فرایندهای تصمیم گیری و روش های تأمین مالی

دانلود پایان نامه

تغییر سهامداران و تغییر نقش آن ها می‌تواند اثر بسیار زیادی بر عملکرد بنگاه داشته باشد. با اصلاح ساختار مالکیتی، تقویت حقوق مالکیت و تنظیم روابط مالکیت و مدیریت، هزینه های بنگاه کاهش یافته و نظارت بیشتری بر عملکرد مدیران اعمال خواهد شد. همچنین توزیع درآمد در جامعه نیز بهبود خواهد یافت. تغییر سهامداران شامل خصوصی سازی، ملی کردن و همچنین تغییر ترکیب سهامداران است. در طراحی و اجرای این راهبرد باید خط‌ مشی های افزایش خودسازماندهی، برقراری توازن در توزیع فرصت ها و منابع و کاهش فساد رعایت شوند.
راهبردهایی که بدون واسطه بر اصلاح مالکیت بنگاه ها اثر دارند، عبارتند از:
تنظیم شرایط فعالیت ها و محصولات: اجرای اصول حاکمیت شرکتی برای افزایش آگاهی سهامداران از عملکرد مدیران و فرایندهای تصمیم گیری؛
تنظیم مالیات: افزایش تخفیف مالیاتی شرکت های عضو بورس با سهام شناور (سهام متعلق به سهامداران خرد) بالا.
حاکمیت می‌تواند با واگذاری سهام در اختیار خود، مالکیت بنگاه های دولتی را به بخش های غیردولتی منتقل کند تا علاوه بر چابک سازی دولت، سازوکارهای مدیریتی بنگاه های دولتی اصلاح شوند. (فاطمی امین،1392).
در شکل زیر، ارتباط بین راهبرد «اصلاح مالکیت بنگاهها» با اهداف و سایر راهبردها نمایش داده شده است.
شکل 6: ارتباط راهبرد «اصلاح مالکیت بنگاه ها» با اهداف و سایر راهبردها(فاطمی امین،1392)
تقویت نما نام ها:
ایجاد و تقویت نمانام‌ها (برندها) می‌تواند اعتماد مشتریان و همچنین تعهد عرضه کنندگان به کیفیت محصولات را افزایش دهد. تقویت نمانام‌ها، شامل تقویت نمانام ملی و نمانام بنگاه هاست، که البته این دو بر یکدیگر اثر می گذارند. تقویت نمانام ملی، صادرات را برای همه صادرکنندگان محصولات ایرانی تسهیل می کند. البته تقویت نمانام‌ها نباید تا حدی باشد که تفاخر در استفاده از محصولاتی خاص افزایش یافته یا هزینه های تحمیل شده به مشتری افزایش یابد. در طراحی و اجرای این راهبرد باید خط‌ مشی های برقراری تناسب سود و مخاطره کاهش فساد، کاهش اقتصاد غیر رسمی و حفظ حقوق انسانی رعایت شوند (فاطمی امین،1392).
راهبردهایی که بدون واسطه بر تقویت نمانام‌ها اثر دارند، عبارتند از:
گسترش همکاری بنگاه ها: ایجاد شرکت های مشترک برای فروش محصولات یا پیمانکاری فرعی، در راستای کاهش تعدد و تقویت نمانام‌ها؛
تغییر اندازه بنگاه ها: ایجاد نمانام معتبر با افزایش حجم فروش بنگاه؛
تولید و انتشار اطلاعات: تولید و انتشار اطلاعات درباره عملکرد بنگاه ها در ابعاد مختلف از طریق رتبه بندی برای اعتباردهی صحیح به نمانام‌ها؛
تنظیم شرایط فعالیت ها و محصولات: پیشگیری از تبلیغات اغوا کننده و غیرواقعی؛
تنظیم شرایط فعالیت ها و محصولات: پیشگیری از جعل یا سوء استفاده از نمانام‌ها و تسریع در پیگرد تخلفات(فاطمی امین،1392).
کیفیت از یک طرف بر تقویت نمانام اثر گذاشته و از طرف دیگر، بنگاه برای حفظ نمانام خود، تلاش می کند که کیفیت محصولات خود را حفظ کرده یا ارتقا دهد. بنابراین، تمام راهبردهایی که بر افزایش کیفیت محصول اثر می گذارند، به طور غیرمستقیم، ارتقای نمانام را هم در پی دارند که در یک حلقه مثبت، دوباره بر ارتقای کیفیت موثر است. البته نمانام علاوه بر تاثیرگذاری بر کیفیت، خود نیز، یک دارایی محسوب شده و می‌تواند معیاری برای اعتبار بنگاه باشد.
در شکل زیر ، ارتباط بین راهبرد «تقویت نمانام‌ها» با اهداف و سایر راهبردها نمایش داده شده است
شکل 7: ارتباط راهبرد «تقویت نمانام‌ها» با اهداف و سایر راهبردها(فاطمی امین،1392)
بهبود روش تامین مالی:
تأمین سرمایه ثابت، سرمایه گذاری برای ایجاد ظرفیت های جدید و بازسازی و تکمیل ظرفیت های موجود را افزایش می دهد. تأمین سرمایه در گردش نیز استفاده از ظرفیت های ایجاد شده را افزایش داده، دستیابی به اهداف تولید را تسهیل می کند. با توجه به اهمیت منابع مالی در سرمایه گذاری و تداوم تولید، بهبود روش های تأمین مالی می‌تواند هزینه های مشهود و نامشهود بنگاه ها را کاهش دهد، که به کاهش قیمت تمام شده می‌انجامد. تأمین مالی مناسب علاوه بر تأمین نقدینگی بنگاه ها، یکی از بهترین ابزارها برای سیاست گذاری حاکمیت است. با اولویت بندی تقاضاهای تأمین مالی و تزریق مناسب نقدینگی در نقاط مناسب، امکان اجرای سایر راهبردهای میانی نیز افزایش خواهد یافت.
در حال حاضر، تأمین مالی بنگاه ها بیشتر متکی بر تسهیلات بانکی است. استفاده از تسهیلات بانکی برای تأمین سرمایه ثابت به ویژه برای پروژه های بزرگ، روش مناسبی نیست؛ زیرا بانک ها تخصص کافی (حداقل در همه زمینه ها) نداشته و با سازوکار مشارکت واقعی در سود و زیان عمل نمی‌کنند. بنابراین، برای پوشش مخاطرات خود، وثایق (عموماً ملکی) زیادی را درخواست کنند که نه تنها محدودیت‌های تأمین وثیقه را در پی دارد بلکه به نوعی خرید املاک توسط سرمایه گذاران برای تأمین وثایق مورد نظر بانک را تشویق می کند.
تأمین مالی پروژه های بزرگ باید از طریق روش های مشارکتی بدون استفاده از منابع بانکی انجام شود و منابع بانکی برای سرمایه ثابت پروژه های کوچک و سرمایه درگردش اختصاص یابد.
بخشی از منابع مالی مورد نیاز بنگاه ها با آورده سرمایه گذاران و بخشی نیز با انواع روش های تأمین مالی قابل تأمین است (فاطمی امین،1392).