عوامل مؤثر در رضایت شغلی و مشارکت در تصمیم گیری

دانلود پایان نامه
شفیع آبادی (1376) معتقد است رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در موفقیت شغلی است؛ عاملی که موجب افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی می گردد.
هل ریگل و وودمن (1996) رضایت شغلی را حالتی مطبوع، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی شغلی یا تجارب شغلی می دانند، مفهومی دارای ابعاد، جنبه ها و عوامل گوناگون که باید مجموعهی آنها رادر نظر گرفت.ازجمله این عوامل می توان به صفات کار و کارمند، نوع کار، محیط کار و روابط انسانی کار اشاره نمود.
رابینز (1380) رضایت شغلی و نگرش کلی فرد درباره کارش می داند.
رضایت شغلی عبارت است از حدی از احساسات، نگرشهای مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند(مهدوی و روحی عزیزی، 1379).
2-2-2 تاریخچه رضایت شغلی
تلاش کلاسیک برای تعریف رضایت شغلی درسال 1935 توسط “رابرت هاپاک انجام شد.وی درباره پیچیدگی رضایت شغلی،هشدارداده وآن رابه عنوان ترکیبی ازموارد روانشناختی، فیزیولوژیکی و محیطی تعریف کرد که باعث می شودشخص اظهارنمایدکه “من از شغل خودرضایت دارم”(عباس زاده،1380).
بعدازجنگ جهانی دوم شناخت عواملی که می تواندموجب رضایت شغلی وتشویق افراد به کار شود، بیش از پیش موردتوجه قرارگرفت. مطالعات انجام گرفته پیرامون رضایت شغلی درسطح جهانی نشان می دهد که تاقبل ازدهۀ 1920 تحقیق دربارۀ این مهم درمدیریت صنعتی و بویژه درمهندسی صنایع وهمزمان با شیوۀ مدیریت علمی فردریک تیلور(1915-1856) در مورد عواملی مانند امنیت شغلی، انگیزه و رغبت و عوامل محیطی صورت گرفته است. در دهههای 1920و1940 باشیوۀ مدیریت نهضت روابط انسانی،توجه بیشتری به گروه همکاران،گروههای غیررسمی نظارت وسرپرستی درتعیین میزان رضایت شغلی معطوف شد،که می توان به تحقیقات هاثورن ودیکسون درکارخانۀ وسترن الکتریک آمریکا توسط التون مایور(1932)ورتایس برگراشاره نمود.درسالهای(1950-1970)،شغل به عنوان عامل تعیین کننده درایجادرضایت شغلی موردتوجه قرارگرفت.درسال 1952،واکروگیست نتیجۀ مطالعۀ انجام شده برروی 180نفرازکارگران کارخانه های مونتاژاتومبیل دیترویت رامنتشرکردند.هدف ازانجام این مطالعه ارزیابی میزان رضایت کارکنان ازابعاد مختلف شغل بود.کارگران نشان دادند که به طرزقابل قبولی ازچیزهایی مانندحقوق،شرایط کاری وکیفیت وسرپرستی احساس رضایت می کنندوعدم رضایت خودراباکاری که درعملاً انجام می دادند بیان کردند(عباس زاده ،1380).
2-2-3 ابعاد رضایت شغلی
درسال 1969،چندین محقق وصاحب نظرازجمله اسمیت،کندال وهالین استدلال کردند که رضایت ازشغل درواقع ،معرف چندگرایش مرتبط است.بنابراین،موقعی که درباره رضایت صحبت می کنیم، باید تصریح نماییم: “رضایت ازچه؟” اسمیت و دیگران می گویند که پنج بعد شغلی معرف خصوصیات برجسته شغل است که افراد درباره آنها واکنشهای انفعالی نشان می دهند.
1-بعدماهیت کار: قلمرووظایفی که کارکنان انجام می دهندو فرصتهایی برای یادگیری و پذیرش مسئولیت فراهم می سازد.
2-بعدسرپرستی: توانایی های فنی ومدیریتی سرپرستان وملاحظاتی که سرپرستان برای علایق کارکنان نشان می دهند.
3-بعدحقوق ودستمزد: میزان حقوق دریافتی،برابری ادراکی درموردحقوق وروش پرداختی.
4-فرصتهای ارتقاء: دسترسی به فرصتهای واقعی برای پیشرفت
5-همکاران: میزان دوستی ،صلاحیت فنی وحمایتی که همکاران نشان می دهند(ارشدی، امیری،ملائکه پور،1369،غنی،1373به نقل ازعطار،1374).
2-2-4 عوامل مؤثر در رضایت شغلی
محققان مدتها است در جستجوی تعیین علل اساسی رضایت از شغل در سازمانها و ادارات هستند. تا کنون محققان توانسته اند به رشته ای از عوامل ثابت و مرتبط با رضایت شغلی دست یابند، اما دست یابی به یک الگوی جامع تجربی تحقق نیافته است. می توان به اختصار به چند عامل که در این زمینه از اهمیت بیشتری برخودارند،اشاره کرد(میر دریکوندی، 1379).
پورترو استیرز به چهار عامل ذیل اشاره کرده اند:
1- عوامل سراسری سازمان: یعنی متغیرهایی که بطور وسیع در مورد بیشتر کارکنان صدق می کند؛ مثل حقوق و فرصتهای ارتقاء
2- عوامل بلافاصل محیط شغلی: متغیرهایی که گروههای شغلی را تشکیل می دهد، همانند شیوه سرپرستی وکیفیت روابط با همکاران، شرایط کار و محل کار.
3- عوامل محتوایی یا فعالیت هایی بلافعل شغلی:
مانند قلمرو شغل (میزان تنوع، استقلال و مسئولیت) و وضوح نقش.
4- عومل فردی:
ویژگی هایی که یک فرد را از دیگری متمایز می سازد؛ همچون سن، سنوات خدمت و شخصیت (اعتماد به نفس، عزم و بلوغ) به جدول 2-1 توجه کنید(مهدوی و روحی عزیزی، 1379).
جدول 2-1: عوامل اولیه مؤثر بر رضایت شغلی اقتباس از کتاب رفتار سازمانی نگرش اقتضایی(محمد زاده و مسروژان).
عوامل سراسری سازمان عوامل بلافصل محیط شغلی عوامل محتوایی شغل عوامل فردی
نظام حقوق، مزایا الگوی سرپرستی قلمرو کار سن
فرصتهای ارتقاء مشارکت در تصمیم گیری وضوح نقش و تعارض سنوات خدمات