فرآیندهای شناختی و راهبردهای مقابله

دانلود پایان نامه
برون‌گراها جامعه‌گرا هستند، اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برون‌گرایی دارای آن است. علاوه بر آن دوست داشتن مردم، علاقه به شرکت در گروه‌های بزرگ و گردهماییها، با جرأت بودن، فعال بودن و پر حرف بودن نیز از صفات برون گراهاست. آنها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند( کاستا و مک کری و هالند، 1984).
بنا برتعریف جان و سریواستارو(1999)، برون‌گرایی بیانگر وجود رویکردی پر انرژی به جهان مادی و اجتماعی در فرد می‌باشد که ویژگی‌هایی چون مردم آمیزی، فعال بودن، قاطعیت و جرأت را شامل می‌شود. سازشپذیری نشانگر جهت‌گیری اجتماعی و جامعه پسند در مقابل نگرش خصمانه نسبت به دیگران می‌باشند که ویژگیهایی چون نوع دوستی، خوش قلبی، اعتماد و فروتنی را شامل می‌شود. هر قدر که نشان دادن برون‌گراها آسان است، به همان اندازه نشان دادن ویژگی‌های درون‌گراها مشکل است. در برخی از توصیف‌ها درون‌گرایی باید به منزله فقدان برون‌گرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برون‌گرایی. از این رو افراد درون‌گرا خود دارترند تا غیر دوستانه، مستقل‌اند تا پیرو، یکنواخت و متعادلند تا تنبل، وقتی منظور این است این افراد ترجیح می‌دهند تنها باشند، شاید گفته شود این افراد کمرو هستند. خصوصیات گفته شده شاید در مواردی عجیب یا بعید به نظر برسند اما تنها به کمک تحقیقات متعددی بر آورده شده اند و موجب پیشرفت های مفهومی در مدل پنج عامل گردیده‌اند (کاستا و مک کری، 1980، مک کری و کاستا، 1987).
2-11-انعطاف پذیری (O)
انعطاف‌پذیری راهی بزرگ به سوی هنر، هیجان، مخاطرات، تفکرات غیر معمول، تصویرسازی ذهنی، کنجکاوی و تجارب گوناگون می باشد. به عنوان یک بعد اصلی شخصیت، انعطاف‌پذیری کمتر از Nو E شناخته شده است. عناصر تجربه‌پذیری چون تصور فعال، احساس زیباپسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع طلبی، کنجکاوی ذهنی، استقلال در قضاوت، اغلب نقشی در نظریه ها و سنجش‌های شخصیت، ایفا نموده‌اند، اما به هم پیوستگی آنها در یک حیطه وسیع و تشکیل عاملی از شخصیت به ندرت مطرح است. اشخاص تجربه‌پذیر هم درباره دنیای درونی و هم درباره ایفای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آنها از لحاظ تجربی غنی است. آنها مایل به پذیرش عقاید جدید وارزشهای غیر متعارف بوده و عمیق تر از اشخاص غیر منعطف، هیجان های مثبت و منفی را تجربه می‌کنند. زیر مقیاسهای انعطافپذیری عبارتند از: خیال‌پردازی، زیبا شناسی، احساسها، اعمال، عقاید و ارزشها (کاستا و مک کری، 1998). این افراد قدرت تصویر‌سازی ذهنی بالا، دارای گنجینه واژگان غنی، ایدههای جالب و بدیع، وقت خود را صرف تفکر به چیزها، کلمات سخت به کاربردن را دارند.
2-12-سازگاری (A)
عامل مسئولیت‌پذیری بازتاب دهندهی تفاوت‌های فردی متوسط با همکاری و همسازی اجتماعی است. افراد برخوردار از همسازی بالا، کنار آمدن با دیگران را یک ارزش می‌دانند( جانسون، 2000، به نقل از آقایی، 1384). بی شک صفت مسئولیت‌پذیری برای به دست‌آوردن و نگهداری مردم ویژگی سودمندی است، آنها به مراتب بهتر از افراد فاقد تطابق پذیری عمل می‌کنند و در معرض موقعیتهای سخت و متضاد افکار مطلق استبدادی قرار نمی‌گیرند. اما افرادی که تطابق‌پذیری دارند می‌توانند یک دانشمند، کارشناس، منتقد و سرباز خوبی باشند.
همانند برون‌گرایی، مسئولیت‌پذیری بعدی از تمایلات بین شخصی است. افراد همساز به هم حسی، همکاری، اعتماد کردن و حمایتهای بین شخصی تمایل دارند. قطب مقابل مسئولیت‌پذیری، مخالف ورزی است.
این افراد اشخاص بی‌اعتماد، شکاک، فاقد هم حسی، کله شق و خشن هستند( لیبرت ویلبرت، 1998). زیر مقیاس‌های، مسئولیت‌پذیری عبارتند از: اعتماد، صراحت، نوع دوستی، پیروزی، تواضع و دل رحم بودن(کاستا و مک کری، 1998).
2-13-وظیفه شناسی (C)
کاستا و مک‌کری (1998) معتقدند که این عامل با کنترل تکانهها و خویشتن‌داری قدرت اراده و موفقیت ارتباط دارد. این صفت به نشان دادن خود انطباقی، عمل به وظایف و نائل شدن به موفقیت دلالت می‌کند. غلبه نقشه بر رفتار خود به خودی و بی نظمی از ویژگیهای این صفت محسوب شود. با این صفت می‌توانیم راهی برای کنترل، هدایت و تنظیم تکانه‌های خودمان پیدا کنیم. عمده‌ترین مسأله مورد شمول صفت وظیفهشناسی عبارت است است از «نیاز به موفقیت». آنها علی‌رغم موانع موجود، در رفع آنها مصرند و تمایل به دقت و کامل بودن دارند. وظیفه شناسی معمولاً با پشتکار و قابلیتهای جسمانی مرتبط است. افراد فاقد این صفت از باریک بینی لازم، دقت و پاکیزکی زیاد اجتناب می‌کنند (لیبرت ولیبرت، 1998). زیر مقیاس‌های وظیفه شناسی عبارتند از شایستگی، نظم و ترتیب، فرمانبرداری، پیشرفت طلبی، خود نظم دهی و حسابگری(کاستا و مک کری، 1992). در مباحث مربوط به سازمان‌ها گفته می‌شود که حس وظیفه‌شناسی مهم و مفید بوده و شاخص مناسبی برای پیشگویی عملکرد در بسیاری از مشاغل می باشد. چرا که تمایل این افراد برای دستیابی به موفقیت بیش‌تر است.
2-14-تاب آوری
یکی از مهمترین پیشرفت‌های نیمه دوم قرن بیستم پیدایش نظریه‌هایی است که بر نقش فرآیندهای عالی مؤثر بر مهار و هدایت فرآیندهای شناختی تأکید می‌نماید. در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم می‌توان ورود سازه تاب‌آوری را به عرصه ادبیات روانشناسی تحولی، انقلابی نو در غوه نگرش روانشناسان، روان‌درمانگران، روانپزشکان و مددجویان به شمار آورد.
صفت تاب‌آوری به عنوان گرایش به تعدیل و مدیریت مؤثر پاسخ‌های فرد در برابر تقاضاها و استلزام‌های متغیر محیطی و نیز داشتن توانایی بهبودی مؤثر در شرایط استرس‌زا توصیف شده است ( بلاک و بلاک 1980).
پژوهش‌ها نشان داده اند که تفاوت های فردی در صفت تاب‌آوری پیش‌بینی کننده توانایی بهره‌برداری از هیجانهای مثبت به هنگام مقابله با تجربه‌های هیجانی منفی است. همچنین افراد تاب‌آور از راهبردهای مقابله‌ای دیگری از هیجانهای مثبت می‌تواند به طور موقتی حوزه‌‌‌ها و میدانهای فکری افراد را توسعه داده و توجه منعطف را فراهم کنند که به تبع آن بهزیستی فرد نیز افزایش می‌یابد ( توگادی و فردریکسون2007).
تاب‌آوری خصیصه‌ای است که به صورت کاملاً طبیعی رخ می‌دهد (لمی و غزل، 2001). تاب‌آوری اشاره بر فرایندی پویا دارد که انسان‌ها در زمان مواجهه با شرایط ناگوار یا ضربه‌های روحی به صورت رفتار انطباقی مثبت از خود نشان می‌دهند (لوتر، چیچتی و بیکر، 2000).
آنچه امروزه تاب‌آوری انسانها را در شرایط مختلف به خود می‌طلبد از یک طرف وجود تفاوتهای فردی انسانها در عقاید، سلایق، ارزشها، انتظارات، رجحانها و نیازهای مختلف آنها می‌باشد، از طرف دیگر به علت تغییرات سریع در فناوری و ارتباطات می‌باشد.
پیشرفت سریع فناوری و ارتباطات در قرن کنونی گرچه باعث به روز شدن اطلاعات و انجام دادن کارها به طور سریع شده است اما منجربه نیازهای غیر منتظره و بالطبع استرس جدید گشته است به همین جهت قرن کنونی را قرن اضطراب آشفتگی و بیقراری می دانند و جالب‌تر آنکه هر چه زمان می‌گذرد پیشرفتهای محسوس فناوری زندگی افراد را مضطرب‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌‌تر می‌سازد، لذا جهت دست به زندگی لذت بخش، بدون اینکه استرس‌های بیمارگونه‌ای بر پیکر آن سایه افکنده باشد، وجود تاب‌آوری و مقاومت جدی می باشد( صادقی، 1388). به عبارت دیگر هر چه شرایط زمانی و مکانی، خانوادگی، شغلی، اقتصادی بحرانی‌تر و متلاطم‌تر می شود، ضرورت تاب‌آوری بیشتر احساس می شود (ماستن، 2007).
2-15-تعریف تاب‌آوری :
تعاریف اخیر از تاب‌آوری متغیر و مشکل زا هستند ( کاپلین، 2005) برخی تاب‌آوری را به عنوان یک صفت یا ویژگی مشخص تعبیر کرده‌اند، در حالی که دیگران آن را به عنوان یک فرآیند تحولی فرا رونده که سازگاری مثبت در شرایط سخت و دشوار را باز می‌نمایاند تلقی کرده‌اند( ترشی و کیلر، 2005، بروکس، 2005).
تاب‌آوری در روانشناسی عبارت است از استعداد و ظرفیت مثبت افراد جهت غلبه بر استرس، حوادث، فجایع، همچنین این کلمه برای مقاومت و تحمل‌پذیری افراد در برابر وقایع منفی آینده نیز به کار می رود ( دیویدسون،2000).
ماستن، بست، گاروتی، 1990 نقل از صادقی، 1388) تاب‌آوری را چنین تعریف می کنند: فرآیند مقابله و سازگاری موفقیت‌‌آمیز با شرایط چالش برانگیز و تهدیدکننده زندگی افراد که نه تنها شامل شگفت‌ناپذیری افراد در برابر حالت‌های اضطرابی می باشد، بلکه موجب می گردد افراد با قوای ذهنی بیشتری در مقابل شرایط استرس‌آفرین مقاومت کنند.