مرز شخصی چیست؟

چیجوری واسه خودمون مرزهای شخصی داشته باشیم؟ معیارهای خوب بودن مرز شخصی چیه؟

به گزارش آلامتو و به نقل از سایت مردمون؛ مهمترین چیز درمورد مرزهای شخصی اینه که این مرزها واسه تنبیه یا کنترل کردن بقیه نیس. این مرزها واسه اینه که به بقیه نشون بدید چه چیزایی در زندگی شما قبول کردنیه و چه چیزایی نیس. این مرزها به شما کمک می کنه تعادل زندگی تون رو حفظ کرده و از بدن، ذهن، احساسات و زمانتان درمقابل تقاضاهای زیان آور و بد بقیه مواظبت کنین.

وقتی مرزهای شخصی تون خیلی قوی نباشن، هم احترام خودتون و هم احترام دور وبریا تون به خطر می افته. جای تعجب نیس که افراد سلطه گر، زورگو، نامحترم و آویزون رو به زندگی تون جذب می کنین.

اینا به نظرتون آشنا نمی آید؟

– وقتی واقعاً می خواهید جواب «نه» بدین، می گویید، «آره».

– وقتی به کسی «نه» می گویید، عذاب وجدان می گیرید.

– واسه به دست آوردن آرامش برخلاف ارزش های واقعی تون عمل می کنین.

– وقتی کسی با شما بدرفتاری می کنه، از خودتون دفاع نمی کنین.

– واسه دوست داشته شدن بیشتر از اندازه تلاش می کنین.

– به بقیه اجازه می بدید حرف هایی به شما بزنن یا کارایی با شما بکنن که موجب ناراحتی تونه.

– توقع دارین که نزدیک ترین آدما به شما، بدون اینکه چیزی بگید از چیزایی که ناراحتتان می کنه باخبر شن.

بدیش اینه، بعضی ها بخاطر این باور اشتباه که واسه به دست آوردن دل و احترام بقیه باید همیشه در دسترس اونا باشن، واسه خودشون مرز های شخصی نمی گذارن. مشکل اینجاس که هر عمل موافقت، رد نفس یا نیازمندی، احترام بقیه رو از بین می برد.

اگه به تطبیق دادن خودتون به بقیه عادت کرده اید، پروسه ایجاد مرزهای شخصی به نظر عجیب و تهدید آمیز میاد ولی اگه به اون معتقد شید، متوجه می شید که کم کم همه چیز براتون ساده تر می شه و مطمئنا ارزشش رو داره!

ایجاد مرزهای شخصی سالم واسه خود:

با خودتون شروع می شه

پروسه ایجاد مرزهای شخصی با خودتون شروع می شه که اول قبول کنین که نه فقط لایق این هستین که این مرزها رو داشته باشین بلکه وجود این مرزها واسه مراقبت از خودتون لازمن.

دوم اینکه، باید قبول کنین که حق ایجاد این مرزها رو دارین. شاید به نظرتون عجیب برسه ولی من کسائی رو می شناسم که قلباً نمی دونستن که اینجور حق انتخابی دارن.

درواقع، شما نه فقط حق دارین اینکار رو بکنین، بلکه مسئولیت اینکه بقیه چیجوری با شما رفتار کنن هم رو دوش خودتونه. مرزهای شما به عنوان فیلترهایی عمل می کنه که مشخص می کنه چه چیز در زندگی شما قابل قبوله و چه چیز نیس.

البته زمان های هستش که کسی به کمک شما نیاز داره و با احترام از شما کمک می خواهد. باید قبول کنین که زمان کمی تجربه کردن و شاید چند قدم اشتباه برداشتن می خواهد ولی در آخر یاد می گیرید فرق بین یه درخواست قابل قبول و درخواستی که شما رو در خطر پس رفت قرار می دهد.

نیازاتون رو مشخص کنین

تشخیص اینکه کجاها به فضا، احترام، انرژی و قدرت شخصی بیشتری نیاز دارین، قدم دومه و واسه اون باید زمان بیشتری صرف کنین تا آگاهی تون رو نسبت به خود بیشتر کنین. با تشخیص الگوهای تکراری از موقعیت ها و رفتارهایی شروع کنین که موجب خشم، بی انرژی کردن و یا دپرس کردنتون می شن.

وقتی این موقعیت های خاص رو تشخیص دادین، اونا رو تو یه دفترچه یادداشت کنین. نگران توانایی نوشتن خود نباشین، این تمرین واسه اینه که کمکتون کنه بفهمین شرایط از چه قراره. دلیل اهمیت اون اینه که خیلی وقت ها ما بعضی چیزها رو واسه خودمون خیلی مهم می کنیم ولی واقعا اصلاً موضوع خاصی نیستن.

مثلا، ممکنه اندازه زیادی انرژی منفی روی خواهرتان صرف کنین چون عادت کرده بدون اینکه از قبل خبر دهد، بچه هاش رو پیش شما بیاره تا از اونا مراقبت کنین. موضوع اصلی خواهرتان نیس، موضوع اینه که احساس می کنین به شما احترام گذاشته نشده و به اشتباه باور داره که چون آبجی اون هستین نمی تونید به اون «نه» بگید. خوب خبر خوب اینه که، شما به طور کاملً حق دارین که واسه خونواده تون هم مرز مشخص کنین.

مرزهایتان رو مشخص کنین

اگه قبلاً تجربه ای در این مورد نداشته اید، پیشنهاد ما اینه که از کم شروع کنین. اگه یه موضوعه که عصبانی تون می کنه، بهتره روی رفتار یا موقعیتی تمرکز کنین که خیلی خطرساز و تهدیدآمیز نباشه تا بتونین پروسه تعیین کردن نیازها و بیان اونا رو خیلی راحت انجام بدین.

اشتباهی که خیلی ها وقتی می خواهند واسه خود مرز تعیین کنن مرتکب می شن اینه که از سر خستگی و خشم اینکار رو شروع می کنن. با این روش مطمئناً با شکست یا دعوا مواجه می شن.

ایجاد مرزهای قوی و باثبات به رفتار خودتون بستگی داره، پس بهتره با محبت واسه بقیه و هم اینکه خودتون اون رو انجام بدین.

بااستفاده از دفترچه تون، مرزها و هم اینکه رفتارهایی که براتون قابل قبوله و رفتارهایی که قابل قبول نیس رو توصیف کنین. یعنی، اینجا دقیقاً همانجاییه که تصمیم می گیرد خطرهای مرزی تون رو بکشین.

بیان مرزهایتان

وقتی زمان اجرای مرزهای جدیدتون می شه، اجازه بدین تجربه و سطح راحتی تون هدایتتان کنه. یه راه واسه انجام این کار اینه که از سناریوی عادی رفتار غیرقابل قبول استفاده کنین.

به مثال خواهرتان برمی گردیم. به خاطر اینکه در گذشته اون رفتار رو به رفتاری راحت تبدیل کرده اید، شاید ایده خوبی نباشه که یکدفعه در خونه تون رو به روی اون ببندین.

کاری که می تونید بکنین اینه که بچه ها رو قبول کرده بعد از اون بخواین که قبل اینکه بره، چند دقیقه با اون حرف بزنین. بعد براش توضیح بدید که چقدر همیشه از دیدن اون و بچه هاش لذت می برید (حتی اگه نمی برید، لبخند بزنین و تحمل کنین) ولی واقعاً دوست دارین اگه لازم باشه که از بچه هاش مراقبت کنین، از قبل به شما اطلاع داده شه.

از زبون خودتون استفاده کنین، مهربون باشین ولی احساس نکنین که لازمه خودتون رو واسه اون توضیح بدید یا معذرت خواهی کنین.

بعضی ها کاری می کنن که احساس عذاب وجدان کنین تا اینکه بتونن به چیزی که می خواهند دست پیدا کنن. ولی اگه به خودتون ایمان داشته باشین و باور داشته باشین که کار درستی انجام می بدید، می بینید که مشکل خودشونه، نه مشکل شما.

بر عذاب وجدانتان پیروز شدین

آماده باشین. باید آماده باشین که انتخاب های سختی واسه تغییر سبک زندگی تون بگیرین و عذاب وجدان رایج ترین مانعیه که وقتی می خواهید از خودتون مواظبت کنین گرفتارش می شید. فقط باید به خودتون یادآور شید که اصلاً به چه دلیل این مرزها رو واسه خودتون مشخص کردین.

البته ممکنه دور وبریا تون هم به حالت دفاعی برن که به عذاب وجدان شما اضافه می کنه. ولی بیشتر افراد کم کم به این مرزهای جدید شما عادت می کنن ولی بعضی ممکنه با اون کنار نیایند. هیچ اشکالی نداره چون مطمئناً نمی خواهید کسائی که ارزش ها و احترام نفس شما رو رعایت نمی کنن در زندگی تون جایی داشته باشن.

به خودتون ایمان و باور داشته باشین

هیچکی بهتر از خودتون نمی دونه که به چه چیزایی نیاز دارین و به چه چیزایی ارزش می گذارید. اجازه ندین کسی این تصمیمات رو واسه شما بگیره.

مرزهای سالم به شما این امکان رو می دهد که به توانایی ها و فردیت خودتون و بقیه احترام بذارین. محدوده های مشخص و قاطع واسه خودتون مشخص کنین تا بقیه به اون احترام گذاشته و هر کاری که از دستشون برمی آید واسه رعایت اون بکنن.

صبور باشین

قبول کنین که این تغییر یه شبه اتفاق نمی افتد. جدا کردن خود از احساسات و باورهایی که باعث می شد مرزهای ضعیف رو قبول کنین، نیاز به صبر و تمرین داره.

حالا خوبیش اینه وقتی مرزهای شخصی رو واسه خودتون مشخص رده و اونا رو اجرا کرید، احساس قدرت و اعتماد به نفس بیشتری می کنین چون با این روش ارزش خودتون رو به همه نشون می بدید. هرچه واسه معتقد شدن به مرزهای شخصی تون بیشتر تلاش کنین، عشق، احترام و پشتیبانی بیشتری در زندگی تون پیدا می کنین.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

مردمون چیه