معلمان و اولیای مدرسه و خانواده های نابسامان

دانلود پایان نامه

هنگامی که نیازهای اساسی نوجوان به شکل قانون مند و جامعه پسند برآورده نشود وی برای برآوردن این نیازها به دنبال راه هایی جایگزین خواهد رفت. یکی از این راه ها عضویت در گروه های دوستان کجرو است. این گروه ها به بهترین نحو نیازهای نوجوان به خصوص نیاز به عشق و تعلق، احترام و خودشکوفایی را برآورده ساخته و جانشینی قدرتمند برای خانواده و مدرسه می شوند.
خانواده به عنوان اولین واحد اجتماعی که کودک از بدو تولد پا به آن می گذارد و در آن رشد می کند دارای بیشترین مسئولیت برای برآوردن نیازهای فرزندان است. در خانواده هایی که احتیاجات مادی و معنوی فرزندان به بهترین وجه برآورده می شود، آنان به ندرت برای ارضای این احتیاجات به محیط خارج از خانه و به خصوص دوستان هم سن و سال منحرف پناه می برند.
نیاز به احساس عشق و تعلق از مهمترین نیازهایی است که کانون اصلی برآورده شدن آن خانواده است و عدم برآورده شدن آن خانواده است و عدم برآورده شدن ان می تواند زمینه ساز انواع انحرافات گردد. اما در جوامع امروزی پیوندهای عاطفی و استحکام خانواده رو به تحلیل نهاده است و از آن جا که بسیاری از والدین زمان زیادی را دور از خانه به فعالیت مشغولند و وقت کمی برای رسیدگی به فرزندان دارند، فرزندان برای جبران کمبودهای عاطفی خود به گروه های هم سن و سال پناه می برند و با ایجاد پیوندهایی محکم و صمیمانه با اعضای گروه سعی در ارضای نیازهای برطرف نشده در خانواده دارند. ” زیرا نیروی عاطفی باند همیشه در سطح بالاست: رفقای خوب کسانی هستند که یکدیگر را دوست دارند و به یکدیگر کمک می کنند. کودکانی که کانون خانوادگی خود را از نظر عاطفی بی فروغ می یابند، اثری از مهر و محبت نمی بینند، کششی برای کمک به یکدیگر در آن سردخانه ها وجود ندارد به سوی مراکزی کشانده می شوند که این کمبودها را جبران کند”.
این گروه ها بستر مناسبی برای انتقام از والدین نیز هستند،نوجوانانی که خانواده خود را مسئول رنج ها و کمبودهای عاطفی خود می دانند سعی می کنند با عضویت در گروه های کجرو باعث رنج و سختی والدین شده و بدین ترتیب از خانواده های خود انتقام بگیرند.
یکی دیگر از دلایلی که می توان برای ورود نوجوانان به گروه های کجرو در ارتباط با خانواده برشمرد، عدم تربیت صحیح در خانواده است.در صورتی که نیاز طفل به تربیت صحیح و اصولی برآورده شود او دارای شخصیتی متعادل با معیارهای درست سنجش ارزش ها می گردد. در مقابل ” نوجوانان یا جوانانی که به واسطه علل خانوادگی- روانی یا اقتصادی از تربیت صحیحی برخوردار نبوده ، موقعیت مطلوبی را در جامعه به دست نیاورده و خود را برای زندگی مناسب آماده نکرده اند. غالباً دچار عدم ثبات و نگرانی شده و این نگرانی، اضطراب یا پریشانی باعث می شود که خود را شکست خورده احساس نمایند و برای جبران این شکست خیالی به باندهای بزهکاری روی بیاورند “.
البته یک تربیت خوب در مرحله اول نیاز به یک جو مناسب و هماهنگ و پر اهمیت دارد و والدین مسئول ایجاد چنین جوی در خانواده هستند. مادر به عنوان کسی که اولین رابطه و تماس را با کودک دارد دارای مسئولیت بزرگی در پاسخ به این نیاز است . هر نوع فقدانی در این رابطه و امتناع از برآوردن این نیاز در طفل احساس” کمبود عواطف مادری ” را بر می انگیزد. که خود منشأ اغتشاشات و اختلالات شخصیتی و اخلاقی بوده و باعث رفتار غیر طبیعی او می گردد. پدر نیز در تربیت و تکوین شخصیت طفل نقش بزرگی بر عهده دارد. کودک او را نمونه قدرت، امنیت و بهترین حامی و نگهدارنده تلقی می کند. بنابراین هر نوع ضعفی مانند غیبت در دوران طفولیت، حالت انفعالی وی یا خشونت و سختگیری بیش از حد، بر رفتار و منش کودک اثر خواهد بخشید و در او ایجاد کمبود عاطفه پدری می نماید که این نیز منشأ نابهنجاری ها و اختلالات رفتاری می گردد. از هم پاشیدگی خانواده، غیبت والدین از خانه، دائم الخمری آنان، ضعف فرهنگی و ضعف مادی از جهت تأمین نیازهای اولیه فرزندان می تواند از عوامل تأثیرگذار بر تربیت صحیح فرزندان باشد.
