فرایندهای مدیریت دانش و دانش و مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

فرایند انسانی پویا برای شناسایی باورهای شخصی در جهت کسب واقعیات تبادلات دانشی برای خلق دانش جدید نوناکا و تاگوچی(1998)
دانش مدیریت دانش محقق
مجموعه ای چند سطحی از فناوری‌ها، هنجارها و فعالیت‌ها بن و اسکاربروگ(1998)
مخلوط سیالی از اطلاعات کاربردی، ارزش‌ها، تجارب و قوانین توانایی سازمان در افزایش بهره وری تولید، انتقال فعالیت‌های مفید و افزایش ارزش افزوده برای گروه‌ها و افراد سازمان راگل(1997)
پرسش‌هایی در مورد تولید دانش، توزیع دانش و بکارگیری دانش براساس نیازها و اهداف سازمان شوپل و همکاران(1998)
مجموعه ای از تجارب محرز شده
استوین و زاوس(1995)
مجموعه ای از بینش‌ها، تجارب، رویه‌ها که صحت آن‌ها محرز شده است کنترل و مدیریت آشکار دانش درون سازمان با هدف نیل به اهداف سازمانی اسپک و اسپیجروت(1997)
واقعیات، مفاهیم، رویه‌ها و قضاوت‌های کاربردی مجموعه ای از رویکردها و فرایندها به منظور یافتن و مدیریت کاربردهای دانشی در عملیات سازمان، شناسایی محصولات و راهبردهای جدید و رسیدن به اهداف سازمانی ویگ(1995)
مجموعه ای از تجارب تجریدی از مفاهیم گوناگون
وینجهون(1998)
همان طور که در جدول 3 مشاهده می‌گردد، هیچ تعریفی یکسانی از دانش و مدیریت دانش وجود ندارد. هرچند که مشابهت‌ها و مفاهیم یکسانی را می‌توان در تمامی تعاریف یافت. به عنوان یک جمع بندی در این مطالعه مدیریت دانش را یک رویکرد مدیریتی می دانیم که دانش را شناسایی می‌کند، سبب خلق دانش می‌گردد، جریان دانش درون سازمان را مدیریت و هدایت می‌نماید و ضامن بکارگیری مؤثر و کارا دانش درون سازمان برای رسیدن به منافع بلند مدت می‌باشد.
2-2-1- انواع دانش
انواع دانش پایه ای برای تشریح فرایندهای مدیریت دانش است. دسته بندی‌های مختلفی برای دانش ذکر شده است که ذیلاً به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.
اکثر محققان دانش را به دو دسته آشکار و ضمنی – بر پایه دسته بندی پولانی (1997)-تقسیم کرده‌اند (;1998، ; KPMG1996 ; APQC, 1995 Nanaka&Takenuchi,;1998Ernst & Young, ).
دانش ضمنی شخصی است، مرتبط با حوزه ای خاص است، به راحتی کد نمی‌شود و تبادل آن دشوار است. دانش آشکار، دانشی است که به صورت رسمی و نظام مند قابل مبادله است (Nonaka & Takeuchi, 1995).
بعضی از محققان نیز دسته بندی‌های دیگری رابرای دانش ارائه کرده‌اند. بک(2001) دانش را بر اساس عمومیت و تحلیل پذیری تقسیم نمود. عمومیت به معنی محدوده موارد و موقعیت‌های مختلف است که آن دانش پوشش می‌دهد. تحلیل پذیری به میزان استنباط منطقی شخص از دانش اشاره دارد. وی هم چنین دانش را ضمنی، تلویحی و آشکار نیز تقسیم کرده است. دانش ضمنی، دانشی است که به صورت شفاهی، سمبولیک بیان شود ولی تاکنون نشده است. دانش آشکار، دانشی است که در قالب نوشتاری و یا سمبولیک موجود است.دمارست(1997)دانش را به علمی ، فلسفی و تجاری تقسیم نمود. در این دسته بندی وی بر روی دانش تجاری متمرکز شد که عبارتست از شبکه ای از ملزومات، قوانین، الگوها که به خوبی توسعه یافته‌اند، در ابعاد گوناگون سازمان نهفته هستند، در تمام سازمان گسترده هستند و عملکرد سازمان را بهبود می‌بخشند.
جانگ و لی (1998) دانش را به دانش وظیفه ای و دانش دامنه تقسیم کرده‌اند. دانش دامنه شامل دستورالعمل‌ها، گزارشات، ثبت اختراعات، محصولات، خدمات است و دانش وظیفه ای شامل مهارت‌ها، تحلیل‌ها، مطالعات تطبیقی، طوفان فکری و … است.
لئونارد-بارتون(1995) دانش را به علمی، مربوط به صنعت خاص ، مربوط به سازمان خاص تقسیم کرد. از دانش علمی به دانش سازمان خاص، دانش‌ها کد نشده تر هستند و قابلیت تبادل کمتری دارند. پس و اسکاربروگ(1998) دانش را به واقعی و رفتاری تقسیم کردند. دانش واقعی تجمیعی از اطلاعات ساختار یافته است و در قالب فرایندهای رسمی قابل انتقال است. دانش رفتاری شامل ساختارهای ذهنی هماهنگ با تعاملات بین فردی در سازمان است.
پروبست (1997) دانش را به دانش فردی و جمعی تقسیم نمود. دانش فردی بر پایه خلاقیت و شیوه نظام مند حل مسأله است. دانش جمعی شامل یادگیری در خلال پویایی‌های گروهی است.
شوپل و همکاران(1998) دانش را در چهار محور تقسیم بندی کردند. اول، دانش درونی و بیرونی ، با توجه به موقعیت صاحب دانش‌های ضروری. دوم، دانش واقعی و آینده ، مرتبط با محتوای دانش. سوم، دانش آشکار و ضمنی، مرتبط با قابلیت ارتباط و تبادل دانش. چهارم، دانش خلق شده خارج از تجارب، مرتبط با غنا و اعتبار دانش.
جدول2-2 انواع دانش از دید محققان مختلف