مردی که همه خواب‌هایش به وقوع می‌پیوندد!

می تونین باور کنین که خوابای یه آدم در قرن بیست و یکم مو به مو اتفاق بیفته؟ این که آدم بعد از بیدار شدن از خواب حوادث مهمی مثل ۱۱ سپتامبر یا ترور افراد جور واجور رو پیش بینی کنه؟

به گزارش آلامتو به نقل از همشهری ؛ چه شما باو رکنید و چه باور نکنین، ادعا می شه که کریس رابینسون دارای اینجور تواناییه و به خاطر همین به اون لقب «کارآگاه خوابا» رو دادن و ماموران پلیس بعد از هر بار پیشگویی اون درباره حوادث جور واجور، ماجرا رو پیگیری می کنن. محققان و روانپزشکان زیادی روی اون آزمایشای جور واجور انجام دادن ولی هنوزم دلیلی واسه این قدرت اون پیدا نکرده ان.

«کریس رابینسون» در سال ۱۹۵۱ در انگلیس به دنیا اومد. اون از همون اول تولد و به صورت مادرزادی از ناراحتی قلبی رنج می بره. این مریضی به حدی اون رو درگیر کرد که در سن ۱۰ سالگی خونواده اش مجبور شدن اون رو تحت عمل جراحی قلب بذارن.

قلب کریس پس از عمل جراحی بهتر شد و خوب شد اما از اون به بعد مشکل دیگری واسه اون اتفاق که باورش واسه بقیه کمی سخت بود و به خاطر همین بارها دستگیر شد.

ماجرای من و خواب ام

پس از این که کریس به هوش اومد، احساس کرد که در تموم مدت بیهوشی کنار خونواده اش بوده و از اونا جدا نشده اما مشکل بزرگ اون این بود که خوابای عجیب و غریبی می دید که بعضی وقتا هیچ ربطی به اون و اطرافیانش نداشت اما اون رو حسابی به وحشت مینداخت.

در اول این خوابا واسه کریس و خونواده اش بی معنی بودن و دیدن این خوابا رو به ساعات طولانی بیهوشی و عمل سختی که انجام داده بود در رابطه می دونستن اما بعضی وقتا این خوابا به کابوسی وحشتناک مبدل می شدن که مو به مو در عالم واقعیت رخ می دادن.

روزای اول وقتی هر چیزی که کریس در خواب می دید به حقیقت تبدیل می شه اونقدر اون رو می ترسونه که کریس اصلا دلش نمی خواست چشم هاش رو روی هم بزاره و بخوابه. بعضی وقتا هر چی که اتفاق می افتاد خونواده اش با اون تماس می گرفتن و از اون می پرسیدن که اون رو در خواب دیده یا خیر.

با گذشت زمان کار به جایی کشید که هر حادثه ای که رخ می داد کارآگاهان سراغ کریس می رفتن تا شاید اون خبری از عاملان اون داشته باشه. کریس احساس خطر می کرد اما کاری از دست اون برنمی اومد و باید چاره ای واسه خواب هاش پیدا می کرد.

نهاد امنیتی انگلستان خواهان همکاری این مرد عجیب شد

خوابایی که به حقیقت ملحق شدن

در دهه ۱۹۹۰ کریس در خواب دید که یکی از هواپیماهای نمایش هوایی در هوا منفجر شده و سقوط می کنه. اون به سرعت با پلیس تماس گرفت و این موضوع رو با اونا گفت اما نتیجه این کار تنها مشکوک شدن پلیس به اون و بازجوییای طولانی از اون بود.

ماجرا از این قرار بود که این نمایش هوایی با ایمنی خیلی بالایی برگزار شده بود اما درست همونطور که کریس در خواب دیده بود یکی از هواپیماها در هوا منفجر شد و خلبان از هواپیما به بیرون پرید.

پس از این ماجرا، برنامه «عجیب ولی واقعی» از کریس دعوت کرد تا در برنامه اونا شرکت کنه و بعد از اون بود که پزشکان و محققان بسیاری با اون آشنا شده و خواهان ملاقات با کریس شدن.

۱۱ سپتامبر رو در خواب دید

طبق مدارک معتبر، در پنجم آگوست ۲۰۰۱ کریس وقتی از خواب بیدار شد به خونواده اش گفت که در خواب دیده هواپیمایی با ساختمانی بلند در نیویورک برخورد می کنه. اون در یادداشتای خود نوشته بود که این هواپیما بعد از ربوده شدن باعث حادثه می می شه که هرج و مرج و مرگ عده خیلی از مردم رو به دنبال داره.

