منابع معتبر اسلامی و قوانین موضوعه

دانلود پایان نامه

عبارت است از اخبار از وقوع امور محسوس به یکی از حواس ، اگر اخبار به حقی به ضررخود و به نفع دیگری باشد ، آن را اقرار می گویند. گواهی گاهی به معنای تصدیق است که در این صورت با مفهوم شهادت فرق دارد.
درفقه غالباٌ شرط می کنند که مشهود به باید از دیدنی ها (مبصرات) یا شنیدنی ها ( مسموعات) باشد . مانند عقد وایقاع که شنیدنی است وقتل و دزدی که دیدنی است.1
و نیز شهادت اخبار توام با قطع و با جرم است از وجود حقی برای غیر که از سوی غیرقاضی به عمل
می آید و به معنی علم و آگاهی و مشاهده و به معنی معاینه است که از طریق علم و آگاهی است.2
به نظر می رسد تعریف اصطلاحی فوق از شهادت کامل می باشد به شرط آن که قید مستند بودن شهادت به یکی از حواس را نیز به آن اضافه کنیم ؛ زیرا در پذیرش شهادت شرط استناد به حس ، لازم و ضروری است.
در «اقرب الموارد» گوید « شهد المجلس شهودا : حضره» ولی قید مشاهده که راغب گفته است بهتر است و در آیه اول ظاهرا صرف حضور مراد است.
همچنین به معنی اقرار حکم و علم آیه که هنوز از شعبه های حضور ودیدن می باشند « شاهدین علی انفسهم باالکفر» (توبه /17) ، گفته اند در این آیه به معنی اقرار است « واشهدوا شاهدا من اهلها ان کان قمیصه» (یوسف /26) ، راغب آن را در آیه به معنی حکم گفته است در آیه « وشهداو ان الرسول حق و جاهم البینات»(آل عمران /86) ظاهرا به معنی علم است.
شهود جمع شاهد نیز آمده « لاتعملون من عمل الا کنا علیکم شهودا» (یونس/61) ، ایضا جمع آن اشهاد « … و یقول الشهاد هولا …) (هود/18) ، « و یوم یقوم الشهاد…» (غافر/51) . دقت در آیات نشان می دهد کلمه شهود جمع شاهد به معنی حاضر و بیننده و اشهاد جمع شهاد به معنی شهادت کننده است. معادل فارسی « شهادت » را کلمه «گواهی » دانسته اند و فاعل آن کلمه « شاهد » است که معادل گواه ذکر شده است گفته شد گواهی به معنی تصدیق است که در این صورت با معنی شهادت فرق دارد.
ونیز شهادت عبارت است از اخبار شخص از امری به نفع یکی از طرفین دعوی و به زبان دیگری و یا به عربی گویند : «اخبارجازم عن حق لازم للغیر من غیرحاکم» ؛ ( شهادت عبارت است از خبردادن شخصی غیر از حاکم به صورت قطعی در مورد حقی که به نفع دیگری الزام آورده است.)
در قوانین ما تعریفی از شهادت نشده است اما حقوقدانان برای شهادت تعاریف متعددی بیان کرده اند.
بعضی معتقدند « شهادت (گواهی ) عبارت است از اخبار شخص از امری به نفع یکی از طرفین و به زیان دیگری»
برخی دیگر گفته اند «شهادت یا گواهی عبارت از بیان اطلاعاتی است که شخص به طور مستقیم از
واقعه ای دارد.»2
همچنین آمده است « در اصطلاح (شهادت ) اخبار از وقوع امور محسوس به یکی از حواس است در غیر مورد اخبار به حقی به ضررخود و به نفع غیر زیرا در این صورت اسم آن اقرار است به شهادت». با توجه به عدم وجود تعریف در ارتباط با شهادت در قانون باید برای روشن شدن آن ، مرجع را اصل 167 قانون اساسی و ماده 3 آیین نامه دادرسی مدنی قرار داد . ماده 3 آ.د.م مقرر می دارد قضات دادگاه موظفند موافق قوانین به دعاوی رسیدگی کرده ، حکم مقتضی صادر و یا فصل خصومت نمایند.در صورتی که قوانین موضوعه کامل یا صریح نبود یا متعارض باشند یا اصلاٌ قانونی در قضیه مطروحه وجود نداشته باشد ، با استناد به منابع معتبر اسلامی با فتاوی معتبر و اصول حقوقی که مغایر با موازین شرعی نباشد؛ حکم قضیه را صادر نمایند و نمی توانند به بهانه سکوت یا نقض یا اجمال یا تعارض قوانین از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزند والا مستنکف از احقاق حق شناخته شده ، به مجازات آن محکوم خواهند شد. همچنین در اصل 167 ق .ا آمده است : « قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فناوری معتبر ، حکم قضیه را صادر نماید و نمی تواند به بهانه سکوت یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوی و صدورحکم امتناع ورزد.»ناگفته پیداست که ماده 3 آ.د.م و اصل 166ق .ا مربوطه به حکم دعاوی است اما با توجه به ملاک مطروحه در آنها می توان فقدان تعریف شهادت را با تمسک به تعاریف فقها جبران نمود.
1-3- دلایل شرعی شهادت
دلیل شرعی شهادت، نص قرآن ، سنت و اجماع علمای ملت اسلامی است.در قرآن خداوند متعال
می فرماید : « وستشهدوا شهدین من رجالک» (بقره/282) ؛ دو شاهد از مردانتان را به شهادت بطلبید. و نیز می فرماید : « ولا تکتمو الشهاده و من یکتمها فانه آثم قلبه» (بقره/282) و شهادت را کتمان نکنید و هرکس آن را کتمان کند قلبش گناهکار است.
1-3-1-سنت:
امام مسلم از اشعث بن قیس روایت کرده است که گفت؛ میان من و مردی که بر سرچاه نزاع و دعوا بود. مسئله نزد پیامبر فرمودند : « شاهداک اویمینه» یا دو شاهد از جانب تو (مدعی) یا سوگند از سوی (مدعی علیه)
1-3-2-اجماع:
اجماع بر مشروعیت شهادت و استحباب آن واقع شده و هیچ یک از علمای اسلام با آن مخالفتی نکرده اند.
1-3-3-روایات: