مقتضیات زمان و مکان و وسایل ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه
رها شدن تدریجی عاطفی و احساسی از والدین از وظایف مهم دوره نوجوانی است. در صورتی که فرایند جدا سازی و استقلال از والدین به کودک اجازه داده نشود و یا هدایت نشود تلاش نوجوان برای این که نسبت به خود و دیگران احساس مسئولیت کند بی نتیجه می ماند. در اواخر دوره نوجوانی یک بحران هویت روی می دهد که آن را بحران بهنجار می نامند. این بحران ناشی از آن است که نوجوان برای گذار از این دوره وی در شکل دهی هویتی استوار در درون خویش شکست می خورد. این امر موجب سردرگمی هویت و یا آشفتگی نقش در وی می گردد. اختلال در هویت ممکن است به صورت اختلالات رفتاری مثل فرار از منزل بزهکاری و حتی اختلالات روانی نمود یابد.
گفتار اول:
عوامل محیط اجتماعی در معنای خاص
مبحث دوم:
عوامل بیرونی مؤثر بر ارتکاب جرایم
محیط خانواده:
محیطی که فرد در آن به دنیا آمده و به حیات اش ادامه می دهد. محققان بر این عقیده اند که فرد تحت تأثیر شدید والدین و درگیر اعضای خانواده اش قرار می گیرد و به همین دلیل، وضع خانوادگی او در بروز رفتارهای خطرناک و ارتکاب جرایم رابطه مستقیم دارد. این تأثیر بر شکل گیری و منش افراد و در نتیجه، رفتارهای اتی آنان، مورد توجه بیشتر متفکران بوده است.
دوگرف در این باره می نویسد: اثرات سال های عمر بر روی تکوین و تحول آتی شخصیت افراد بسیار بدیهی بوده و اگر خانواده به وظایف تربیتی عمل نماید و اگر روابط بین والدین و فرزند طبیعی بوده و در محیط جو عاطفی، دوستی و محبت حاکم باشد و در نهایت، اگر تمام نیازهای طبیعی تأمین گردد، طفل به راحتی اجتماعی شده و همچنین در روابط خانوادگی و خارج از آن، رفتارهای طبیعی و معتدل خواهد داشت. اما اگر شرایط و موقعیت به صورت دیگری باشد. یعنی خانواده از نظر تربیتی دچار نقیصه شده و اگر فرزند کمبود عاطفه و رنج ببرد و اگر والدین از هم جدا شده باشند، بدیهی است نتایج ضرر بار آن دیر یا زود در وی مشاهده خواهد شد.
خانواده نقش تعیین کننده و قاطعی در انگیزه شناسی بزهکاری نوجوانان ایفا می نماید. جرم شناسی مذکور ضمن تأکید بر نقش عوامل مزبور، می افزاید: منش و رفتارهای بزهکار در برابر جامعه تا حدود زیادی با توجه به ویژگی های محیط خانوادگی او رقم زده می شود.
رستون نیز در این باره می نویسد: موقعیت خانوادگی بدون شک، یک اثر جرم زایی بر روی افراد دارد او برای اثبات نظر خود، بعد از انجام مطالعاتی در این زمینه می گوید: بزهکاران از خانواده هایی می باشند که در آن شرایط طبیعی نبوده و جو و شرایط آنان مختل است.
بنابراین در بررسی چگونگی اثر گذاری محیط خانواده بر افراد آن، باید وضعیت خانواده و روابط بین افراد و جایگاه نوجوان در آن مجموعه مورد توجه قرار گیرد.
2-محیط مسکن:
همان محل مسکن یا خانه است که فرد در آن متولد می شود و در آن جا رشد می یابد و در آن به استراحت می پردازد. وضع مسکن تا حد زیادی نشان دهنده وضع زندگی اقتصادی و اجتماعی والدین و محلی است که خانه در آن بنا شده، که در وقوع جرایم افراد آن مؤثر است. خانه های محقر که فضای آن برای افراد ساکن در آن محدود است تأثیر فراوانی در انحراف افرادش دارد زیرا والدین و فرزندان مجبورند در یک اتاق بخوابند و چه بسا فرزندان متوجه روابط جنسی والدین گردند که همین موجب بروز آثار ناخوشایند در مسایل جنسی فرزندان می شود. همچنین در این خانه های کوچک به سبب شلوغی و سر و صدای زیاد و ناراحتی والدین، غالباً فرزندان به کوچه ها پناه می برند و از این طریق ، به بی راه کشیده می شوند، تحقیقات مرکز و وکرسون فرانسه، 4/22 درصد بزهکاری را ناشی از کثرت جمعیت داخلی منزل اعلام کرده است. در منطقه و محله ای که فاقد بهداشت، نظافت، مراکز تفریحی سالم و وجود سکنه فراوان و شلوغ است، زمینه های بیشتری برای ارتکاب اعمال مجرمانه وجود دارد. بنابراین، افراد ساکن در این مناطق بیش از مناطق دیگر در معرض آلوده شدن قرار دارند.
