مشاغل مستعد فرسودگی شغلی و مراحل و سیر فرسودگی شغلی

دانلود پایان نامه

در مرحله اول استرس در منابع استرس که علل به وجود آورنده فرسودگی شغلی به شمار می‌روند معتقدند (استرس فردی و سازمانی) در مرحله دوم: آشفتگی روانی با مولفه‌ های روان شناختی اجتماعی و رفتاری همراه است (تحلیل عاطفی مسلش)
مرحله سوم: مقابله دفاعی است. شخص سعی می‌کند از طریق مقابله، از انرژی هیجانی جلوگیری کند و در نتیجه با افراد به عنوان نه یک حقیقت انسانی، بلکه بصورت شیء یا عدد و شماره برخورد می‌کنند. این مرحله با مولفه مسخ شخصیت متناظر است.
مرحله سوم مدل رویکرد می‌باشد. انتقادی که به مدل چرنیس وارد است این است که در این مدل تلاش مقابله عملکردی در مواجهه با استرسورها را در نظر نگرفته است و همچنین نقش شخصیت را به عنوان یک عامل زمینه ساز در نظر گرفته است (پاکی، 1380).
3-رویکرد روان شناختی- اجتماعی
مسلش و همکارانش (1986) یک رویکرد مبنی بر تحقیق برای فرسودگی شغلی اتخاذ کرده‌اند و تلاش کردند شرایطی که منجر به فرسودگی شغلی می‌شوند را روشن نمایند. تحقیقات مسلش و همکارنش به این نتیجه رسید که فرسودگی شغلی یک ساختار چند بعدی است و از سه مؤلفه تشکیل شده است که عبارتند از:
1- تحلیل یافتگی عاطفی: که مربوط به از دست دادن انرژی‌های عاطفی می شود. در این حالت، انگیزش بالای فرد در اثر فرسودگی از بین می‌رود و انجام کار برای او خسته کننده می شود.
2- مسخ شخصیت : تمایل فرد به این که دیگران را به صورت یک شی غیر انسانی درک کند.
احساس موفقیت فردی پایین این مؤلفه توجه کمتری رابه خودجلب کرده است منظورازاین مؤلفه در نظر مسلش،احساس موفقیت فردی کاهش یافته،می‌باشدتجربه کند.آنها معتقدند که مسخ شخصیت به معنای یک ساز و کار مقابله‌ای نه تنها پاسخی قابل قبول است، بلکه پاسخ حرفه‌ای هم محسوب می‌شود (کوردس و دوگرتی، 1993، به نقل از صادقی 1382).
بعد مسخ شخصیت در آثار نوشته‌ای قدیمی مربوط به فرسودگی شغلی یافت نمی‌شود،امادرحال حاضراین بعد به عنوان یک شاخص احساس فرسودگی شغلی مطرح است. پاسخ‌های عاری ازعاطفه و یا بیش ازاندازه سرد به افراد و جنبه‌های دیگر شغل از نشانه‌های آن است.
3-عدم کارایی فردی(عدم موفقیت فردی):
رابطه بین عدم کارآیی فردی با دو بعد دیگر فرسودگی تا حدودی پیچیده‌تر است. در بعضی از تحقیقات به نظر می‌رسد که بعد عدم کارآیی فردی، نتیجه دو بعد دیگر فرسودگی است ولی در موارد دیگر، این فرضیه مورد تأیید قرارنگرفته و تأکید می‌کند که این مؤلفه‌ها به جای این که به صورت زنجیروار قرار داشته باشند به طور موازی و به همراه همدیگر رشد می‌کنند(مسلش و همکاران 2001،به نقل ازصادقی،1382).
2-3-10 علل فرسودگی شغلی
1- فشار‌های محیطی – موقعیتی
2- عوامل شخصی ( اسمیت، 1986)
1- عوامل محیطی: موقعیتی شامل: عوامل فیزیکی، عوامل پشتیبانی و عوامل میان فردی – اجتماعی می‌باشد. مثال یک محیط نا خوشایند،استرس بیش ازاندازه،کار یکنواخت که در آن تنوع وجود ندارد، می‌باشد.
2- عوامل شخصی شامل: انتظارات بالا، فقدان خرسندی و رضایت، نبود مهارت های اظهار وجود، کمال گرایی، مهارت‌های ارتباطی ضعیف، راهبرد‌های مقابله‌ای ضعیف و فقدان خود کنترلی در کار می‌باشد، گلد، آدری، تافی و لوهر، 1996،(گلد، هنسچن؛ شانک واسمیت،1983 به نقل از رایدک و اسمیت، 2001)).
2-3-11 مشاغل مستعد فرسودگی شغلی
علاوه برپرستاران و پزشکان وکارکنان بهداشتی،دندان پزشکان، معلمان، مدیران ، کتابداران، مددکاران اجتماعی، روان درمانگران و مشاوران نیزاز جمله افرادی هستند که در پژوهش‌های مربوط به فرسودگی شغلی، به عنوان افرادی که در معرض فرسودگی شغلی قرار دارند، شناخته شده‌اند( حسینی، 1378).
گامبیوسکی (1986) در یک بررسی دریافت که 45 درصد از کل کارمندان سازمان‌ها،به فرسودگی شغلی مبتلایند (هرشن ون، ترجمه منشی طوسی، 1374).
فرسودگی شغلی نشانه استرس شغلی نیست، بلکه آن نتیجه عدم کنترل استرس شغلی است. روبرت و نیگا و جیمز اسپرادلی فرسودگی شغلی را به عنوان یک شرایط روانشناختی فرسایشی که به دنبال استرس شغلی دائم می‌آید تعریف می‌کنند.آنها براین باورندکه وقتی نشانه‌ها به شکل جدی نمایان می شوند، مدیر یا کارگر و یا هر دو باید به سرعت دست به کار شوند، قبل از آن که استرس شغلی به فرسودگی شغلی تغییر شکل دهد(فلیپ ال رایس، 1992).
2-3-12 مراحل و سیر فرسودگی شغلی
1- مرحله ماه عسل: زمانی است که ما در جایی استخدام میشویم و با شور و شعف خاصی کار خود را شروع میکنیم و ممکن است زودتر از وقت معمول سر کار حاضر شویم و شروع به کار، ذخایر و انرژی ما را هدر میدهد.
اگر تقویت ـ نخستین ـ تشویق و رضایت به دنبال کار نباشد، کاهش انرژی است. و فرد بدون آنکه خودش متوجه باشد به تدریج از انرژی جسمی و روانی تهی میشود.
2- کمبود کارمایه: مرحله است که فرد احساس کم آوردن انرژی میکند. نارضایتی شغلی فرهنگی شروع میشود و فرد سعی میکند از طریق پناه بردن به مصرف سیگار، موادمخدر، مشروب، انجام دادن خریدهای تفننی، خوابیدن زیاد، به نوعی خود را فریب دهد.
3- آغاز نشانههای مزمن افسردگی: در این مرحله احساس خستگی مزمن، سردردهای دورهای، ترش کردن معده، خشم و افسردگی شدید، شدت پیدا میکنند.
4- بحران: در این مرحله، بدبینی عمیق، شک به تواناییهای شخصی، حساس بودن به بیماریهای جسمی ناشی از درماندگی. ناامیدی و بروز ذهنیت فرار و پاسخ گریز از مشکلات
5- مرحله به بن بست رسیدن: با مراجع، همکاران و یعنی فرد، مستعد خطر از دست دادن شغل میشود در خانه نیز با همسر و فرزندان خود. مدیر در محل کار درگیر میشود. برخوردهای مکرری نشان میدهد(فلیپ ال رایس،1992).