مدیریت منابع انسانی و استرس یا فشار روانی

دانلود پایان نامه

10- از محرکها اجتناب کنید زیرا باعث تشدید تنش خواهند شد.
11- از بحرانهای گذشته به عنوان تجربه برای آینده استفاده کنید.
نتیجه این که اجرای نکات فوق در مواجهه با اضطراب و تنش باعث کاهش آن شده، همواره احساس خواهید کرد که اضطراب تحت کنترل و اراده شماست. در این صورت است که
میتوانید از خود مراقبت کرده و دیگران را نیز راهنمایی کنید.
در هر کاری که میلسیت بدان
قدرت خود را همی بینی عیان
در آن کاری که میلت نیست و خواست
اندر آن جبری شدی! کین از خداست
گفت آری گر توکل رهبرست
این سبب هم سنت پیغمبر است (نیلیان، 1371).
2-3-17 پیامدهای افزایش یا کاهش دهنده فرسودگی شغلی در سازمان
فشار روانی در صورتی که کم باشد به صورت یک نیروی انگیزشی عمل میکند و باعث افزایش کار میشود. اگر فشار روانی زیاد باشد اختلالهایی را در عملکرد فرد ایجاد میکند. فشارهای ناشی از شغل نوعی فشار روانی است و باعث نارضایتی در شغل میشود و تأثیر منفی بر زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی میگذارد. یکی از عوارض فشارهای ناشی از شغل فرسودگی شغلی است. واژه فرسودگی شغلی برای توصیف پاسخهایی است که آدمی در برابر فشارهای روانی از خود بروز میدهد. فرسودگی شغلی یک حالت خستگی مفرط است که از کار سخت و بدون انگیزه و بدون علاقه ناشی میشود (فریدنبرگر، 1975).
به نظر مسلش و جکسون (1981) فرسودگی شغلی یک سازه چند بعدی است و شامل خستگی عاطفی، خود گمکردگی و احساس عدم موفقیت میشود.
بین فشارهای روانی و فرسودگی شغلی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. فشارهای روانی وقتی رخ میدهد که عدم تعادل بین مطالبات و خواستههای محیطی با توانایی فرد برای پاسخ دادن به آنها وجود داشته باشد. هر چه خواستههای محیطی افزایش یابد و توانایی فرد برای پاسخ دادن به آنها کاهش یابد فشار روانی ایجاد میشود و باعث تجربه منفی در فرد و فرسودگی شغلی میگردد. در واقع فرسودگی شغلی در اثر فشار مداوم روانی پدید میآید(فاربر، 1983).
فشارروانی برخی از مشاغل نسبت به مشاغل دیگر بیشتر است. مدیران آموزشی غالباً بیشترین فشار روانی را تحمل می کند.
این گروه مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و باید در جهت تحقق اهداف سازمان آموزشی و نیازها و انتظارات اعضاء حرکت کنند. تحقیقات مدیریتی، مدیریت میانی را به عنوان پر فشارترین پست سازمانی تعیین نموده است. مدیریت آموزشی مسئولیتی کلیدی را برای اصلاح و بهبود کار مدارس دارد و یک پست مدیریت میانی بین مدیر منطقه، معاونین با دبیران و دانش آموزان است. با توجه به فشاری که بر این مدیر میانی وارد میشوداحتمال بروز فرسودگی شغلی در آنان بالاست(مرز، 1987).
2-4 تاریخچه استرس شغلی
استرس یا به عبارتی فشارهای روانی یکی از مباحث بسیار مهم عصر حاضر می باشد و گر چه در علم پزشکی و شاخه روانپزشکی این مسأله استرس و علل و عوارض آن مدت هاست که مورد مطالعه و تحقیق قرار می گیرد ولی در سالهای اخیر کاربرد آن در رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی و مبحث بهداشت روانی نیز متداول گردیده است (قاسمی نژاد، 1382).
در دههی اخیر موضوع استرس یا فشار عصبی و آثار آن در سازمان مورد توجه بسیار قرار گرفته و یکی از مباحث اصلی رفتار سازمانی را به خود اختصاص داده است. علی رغم این نظر که فشارهای عصبی مفید نیز وجود دارد و مقداری از استرس برای ایجاد تحرک و تلاش در انسان ضروری است. زمانی که بحث استرس مطرح می شود بیشتر به عوارض و ضایعات آن توجه شده و مضرات آن مّد نظر قرار می گیرد. به هر حال استرس نیروی انسانی را در سازمان ضایع می کند و پایه های سازمان را متزلزل می سازد و مانند آفتی است که نیروها را تحلیل می برد و فعالیتها را مختل می سازد. شناسایی عوامل استرس زای مدیران و کارکنان و یافتن راهبردهایی در جهت پیشگیری رفع این عوامل بسیار حائز اهمیت است ( الوانی، 1375).
استرس یا فشار روانی عبارت است از تنش عصبی که در مقابل موقعیتها و تغییرات خارجی در فرد بوجود می آید یکی از خصوصیات حرفهی مدیریت این است که مدیر ناگزیر باید فشار روانی کم و بیش زیادی را تحمل کند. این امر انرژی زیادی رااز مدیران می گیردودرنتیجه مقاومت آنها را در مقابل انواع بیماریهای روانی و جسمانی کم می کند. استرس می تواندآستانهی تحمل افراد را کاهش دهد (میر بلوک بزرگی، 1386).
مطالعهی استرس شغلی با «هانس سلیه» روانپزشک اتریشی الاصل مقیم کانادا که از وی به عنوان پدر فشار عصبی نام برده می شود، در سال 1965 آغاز شد. وی استرس را به عنوان پدیدۀ تازه ای در نوع خود بطور کامل شرح داد. فشار روانی و بیماری هارادقیقاً توجیه نمود.وی استرس رابه «درجه سوخت و ساز بدن» براثر فشارهای زندگی تعریف می کند. البته کلمهی استرس تنها به رونداین پدیده در بدن انسان اطلاق نمی شود بلکه محرکهای فشار آور نیز تحت همین نام خوانده می شوند.
کاربرد واژهی استرس که از ریشه لاتینی Strictus و Stringere گرفته شده است به معنی سخت کشیدن یا بستن است (اسمیلا نسکی ، 1984).
لغت قدیمی دیسترس بر اثر حذف به کلمهی متداول و روزمرهی استرس مبدل شده است. استراتژی ما باید در جهت به حداقل رساندن استرس منفی و به حداکثر رساندن استرس مثبت باشد(گملچ، والترچ، 1375).
مطالعهی متون کهن نشان می دهد که اولین بار «بقراط » ناراحتی هایی را که به علت بیماری ها بوجود می آمد از رنج هایی که به دلیل مقاومت و پیکار باآنها وجودداشت جداگانه در نظر می گرفت. قرنهاست که طرفداران طب بقراطی و طب ارسطویی هر دو به این نتیجه رسیده اند که اختلافات احساسی و روانی باعث بروز تغییرات چشمگیر در بدن می شود.
در متون اسلامی مانند کتاب قانون ابن سینا نیز آمده که واکنشهای روانی برقلب تأثیر
می‌گذارند تا آنجا که ممکن است منجر به مرگ فرد می شود.
واژه استرس به معنای نیرو، فشار و اجبار واژه ای است انگلیسی و در زبانهای مختلف با همین لفظ بکار برده شده است. در زبان فارسی واژه فشار روانی به عنوان برابر نهاده استرس بکار برده اند که با مفهوم دقیق استرس سازگار نیست.