94-93 مشغول به تحصیل بوده اند. برای گروه نوجوانان بزهکار تعداد 15 نفر نمونه گیری انجام گرفت .
گفتار دوم: ویژگی های فردی ( بزهکاران- غیر بزهکاران )
در این مبحث به توصیف ویژگی های فردی جامعه نوجوانان مورد مطالعه پرداخته می شود. در گفتار اول نظر به هدف پژوهش که مقایسه دو جامعه و شناخت آن ها می باشد به توصیف ویژگی های مشترک بر حسب سن و میزان تحصیلات پرداخته می شود. در گفتار دوم به دلیل منحصر بودن برخی از متغیرها به جامعه بزهکاران مانند نوع بزهکاری، دفعات تکرار و رابطه آن با سن بزهکاران و تعداد هم دستان به توصیف جامعه بزهکاران پرداخته می شود
الف: ویژگی های فردی مشترک