یکی از مشکلاتی که در بسیاری از نوجوانانی که به گروه های بزهکار روی آورده اند دیده می شوند عدم حضور الگویی مناسب در خانواده است که بتوانند با او همانندسازی کرده و در برخورد با مشکلات زندگی منش و رفتار وی را در پیش گیرند. این افراد رابطه بسیار ضعیفی با پدران خود داشته و آنان را به عنوان الگوهای غیر قابل پذیرش ارزیابی می کنند.
زمانی که نوجوان والدین خویش را فاقد هر گونه اقتداری ببیند این الگوها را در درون گروه می جوید و در پی یافتن الگویی مناسب به دوستان و همسالان خود روی می آورد. به خصوص در مورد پسران اگر در خانواده شخصیت مقتدری که آنان بتوانند خود را با او همانند سازند وجود نداشته باشد،آنان به دنبال شخصیت های مقتدری که در محیط اطرافشان باشند می روند و رئیس یک گروه بزهکار می تواند بهترین نمونه و الگو در رابطه با این مسئله باشد.
در تحقیقی که در فرانسه بر روی گروهی از نوجوانان بزهکار انجام شد مشخص شد بیش از 50 درصد آن ها روابط بسیار ضعیفی با پدران خود دارند و 13 درصد آن ها توسط پدر رها شده بودند. همچنین 42 درصد این افراد پدر خود را فاقد ارزش پدری می دانستند.
یکی دیگر از عوامل جذب کودکان و نوجوانان به دارو دسته های بزهکار که خود یکی از تبعات داشتن خانواده نابسامان است، غفلت والدین و ضعف کنترل آن ها بر فرزندان است. در خانواده های نابسامان که دارای مشکلات عدیده ای هستند، فرصت و توانایی کافی برای نظارت بر فرزندان وجود ندارد و در نتیجه فرزندان این خانواده ها بیشتر امکان دارد در دام گروه های دوستان منحرف گرفتار شوند. از سوی دیگر کنترل شدید خانواده و فشار بیش از حد آن بر فرزندان نیز ممکن است باعث سوق دادن آنان به عضویت در گروه های دوستان بزهکار شود. ” برخی جوانان فکر می کنند مادامی که در خانه تحت کنترل والدین خویش هستند نمی توانند استقلالی داشته و نیازهای قلبی و روحی خود را برآورده کنند. لذا با عضویت در باندهای بزهکار برخی از نیازهای سنی و روحی آنان نظیر آزادی، حادثه آفرینی، نوجوانی و شلوغ کاری برایشان فراهم می گردد. “
برآورده شدن نیاز احترام نیز از جمله عواملی است که نوجوان را به سمت بزهکاری سوق می دهد. نیاز شدید نوجوان به تأیید و مقبولیت اخلاقی، محترم شمردن و عزت نفس در جایی که این نیاز قبلاً توسط خانواده و مدرسه برآورده نشده باشد او را به سوی عضویت در گروه های همسال منحرف می کشاند. یکی از دلایل این امر این است که در این گروه ها قبح رفتارهای کجروانه از بین می رود، و همین امر اعضا را قادر می سازد تا نیاز یکدیگر به یک ارزشیابی مثبت درباره خود و دیگران را همزمان با اقدام به ارتکاب رفتارهای کجروانه ارضا کنند.
