مسئولیت‌پذیری و فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه

2- وجدان کار: در این سازمانها کار به عنوان ارزش پذیرفته شده است و بیکاری منفور تلقی می‌گردد.
3- مدیریت کیفی: مدیران نقش بسیار زیادی در بهبود کیفی کار ایفا می‌کنند و بدین لحاظ مدیریت بایستی از کیفیت بالایی در برنامه‌ریزی، سازماندهی و طراحی کارها برخوردار باشد.
4- فرهنگی رقابتی: عامل رقابت بطور صحیح باعث رشد و توسعهء سازمان شده و انگیزه به کار افزایش می‌یابد.
5- تطبیق فرد با شغل: افراد بایستی بر مبنای علاقه و توان خویش به کار گمارده شوند چرا که منجر به کارایی افراد در سازمان می‌گردد و آنگیزش آنان را تضمین می‌کند.
6- غنی‌سازی شغل: در این فرهنگ‌ها فرض بر این است که برای ایجاد روحیه و انگیزه در کارکنان باید نیاز به مسئولیت‌پذیری را در آنها برآورده ساخت و شغل باید به گونه‌ای طراحی شود که این نیاز را در شاغلین ارضا کند به عبارتی شغل باید غنی، با معنی و دارای اختیارات کافی باشد بطوریکه شاغلین بتوانند با استقلال کار کنند و زمینه‌ای برای خلاقیّت داشته باشند.
7- توسعه شغلی: مشاغل تخصصی پس از مدتی باعث کسالت و دلزدگی شاغلین می‌شوند و انگیزه به کار را در افراد تضعیف می‌کند برای جلوگیری از این وضعیت می‌توان شغل را با افزودن وظایفی توسعه داد.
8- گردش کار: بوسیله چرخش شغل، افراد با مشاغل بیشتری آشنا شده و در کار خود از تنوع و گوناگونی برخوردار می‌گردند و در نهایت انگیزه به کار در آنان تقویت می‌شود.
9- علاقه و وفاداری به سازمان: در فرهنگ سازمانی قوی، علاقه پشتکار و وفاداری نسبت به کار از سوی کارکنان و مدیریت کاملاً مشهود بوده و تلاش می‌شود سازمان در دستیابی به اهداف خویش موفق‌تر باشد.
10- اعتماد به نفس: کارکنان هرگز با دودلی و عدم اطمینان دست به فعالیت نمی‌زنند.
بر خلاف فرهنگ‌های قوی در فرهنگ های ضعیف فاصله بین افراد و اهداف سازمانی زیاد بوده و توافق گروهی بسیار اندک می‌باشد.برخی از مشخصات فرهنگ های ضعیف عبارتند از:
1- بی‌علاقه‌گی به کار و عدم احساس تعلق به سازمان.
2- اشاعهء فرهنگ تملق و چاپلوسی.
3- غیبت و عدم حضور به موقع در محل کار.
4- توجه صرف به منافع شخصی.
5- عدم وجود بینش آینده‌نگری.
6- عدم اعتماد به نفس و روحیه تقدیرگرایی.
7- کم کاری و فرار از کار.
8- عدم انتقال مهارتها و رمز نگهداشتن فنون کار.
9- کسب محبوبیت به بهای لجن‌مال کردن دیگران.
10- عدم صداقت در اعتراف به اشتباهات.
11- محافظه کاری.
12- عدم پاسخگویی به ارباب رجوع»(گزکوه ،1374).
فیزی(1384) فرهنگ های سازمانی را به چهاردسته تقسیم کرده است: “فرهنگ حمایت مدا ، فرهنگ قدرت مدار ، فرهنگ نقش مدار ،فرهنگ توفیق مدار ” به اعتقاد فیزی این چهار نوع فرهنگ سازمانی محور اصلی مربوط به رفتار سازمانی ، سطح آنگیزش در کار، بهبود و بازسازی سازمان، انواع تحولات سازمانی و مشارکت در سازمانهای گوناگون ملی و بین المللی جهان امروز هستند.
در تقسیم بندی دیگری از فرهنگ سازمانی، فرهنگ ها به چهار تقسیم می شوند :