قراردادهای نفتی و صنعت نفت ایران

دانلود پایان نامه

6- چنانچه دولت ایران برای دفاع از سرزمین، ناگزیر به بهرهبرداری از وسایل نقلیه شرکت میشد، میبایست خسارات احتمالی را جبران کند.
7- معافیت گمرکی واردات کالاهای کشاورزی و صنعتی، ضررهای فراوانی را به صنعت و کشاورزی ایران وارد کرد.
8- معافیت گمرکی ورود کالاهای ضروری برای عملیات شرکت، معافیت از صادرات را نیز در بر گرفت.
9- شرکت، ملزم نبود که هیچ بخشی از ارز اکتسابی حاصله از فروش نفت و صادرات خود را به پول ایرانی تبدیل کند.
10- شرکت با اصلاح مواد نفتی فروش رفته در ایران و یا صادر شده از این کشور، هیچگونه مسئولیتی در برابرِ مواد نفتی تلف شده و یا مصرفی شرکت نداشت.
11- شهروندان ایرانی برای بهرهبرداری از معادن، جنگلها و بیشهها بدون پرداخت حق معادن و… قادر به بهرهگیری نبودند؛ اما شرکت در املاک دولتی حوزه امتیازی، هیچ حقی پرداخت نمیکرد.
12- فروش مواد نفتی در ایران بر مبنای قیمت خلیج مکزیک و خلیج رومانی بود، حال آنکه مواد نفتی مصرفی دریاداری و نیروی هوایی انگلیس، مجانی و یا در حدودِ قیمت تمام شده بود.
13- شرکت حق داشت با اطلاع دو ساله قبلی، قرارداد را لغو کند؛ اما این حق از ایران سلب شده بود.
14- حکمیت قرارداد نیز به سود انگلیس دگرگون شد؛ زیرا اجرای قضاوت توسط داوری که تحت نفوذ انگلیس بود و یا رئیس و نایبرئیس دیوان داوری، دائمی و بینالمللی، انتخاب می‌شد و مکان حکمیت نیز از تهران به محلی تغییر یافت که به نظر حکم ثالث، وابسته بود.
15- در صورت اثبات تخلف برای شرکت و محکومیت آن به پرداخت غرامت، دولت ایران، تنها حق فسخ قرارداد را داشت و هیچ ضمانت اجرایی دقیقی به نفع ایران در قرارداد نبود.
16- با پرداخت مالیات بر مبنای اصل تناژ، سود شرکت افزایش می‌یافت؛ مثلاً مالیات پرداختی سال 1933 معادل 4 درصد درآمد شرکت و در سال 1947 فقط 118 درصد درآمد آن بود.
مبحث سوم: قرارداد های نفتی و تکامل صنعت نفت ایران پس از ملی شدن صنعت نفت
تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در روز ‎ 29اسفندماه سال ‎1329، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی، اقتصادی و مبارزات مردم ایران برای نجات سرمایه های ملی این مرز و بوم از دست بیگانگان به شمار می رود.
حـضـور آیـت اللّه کاشانى و دکتر مصدق در مجلس شانزدهم ، مبارزات ملّى شدن نفت را وارد مرحله جدّیترى کردند، چرا که هر دو از پیشتازان این نهضت بودند. در این مجلس قرار شد که کمیسیون مـخـصـوص نـفـت تـشکیل شود و به همین دلیل از هر یک از کمیسیونهاى مجلس سه نفر برگزیده شـدنـد و کـمـیـسـیـون هـجـده نـفـره بـه ریـاسـت دکـتـر (مـصـدق ) تشکیل شد. هدف این کمیسیون مطالعه و بررسى پیشنهادها درباره نفت و از جمله قرارداد الحاقى گس ـ گلشاییان و گزارش آن به مجلس بود. کمیسیون مزبور پس از بحث و بررسى لازم به این نتیجه رسید که قرار داد یاد شده براى احقّاق حقوق مردم ایران کافى نیست و به اتّفاق آرا آن را ردّ کرد.
در ایـن زمـان عـده اى از اعـضـاى کـمیسیون ویژه نفت درخواست ملّى شدن نفت را ارائه کردند و حتّى دکتر (بقایى ) طرحى به منظور ملى کردن نفت با یازده امضا تقدیم مجلس کرد، ولى به علت کـمبود امضا در مجلس مطرح نشد. در این زمان (آیت اللّه کاشانى ) طى بیانیه اى از مردم ایران خـواسـت کـه آن قدر درباره ملّى شدن نفت پافشارى کنند تا دولت انگلستان و طرفداران شرکت نـفـت نـاچـار بـه اطـاعـت از افـکـار عـمـومـى گـشـتـه و حـقـوق مـلت ایـران را بـه آنـهـا بازگردانند.