پس از این خواب، کریس به آمریکا رفت و به همراه پروفسور «گری ای شوارتز» – استاد دانشگاه آریزونا – تحقیقات و بررسیای زیادی رو درباره این حادثه شروع کردن. در اون زمان اون به درستی نمی دونست که کدوم ساختمون قراره مورد حمله قرار گیرد و بخاطر این در موقعیتای مختلفی برده می شد تا شاید بتونه به خاطر بیاره که کدوم یکی از آسمانخراشا رو در خوابدیدهه.

این طرح قبل از واقعه ۱۱ دسامبر رسم شده

از اونجایی که تحقیقات به نتیجه نرسیده بود، کریس به لندن برگشت ولی بازم همون خواب رو در ۹ سپتامبر دید. این بار با اداره پلیس تماس گرفت و موضوع رو با اونا گفت. حتی نامه ای به سفارت آمریکا در لندن نوشت اما این کارا نه فقط از وقوع حادثه مرگبار ۱۱ سپتامبر جلوگیری نکرد بلکه باعث شد کریس مدتا به عنوان یکی از شک دارین ماجرا بازداشت شده و حق خارج شدن از کشور رو نداشته باشه.

در آخر با در نظر گرفتن اسناد پزشکی و مستندات قبلی، کریس تونست بیگناهی خود رو ثابت کرده و آزاد شه. پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و بعد از این که چندین بار کریس با پلیس لندن تماس گرفت و موضوعات مختلفی رو به اونا اطلاع داد، نیروهای پلیس از اون خواستن با اونا همکاری کنه.

دستگیری تروریستا با یه خواب

در سال ۲۰۱۳، کریس وقوع یه ترور در هتلی در لندن رو در خواب دید و با گزارش اون به ماموران پلیس، بدون این که جون مسافران هتل به خطر بیفته، تروریستا دستگیر شدن.

در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۰ هم کریس ادعا کرد که یه بمبگذاری در بغداد رو به خواب دیده و بدیش اینه بمبگذاری همونطوری که اون گزارش کرده بود به وقوع ملحق شد و اینطوری از اون به بعد به کریس لقب «کارآگاه خوابا» رو دادن.

کریس الان تو یه مرکز مشاوره کار می کنه و به بیماران روحی و کسائی که مشکلات ذهنی دارن مشورت میده. اون هنوزم خوابایی می بینه که خیلی از اونا به واقعیت تبدیل می شن، از خوابایی درباره افراد خونواده اش گرفته تا اتفاقات مختلفی که در گوشه و کنار جهان رخ میدن اما با در نظر گرفتن مشکلات بسیاری که تا حالا واسه کریس پیش آمده، اون تلاش می کنه تا خوابای خود رو ندیده گرفته و کمتر واسه کسی از اونا صحبت کنه.

کریس میگه: «خیلی از اطرافیانم این وضعیت منو یه نعمت الهی می دونن در حالی که خودم از این وضع اصلا راضی نیستم و همیشه آرزو می کنم که دوباره به زندگی عادی داشته باشم. بارها در خواب دیده ام که قراره واسه اطرافیانم اتفاق بدی اتفاق افتاد یا از دست دادن افراد خونواده ام رو در خواب دیده ام و کنار اومدن با این موضوع کار بسیار سختیه.»

به نظر کریس دیدن اتفاقایی که قراره در واقعیت اتفاق بیفته اصلا موضوع جالبی نیس چون اون هر بار که چشم هاش رو می بنده ترس و اضطراب اینکه نکنه حادثه وحشتناک دیگری در خواب ببینه سراغش میاد. کریس با اینکه از وضعیتی که داره اصلا خشنود نیس اما از نظر بسیاری، از این توانایی عجیب کریس میشه در جهت سودمندی استفاده کرد؛ مثلا اینکه مثل خواب هتلی در لندن واقع خیلی از حوادث تلخ و مرگبار شد. شاید از این روش کریس هم از وضعیتی که داره با کمک کردن به بقیه راضی شه.


هم اینکه ببنید : تعبیر خواب آلامتو

دانستنیایی درباره خواب دیدن

آروم سازی ذهن قبل از خواب

همشهری آنلاین