محتوای اطلاعاتی سود و تغییرات قیمت سهام

دانلود پایان نامه

برای مثال افرادی از قبیل پاتل وولفسون1 (1984)،تالر2(1985)، باندت3(1987)، فرانسیس4 (1992) و بروکس5 (2003) در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که تعدیل قیمتها در ارتباط با اعلان سود ،آنی و فوری نمی باشد.
اما گرین و واتس6 (1996)،کا او7(2002)،بیاس8 (1999) به نتیجه ای کاملاً متفاوت دست یافتند .در ادامه مطالعات صورت گرفته لوئیچی ویل9 (2004) واکنش قیمت سهام نسبت به اعلان سود را سریع و فوری ارزیابی نمود.
5-2- اعلان سودحسابداری و محتوای اطلاعاتی آن
1-5-2-تحقیقات بال و بران
نخستین تحقیقی که در زمینه اعلان سود و پیامد های ناشی از آن در حرفه حسابداری به صورت تجربی انجام شده است مربوط به پژوهشی می باشد که آقایان بال و براون در دهه 1960 میلادی انجام دادند .در آن زمان باور حسابداری عموماً بر این بود که مدیران قادرند با استفاده از سود حسابداری10 بازار را تحت تاثیر قرار دهند و به عبارت دیگر آن را گمراه نمایند. اما پس از چندی با ظهور فرضیه بازار کارا11 که معتقد به تاثیرگذاری سود بر قیمت سهام بود این دو دیدگاه در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند.
بال و براون با در نظر گرفتن فرضیه بازار های کارا بر ان شدند تا از نظر تجربی به بررسی ارتباط بین قیمت سهام و سود بپردازند واز سوی دیگر پاسخی نیز برای این سوال مهم بیابند که آیا اعلان سود حسابداری حاوی اطلاعات تازه و بیشتری هست یا خیر ؟ودر صورت تایید این سوال توانایی آن را در جهت انتقال اطلاعات به بازار،مورد بررسی قرار دهند .بال و براون برای بررسی این امر در صدد بر آمدند تا پارانتر هایی از قبیل :
میانگین نرخ بازده غیر عادی1 ،بازده غیر عادی2 و سود غیر منتظره3 را مرود محاسبه قرار دهند.
بال و براون در بررسی های خود به این نتیجه رسیدند که سود و بازده غیر عادی با یکدیگر در ارتباط می باشند و همچنین اعلان های سود منجر به ورود اطلاعات بیشتر به بازار می شوند. بال و براون اصطلاح محتوای اطلاعاتی را برای نشان دادن ارتباط بین سود سالیانه و نرخ بازده غیر عادی سالیانه ارائه کردند و این سوال را مطرح نمودند که آیا تغییرات قیمت سهام در تاریخ اعلان سود ، یک موضوع قابل توجه است یا خیر ؟البته مفهوم محتوای اطلاعاتی بدین معنی است که یک حادثه مانند اعلان سود بر قیمت سهام تاثیر گذار می باشد و این تاثیر دقیقاً در همان زمانی رخ می دهد که آن حادثه (مانند اعلان سود) اتفاق افتاده باشد .چرا که از نظر آنان مقصود از اطلاعات آن چیزی ست که از قبل شناخته شده نباشد .زیرا در غیر این صورت عوامل موثر بر قیمت سهام مربوط به رویدادهایی
می باشند که از قبل شناخته شده بودند.آنها دریافتند که در صورت مشاهده ارتباط بین تغییرات سود و نرخ بازده غیر عادی می توان نتیجه گرفت که سود عامل موثری بر قیمت سهام می باشد . البته این بدان معنی نیست که سود ،واقعاً اطلاعاتی را به بازار منتقل می کنند. در این خصوص بال و براون در اولین تحقیقات انجام شده در سال 1968 دلایل و شواهدی را نسبت به وسعت اطلاعاتی که سوی منابع مختلف از قبیل مشاوران ،تحلیل گران مالی و . . . ارائه می شود مطرح کرده اند.
بال و براون4 (1968) ارتباط بین جهت حرکت سود غیر منتظره و میانگین بازده غیر عادی را مورد محاسبه قرار دادند و پیش بینی کردند که افرایش در سود غیر منتظره معمولا ً همواره با نرخ مثبت بازده غیر عادی و کاهش در آن نیز با نرخ بازده غیر عادی منفی توام می باشد .فرض بال و براون بر این بود که اعلان سود ،اطلاعات را به بازار منتقل می کند. آنها این مساله را با بررسی میانگین بازده غیر عادی در ماه های اعلان سود مورد مطالعه قرار دادند .اگر سود دارای جهت غیر عادی مثبت و برای نمونه های با سود غیر منتظره منفی باید میانگین نرخ بازده غیر عادی منفی وجود داشته باشد .به هر حال زمانی که آنها تحقیق می کردند کوتاه ترین دوره در دسترس برای محاسبه بازده ،دوره های ماهانه بود و این یکی از محدودیت های آن دوره به شمار می آمد چرا که ،میانگین نرخ بازده غیر عادی در ما اعلان سود صفر نخواهد بود.بال و براون اندازه گیری سود ها ی غیر منتظره را از دو راه پیش بینی کردند .اولین راه استفاده از تغییر سود آوری بود .
اگر سود ها جایگزین مناسبی برای جریانات نقدی باشند ،این مسئله بر وجود ارتباط بین نرخ بازده غیر عادی و تغییرات در جریان نقدینگی صحه می گذارد و البته فرض بر این است که جریان سود یک جریان شزطی است یعنی انتظار این است که سود سال آینده همانند سود سال جاری خواهد بود .دومین بر آورد در خصوص سود های غیر منتظره مساوی با تغییر در سود پس از کنار گذاشتن اثر تغییر در شاخص بازار سود است.
بال و براون ارتباط با اهمیتی در خصوص رابطه بین جهت تغییر سود سالیانه و میانگین بازده غیر عادی گزارش ننمودند امکا واتس1 (1978) دریافت که میانگین نرخ بازده غیر عادی مربوط به اعلامیه های سود به طور قابل ملاحظه ای با صفر اختلاف دارد و نتیجه گرفت که تغییرات سود سالیانه و تغییرات ارزش سهام با یکدیگر مرتبط می باشند.
2-5-2-محققان پیرو بال و براون
محققین دیگر نیز به پیروی از بال و براون مطالعاتی در خصوص اعلان سود سالیانه انجام دادند.برای مثال می توان به بررسی های بال و براون در کشور استرالیا ،فوستر2 (1975) در آمریکا ،فورس گاردو و هرتزن3 (1975) در سوئد ،فرتس4 (1981) در بریتانیا و تایت5 (1983) در آفریقای شمالی اشاره نمود .تفاوت مطالعات بال و براون (در بورس نیویورک) با براون (در بورس استرالیا) در این بود که تعدیل قیمت ها در طی سال در بازار نیویورک کمتر تکرار شده بود و دیگر اینکه بیشتر تعدیل قیمت ها در بورس استرالیا در ماه اعلان سود به وقوع پیوسته بود.البته تفاوت دیگر را می توان در اندازه شرکتها ی امریکایی در قیاس با شرکتهای استرالیایی بیان نمود که به دلیل کوچک بودن آنها انتظار می رفت که منابع اطلاعاتی کمتری در خصوص آنها وجود داشته باشد .فوستر نیز در بررسی های خود از سود دوره های سه ماهه و نرخ بازده روزانه استفاده نمود.
3-5-2-تحقیقات فوستر
وجود اعلان سودهای میان دوره ای از طریق انتشار صورتهای مالی سه ماهه ،برخی مشکلات را در تفسیر نتایج بال و براون بوجود می آورد .مطابق بررسی های انجام شده به طور مشخص تنها 10 تا 15 درصد از اطلاعات بالقوه در اعلان سود سالیانه گزارش می شود و در حقیقت این گزارشات مالی میان دوره ای بودند که برخی تعدیلات در قیمت سهام را قبل از اعلان سود منجر شده بودند.دیگر اینکه نرخ بازده غیر بازده غیر عادی در ماه اعلان سودهای غیر منتظره مثبت و منفی ممکن است کمتر نشان داده شود.زیرا هنگامی که سودهای میان دوره ای گزارش می شوند بازار انتظارات خود را از سودهای سالیانه تغییر داده و در نتیجه محتوای اطلاعاتی اعلان سود های سالیانه دست کم گرفته می شود.
