قانون مجازات اسلامی و بیماری های واگیردار

دانلود پایان نامه

10- عدم ابتلا به بیماری های واگیر و یا صعب العلاج
قانونگذار جهت اعطای سرپرستی به زوجین، در بند ز ماده 3 قانون حمایت 53 و بند ح لایحه قانون حمایت 92، مقرر نموده است که هیچ یک از زوجین نباید مبتلا به بیماری های صعب العلاج و واگیردار باشند. این شروط برای تامین سلامت جسمی و روحی طفل و حفاظت او از ابتلا به بیماری های صعب العلاج مسری نظیر جذام، سل، ایدز و غیره از طریق سرپرستان پیش بینی شده است. بنابراین زوجین سرپرست باید گواهی صحت جسمی و صحت روانی از پزشکی قانونی اخذ و به دادگاه ارائه دهند.
11- عدم اعتیاد
طبق مقررات قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست، متقاضیان سرپرستی نباید معتاد به الکل، مواد مخدر و سایر اعتیادات مضر باشند. در بند ز ماده 3 قانون فوق الذکر این شرط تصریح شده است و در بند و لایحه قانون حمایت 92 علاوه بر عدم اعتیاد به مواد مخدر و الکل، مواد روانگردان اضافه شده است. بنابراین سپردن طفل به افراد معتاد، نه تنها محیط امن و مرفه و آرام برای طفل ایجاد نمی گردد، بلکه حتی ممکن است به وضعیتی وخیم تر و سخت تر از بی سرپرستی دچار شوند، لذا قانونگذار با درک این مسئله چنین شرطی را وضع نموده است.
12- اعتقاد به ادیان مصرح در قانون اساسی
همانطور که پیش تر گفتیم به موجب اصل 13 قانون اساسی، اقلیت های دینی غیر مسلمان ایرانی از جمله مسیحی، یهودی و زرتشتی به رسمیت شناخته شده اند، فرزندخواندگی را پذیرفته اند. بنابراین متقاضیان غیر مسلمان سرپرستی به استناد بند ط ماده 6 لایحه قانون حمایت 92، باید معتقد به یکی از ادیان مسیحی، یهودی و زرتشتی باشند تا عهده دار طفل باشند.
13- تقید به انجام واجبات و ترک محرمات
یکی از شروط مهم برای متقاضیان سرپرستی که قانونگذار در بند الف اده 6 لایحه قانون حمایت 92 بدان تصریح کرده است اعتقاد به انجام واجبات و ترک محرمات است.
محرمات اعمالی اند که آنچه در نظر خدا منفور بوده و برای آدمی مضر می باشد که خداوند در انجام آنها مجازات تعیین کرده است. واجبات اعمالی هستند که آنچنان در نظر خداوند مهم بوده و برای آدمی مفید و لازم می باشد که خداوند در انجام آنها پاداش تعیین کرده است. لذا اولین وظیفه آدمی در مقابل خدا ترک محرمات و فعل واجبات است.
شرط تقید به انجام واجبات و ترک محرمات برای سرپرستان چنان از منظر قانون لازم و ضروری است و جزو قواعد آمره محسوب می شود، در غیر اینصورت خلاف موازین شرع محسوب می شود. بنابراین سرپرستان باید مقید به احکام دینی باشند.
نکته قابل توجه این است که بند الف ماده 6 قانون فوق با بند ط آن همخوانی ندارد. زیرا معلوم نیست قانونگذار در بند الف از شرط عمل به واجبات و ترک محرمات برای اقلیت های دینی عدول کرده یا عمل به واجبات و ترک محرمات دینی که به آن اعتقاد دارند را همچنان شرط می داند.
14- سلامت جسمی و روانی و توانایی عملی برای نگهداری فرزند تحت سرپرستی
از دیگر شروط متقاضیان سرپرستی، سلامت جسمی و روانی و توانایی عملی سرپرستان برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان است که در بند ه ماده 6 لایحه قانون حمایت 92 بدان تصریح شده است.
در قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست بندهای زیادی در ماده 3 قانون ذکر شده به سلامتی جسمی و روانی و اخلاقی متقاضیان سرپرستی اختصاص داده شده است. در لایحه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست تاکید بر سلامت جسمی و روانی افزایش یافته است. در این لایحه در شرایط در خواست کنندگان سرپرستی، این موارد به چشم می خورد. بند ب ماده 6 : (( عدم محکومیت جزایی موثر با رعایت مواد مقرر در قانون مجازات اسلامی )). بند ه ماده 6 : (( سلامت جسمی و روانی و توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان )). بند و ماده 6 : (( نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان و الکل )). بند ز ماده 6 : (( صلاحیت اخلاقی)). بند ح ماده 6 : (( عدم ابتلاء به بیماری های واگیردار یا صعب العلاج )).
در تائید لزوم سلامتی، چه از بعد جسمی و چه از لحاظ اخلاقی و روانی، باید گفت هدف از تاسیس نهاد فرزند خواندگی در نهایت حفاظت جامعه و سالم سازی آن است که همانا از ابتدایی ترین نهاد آن یعنی خانواده آغاز می گردد. تشکیل دادن نهادی بیمار که یکی از ارکان آن پدر و مادر یا اصولاً قادر به تربیت و نگهداری کودکان نیستند و یا توانایی انجام آن به نحو سالم را ندارند، نقض غرض است. بنابراین با ذکر این شرط از تشکیل خانواده هایی که فقد سلامت جسمی و روانی و توانایی عملی جهت نگهداری هستند، مانع می شویم.
گفتار سوم: سرپرستی زنان مجرد
یکی ازموارد دیگرچالش ‌برانگیز لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مربوط سرپرستی دختران مجرد بالای 30 سال است که اجازه دارند در خواست فرزندخواندگی بدهند. بند ج ماده 5 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست، مقرر نموده : (( دختران و زنان بدون شوهر، در صورتی که حداقل 30 سال سن داشته باشند، منحصراً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.)) این مورد به پشنهاد بهزیستی بوده و احتمالا ًبه خاطر شرایطی که در جامعه وجود دارد، مطرح شده است. جای تعجب که چرا به آقایان این اجازه داده نشده است.
در واقع این امر موجب قبح ‌زدایی از مجرد ماندن و ازدواج نکردن دخترها می‌شود. البته اینجا بنا را باید بر مصلحت طفل گذاشت، چون به هرحال بزرگ شدن طفل در کنار یک زن و زندگی با او بهتر از حضور او در بهزیستی است.
به اعتقاد برخی واگذاری کودک به یک مرد و زن مجرد منعی ندارد و می‌تواند محاسنی نیز داشته باشد؛ البته با رعایت چند نکته 1- اولویت اول خانواده‌ها باشند، 2- رعایت حساسیت‌ های لازم در مورد دلایل عدم ازدواج آنها و بررسی اینکه انسان‌های خوب و مناسبی برای سرپرستی باشند. حضور کودک در کنار یک خانم خوب و مؤمن به مراتب بهتر از حضور کودک در خانواده متلاشی و بدسرپرست است، 3- مسئله جنسیتی رعایت شود؛دخترها پیش خانم ‌ها و پسرها پیش آقایان. با این شرایط می‌شود این توسعه را پذیرفت، ولی اینکه چرا آقایان این اجازه را ندارند قابل درک نیست.
حال پس از اخذ حق سرپرستی کودک توسط سرپرست زن مجرد، اگر او ازدواج کند، قبل از هر چیزی نظر کارشناسان سازمان بهزیستی ملاک عمل خواهد بود، وچنانچه همسر سرپرست مشکلی در خصوص ادامه سرپرستی و نگهداری کودک نزد خود و زوجه سرپرست نداشته باشد، اصولاً مانعی برای حضور کودک در کنار آنها وجود ندارد. مگر شوهر وجودکودک را قبول نمی‌کند که در اینصورت کودک به بهزیستی برگردانده می‌شود و این آثار منفی عاطفی برای فرزند خوانده ایجاد می‌کند.
به نظر نگارنده، آوردن این مورد در قانون اصلاً لزومی نداشته است، چون اولویت اول با خانواده‌های بدون کودک و بعد تک‌فرزندها و سپس دختران مجرد است.
مبحث ششم : حقوق و تکالیف طفل بی سرپرست و سرپرست