فرزندخواندگی بین المللی و اعلامیه جهانی حقوق بشر

دانلود پایان نامه

ب) فرزندخواندگی ساده Adoption simple
این نوع فرزند خواندگی در ایران پذیرفته نشده و بصورت آشکاری مخالف قوانین ما است. در این رابطه که منشاء آن کشورهای رومی-ژرمنی هستند، طفل بصورت کامل از والدین خود جدا نشده و علقه های خود را با والدین حفظ می نماید. نمونه این نوع فرزند خواندگی در کشور آلمان وجود دارد. اولیا پذیرنده غیر از سلامت روانی و مالی تا و حدودی جسمی ملاک دیگری برای اولیاء، جهت اخذ حکم قضایی ندارند.
ج) فرزندخواندگی کامل Adoption complete
این نوع فرزند خواندگی که در ایران، مورد پذیرش قرارگرفته، فرزند با پدر و مادر واقعی خود هیچگونه ارتباطی ندارد و آنها را نمی شناسد، پیوند عمیق درونی میان او و والدین جدید شکل گرفته و او را از دنیای قلبی خود کاملاً مجزا ساخته است.
د) فرزندخواندگی بین المللی Adoption international
این نوع فرزند خواندگی در قرن گذشته در اروپا و بخصوص امریکا رشد چشمگیری داشت. بطوری که آمریکایی ها آن را نشانه خوش قلبی مردم خود دانسته اند. در این نوع فرزندخواندگی، فرزند خوانده و اولیای او دارای تابعیت واحدی نبوده و در این رابطه یک عنصر خارجی وجود داردکه مربوط به یکی از طرفین می باشد. هدف از این عمل، اخلاقی نمودن فرزندخواندگی در سرتاسر جهان و مبارزه با قاچاق کودکان می باشد. البته در عمل فرزندخواندگی یک کودک با تابعیت خارجی برای دولت ها مشکلاتی را دارد: از جمله تعارض قوانین، به همین علت نسبت به تاسیس حقوقی فرزندخواندگی حساسیت های زیادی از طرف مجامع بین المللی نشان داده شده است.
(( ماده 15 قانون 1996 فرانسه در مقام تعارض قوانین، با فرض اینکه راه حل توسط قرارداد دو جانبه یا چندجانبه مطرح نشده باشد تلویحاً مسئله را با ترجیح قانون کشور مبداء حل نموده است مگر اینکه فرزندخواندگی در آن کشور به عنوان یک نهاد حقوقی وجود نداشته باشد)).
ه) فرزندخواندگی مدرن Adoption modern
این نوع فرزندخواندگی فصل جدیدی از سرپرستی است که به تازگی در ایران رواج یافته است. اساس این فرزندخواندگی دستاورد فناوری های نوین و تکنولوژی های دهه اخیر است که باعث تحول شگرف و دستاورد یک فناوری زیستی است. پیشرفت علوم تجربی با دست یابی به لقاح مصنوعی و انتقال جنین مشکلات ناباروری را تاحدی حل کرده است.
تلقیح مصنوعی عبارت است از ترکیب اسپرم و تخمک به وسیله ابزار پزشکی و یا هر وسیله دیگری غیر از مقاربت، تلقیح مصنوعی با نطفه و اسپرمازوئید شوهر، تلقیح هومولوگ و با نطفه بیگانه، تلقیح مصنوعی هترولوگ نامیده می شود.
تلقیح مصنوعی و اهدای جنین و اجاره رحم صور مختلفی دارد که از بحث ما خارج است. اما باید گفت تنها موردی که با اجماع فقها همراه است حالت ذیل است:
(( تلقیح مصنوعی اسپرم شوهر با تخمک زن جایز بوده و طفل مشروع و قانونی پدر و مادر است)).
به لحاظ حقوقی نظریه بالا با توجیه کامل مواجه است. طبق ماده 1158 و 1159 قاون مدنی، در صورتی که در زمان زوجیت، نطفه مرد و تخمک زن از راه دیگری باهم ترکیب شوند، بازهم موجبات قانونی در خصوص نسب وجود دارد و نیازی به نزدیکی آنها نیست و کلمه ((نزدیکی)) در قانون مدنی حصری نبوده است.
