مسئولیت اجتماعی سازمان و مسئولیت اجتماعی شرکت

دانلود پایان نامه

3- توسعه مجموعه شایستگی‌های مورد نیاز برای یک نقش و موقعیت خاص.
4- تخصیص متناسب و درست افراد به مجموعه نقشها و مسئولیت‌های سازمانی.
5- فراهم آوردن امکان کنترل و اصلاح یک مجموعه شایستگی، زیرا که این شایستگی‌ها اعتبار خود را از عملکرد واقعی و ارزیابی هدفهای استراتژیک گرفته‌اند.
6- تسهیل انتخاب، ارزیابی، آموزش و توسعه نیروی انسانی
7- کمک به سازمانها در مورد اولویت‌بندی شایستگی‌ها، برای جبران خدمت و مدیریت عملکرد کارکنان. 8- کمک به تسهیل تصمیم‌گیری در مورد خط مشی و استراتژی‌های سازمان.
2-2-ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ
امروزه مسئولیت اجتماعی شرکت(CSR) مفهومی وسیع تر از فعالیتهای گذشته دارد. مسئولیت اجتماعی به طور اعم، به مجموعه فعالیتهایی گفته می‌شود که صاحبان سرمایه و بنگاه های اقتصادی به صورت داوطلبانه، به عنوان یک عضو مؤثر و مفید در جامعه، انجام می دهند.
درک فرنچ و هینر ساورد(1998) در کتاب: فرهنگ مدیریت درمورد مسئولیت اجتماعی می نویسند، «مسئولیت اجتماعی، وظیفه ای است بر عهده موسسات خصوصی، به این معنا که تأثیر سوئی بر زندگی اجتماعی که در آن کار می کنند، نگذارد. میزان این وظیفه عموماً مشتمل است بر وظایفی مانند: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیتهای غیراخلاقی و آگاه کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. همچنین وظیفه ای است مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه.
درمتون مدیریت استراتژیک، مسئولیت‌های اجتماعی به گونه عام و اصول اخلاقی به گونه خاص به بخش جدایی ناپذیر از مباحث تدوین و اجرای استراتژی تبدیل شده است. صاحب نظران مسئولیت اجتماعی در دو دسته مخالفان وموافقان قرار می‌گیرند. برخی از طرفداران اقتصاد بازار، مانند میلتون فریدمن با مسئولیت اجتماعی مخالف بوده، آن را بامکانیسم‌های اقتصاد آزاد در تضاد می‌دانند. فریدمن کاهش قیمت محصول برای کاهش تورم، استخدام برای مبارزه با بیکاری و هزینه کردن برای کاهش آلودگی محیط زیست را هدر دادن پول و سرمایه سهامداران می‌داند . او از مسئولیت اجتماعی به عنوان یک دکترین اساسا ویرانگر نام می برد. فریدمن تنها مسئولیت اجتماعی شرکت تجاری را استفاده از منابع جامعه و مشارکت در فعالیتهایی که برای افزایش سود با رعایت قواعد بازی (بدون نیرنگ و فریب) طراحی شده‌اند، می‌داند. در مقابل کارل که از طرفداران مسئولیت اجتماعی است، بر این باور است که مدیران یک سازمان تجاری، چهار مسئولیت اقتصادی، حقوقی، اخلاقی و فداکاری کردن دارند. کارل این چهار مسئولیت را به ترتیب اولویت فهرست می کند و بر این باور است که مسئولیت اخلاقی و فداکاری امروز ممکن است در آینده به ترتیب به مسئولیتهای حقوقی و اخلاقـی تبدیل شوند. هم فریدمن و هم کارل مـدعی‌اند که با توجه به اثر مسئولیتهای اجتماعی بر سود شرکت، نظریه خود را ساخته و مطرح کرده‌اند. فریدمن می‌گوید: اقدامات از نظر اجتماعی مسئولانه، به کارایی شرکت آسیب می‌رساند.( رحمان سرشت؛ رفیعی و کوشا،1389).
ﺑﺎرﻧﯽوﮔﺮﯾﻔﯿﻦﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﭼﻨﯿﻦﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮدﻧﺪ:ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ وﻇﺎﯾﻒ و ﺗﻌﻬﺪاﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺎﯾﺪ در ﺟﻬﺖ ﺣﻔﻆ و ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ای اﻧﺠﺎم دﻫﺪ ﮐﻪ در آن ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻣﯽﮐﻨﺪ «ﮐﺘﺮووﻣﮏداﮔلاس»ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ؛ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ از ﺗﻌﻬﺪات ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋلاوه ﺑﺮ ﺣﻔﻆ و ﮔﺴﺘﺮش ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺳﺎزﻣﺎن، در ﺟﻬﺖ رﻓﺎه ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﯿﺰ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﮔﯿﺮد(ﺑﺰرﮔﯽ،1384نقل از مشبکی و شجاعی،89).