به کار گیری سودهای میان دوره ای ،عدم افشای وقایع را کاهش می دهد.همچنین باید توجه داشت که برآورد 10تا 15 درصدی بال و براون در خصوص محتوای اطلاعاتی سود حسابداری اغراق آمیز بوده است .زیرا تعدیل قیمت سهام در ماه اعلان سود قبل از روز اعلان سود رخ داده است.برای مثال اگر تعدیل قیمت سهام ناشی از سود غیر منتظره در یک هفته قبل از اعلان سود انجام شده باشد،رابطه مهم و معنی داری بین نرخ بازده روزانه به جای نرخ بازده ماهیانه این نا همگونی را کاهش می دهد. برای گسترش مطالعات ،فوستر1 (1977) تحقیقات خود را مشابه بال و براون انجام داداما وی در بررسی های خود از سود های دوره های سه ماهه و نرخ بازده روزانه استفاده نمود. فوستر از تجزیه و تحلیل سری های زمانی برای ایجاد مدل انتظارات در سود های فصلی استفاده نمود . ویژگی مدل وی این بود که نشان می داد اشتباهات پیش بینی ،مستقل از یکدیگر بوده و در نتیجه تغییرات قیمت نیز مستقل از یکدیگر به نظر می رسند .وی نرخ بازده غیر عادی با اختلاف جزئی با روش بال و براون محاسبه نمود.فوستر بازده غیر عادی تجمعی2 را برای دوره های مختلف با دوره زمانی 20روز قبل و 20روز بعد از اعلان سود محاسبه کرد. منظور از بازده غیر عادی تجمعی عبارتست از متوسط بازده غیر عادی تجمعی برای سودهای غیر منتظره مثبت و منفی ،که سود منفی غیر عادی تجمعی در 1-ضرب می شود.نتیجه تحقیق این بود که اعلان سود فصلی توسط گزارشات میان دوره ای اطلاعاتی را به بازار منتقل می کند و همانند سود سالیانه عاملی تاثیر گذار بر ارزش سهام می باشد .در تحقیق وی ،روز اعلان سود همان روزی بود که سودهای فصلی در وال استریت ژورنال3 گزارش می شود.
در حالیکه اعلان سود های فصلی به طور واقع ،اغلب دو روز قبل صورت می گیرد یعنی در طی مهلت انتشار نشریه وال استریت ژورنال فوستر در یافت که 32% از اطلاعات بالقوه در اعلامیه های سود های فصلی، در زمان اعلان سود در قیمت سهام وجود نداشته است که این رقم حاکی از افزایش اساسی نسبت به پیش بینی بال براون (یعنی 10 تا 15 در صد) در خصوص محتوای اطلاعاتی سود سالیانه می باشد که دلالت بر این نکته دارد که سود گزارش شده توسط صورتهای مالی میان دوره ای حجم قابل قبولی از اطلاعات را به بازار منتقل می کند.
3-5-2-تحقیقات بیور
بیور1 (1968) نشان داد که تغییرات در حجم معاملات با تغییرات در سود ارتباط دارد.نمونه وی شامل اعلامیه های سود سالیانه 143 شرکت در دوره زمانی 5 ساله (1961تا 1965) می باشد. که دارای شرایط زیر بودند:
1-اطلاعات این شرکتها در بانک اطلاعاتی آمریکا به ثبت رسیده باشند.
2- شرکت های موردمطالعه در بورس نیویورک پذیرفته باشند
3- سال مالی آنها غیر از 31 دسامبر باشد.
4- در هفته اعلان سود، تقسیم سود نداشته باشند.
5- در دوره گزارش تجزیه سهام نداشته باشند.
6- کمتر از 20 اعلامیه خبری در وال استریت ژورنال داشته باشند.
این گونه دسته بندی ها احتمال اینکه متغیر های غیر از سود ،تاثیر غیر عادی بر قیمت سهام داشته باشند را افزایش می دهد. تقسیم سود و تجزیه سهام نیز محدودیت هایی هستند که اثر بالوه متغیر های غیر از سود را کاهش می دهد و محدودیت در اعلامیه خبری نیز برای مقایسه نسبت به هفته هایی که اعلان سود در آن وجود دارد به تعداد هفته هایی که سایر اعلان ها به تعداد کمی در آن دیده می شود وضع شده است. ولی این موضوع ممکن است باعث انتخاب شرکتهای کوچک که نسبتاً منابع اطلاعاتی کمتری دارند شده و سبب اغراق آمیز ودن متوسط محتوای اطلاعاتی اعلامیه های سود شوند. نتایج بدست آمده توسط بیور نشان داد که انحراف طی هفته ای که اعلان سود در آن صورت گرفته 67در صد بیشتر از حد معمول می باشد و بیانگر این نکته است که متوسط انحراف بازده غیر عادی در هفته اعلان سود سالیانه بیشتر است.