3-محیط اشتغال:
همان گونه که داشتن یک محیط خانواده شخصی هماهنگ و آرام و مورد و فاق یا بعکس متشنج و ناآرام به وجود می آورد. محیط شغل نیز به طور مستقیم در پدید آوردن را که فرد برای تأمین معیشت و گذران خرج زندگی خود انتخاب می کند، اگر بر اساس خواست و رضایت قلبی اش نباشد، سبب نگرانی او شده، زمینه را برای ارتکاب اعمال خلاف و جرایم در او آماده می کند. محیطی را که شخص در آن به انجام کار مشغول می شود و در واکنش با افراد مختلف قرار می گیرد از ناحیه خرده فرهنگ ها و ارزش ها و باورهای افراد متأثر می شود. مثلاً،کارکنان در غذا خوری ها به سبب سر و کار داشتن با طبقات و اقشار گوناگون اجتماع، از جمله بزهکاران بیش از دیگران در معرض ارتکاب جرایم قرار می گیرند و به آن آلوده می شوند.
4-محیط تحصیل:
در اوایل قرن نوزدهم، صاحبان اندیشه معتقد بودند برای پیش گیری از جرایم در یک جامعه، باید آموزش و پرورش در آن جامعه همگانی و فراگیر شود از این رو، طرح اجباری شدن تعلیم و تعلم را مطرح نمودند، در این زمینه ویکتور هوگو، نویسنده فرانسوی، جمله مشهوری دارد: یک مدرسه باز کنید تا در یک زندان بسته شود اما با گذشت زمان ، معلوم شد که صرف با سواد شدن افراد جامعه تأثیری در کاهش میزان جرایم ندارد ، بلکه نوع و کیفیت جرایم فرق می کند بدین صورت که اشخاص با سواد، کمتر از اشخاص بی سواد دست به ضرب و جرح می زنند. بلکه غالباً مرتکب جرایم فکری، که همراه با مکر و حیله از قبیل جعل، کلاهبرداری، خیانت در امانت و… می شوند.
از سوی دیگر محیط تحصیل در تکوین و توسعه شخصیت کودک و نوجوان نقش فراوانی دارد. وی در آشنایی با هم کلاس های خود، طرز معاشرت و زندگی در اجتماع و سازگاری و احترام به دیگران را فرا می گیرد و با رعایت نظم و انضباط در محیط مدرسه برای رعایت و اجرای قوانین و مقررات اجتماعی آماده می شود. اما با صنعتی شدن کشورها، مدرسه به جای پرداختن به دو مسئولیت تعلیم و تربیت فقط افراد را جهت رسیدن به شغل خاص در جامعه هدایت می کند و اصل رسالت خویش را از یاد برده است. از سوی دیگر وجود تعداد زیاد دانش آموزان در یک کلاس درس و عدم امکان توجه و بررسی کافی مربیان به ابعاد اخلاقی، عاطفی و عقیدتی کودکان، عامل دیگری برای توجه نکردن به مسأله تربیت آن هاست که این عوامل در کنار عوامل دیگر، زمینه را برای انحراف کودکان فراهم می کند.
5-وسایل ارتباط جمعی:
مطبوعات، رادیو و تلویزیون، سینما و نمایش در هر جامعه ای، در واقع، ابزارهایی هستند برای جامعه پذیری و فرهنگ پذیری تا افراد ان جامعه بتوانند همدیگر را نسبت به رعایت قوانین و مقررات آن جامعه مقید بار آورند و از این طریق ، جلوی ارتکاب جرایم را بگیرند و میزان آن را کاهش دهند. اما متأسفانه امروزه توجه نکردن به مقتضیات زمان و مکان، آداب و رسوم، مبانی اخلاقی و اعتقادات مذهبی، سبب انحراف و گمراهی افراد جامعه شده و موجب بروز حالت خطرناک و ارتکاب جرایم می شوند.
مطبوعات برای جلب مشتریان بیشتر و کسب درآمد، اخبار مربو به بزهکاران را به طور اغراق آمیز، برجسته و تخیلی مطرح می کنند. به گونه ای که موجب معروف و مشهور شدن افراد مجرم می شوند و این موجب می گردد افرادی که آرزوی مشهور شدن این نوع رفتارهای جرم زا را تقلید نمایند و همان اعمال را انجام دهند.
تولیدکنندگان فیلم های تلویزیونی و سینمایی نیز غالباً بدون توجه به جهات اخلاقی، تربیتی و آموزشی، برای جلب منافع بیشتر دست به ساخت فیلم هایی می زنند که حاوی صحنه های خشونت بار، قانون شکن و شهوت زا است و موجب تهییج و تشویق نوجوانان می گردد و زمینه را برای ارتکاب جرایم فراهم می کنند.
6-محیط دوستان:
هر گاه نوجوان در محیط خانوادگی خود دارای پدر و مادر و اطرافیان دلسوز و مهربان نباشد. طبیعتاً احساس بدبختی نموده، سعی می کند خود را از محیط خانواده دور ساخته ، خلاء درونی خود را در محیط های خارج از خانواده پر نماید. وقتی محیط خانواده آکنده از مشاجرات و اختلافات باشد نوجوانان از آن بیزار گشته، به سوی کوچه و خیابان کشیده می شوند و غالباً افراد ناباب و شیطان صفت این گونه نوجوانان را به دام خود اسیر می نماید. معمولاً این گونه نوجوانان به صورت گروهی نیز در اماکن عمومی مثل پارک ها، کوچه ها، سینماها و… فراوان دیده می شوند. تأثیر بد چنین معاشرت هایی بر نوجوانان غیر قابل انکار است. در این معاشرت ها متأسفانه ایده های منحط افراطی که بیشتر به تقلید از الگوهای غربی ریشه گرفته باعث می شود تا این گروه ، موازین اخلاقی را زیر پا گذاشته و در خانه های خود مجالسی را تشکیل بدهند و رد آن محل دست به اعمال ضد مذهبی، اخلاقی و اجتماعی بزنند.