در ایـن تـاریـخ ، مـانـع عـمـده کـار کمیسیون ویژه نفت براى ملّى کردن آن (رزم آرا) بود که در پـُسـت نـخـسـت وزیرى بطور جدّى با ملّى شدن نفت مخالفت مى کرد. براى برداشتن آخرین مهره اسـتـعـمـار و مـانـع مـلى شـدن نـفـت ، فـدایـیـان اسـلام وارد مـیـدان شـدنـد و بـا گـلوله خـلیـل طـهـمـاسـبـى ، رزم آرا بـه قـتـل رسـیـد. فـرداى آن روز کـمـیـسـیـون بـه اتـّفـاق آرا اصـل مـلّى شـدن نـفـت را در سـراسـر ایـران پـذیـرفت و از مجلس درخواست کرد که براى تعیین راهـهـاى عـمـلى مـلّى شـدن نـفـت دو ماه ماءموریت کمیسیون را تمدید کند. سرانجام ، مجلس شورا در تـاریخ 24 اسفند و مجلس سنا در تاریخ 29 اسفند 1329 ه‍ . ش گزارش کمیسیون درباره ملّى شـدن نـفـت را تـصـویـب کـردنـد و بـدیـن تـرتـیـب ، نـفـت ایـران پـس از پـنـجـاه سـال مـلّى شـد و کـمـیـسـیـون مـاءمـوریـت یـافـت کـه طـرح عـمـلى ملّى شدن را در مدت دو ماه تهیه کند.
کـمیسیون پس از انقضاى مدت معیّن شده ، طرح اجرایى ملّى شدن صنعت نفت مصوب مجلسین را طى نـه مـاده تـهـیـه کـرد. از مـوارد مهم آن تشکیل یک هیاءت مختلط مرکب از ده نفر از نمایندگان مجلس شـورا و سـنـا ـ از هـر کـدام پنج نفر ـ و وزیر دارایى یا قائم مقام او بود. این هیاءت موظف بود، بى درنگ از شرکت نفت سابق ایران و انگلیس خلع ید کرده ، به مطالبات و دعاوى آن رسیدگى کـنـنـد. هـمـچـنـیـن دولت و هـیـاءت مـخـتـلط مـوظف بودند که به حسابهاى شرکت رسیدگى کرده ، اسـاسـنـامـه شـرکـت مـلّى نـفـت ایـران را تـهـیـه کـنـنـد و
همچنین عده اى از افراد ایرانى را براى یـادگـیـرى تـخـصصهاى لازم به خارج بفرستند تاجایگزین خارجیها شوند. هیات مختلط موظف بـود در مـدت مـشـخـص شـده بـه کـار خـود پـایـان داده ، گـزارش کـار خـود را بـه مجلس ارائه دهد.
گرچه حرکت ملی شدن صنعت نفت تاحدودی منافع مردم ایران را در قراردادهای نفتی حفظ کرد، اما تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ، تمام قطعات و تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت از خارج وارد می شد و پایانی برای حضور شرکت های نفتی خارجی در صنعت نفت ایران متصور نبود.
گفتار اول:قراردادهای نفتی بعد از ملی شدن صنعت نفت
بند اول:قرارداد باکنسرسیوم
انجام کودتای 28 مرداد که اقدامی برای سرکوب حکومت ملی و قانونی دکتر مصدق و حل و فصل مسئله نفت به نفع امپریالیست‌ها بود، باید به شکل مختلف از سوی کودتاچیان توجیه میشد و با زیر سؤال بردن اقدامات دکتر مصدق زمینه را برای مذاکره و عقد قرارداد فراهم میآورد؛ بنابراین در پنجم شهریور 1332 زاهدی با در دست گرفتن قدرت، مطالبی را تحت عنوان خرابکاری دولت سابق و بدی شرایط حاصل از آن ایام بیان کرد و با بهانههایی، عقد قرارداد دوباره را توجیه کرد.
زاهدی گفت: دولت سابق حدود 210 میلیون دلار قرض بر جای گذاشته است. افزون بر این، مبلغی نیز در همین حدود از عایدات نفت از دست رفته است. به این شکل پس از کودتای 28 مرداد، بر اثر اعمال نفوذ سیاست بریتانیا دستاوردهای نهضت ملی ایران بر باد رفت، قانون ملیشدن نفت، لگدمال شد و قراردادی با کنسرسیوم بین‌المللی نفت به امضا رسید که این ثروت ملی را تا سالیان دراز در اختیار انگلیسیها و آمریکاییها قرار داد که به مراتب، بدتر و مضرتر از قرارداد گس گلشاییان بود.
در اواخر بهمن 1332نمایندگان کمپانیهای بزرگ نفت آمریکا، شرکت نفت انگلیس و شرکتهای فرانسوی و هلندی، بدون حضور نماینده ایران در لندن، گرد هم آمدند و درباره به جریان انداختن دوباره نفت ایران و تقسیم آن به توافق رسیدند. همچنین قرار شد، یک هیئت فنی برای بازدید تأسیسات نفت ایران، عازم تهران شود.
در همین زمان، دولت زاهدی برای بررسی چگونگی رفع اختلافات نفتی با انگلیسیها کمیسیونی با عنوان مشاوران مخصوص نخست‌وزیر تشکیل داد. هاور که مشاور نفتی دالس، وزیر امورخارجه آمریکا در تهران بود، همراه هندرسون، سفیر آمریکا در تهران با کمیسیون ملی، مأمور تهیه و تنظیم سیاست نفت مذاکره کردند. آنها در پایان آذرماه سال 1332 گزارش کار خود را به زاهدی دادند.
در بیستم فروردین، 1332 سفیر کبیر انگلیس در نامهای به وزارت خارجه ایران اطلاع داد که کنسرسیومی از شرکتهای بزرگ نفت به شکل موقت تشکیل شده و آماده مذاکره با دولت ایران است. این گروه شامل نمایندگان پنج شرکت آمریکایی نیوجرسی، سوکویی، کالیفرنیا، گلف و تگزاس، و نیز شرکت نفت انگلیس و شرکت شل و شرکت نفت فرانسه بودند. دو روز بعد، نمایندگان کنسرسیوم وارد تهران شدند.