مشارکت در تصمیم گیری و اعتماد تعمیم یافته

دانلود پایان نامه
چارلتون: می گوید که رهبران به کارکنان اعتماد می کنند تا امورات سازمان انجام داده شود و رهبران باید گفتارشان همسان با کردارشان باشد(پناهی، 1387: 89).
2-2-3) اهمیت و ضرورت اعتماد
اعتماد یکی از جنبه‌های مهم روابط انسانی و زمینه‌ساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه است (قلی‌پور و پیروان نژاد، 1387). اعتماد به عنوان سنگ بنای مهم رفتار اجتماعی و سازوکار همبستگی برای نظام اجتماعی مورد توجه صاحبنظران بسیاری قرار گرفته است. اعتماد به عنوان جزء اصلی و هسته‌ی مرکزی سرمایه‌ی اجتماعی در بیشتر نظریات مربوط به سرمایه اجتماعی آمده است؛ چرا که اعتقاد بر آن است که بخش اعظم عقب ماندگی اقتصادی درجهان ناشی از فقدان اعتماد متقابل است. اعتماد، همکاری را تسهیل می‌کند و هر چه سطح اعتماد در جامعه‌ای بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود (شایگان، 1387). اعتماد به دنبال خود وفاداری را به ارمغان می‌آورد و نیروی انسانی وفادار حاضر است فراتر از وظایف مقرر در شرح شغلش فعالیت کند و عامل مهمی در اثربخشی سازمان محسوب می‌شود (رضاییان و رحیمی، 1387). اعتماد، نگرانی از این که شریک، الان یا در آینده رفتار فرصت طلبانه داشته باشد، به طوری که به منافع ما آسیب برساند را از بین می‌برد. وجود عدم اطمینان زنگ خطری برای مشارکت است (گلیستر و حسن، 2003)؛ چرا که اعتماد، پیش شرط عمده و کلیدی برای موجودیت هر جامعه محسوب می‌شود و برای حل مسایل اجتماعی ضروری به نظر می‌رسد. امروزه جامعه شناسان دریافته‌اند که بدون اعتماد، زندگی روزمره اجتماعی که ما برای خود فراهم می‌کنیم، به سادگی امکان پذیر نیست. اعتماد باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی می‌گردد و برای حرکت موفقیت‌آمیز افراد و افزایش مشروعیت حکام و توسعه سیاسی ضرورت دارد(قلی‌پور و پیروان نژاد، 1387). امروزه ثابت شده بین میزان اعتماد میان ملت و دولت از سویی و میزان پیشرفت و احتمال موفقیت نهایی از سوی دیگر «ارتباط معنادار مستقیم» وجود دارد. بدین معنا که وجود درجه بالایی از اعتماد، تسهیل روند ارتباط و تسریع در دستیابی به توافق را موجب می‌شود و بالعکس. سیطره ذهنیت بی اعتمادی بین دولت و ملت باعث بروز تأخیر در پیشرفت و ناکامی هر دو می‌گردد. اعتماد یک نوع ارتباط است که کارکنان بر مبنای آن می‌خواهند که یک ارتباط مبتنی بر اعتماد با سرپرستان خود داشته باشند. برای همه سازمان‌ها، ارتباطات با اعتماد بین کارکنان و مدیریت حیاتی است و فقدان آن می‌تواند بر بهره وری سازمانی تأثیر داشته باشند. اعتماد یک ارزش اساسی انسانی است که باید در هر سازمانی توسعه داده شود. اعتماد سازمان منجر به تقویت کارکنان و افزایش مشارکت در تصمیم گیری‌ها می‌گردد و یک محیط کار فعال فراهم می‌کند. ایجاد اعتماد برای بخش‌های مکمل به منظور دستیابی به مزایایی بالقوه سازمان بسیار مهم و حیاتی است و می‌توان گفت ایجاد این ارتباط برای سازمان‌ها یک الزام و اجبار است. در ارتباطات سازمانی مبنای اعتماد باید فرای ارتباطات فردی و شخصی گسترش پیدا کند، به خصوص در ارتباطات دور. در ارتباطات راه دور، شرکت‌ها نیاز بیشتری به اعتماد به یکدیگر دارند. در غیر این صورت، آن‌ها شانس کمتری برای دستیابی به اهداف و ارزش‌های موردنظرشان دارند. اعتماد برای شرکت‌ها و رهبران آن‌ها به منظور رفتار همکارانه و سودمند در ارتباطات بلندمدت لازم وضروری به نظر می‌رسد (کالنت و همکاران، 2000). در خصوص اعتماد، اعتقاد بر این است که اگر مردم به هم اعتقاد داشته باشند، آنگاه به حکومت نیز اطمینان خواهند داشت و با توجه به اهمیت نقش اعتماد در روابط بین شهروندان و دولت، ارتباط تنگاتنگ شهروندان با نظام خدمات عمومی در اعتماد با بی اعتمادی‌شان به دولت نقش مهمی را ایفا می‌کند(دانایی فرد، 1381). ایجاد اعتماد برای بخش‌های مکمل به منظور دستیابی به مزایایی بالقوه سازمان بسیار مهم و حیاتی است و می‌توان گفت ایجاد این ارتباط برای سازمان‌ها یک الزام و اجبار است. در ارتباطات سازمانی مبنای اعتماد باید فرای ارتباطات فردی و شخصی گسترش پیدا کند. به خصوص در ارتباطات دور. در ارتباطات دور، شرکت‌ها نیاز بیشتری به اعتماد به یکدیگر دارند. در غیر این صورت، آن‌ها شانس کمتری برای دستیابی به اهداف و ارزش‌های مورد نظرشان دارند. اعتماد برای شرکت‌ها و رهبران آن‌ها به منظور رفتار همکارانه و سودمند در ارتباطات بلندمدت لازم و ضروری به نظر می‌رسد(کالنت و همکاران، 2000).
