فعالیتهای اقتصادی و عوامل دیگر

دانلود پایان نامه

همانطورکه گفته شد عوامل چسبندگی از این مدل حذف شده، و از اینرو به آن نرخ ارز تعادلی قیمتهای انعطافپذیر نیز میگویند. نرخ ارز تعادلی میانمدت را توسط رابطه (3-3) نشان میدهیم:
(3-3)
در این رابطه، مقدار عوامل بنیادین بر طبق روند تعادلی آنها در رسیدن به تعادل بلندمدت تعیین میگردد.
تعادل بلندمدت
تعادل بلندمدت زمانی برقرار میشود که تعادل در کلیه فعالیتهای اقتصادی ایجاد گردد. برقراری چنین شرایطی ممکن است سالها بهطول بیانجامد. در مقایسه با حالت تعادلی قبل، تعادل میانمدت زمانی است که درآمد ملی در سطح تعادلی قراردارد و حبابها و چرخههای تجاری از الگو حذف شدهاند، اما همچنان سرمایه در حال تعدیل به سمت مقدار بلندمدت میباشد؛ اما تعادل بلندمدت زمانی ایجاد میشود که در اقتصاد هیچ تمایل درونزایی به تغییر وجود ندارد. نرخ ارز تعادلی بلندمدت طبق رابطه (3-4) نشان داده میشود:
(3-4)
در این رابطه، کلیه متغیرها که توسط بردار نمایش داده میشوند، مقادیر تعادلی بلندمدت خود را اختیار میکنند.
محققان و سیاستگذاران هر یک از این مفاهیم را بسته به موضوع و افق زمانی مطالعه، مورد بررسی قرار میدهند. به عنوان مثال چنانچه سیاستگذار مشاهده کند نرخ ارز متفاوت با نرخ ارز تعادلی کوتاهمدت است این نشانگر وجود حباب در بازار میباشد. در ادبیات اقتصادی، الگوها و تکنیکهای نظری و تجربی مختلفی برای اندازهگیری هر یک از معیارهای تعادلی مطرح شده است. آنچه مهم میباشد آن است که در مطالعات، مناسبترین روش تعیین نرخ ارز تعادلی با توجه به موضوع تعیین گردد. از آنجا که آربیتراژ در رفتار نرخ ارز تعادلی اهمیت بسزایی دارد در ادامه توضیحاتی درباره اثر این فرآیند بر نرخ ارز بیان میگردد.
2.1.2.3 نرخ ارز تعادلی و آربیتراژ
وقتی تعادل نرخ ارز مورد بررسی قرار میگیرد، نقطه ابتدایی و مشترک مطالعه آربیتراژ است. شرایط آربیتراژ که کلیه مباحث مربوط به نرخ ارز را تحت تأثیر قرار میدهند در دو دسته کلی جای میگیرند.
الف- برابری نرخ بهره بدون پوشش ریسک
ب- برابری قدرت خرید
در ادامه به توضیح هر یک از موارد فوق میپردازیم.
الف- برابری نرخ بهره بدون پوشش ریسک
این شرایط وضعیتی را نشان میدهد که در آن بازدهی اسمی داراییهای ارزی داخلی و خارجی (با ریسک تعدیل یافته) برابر میباشد. بر این اساس تغییرات نرخ ارز توسط تفاوتهای نرخ بهره و ریسک طبق رابطه (3-5) تعیین میشود.
(3-5)
در این رابطه تغییرات نرخ ارز اسمی، و به ترتیب نرخ بهره داخلی و خارجی و ریسک و تغییر انتظاری نرخ ارز در زمان میباشد. طبق این رابطه با فرض تحرک کامل سرمایه و ، اگر نرخ بهره داخلی بیش از نرخ بهره خارجی باشد، تقاضا برای پول داخلی زیادتر شده و نرخ ارز تا جایی که سرمایهگذاران بین داراییهای داخلی و خارجی بیتفاوت باشند، تغییر میکند. نرخ ارز تعادلی در کوتاهمدت جهت انطباق با تغییرات انتظاری نرخ بهره تغییر کرده اما در بلندمدت تغییرات نرخ ارز تابع عوامل دیگر میباشد. اکثر آزمونها با بررسی برقراری برابری نرخ بهره بدون پوشش به دنبال آن بودهاند که آیا تغییرات نرخ ارز را میتوان توسط تفاوتهای نرخ بهره توضیح داد؛ اما نتایج آزمونها بهندرت موفقیتآمیز بوده و این رابطه را تأیید کردهاست. درآخر اینکه برابری نرخ بهره بدون پوشش بهتنهایی در پیشبینی تغییرات نرخ ارز چندان موفقیتآمیز عمل نکردهاست. مکدونالد (1994) بیان میکند که یکی از دلایل عدم برقراری این رابطه سیاستگذاریها میباشد؛ به عنوان مثال زمانیکه سیاستگذار در تلاش است همزمان از یک طرف نرخ بهره را متعادل نگهداشته و از طرف دیگر از تغییرات گسترده نرخ ارز نیز جلوگیری نماید این رابطه برقرار نمیگردد. از دیگر دلایل عدم برقراری این رابطه را میتوان تغییر انتظارات در بلندمدت درنظرگرفت، که در برابری نرخ بهره بدون پوشش لحاظ نشده است.
ب- برابری قدرت خرید
یکی دیگر از نتایج مشهور آربیتراژ برابری قدرت خرید است. برابری قدرت خرید دلالت بر این دارد که تغییرات قیمتها در دو کشور نرخ ارز آن دو را تحت تأثیر قرار میدهد. بر این اساس، زمانی که نرخ تورم در یک کشور نسبت به کشور دیگر افزایش مییابد، انتظار میرود تا ارزش پولی آن کشور کاهش یابد. برابری قدرت خرید به دو صورت مطلق و نسبی بیان شده است.
برابری قدرت خرید مطلق مفهومی مشابه با قانون قیمت واحد دارد. مفهوم قانون قیمت واحد آن است که اگر قیمت کالاهای مشابه را در کشورهای مختلف با واحد پول یکسان اندازهگیری کنیم، قیمتها با یکدیگر برابر میباشند. فرم مطلق به صورت زیر نمایش داده میشود.
(3-6)
در این رابطه نرخ ارز دو کشور، شاخص قیمتهای خارجی و شاخص قیمتهای داخلی میباشد. همانطور که این رابطه نیز نشان میدهد، درصورتیکه برابری قدرت خرید مطلق برقرار باشد، نرخ ارز نسبت قیمتهای خارجی به داخلی را منعکس میکند.
اما در واقع محدودیتهایی در بازارها وجود دارد که مانع برقراری قانون قیمت واحد و برابری قدرت خرید مطلق میشود. برخی از این محدودیتها شامل نهادههای غیرقابل جابجایی، هزینههای حمل و نقل و تعرفههای گمرکی میباشد.
برابری قدرت خرید نسبی اما این محدودیتها را درنظرمیگیرد. آنچه فرم برابری قدرت خرید نسبی بیان میکند این است که تغییرات نرخ ارز دو کشور برابر تغییرات نسبت قیمتها یا نرخ تورم در دو کشور میباشد. این رابطه بهصورت زیر نشان داده میشود.
(3-7)
در این رابطه تغییرات نرخ ارز، تغییرات سطح قیمتهای خارجی و تغییرات سطح قیمتهای داخلی میباشد. این رابطه بیان میکند که تغییرات سطح قیمتها و یا تورم داخلی و خارجی موجب تغییر نرخ ارز میگردد.
3.1.2.3 نظریههای تعیین نرخ ارز تعادلی