مبحث سوم : مفهوم کودکان بی سرپرست و حمایت از آنها
پدیده بی سرپرستی از پدیده های غمناک جامعه بشری است که به علل مختلف روی می دهد. در مواجهه با کودکان بی سرپرست همیشه این سوال بدواً مطرح می گردد آیا کودک، حاصل روابطی نامشروع است؟ این اولین برچسبی است که به این کودکان زده می شود. اما کودکان، چه بر سر روابط سالم به دنیا آمده و فاقد سرپرست باشند و چه در اثر روابط نامشروع، نیاز به حمایت دارند. این مسئله در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز آمده است:
(( کودکان چه بر اثر ازدواج به دنیا آمده باشند و چه بدون ازدواج، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند)).
اما همه ی کودکان ناشی از این روابط نیستند؛ هرچند که توجه به اینکه تا پدر و مادر این کودکان مشخص نگردند نمی توان گفت حاصل روابط نا مشروع می باشند. به موجب یک قاعده ی عقلی (( هرکودکی حاصل روابط قانونی و مشروع پدر و مادر خود محسوب می شود مگر آن که برای اثبات خلاف آن دلیل قاطعی موجود باشد)).ممکن است ناشی از بلایای طبیعی و حوادثی از قبیل سیل و زلزله و … باشند که در آن حوادث والدین خود را از دست می دهند.
گفتار اول : مفهوم کودکان بی سرپرست و بد سرپرست
در تعریف واژه کودکان بی‌سرپرست باید گفت :زمانی که پدر،‌ مادر و جدپدری کودک در قید حیات نبوده و یا شناسایی نشوند، کودک “بی سرپرست” معرفی شده است.
تعریف کودکان “بدسرپرست” به این معناست که پدر، مادر، جد پدری و یا هریک از این سه در قید حیات بوده، اما صلاحیت نگهداری از کودک را ندارند و سرپرستی از این کودکان به سازمان بهزیستی واگذار می‌شود.
قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مصوب 29 اسفندماه سال 1353 از این کودکان تعریفی ارائه نکرده است. سایر قوانین تا سال 1371 تعریفی از کودکان بی سرپرست به دست نداده بود. تا این که قانون تامین زنان و کودکان بی سرپرست در تاریخ 24/8/1371 تصویب شد. با تصویب این قانون، در بند 4 از ماده 2 تعریفی از کودکان بی سرپرست ارائه گشته است. تبصره همین ماده، میزان سن برای کودکان را به جهت تحت مشمول قرارگرفتن، در این قانون مشخص می نماید. بدیهی است مفهوم کودکان بی سرپرست، شامل افراد بزرگسال نمی گردد. البته میزان رشد در فقه اسلامی بر مبنای بلوغ می باشد. نگهداری طفل نیز در فقه اسلامی بر مبنای احسان و نیکوکاری بوده و در قرآن کریم نیز در این خصوص آیات زیادی وجود دارد. و همچنین پیامبر اکرم (ص) در این خصوص سفارش نموده است. اما نکته ای وجود دارد که کودکان بی سرپرست را از کودکانی که دارای شرایط فرزند خواندگی می باشند جدا می کند. هرچند کودکانی که به فرزند خواندگی داده می شوند و زیر چتر حمایتی قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست قرار می گیرند، بی سرپرست محسوب می شوند، اما هر کودک بی سرپرستی زیر این چتر حمایتی قرار نمی گیرد. پس می توان گفت نوعی رابطه عموم و خصوص مطلق وجود دارد. تعریف کودکان بی سرپرست مشابه تعریف لقیط می باشد که در فقه اسلامی وجود دارد. در تعریف لقیط آمده است: (( طفل رها شده در معابر و اماکن عمومی است که تا دیگران بردارند)). بدیهی است طفل رها شده در معابر و اماکن عمومی، قادر به محافظت از خود نیست و برداشتن این طفل که به منظور احسان و نیکوکاری و تربیت آن است با فرزندخواندگی که ایجاد رابطه ی حقوقی می کند، متفاوت است. به این اقدام در فقه اسلامی التقاط و به طفلی که بی سرپرست مانده لقیط و به کسی که از او نگهداری می کند ملتقط گویند. لقیط را از ملقط نمی توان گرفت.
اگر اولیا واقعی کودک معلوم شوند کودک از زیر عنوان لقیط، خارج می شود و اولیای او موظفند کودک را تحت اختیار خود گرفته و به وظایف حضانت قیام نمایند.