عوامل موثر بر پذیرش فناوری اطلاعات و فناوری اطلاعات و ارتباطات

دانلود پایان نامه

داشتن احساس پذیرفتن شخصی نتیجه، کاملاً به احساس خود کنترلی مربوط است برای اینکه افراد احساس توانمندی کنند آنان نه تنها باید احساس کنند که آنچه انجام میدهند اثری به دنبال دارد، بلکه باید احساس کنند که آنان خود میتوانند آن اثر را به وجود آورند یعنی برای اینکه آن نتیجه با احساس توانمندی همراه باشد آنان باید احساس کنند که کنترل نتیجۀ تولید را در دست دارند.
حتی از دست دادن اندکی از کنترل شخصی میتواند از لحاظ جسمی و عاطفی زیان آور باشد. برای مثال معلوم شده است که فقدان کنترل شخصی به افسردگی، فشار روانی، نگرانی، روحیۀ پائین، فقدان بهره وری، رخوت، ناتوانی و حتی افزایش نرخ مرگ منتهی می شود. بنابراین، داشتن نوعی احساس کنترل شخصی، برای سلامتی و نیز توانمندی ضروری است. از جانب دیگر حتی توانمندترین افراد نمیتوانند آنچه را برای آنان اتفاق میافتد به تمامی کنترل کنند. هیچکس همه نتایجی را که در زندگی او به دست میآید در کنترل کامل ندارد. با وجود این توانمند شدن به افراد کمک می کند تا شمار پذیرفتن شخصی نتایج را که میتوانند کنترل کنند افزایش دهند. اغلب، این کار به همان مقدار که بستگی به توانایی تشخیص حوزههایی دارد که در آنها میتواند تأثیر و نفوذ برخوردار بود به توانایی اراده و تغییر محیط خارجی به منظور افزایش تسلط بر آن نیز بستگی دارد (اورعی، 1378: 56).
معنی دار بودن
افراد توانمند احساس معنی دار بودن میکنند. معنی دار بودن به معنی ارتباط اهداف و وظایف کاری با ایده ها و استانداردهای فرد میباشد (آگبورو ، 2000: 63). برای فعالیتی که به آن اشتغال دارند ارزش قایل اند، آرمانها و استانداردهای شان با آنچه در حال انجام دادن آن هستند، متجانس دیده میشوند و فعالیت در نظام ارزشی شان مهم تلقی میشود. افراد توانمند دربارۀ آنچه تولید میکنند دقت دارند، بدان اعتقاد دارند، از نیروی روحی یا روانی سرمایه گذاری می کنند و از درگیری و اشتغال خویش از نوعی احساس اهمیت شخصی برخوردار می شوند. بنابراین، معنی دار بودن به نگرش ارزشی معطوف است.
فعالیتهایی که دارای چاشنی معنی دار هستند، نوعی احساس هدفمند، هیجان یا مأموریت برای افراد ایجاد میکنند و به جای اینکه نیرو و اشتیاق افراد را هدر بدهند منبعی از نیرو و اشتیاق برای آنان فراهم میآورند. تنها دستیابی به حقوق، کمک به یک سازمان برای کسب درآمد یا دقیق انجام دادن یک شغل برای بسیاری از مردم احساس معنی داری ایجاد نمیکند. بعضی چیزهای بنیادیتر، شخصی تر و با ارزش، باید با فعالیت پیوند یابند و کارها باید با برخی چیزهای انسانیتر همراه باشد.
افراد به هنگام اشتغال به کاری که احساس میکند معنی دار است نسبت به زمانی که احساس معنی دار بودن شغل پائین است بیشتر به آن متعهد میشوند، بیشتر درگیر آن میگردند و نیروی زیادتری برای آن کار متمرکز میکنند. افراد به علت اینکه کار معنی دار، با احساس اهمیت شخصی و خود ارزشی آنان همراه است در اشتغال بدان هیجان و شوق بیشتری دارند. همچنین افرادی که با احساس معنی دار بودن شغل، توانمند شده اند نوآورتر و بر رده های بالاتر تأثیرگذارتر میباشند (اورعی، 1378: 63).
اعتماد
سرانجام افراد توانمند دارای حسی به نام اعتماد هستند و مطمئن هستند که با آنان منصفانه و یکسان رفتار خواهد شد، این افراد این اطمینان را حفظ میکنند که حتی در مقام زیردست نیز نتیجۀ نهایی کارهایشان منصفانه خواهد بود. معمولاً معنی این احساس آن است که آنان اطمینان دارند که صاحبان قدرت به آنان آسیب یا زیان نخواهند زد و با آنان بیطرفانه رفتار خواهد شد. به بیان دیگر اعتماد به معنی داشتن احساس امنیت شخصی است. اعتماد همچنین به طور ضمنی دلالت بر این دارد که افراد خود را در یک موقعیت آسیب پذیری قرار میدهند، با این همه افراد توانمند ایمان دارند که در نهایت هیچ آسیبی در نتیجۀ آن اعتماد متوجه آنان نخواهد شد.
افرادی که اعتماد می کنند، آمادگی بیشتری دارند تا صداقت و صمیمیت را جانشین تظاهر و بیمایگی سازند، آنان بیشتر معتقد صراحت و صداقت و سازگاری هستند تا فریبکاری و ظاهربینی. آنان، همچنین بیشتر پژوهش گرا و خودسامان، خودباور و مشتاق به یادگیری هستند، برای روابط متقابل، ظرفیت بیشتری دارند و در گروهها در مقایسه با افراد با اعتماد پائین، درجۀ بالاتری از همکاری و خطرپذیری را نشان میدهند. افراد دارای اعتماد به دیگران بیشتر علاقه دارند، تلاش میکنند تا با دیگران بخش موثری از گروه باشند، آنان همچنین خود افشاگرتر ، در ارتباطات مربوط به خود صادق تر و برای گوش دادن با دقت به دیگران تواناتر هستند. آنان نسبت به افراد سطوح پایین اعتماد دارند، در برابر تغییر کمتر مقاومت میکنند و برای انطباق با ضربه های روانی غیرمنتظره تواناتر میباشند. احتمال بیشتری وجود دارد که افرادی که به دیگران اعتماد میکنند خود قابل اعتماد و از استاندارهای اخلاقی – شخصی بالایی برخوردار باشند (اورعی، 1378: 65).
عوامل مؤثر بر احساس توانمندی افراد
تئوری شناخت اجتماعی(SCT) یک چارچوب مفید برای تجزیه و تحلیل احساس افراد از میزان توانمندی خود فراهم می آورد. این تئوری بر ادراک و پنداشت افراد از محیط کاری شان تأکید دارد (دفت، 1377: 413). افراد به جای آنکه کاملاً مستقل و یا تحت تسلط محیط شان باشند فعالانه رویدادهای محیطی را تفسیر و به جای برخی واقعیت های عینی تحت تأثیر ادراک شان از محیط قرار دارند. در همین راستا، توماس و ولتهووس (1999) بر این اعتقادند که قضاوت های افراد در مورد جامعه بر پایه تفسیرشان از محیط آن شکل می گیرد. برای آنکه افراد احساس توانمندی کنند باید خودشان به این ادراک برسند که شرایط برای توانمندسازی شان فراهم است. به عنوان مثال هر چند ممکن است در عالم واقع منابع سازمانی غیر متمرکز شده باشند (واقعیت عینی) ولی تا زمانی که افراد به این ادراک نرسیده که منابع برای استفاده در دسترس شان قرار دارد (واقعیت ادراکی) دسترسی به منابع بر احساس توانمندی آنها تأثیر کمی خواهد گذاشت. در نتیجه ادراک افراد از محیط کاری شان است که به احساس توانمندی آنها شکل می دهد نه بعضی واقعیت ها. به علاوه از آنجا که توانمندسازی به عنوان یک مجموعه از شناخت ها تعریف شده پس باید از طریق ادراک افراد ارزیابی شود (اسپریتزر ، 1996: 51).
طبق تئوری شناخت اجتماعی سه دسته از عوامل بر ادراک افراد از احساس توانمندی خود تأثیر می گذارند که در نمودار 2-8 مشخص شده است (کابرگو ، 1999: 82).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   جذر برآورد واریانس خطای تقریب و شاخص نرم شده برازندگی

شکل 2-10): عوامل مؤثر بر ادراک افراد از توانمندی خود (کابرگو، 1999: 82)
پیشینه تجربی تحقیق
پیشینه داخلی تحقیق
1. عبدالوهابی و همکاران (1391) در مطالعه خود تحت عنوان ” امکان سنجی استقرار مدارس هوشمند در دبیرستان های دخترانه شهر اهواز” به این نتیجه رسیده اند که به طور کلی آمادگی دبیرستان های دخترانه اهواز برای استقرار مدارس هوشمند، از دیدگاه معلمان و مدیران در سطح پایینی قرار دارد (عبدالوهابی و همکاران،1391: 81).
2. محمودی و همکاران (1387) در مطالعه خود تحت عنوان “بررسی چالش های توسعه مدارس هوشمند در کشور” بیان کرده اند که حرکت جهانی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه برای تغییر ساختار آموزشی، با دگرگونی جوامع از جوامع سنتی به جوامع دانایی محور و بهره گیری از شرایط نوین ارتباطی پدیده آمده است. مسوولان کشور تغییر شرایط جهانی و نیاز به تغییر در نظام آموزشی کشور را به خوبی درک کرده اند، و این امر به وضوح در اسناد مصوب وزارت آموزش و پرورش به چشم می خورد. مسوولان به خوبی آگاهند که آنچه در جامعه دانایی محور ارزش محسوب می شود، تولید علم و دانش است. می توان مدارس هوشمند را فضایی آموزشی در نظر گرفت که تحقق جامعه دانایی محور را میسر خواهد ساخت. در این مقاله با بهره گیری از روش تحقیق پیمایشی، چالش های توسعه مدارس هوشمند در ایران مورد بررسی قرار گرفته، و راهکارهایی برای رفع این چالش ها ارایه خواهد شد محمودی و همکاران، 1387: 61).
3. درانی و رشیدی (1386) در مطالعه خود تحت عنوان “بررسی عوامل موثر بر پذیرش فناوری اطلاعات توسط دبیران مدارس هوشمند شهر تهران با تاکید بر مدل پذیرش فناوری اطلاعات (ITAM)” به این نتیجه رسیده اند که:
برداشت ذهنی از آسانی استفاده از فناوری اطلاعات بر برداشت ذهنی از مفید بودن فناوری اطلاعات و نگرش نسیت به فناور اطلاعات، اثر معنادار دارد.
برداشت ذهنی از مفید بودن فناوری اطلاعات، بر تصمیم به استفاده از فناوری اطلاعات اثر معنادار دارد.
تصمیم به استفاده از فناوری اطلاعات بر استفاده از فناوری اطلاعات اثر معنادار دارد (درانی و رشیدی، 1386: 23).
4. میراسماعیلی (1386) در مطالعه خود تحت عنوان “بررسی و مقایسه مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در مدارس هوشمند و مدارس عادی شهر تهران” به این نتیجه رسیده است که بین یادگیری و مدیریت دانش در مدارس هوشمند و مدارس عادی تفاوت معنارداری وجود دارد و میانگین نمرات مدیران و معلمان مدارس هوشمند از مدارس عادی بالاتر است (میراسماعیلی، 1386: 149).
5. صالحی و کاشانی (1386) در مطالعه خود تحت عنوان “عوامل مؤثر در اجرای طرح مدارس هوشمند از دیدگاه مدیران دبیرستان های استان مازندران” به این نتیجه رسیده است که بستر سازی مناسب و خلق محیط متناسب با فناوری اطلاعاتی و ارتباطی و وجود برنامه ریزی آموزشی متناسب با فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس، تربیت و آموزش نیروی انسانی ماهر در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و وجود امکانات و منابع مالی از مؤلفه های اصلی برای اجرای طرح است. در ترتیب اولویت بر اساس جنسیت آموزش مهارت های عملی و استفاده از فناوری در زنان عامل مؤثری نسبت به مردان است (صالحی و کاشانی، 1386: 71).
6. نراقی و همکاران (1388) تحقیقی تحت عنوان “بررسی میزان تقویت توانمندسازی شغلی در برنامه درسی دانش آموزان کم توان ذهنی، از دیدگاه کارشناسان ستادی، متخصصان برنامه ریزی درسی و دبیران ذیربط” انجام دادند که هدف این پژوهش بررسی میزان تقویت توانمند سازی شغلی در برنامه درسی دانش آموزان کم توان ذهنی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارشناسان ستادی سازمان آموزش و پرورش استثنایی، کلیه متخصصان برنامه ریزی درسی در مقطع متوسطه حرفه ای و کلیه دبیران مقطع متوسطه کم توان ذهنی استان قزوین میباشد که از بین آنان به ترتیب (40)، (80)، (93) نفر به عنوان نمونه آماری و به شیوه تصادفی ساده و از طریق فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار پژوهش در این بررسی پرسشنامه محقق ساخته بود که پایایی آن بر اساس آلفای کرانباخ (0.95=) محاسبه و روایی آن بر اساس نظریه اساتید صاحب نظر مورد تایید قرار گرفت.تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد دبیران بر خلاف کارشناسان ستادی و متخصصان برنامه ریزی درسی معتقدند برنامه های درسی دوره متوسطه حرفه ای با علایق و رغبتهای شغلی دانش آموزان دوره متوسطه حرفه ای تناسب کمتری دارد، کمتر توانسته فارغ التحصیلان را به خودکفایی فردی برساند و در توانبخشی حرفه ای دانش آموزان کم توان ذهنی نقش کمرنگی ایفا نموده است (نراقی و همکاران، 1388: 1).
پیشینه خارجی تحقیق