2-2-4) مبنای اعتماد
«زنومگا» سه مبنا را برای اعتماد اولیه در نظر می‌گیرد:
– وجهه یا اعتبار
– نحوه اجرا یا عملکرد
– نمود یا طرز رفتار(زنومگا، 1386).
وجهه یا اعتبار: وجهه یا اعتبار، به سادگی به معنای ثبت اعمال گذشته است. اعتماد، حاصل تجربه‌ی چندساله‌ای است که کسب کرده‌ایم. ممکن است ما دارای تجربه‌ی مستقیم با برخی افراد بوده و بر پایه‌ی آن تجربیات، به آنان اعتماد کرده باشیم یا اعتماد خود را از دست بدهیم. گاهی اطلاعات دست اول در مورد رفتارهای برخی افراد نسبت به افراد دیگر در اختیار داریم و بر پایه‌ی آنان می‌توانیم به افراد اعتماد کنیم. همچنین ممکن است اطلاعات ما درباره‌ی افراد مورد اعتماد، دست دوم باشد؛ یعنی بر پایه‌ی نقل قول‌ها، مدارک، ارزیابی‌ها با معرفی‌نامه‌های دیگران باشد. جدا از ماهیت اعمال گذشته، یک ویژگی حیاتی در ارزیابی اعتبار اهمیت دارد. این ویژگی، آگاهی از اعمال گذشته است. بنابراین هرچه آشنایی ما با افراد بهتر و بیشتر و ثبت رفتار قابل اعتماد آن‌ها منظم‌تر باشد، تمایل ما به اعتماد بالاتر خواهد بود. این شناخت درباره‌ی افراد آشنا و همسایگان یا مدرسه و دانشگاه محل تحصیل یا یک مارک تجاری خاص به صورت اطلاعات دست اول است. اما در مورد کسانی که نمی‌شناسیم، اطلاعات ما دست دوم است و مبتنی بر گزارش‌ها و آمارها و فهرست‌هایی است که ارائه می‌شود(شایگان، 1387).
کسب وجهه اعتبار، فرایندی دشوار و طولانی است. زمانی که اعتبار کسب می‌شود، چیزی ارزشمند ولی بی‌ثبات است که باید به طور ثابت حفظ و گسترش داده شود(زنومگا، 1386).
نحوه اجرا یا عملکرد: دومین مبنای اعتماد، عملکرد است. عملکرد به معنای اعمال واقعی است؛ یعنی رفتار کنونی که در حال حاضر نتایجی را به بار آورده است. تفاوتش با وجهه یا اعتبار در این است که وجهه نتیجه‌ی اعمال گذشته است. اما عملکرد نتیجه‌ی اعمال فعلی است. ارزیابی عملکرد با استفاده از روش‌های گوناگون انجام می‌گیرد(شایگان، 1387).
نمود یا طرز رفتار: سومین شکل از نشانه‌هایی که برای برآورد قابلیت اعتماد دیگران مورد استفاده قرار می‌گیرد نمود و طرز رفتار است. برخی از افراد را می‌بینیم که در ما اطمینان ایجاد می‌کنند یا افراد دیگری که مشکوک به نظر می‌رسند، این امر به خصوصیات ظاهری افراد بستگی دارد، قیافه‌ی فرد، نحوه‌ی سخن گفتن، لهجه، تمایل به لبخندزدن، مدل مو، لباس، آرایش و زینت‌آلاتی که فرد از آن‌ها استفاده می‌کند. برخی از این ویژگی‌ها می‌تواند از لحاظ زیبایی شناختی، تحسین آمیز یا تنفرانگیز باشد و اعتماد یا بی اعتمادی را در پی داشته باشد(زنومگا، 1386).
اما در کل، مردم تمایل دارند به کسانی که شبیه خودشان هستند اعتماد کنند و به کسانی که همانند خودشان نیستند، اعتماد نکنند یا کمتر اعتماد کنند. از نظر سنی، نوجوانان تمایل دارند به نواجوانان دیگر اعتماد کنند و از نظر جنسی زنان به زنان اعتماد می‌کنند. علت احتمالی این امر این است که ما بهتر می‌توانیم رفتار افرادی همانند خودمان را پیش بینی کنیم و در پیشگویی رفتار آنی کسانی که با ما تفاوت دارند، ناتوان هستیم و با سوءظن و عدم قطعیت به چنین افرادی واکنش نشان می‌دهیم. بیگانه هراسی و بی اعتمادی اولیه در آشنایی اولیه با افراد جدید می‌تواند مثال روشنی از این حالت باشد(شایگان، 1387).
2-2-5) انواع اعتماد
در یک دسته بندی می‌توان اعتماد را به سه شکل اصلی بنیادی، تعمیم یافته و بین شخصی تقسیم کرد:
اعتماد بنیادی: اعتماد بنیادی نگرشی است به خود و دنیال پیرامون که رفتار و اعمال ما را متأثر می‌سازد و موجب تقویت این فکر می‌گردد که افراد و امور جهان قابل اعتمادند و بر استمرار این باور صحّه می‌گذارند. «اریکسون» معتقد است که اعتماد بنیادی در مراحل اولیه زندگی انسان شکل می‌گیرد. به اعتماد او، کودک معمولا نخستین رابطه را با مادر برقرار می‌سازد.
کودک باید بتواند در کنار مادر احساس امنیت کند. اگر مادر به نیازهای جسمانی کودک پاسخ دهد و محبت و عشق و امنیت کافی برای او تأمین کند، از آن پس، کودک شروع به پروراندن حس اعتماد خواهد کرد، نگرشی که نظر کودک را درباره‌ی خودش و دیگران مشخص خواهد کرد.
اعتماد بین شخصی: اعتماد بین شخصی، شکل دیگری از اعتماد است که در روابط چهره به چهره خود را نشان می‌دهد. این شکل از اعتماد، موانع ارتباطی را مرتفع می‌سازد و با کاستن از حالت دفاعی بسیاری از تعاملات مؤثر را موجب می‌شود. اعتماد بین شخصی، حوزه‌ای از تعاملات میان دوستان و … را درمی‌گیرد. به لحاظ نظری، در یک رابطه مبتنی بر اعتماد حداقل دو نفر حضور دارند: اعتمادکننده و فرد مورد اعتماد. در این مورد، فرد مورد اعتماد، بالقوه می‌تواند واکنش‌های متفاوتی از خود بروز دهد که می‌توان آن‌ها را به دو دسته تقسیم کرد: واکنش‌های مثبت و منفی. بررسی دیدگاه‌های مختلف نشان می‌دهد که روابط اجتماعی در ایجاد بین شخصی نقش اساسی ایفا می‌کند. اعتماد بین شخصی در روابط و بر همکنش‌های اجتماعی معنا پیدا می‌کند و توسعه می‌یابد.
اعتماد عام تعمیم یافته: اعتماد تعمیم یافته را می‌توان داشتن حسن ظن به افراد جامعه جدای از تعلق آن‌ها به گروه‌های قومی و قبیله‌ای تعریف کرد. این تعریف، بیانگر چند نکته‌ی اساسی است:
اعتماد تعمیم یافته، حوزه‌ای از کسانی را که ما بر هم کنش دارند، داشته باشند را در برمی‌گیرد.
اعتماد تعمیم یافته مرزهای خانوادگی و همسایگی و قومی را در می‌نوردد و در سطح ملی گسترش می‌یابد.
اعتماد تعمیم یافته لازمه‌ی همکاری و مشارکت میلیون‌ها شهروندی است که جوامع پیچیده و مدرن امروز را تشکیل می‌دهد. در جوامع سنتی اعتماد تعمیم یافته وجود ندارند؛ چرا که چنین جامعه‌ای خطوط فاصل مشخص بین خودی و بیگانه و همچنین دوست و دشمن ترسیم می‌شود و اعتماد محدود به کسانی است که به جمع و گروه تعلق دارند و هر کس خارج از آن قرار گیرد، مظنون و مشکوک است(اجاقلو و زاهدی، 1384). در دسته بندی دیگری اعتماد به سه نوع اعتماد اعتباری، متقابل و اجتماعی تقسیم شده است.
اعتماد اعتباری: یکی از مفاهیم دیرینه اعتماد عمومی منبعث از ایده روابط اعتباری است که بر اساس آن، فردی به دیگری در انجام اقدامی نسبت به خود اعتماد می‌کند. اعتماد نسبت به متخصصان و پزشکان، نمونه‌‌ای از اعتماد و اعتباری است که بیماران و پزشکان و موکلین به وکیلان اعتماد می‌کنند؛ زیرا قادر به نظارت بر عملکرد آن‌ها نیستند. بنابراین در این نوع روابط اعتباری، تعهد اخلاقی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. لذا انجمن‌های حرفه‌ای باید این نوع تعهد اخلاقی را در مدیران دولتی به وجود آورند(الوانی و دانایی فرد، 1380).