فعالیت های فرهنگی و مفاهیم و تعاریف

دانلود پایان نامه
فصل دوم: چارچوب نظری
1- مقدمه
هر پژوهشی که انجام می شود، باید بر اساس سایر مطالعات نظری و تجربیات انجام شده در راستای آن علم باشد، تا در عین حال که آن را یک گام به جلو برده، ازیک مبنای تئوریکی و تجربی برخوردار بوده و از طرف دیگر از دوباره کاری نیز اجتناب گردد. لذا در این بخش ضمن بررسی مفاهیم فرهنگ، نگرش و فعالیت های فرهنگی که ارکان اصلی وکلیدی در این پژوهش اند، و از آن جایی که هدف نهایی این پژوهش استفاده از اطلاعات بدست آمده در امر برنامه ریزی فرهنگی است به بررسی برنامه ریزی فرهنگی، ارتباط آن با آموزش عالی، دیدگاه های نظری در مورد آن و بررسی مدل های فرهنگی پرداخته می شود.
2- تعریف مفهومی فرهنگ
از نظر اکثر محققان و صاحبنظران، ارائه تعریفی یگانه ازفرهنگ کاری بسیار دشوار است. زیرا فرهنگ مقوله‏ای پیچیده و مناقشه انگیزاست. شاید به تعداد متفکرانی که در حوزه فرهنگ فعالیتی قابل توجه انجام داده اند، بتوان تعاریفی متعدد ازآن ارائه داد. کروبروکلاک هونکه درسال 1952 کتاب ارزشمند “فرهنگ: مروری انتقادی بر مفاهیم و تعاریف “را به رشته تحریر درآورده اند، تنها در میان انسان شناسان آمریکایی و انگلیسی توانستند 164 تعریف متفاوت از فرهنگ را شناسایی نمایند.
به اعتقاد تایلور: فرهنگ و تمدن با مفهوم گسترده ای که در قوم نگاری دارد، مجموعه ای پیچیده است شامل دانش، باور، هنر، اخلاقیات، حقوق، آداب و رسوم و دیگر عادات و توانایی هایی که انسان به عنوان عضو جامعه آن را داراست. (صالحی امیری، سیدرضا، 1387، ص21-9 به نقل از سعید قاسمی، 1389) کلایدوکلاک هون در اثر مهم مردم شناسی خود”: آینه انسان “ معانی زیر را برای فرهنگ پیشنهاد کردند:
1-شیوه کلی زندگی مردم
2-میراث اجتماعی که یک فرد از گروه خود کسب می کند.
3-شیوه تفکر، احساس و باور
4-نظریه ای در حوزه مردم شناسی در خصوص شیوه های رفتار واقعی گروهی از مردم
5- مخزنی برای معرفت
6-مجموعه ای از جهت گیری های استاندارد شده در برابر مسائل تکراری
7-رفتار آموزش دیده شده
8-طریقه ای برای کنترل هنجاری رفتار
9- مجموعه ای از تکنیک ها برای سازگاری با محیط خارج و همین طور با انسان های دیگر (صالحی امیری، سیدرضا، ص 5 ، به نقل از سعید قاسمی، 1389) دقت در تعاریفی متعددی که از جانب صاحبنظران در حوزه فرهنگ ارائه شده است، نشان می دهد صاحبنظران در این حوزه، فرهنگ را در دو معنا به کار برده اند که اگر بتوان آن‏ها را در کنار هم جمع کرد، تعریف قابل قبول ازفرهنگ ارائه خواهدشد. البته دراین پژوهش، منظور از واژه فرهنگ به دو معنا خواهد بود: نخستین معنا در چارچوب مردم شناسی یا جامعه شناسی، مفهومی فراگیراست که مجموعه نگرش ها، اعتقادات، آداب و رسوم، عرف ها، ارزش ها و اعمالی را توصیف می‏کند که در هر گروهی مشترک یا مطرح است. تعریف دوم از فرهنگ جهت گیری کارکردی تری دارد و بر پاره ای از فعالیت های مردم و محصولات این فعالیت ها که به جنبه فکری، اخلاقی و هنری زندگی انسان مربوط می شوند دلالت دارد. در این معنا فرهنگ به فعالیت هایی مربوط می شود که مبتنی بر روشنگری و پرورش ذهن است البته برای آنکه فعالیتی را فرهنگی بنامیم باید سه شرط اساسی برای آن قائل شویم:
1-فعالیت های مورد نظر شامل نوعی خلاقیت در تولید باشند.
2-فعالیت های مورد نظر به آفرینش و انتقال معنای نمادین بپردازند.
3-محصول آن‏ها، حداقل واجد نوعی ویژگی عقلانی باشد.
براین اساس فرهنگ عبارتست از”مجموعه ای ازنگرش ها، اعتقادات، آداب و رسوم، ارزش ها و هنجارهایی که در هر گروهی مشترک است و همچنین شامل اعمال، فعالیت هاو محصولاتی است که به جنبه های فکری، اخلاقی و هنری زندگی انسان مربوط می شود. بر اساس تعریف فوق، فرهنگ شامل شیوه زندگی ارزش‏ها و هنجارهای مشترک در میان گروهی از مردم و نیز شامل اعمال و فعالیت های آن‏ها و محصولات این فعالیت ها که جنبه فکری، اخلاقی و هنری دارند می شود. (همان، ص29-27)
جدول شماره 1: معانی فرهنگ و شروط آن
معانی
شروط
نگرش ها، اعتقادات، آداب و رسوم، ارزش ها و هنجارهای گروهی از مردم
در میان آن‏ها مشترک باشد
فعالیت ها و محصولات فکری، اخلاقی و هنری