نگارنده تحقیق” تأثیر حاشیه نشینی بر میزان بزهکاری در کلان شهرها ” در بررسی علل تشکیل گروه ها و باندهای تبهکار این پدیده را محصول کاستی های تربیتی و خانوادگی می داند و در مورد خانواده های اعضای این گروه ها چند اصل را بیان می کند:
” 1- مراقبت و کنترل والدین در آن ها یک حلقه مفقود شده بوده است؛
رابطه صمیمی و عاطفی بین والدین و فرزندان برقرار نبوده است؛
فقدان تربیت آگاهانه و عملی و استفاده از ابزار پرخاشگری و تنبیه به جای اصلاح و گفتمان و به تبع عدم وابستگی طفل به والدین؛
عدم رابطه خوب میان والدین با یکدیگر و نزاع های همه روزه آن ها یا اعتیاد یکی از والدین به مواد مخدر “
نیاز دیگری که نوجوانان با ورود به گروه دوستان منحرف در پی ارضای آن هستند، نیاز به خودشکوفایی است که در سنین نوجوانی و جوانی به خصوص در قالب نیازهای بازی، حادثه آفرینی، حادثه جویی و مانند آن خودنمایی می کند. این نیاز یکی از نیازهای مهم و تعیین کننده برای این سنین به شمار می رود و برآورده شدن ان در فعالیت های این گروه ها سبب تقویت هر چه بیشتر وابستگی نوجوان به گروه می شود. همچنین شکل گیری این گروه ها باعث دستیابی اعضا به جایگاه اجتماعی مستقل در درون آن می شود و نیز راه حلی برای کسب حرمت و منزلت به حساب می آید.
ب- نقش مدرسه
علاوه بر خانواده مدرسه نیز از نهادهای مهمی است که می تواند با ایفای نقش های خود از ورود نوجوانان به گروه های دوستان بزهکار جلوگیری کند. این واحد اجتماعی در میان واحدهای تعلیم و تربیت جامعه جایگاه ویژه ای دارد و بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش افراد است. در مدرسه کودکان و نوجوانان در معرض تجربیات جدید قرار می گیرند و برای کسب مهارت های اجتماعی آماده می شوند. مدرسه علاوه بر ارتقای دانسته های علمی فرد با پرورش حس نوع دوستی و قرار دادن دانش آموز در جمع به حضور موفق او در محیط اجتماعی کمک می کند.
اما معلمان و اولیای مدرسه در بسیاری موارد به دلایل گوناگون به وظایف خود عمل نمی کنند و برخوردهای نامناسب آنان در کنار عوامل دیگری نظیر مشکلات خانوادگی و فردی کودکان و نوجوانان سبب بروز رفتارهای ضد اجتماعی، افت تحصیلی و نارضایتی و دلزدگی آنان از محیط و در نهایت دوری کردن از آن می گردد. این امر خود به کاهش ارتباطات سالم آنان و افزایش ارتباط با افرادی که دارای مشکلات مشابه خودشان هستند منجر می گردد”
دور شدن نوجوانان از محیط مدرسه و کاهش ارتباط عاطفی با اولیای مدرسه همچنین می تواند به از بین رفتن ابزارهای کنترل بر رفتارهای نوجوانان و در نهایت روی آوردن آنان به گروه های دوستان کجرو منجر شود.
یکی دیگر از عوامل مؤثر بر حضور نوجوانان در گروه دوستان بزهکار محیط زندگی فرد است. در این خصوص محله ای که فرد در آن زندگی می کند از اهمیت بالایی برخوردار است. در مناطق فقیر نشین که اغلب با مشکلات نابسامانی و آشفتگی و نیز جرم خیز بودن محله رو به رو هستند؛ و در منازل واقع در این محله ها نیز وسعت کافی و امکانات مناسب برای تأمین نیازهای نوجوانان وجود ندارد. آنان زمان بیشتری را در کوچه و خیابان و در کنار هم محله ای ها می گذرانند و همین تماس مداوم و مستمر آنان با یکدیگر زمینه ساز انتقال ارزش ها و هنجارهای کجروانه می شود. این مسأله در کنار نبودن برنامه های تفریحی و آموزشی در محله ، احتمال تشکیل گروه های بزهکار از سوی نوجوانان و نیز عضویت در آن ها را افزایش می دهد. تحقیقی که در سال 83 در کانون اصلاح و تربیت تهران در خصوص تشکیل باندهای بزهکاری صورت گرفته نشان می دهد 96 درصد بزهکاران در آپارتمان های کوچک زندگی می کرده و 42 درصد آنان اوقات فراغت خود را از سر کوچه ها می گذرانده اند.
مبحث دوم:
سنجش تأثیر گروه دوستان بر بزهکاری نوجوانان شهر پیشوا