اﺳﺘﻮارت و ﺳﺎﻟﻤﻮن ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﯽرا ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒﻣﯽﮐﻨﻨﺪ: ﺷﯿﻮه ای از ﻣﺪﯾﺮﯾﺖﮐﻪ ﻃﺒﻖ آن ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯾﯽ را اﻧﺠﺎم ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ اﺛﺮ ﻣﺜﺒﺘﯽ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺗﺮﻓﯿﻊ ﮐﺎلاﻫﺎی ﻋﻤﻮﻣﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ در واﻗﻊﻧﮕﺮش اﺳﺘﻮارت و ﺳﺎﻟﻤﻮن ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺒﻨﺎ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺧﻮاﻫﺎن ﺣﺬف آﺛﺎر ﻣﻨﻔﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺳﻌﯽ ﺑﺮ آن داﺷﺘﻨﺪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮕﺮش و رﻓﺘﺎر ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن را در ﭘﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. (اﺳﺘﻮارت وﺳﺎﻟﻤﻮن،1997).ﺷﺮﮐﺘﻬﺎیﻫﻨﺪیﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﺟﻬﺖ ﻫﻤﮑﺎری ﺑﺮای اﻧﺴﺠﺎم ﻣﻠﯽ،ﺣﻔﻆ ﺛﺮوت و ارزش اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺮای اﺋﺘلاف و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاری های اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ ﺟﻬﺖ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻧﯿﺮوی اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺗﺠﺎری و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ و ﻣﻌﻨﯽدار آن ﺑﻌﻨﻮان اﺑﺰاری ﺑﺮای ﺗﻘﻮﯾﺖ وا رﺗﻘﺎء ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت ارزش ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﻣﯽداﻧﻨﺪ. اﯾﻦﺷﺮﮐﺘﻬﺎ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﺑﺮ رﻓﺘﺎرﻫﺎی اﺧلاﻗﯽ ﺗﺠﺎرت، ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ در اﻣﻮر اﺟﺮاﯾﯽ و ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ و در ﭘﺎﯾﺒﻨﺪی ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﻨﺪ (بالاپور،2002،همان منبع).
ﻧﻈﺮاتﻣﺨﺘﻠﻒ را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﮐﺴﺐوﮐﺎر در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﺸﺎنﻣﯽدهد ﮐﺴﺎﻧﯽﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﺴﺐوﮐﺎر ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی دارد، در ﻣﯿﺎﻧﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ از ﻣﺪﯾﺮان ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﺛﺮات اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺑه وﯾﮋه در ﻣﻮرد زﯾﺎﻧﻬﺎی ﺑﺎﻟﻘﻮه آﻧﻬﺎ ﺣﺴﺎس ﺑﺎﺷﻨﺪ و در ﻃﺮف دﯾﮕﺮ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻧﻘﺶ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ را ﺑﻄﻮر ﻓﻌﺎل در ﺑﺮﻃﺮف ﮐﺮدن ﻣﺸﮑلات ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐﻨﻨﺪ(اﻣﯿﺪوار،1384).
2-2-1-تعریف مسئولیت احتماعی
مسئولیت اجتماعی، مجموعه‌ وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کند انجام دهد . گریفین و بارنی، همچنین درک فرنچ و هینر ساورد در کتاب فرهنگ مدیریت درخصوص مسئولیت اجتماعی و محیطی که شرکتها و سازمان‌ها درآن کار می‌کنند بیان می‌دارند که میزان این وظیفه عموماً مشتمل بر وظایفی چون: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیت‌های غیراخلاقی و مطلع کردن مصرف‌کننده از کیفیت محصولات، همچنین وظیفه‌ای مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه می‌باشد.و در بیانی دیگر می‌توان گفت که مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیم‌گیران برای اقداماتی است که به طور کلی علاوه بر تأمین منافع خودشان موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم می‌آورد. در این تعریف عناصر مختلفی وجود دارد که بشرح زیر بدان می‌پردازیم:
اولاً: مسئولیت اجتماعی یک تعهد است که مؤسسات باید در قبال آن به جامعه پاسخگو باشند.
ثانیاً: مؤسسات و سازمان‌ها مسئول هستند که از آلوده کردن محیط زیست، اعمال رفتارهای تبعیض‌آمیز درخصوص امور استخدامی، بی‌توجهی به تأمین نیازهای کارکنان خود، تولید کردن محصولات زیان‌آور و نظایر آن که به سلامت جامعه لطمه می‌زنند بپرهیزند.
ثالثاً: سازمان‌ها باید با اختصاص منابع مالی در بهبود رفاه اجتماعی مورد قبول اکثریت جامعه بکوشد. این قبیل اقدامات عبارتند از کمک به فرهنگ کشور و مؤسسات فرهنگی، بهبود کیفیت زندگی. در نهایت مقصود از مسئولیت اجتماعی این است که چون سازمان‌ها تأثیر عمده‌ای بر سیستم اجتماعی دارند لاجرم چگونگی فعالیت آن‌ها باید به گونه‌ای باشد که در آن زیانی به جامعه نرسد و در صورت رسیدن زیان سازمان‌ها ملزم به جبران آن هستند.
نگرش‌ها و نظریات مرتبط به مسئولیت اجتماعی سازمان، سابقه چندانی ندارند بطوریکه وقتی از سال‌های حدود 1800 میلادی هنجارها و نگرش‌های اجتماعی، اثر بسیار کمی بر اعمال مدیریت داشته است، در دهه آخر قرن نوزدهم در زمانی که شرکت‌های بزرگ و عظیم در حال شکل‌گیری بودند و صنایع بزرگ روز به روز قوی‌تر می‌شدند، توجه جامعه به ضرورت مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها بیشتر معطوف شد و در ابتدای قرن حاضر، بسیاری از صاحب‌نظران، نیاز به مسئولیت اجتماعی را مورد تأکید قرار دادند و بالأخره در سال 1991 محققان رشته بازرگانی برای اولین بار هشدار دادند که از بنگاه‌های اقتصادی درخصوص انجام مسئولیت اجتماعی خود اهمال کار می‌کنند. جامعه به هر نحو ممکن اختیارات آن‌ها را درخصوص فعالیت‌های اقتصادی‌شان سلب کند و بر همین اساس پیگیری تعریف/ نقش و رابطه سازمان‌ها و جامعه درخصوص مسئولیت اجتماعی به مرحله ظهور رسید.
امروزه تجربه تحولات کسب و کار در عصر اطلاعات در حال تکامل و توسعه می‌باشد. در این انقلاب (عصر اطلاعات) دو رخداد صورت گرفته است:
اول) استفاده از اینترنت و اینترانت است که یک راه‌کار و شیوه جدید را برای تولید و فروش محصولات موجود آورده است.
دوم) سیاست‌های شرکت‌های بزرگ نسبت به طیف وسیعی از ذینفعان شامل کارکنان، مشتریان، تولید‌کنندگان، سرمایه‌گذاران، عنصر جامعه را به عنوان یک جزء ضرورت ایجاد و رشد طولانی‌مدت برای شرکت را تبدیل نموده است. در حال حاضر اکثریت شرکت‌ها از وضعیت جدید و مسئولیت‌های مرتبط با آن آگاه هستند و تعداد بسیار کمی از آن‌ها در حال انجام کسب و کار فعالیت با در نظر گرفتن کامل یکپارچگی مواد مربوط می‌شود. و برای بسیاری از شرکت‌ها استفاده از اینترنت و اینترانت صرفاً محدود به انجام تبلیغات برای شرکت‌های بزرگ برای طراحی و ارائه خدمت به مشتری است و رابطه مشتری با سهامداران در درجه دوم اهمیت قرار دارد و این موضوع نیز ضروری تلقی نمی‌گردد.
بر این اساس و مطابق با نگرش جدید مسئولیت‌های اجتماعی سازمان‌ها رهبران اقتصاد جدید گروهی خواهند بود که آن‌ها را در ادغام دو مفهوم فناوری ارتباطی جدید (شبکه‌ها) با ایجاد رابطه جدید با افراد ذینفع متناسب با شیوه‌های کسب و کار اقدام خواهند نمود و در این ارتباط به موفقیت خواهند رسید. اما ترس از ناشناخته‌های موجود در شرایط کسب و کار مانع بزرگی برای تجارت در وضعیت جدید همراه با ایجاد اطلاعات متناقض و گاه جدی و در نتیجه ایجاد مقررات غلط را به همراه خواهد داشت.
2-2-2-مدل‌های مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها
بطور کلی مدل‌های مختلفی جهت تبیین مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در مقابل ذینفعان وجود دارد ولیکن مسئولیت اجتماعی هر شرکت با توجه به اینکه دارای خصوصیات منحصر به فرد خود می‌باشد و این خصوصیات تأثیرگذار بر دیدگاه‌ها و نحوه عملکرد و استراتژی‌های مسئولیت اجتماعی آن‌ها می‌باشند. حرکت به سمت نهادینه کردن مسئولیت اجتماعی شرکت در نظام راهبری شرکت‌ها می‌بایست با فرهنگ سازمانی، چشم‌انداز و استراتژی‌های بلندمدت شرکت در یک راستا باشد تا اجرای برنامه‌های مسئولیت اجتماعی بصورت یک برنامه هزینه ‌بر از سوی کارکنان وسهامدارن تلقی نگردد.
2-2-3-مدل پنج بعدی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها