منابع مقاله درمورد کمال گرایی، درونی سازی، واسطه گری

دانلود پایان نامه

ی آنها برابر با 17/0- محاسبه شده است که در مورد این دو متغیر هم میتوان گفت با یکدیگر رابطه عکس دارند و میزان و شدت این همبستگی این دو متغیر کوچک است. در ادامه مدل برازش داده شده با شاخصهای آماری مورد ارزیابی قرار میگیرد.

جدول 4-26: شاخص های برازش مدل
شاخص
شاخص
مدل تدوین شده

علامت اختصاری
معادل فارسی
دامنه قابل قبول

تطبیقی
CFI
شاخص برازش تطبیقی
1- 90/0
1

NFI
شاخص برازش بتلر- بنت
1- 90/0
97/0
مقتصد
RMSEA
ریشه میانگین مربعات خطای برآورد
08/0- 0

مطلق
GFI
شاخص نیکویی برازش
1- 95/0
99/0

AGFI
شاخص نیکویی برازش اصلاح شده
1- 95/0
98/0

Chi- Square
مقدار کای دو
وابسته به حجم نمونه
77/4

P-Value
سطح معناداری
وابسته به حجم نمونه
57/0

همانگونه که در جدول فوق مشاهده می گردد، برای ارزیابی مدل در نظر گرفته شده از سه نوع شاخص تطبیقی، مقتصد و مطلق استفاده شده است. شاخص های تطبیقی بیشتر برای مقایسه مدل ها به کار می روند. ذکر این نکته لازم است که مقادیر هر یک از این شاخص‌ها بین 0 و 1 قرار دارد و مقادیر نزدیک و یا بیشتر از 90/0 نشانه مطلوب بودن مدل می‌باشد. در این جا از دوشاخص CFI (شاخص برازش تطبیقی) و NFI (شاخص برازش بتلر- بنت) استفاده شده است که CFI برای این مدل مقدار یک که در بازه قابل قبول قرار می گیرد و NFI نیز مقدار 97/0 را نشان می دهد. شاخص بعدی برای تحلیل خوب بودن مدل شاخص مقتصد است. از آنجا که ریشه دوم میانگین مربعات خطای برآورد ((RMSEA برای مدل 0 به دست آمده است، از طرفی بازه قابل قبول برای آن کمتر از 08/0 می باشد ، پس می توان گفت که مدل برازش شده مدل مناسبی است.
در پایان مدل برازش شده از نظر شاخص‌های مطلق برازش مورد ارزیابی قرار میگیرد. از جمله این شاخص ها GFI (شاخص نیکویی برازش) و AGFI (شاخص نیکویی برازش اصلاح شده) هستند که دامنه قابل قبول برای آن ها مقادیر بین 95/0 و 1 می باشد. در مدل مذکور مقدار GFI، 99/0 و مقدار AGFI ، 98/0 به دست آمده که نزدیک به دامنه قابل قبول قرار می گیرد. به این معنی که در مجموع دادههای گردآوری شده، نزدیک به دامنه قابل قبول بوده و مدل تدوین شده را مورد تایید و حمایت قرار میدهند. ضمنا سطح معناداری 57/0 برای کای اسکوئر مدل نیز نشان میدهد که ماتریس کواریانس مشاهده شده با ماتریس کواریانس باز تولید شده فاقد تفاوت معنادار به لحاظ آماری است که به طور ضمنی حاکی از مناسب بودن پارامترهای آزاد تعریف شده در مدل و به بیان دیگر معنی دار بودن مدل تعریف شده می باشد.

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

5-1-مقدمه

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بین کمال گرایی، درونی سازی لاغری، شاخص توده بدنی و خود شئ انگاری بر اختلالات خوردن با واسطه گری نارضایتی بدنی در قالب چهارده فرضیه، انجام شد. در این بدین منظور، 300 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه شیراز که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند مورد بررسی قرار گرفتند، هم چنین داده به تفکیک فرضیات با استفاده از روش تحلیل رگرسیون همزمان، تحلیل مسیر و مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. شایان ذکر است که برای افزایش روایی درونی و بیرونی پژوهش، مشخصات روانسنجی تمام ابزارها نیز مورد بررسی قرار گرفت .در این قسمت با طرح مجدد فرضیه‌های پژوهش، به بحث و نتیجه گیری از این یافته‌ها اقدام خواهد شد. در نهایت محدودیت‌های پژوهش و پیشنهادات، قسمت پایانی این فصل را تشکیل خواهد داد.

5-2-فرضیه های پژوهش

5-2-1-فرضیه 1: کمال گرایی نارضایتی بدنی را پیش بینی می نماید
همان طور که نتایج نشان داد کمال گرایی نارضایتی بدنی را به صورت مثبت پیش بینی می نماید. هم سو با این یافته تئوری های مختلف کمال گرایی را به عنوان یک ریسک فاکتور برای نارضایتی بدنی معرفی کرده اند زیرا افراد با سطح کمال گرایی بالا ملاک های ارزیابی سختی برای خود قرار می دهند، آن ها بی رحمانه یک لاغری غیر واقع بینانه ایده آل را دنبال می کنند که ریسک نارضایتی بدنی را افزایش می دهد(بریچ، 1973). در حمایت از این تئوری، یک مطالعه چند عاملی کمال گرایی را با نارضایتی بدنی(راگیرو، لوی، سیونا و ساسارولی، 2003؛ ویلدرسکی و نینزبرگ، 2008؛ ووج تووکیز، 2012)، اختلال خوردن (بستیانی، راو، ولترین و کایو، 1995؛ ویلدرسکی و نینزبرگ، 2008، وج تووکیز، 2012)، نگرش های ناسالم خوردن (مک لارن، گاوین و وایت، 2001) هم بسته نشان داده است. در حالی که یک مطالعه نشان می دهد که نگرانی تصویر بدن( اندازه گیری شده به وسیله تست نگرش بدن) به صورت مثبتی با کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه مرتبط می باشد (بن و همکاران، 2012)، آزمون تئوری 3 عاملی نشان می دهد که کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه با نارضایتی بدنی برای پیش بینی اختلال پر خوری تعامل می کند در حالی که کمال گرایی سازگارانه با نارضایتی بدنی برای پیش بینی استفراغ عمدی تعامل می کند(پرابست، 1995). مطالعات نشان داده اند که افراد دارای نارضایتی بدنی معیارهای شخصی غیرواقعی برای خودشان تعیین می کنند و معتقدند که دیگران آنها را با خشونت ارزیابی می کنند و تقاضاهای فوق العاده ای برای رسیدن به کمال دارند (هویت و فلت، 1991؛ به نقل از کسین و ون رانسون، 2005).
بنابراین در تبیین این یافته می توان بیان کرد که ا
فراد با سطح کمال گرایی بالا ملاک های ارزیابی سختی برای خود قرار می دهند، آن ها بی رحمانه یک لاغری غیر واقع بینانه ایده آل را دنبال می کنند که ریسک نارضایتی بدنی را افزایش می دهد (بریچ، 1973).

5-2-2-فرضیه 2: درونی سازی لاغری نارضایتی بدنی را پیش بینی می نماید
همان طور که نتایج نشان داد درونی سازی لاغری پیش بینی کننده معنادار نارضایتی بدنی نمی باشد.
درونی سازی لاغری یا وسعتی که فرد ایده آل های تعریف شده برای جذابیت را پذیرفته و اهمیت ظاهر را بیش ارزیابی نموده باعث افزایش نارضایتی بدنی می گردد. افرادی که لاغری ایده آل را درونی می سازند تمایل به تعمیم لاغری به تعدادی از نگرش های مثبت مثل شادی، شوق و مقام دارند (تیگمن، 2002). تمایل برای لاغر شدن در بین زنان به اندازه ای شایع است که به عنوان یک نارضایتی هنجاریافته شناخته می شود (رودین، سیلبرستین و استریگل– مور، 1985؛ به نقل از دونت و تیگمن، 2005). چندین مطالعه نشان داده اند که درونی سازی لاغری ایده آل مسبب نتایج منفی در میان دختران نوجوان می باشد (بردفروینری، 2008، چن و همکاران، 2007، استیک و همکاران، 2001، استیک و وایتنون، 2002؛ به نقل از وج توکیز،2012). چندین تحقیق نارضایتی بدنی رابه عنوان یکی از نتایج درونی سازی لاغری مشخص کرده اند ( فربز، 2005؛ کتز، 2005، اسلیوس، 2011، وج تووکیز، 2012) که نا هم سو با یافته این تحقیق می باشد، اما 4 مطالعه اخیر به صورت غیر قابل منتظره ای نتیجه گرفتند که درونی سازی لاغری به صورت معنا داری تغییرات رضایت بدنی را پیش بینی نمی کند ( بیرمن و همکاران،2006، خبز، 2004، پرسنل و همکاران، 2004، وج توکیز، 2012) که هم سو با یافته این تحقیق می باشد. دلایل این مسئله نا آشکار مانده که چرا دیگر تحقیقات درونی سازی لاغری را به عنوان یک ریسک فاکتور برای نارضایتی بدنی مشاهده کرده اند (بیرمن و همکاران، 2006، پرسنل و همکاران، 2004، وج توکیز،2012). یک توجیه احتمالی این است که یک متغیر تعدیل کننده ممکن است نقش بازی کند(وج تووکیز، 2012). ردگر و همکاران (2011) در یک مدل تئوری با هدف مشخص کردن تاثیرات اجتماعی فرهنگی بر روی نارضایتی بدنی و اختلالات خوردن حمایت هایی برای تاثیرات تفاوت های فرهنگی به دست آوردند در این تحقیق آن ها به این نتیجه رسیدند که تاثیرات رسانه ها، والدین و هم سالان با میانجی گری درونی سازی لاغری بر نارضایتی بدنی، اختلالات خوردن و عاطفه منفی تسهیل می گردد. بنابراین در تبیین این یافته می توان به تفاوت های فرهنگی و و وجود یک متغیر تعدیل کننده اشاره کرد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد درموردانتقال دانش، اشتراک دانش، منابع سازمان

5-2-3-فرضیه 3: شاخص توده بدن نارضایتی بدنی را پیش بینی می نماید
همانگونه که نتایج نشان می دهد، شاخص توده بدن پیش بینی کننده معتادار نارضایتی بدنی می باشد.
شاخص توده بدن227به عنوان پایدارترین علت زیستی نارضایتی بدنی شناخته شده است
(جونر 2282004 جونز، کرافورد، 2005). بعضی مطالعات نشان داده اند که شاخص توده بدن بیشتر از متغیرهای اجتماعی – فرهنگی واریانس نارضایتی بدنی را تبیین می کنند (پاکسون آیزنبرگ و نیو مارک- استانیز، ،2006 ،پنکال229 و کارلک، 2007 به نقل از باردون – کان230 و همکاران 2008 ). رابطه بین نارضایتی بدنی و توده بدنی قوی می باشد و جوانانی که سنگین و دارای اضافه وزن هستند یا چاق اند نارضایتی بدنی بیشتری دارند و تصویر بدنی پایین تر نسبت به نوجوانان با وزن سالم دارند (اوهرینگ، گرابرو، بروکس، گان،231 2002 هولسن و کرافت و رویسامب232، 2001 ). محققان نشان داده اند که بین شاخص توده بدنی،نارضایتی بدنی و رفتارهای خطرناک برای اختلال های خوردن روابط مثبت معنا دار وجود دارد (استیک ، پرسنل و اسپانگر، 2332002؛ نیومارک – استاینر، وال ، استوری پری، 2003؛ ویلیامسون ، نتمیر، جکمن و اندرسون 2341995؛ به نقل از قاسمی، 1388،دانکل و همکاران،2010، مک لین و همکاران، 2009، آلگارد و همکاران، 2009، اسلیوس، 2011، وج تووکیز، 2012). مطالعات آینده نگر اخیر در حمایت از رابطه بین شاخص توده بدن و نارضایتی بدنی نشان داده اند که افزایش شاخص توده بدن در دوره های یکساله نارضایتی بدنی را پیش بینی می کند (استیک و وایتنتون، 2352002، پرسنل و همکاران، 2004، فیلد، کارماگو، تیلور، برکی، روبرتس و کولدیتز، 2362001؛ به نقل از قاسمی، 1388). برای نمونه فیلد و همکاران (2002) در یک مطالعه یک ساله از نوجوانان دریافتند که شاخص توده بدن افزایش نگرانی های وزن را پیش بینی می کرد. بر مبنای شواهد بالا شاخص توده بدن به طور مثبت با نارضایتی بدنی مرتبط است که هم سو با یافته این تحقیق می باشد. هرچه شاخص توده بدن بالاتر باشد نارضایتی بدنی نیز افزایش می یابد. از سوی دیگر مطالعات نشان دادند که نارضایتی بدنی به طور معناداری در رابطه بین شاخص توده بدن و اختلالات خوردن واسطه گری می کند زیرا موجب افزایش رفتارهای خطرناک برای اختلال خوردن می شود. بنابراین در تبیین این یافته ها می توان بیان کرد که افزایش شاخص توده بدن از طریق افزایش نگرانی های مرتبط با وزن باعث افزایش نارضایتی بدنی می گردد.
5-2-4-فرضیه 4: خودشی انگاری نارضایتی بدنی را پیش بینی می نماید.
همانگونه که نتایج نشان داد خود شیء انگاری پیش بینی کننده معنادار نارضایتی بدنی می باشد. خود شیء انگاری به وسیله دیده بانی عادتی بدن (یا نظارت بدنی) که منجر به تجارب منفی بدنی و به عبارتی تعدادی از اختلالات روانشناختی همانند اختلالات خوردن که به طور نا مناسبی در زنان شایع تر می باشد مشخص می گردد. در زنان جوان تر، تحقیقات تجربی و غیر تجربی حمایتی از رابطه بین خود
شیء انگاری، شرم بدنی و اختلالات خوردن یافته اند (فردریکسون و همکاران، 1998، گرین لیف، 2005؛ به نقل از اسلیوز و همکاران،2011، گریپ و هیل، 2008) که نا هم سو با یافته این تحقیق می باشد. در این تحقیق خودشیء انگاری با واسطه گری نارضایتی بدنی، اختلالات خوردن را پیش بینی می نماید، هم چنین چندین مطالعه از رابطه بین خود شیء انگاری و نارضایتی بدنی در اختلالات خوردن حمایت کرده اند (گرین لیف، 2005؛ گریپو و هیل، 2008، مک کیلنی، 2004، تیگ من و لینچ، 2001و تیکا وهیل، 2004؛ به نقل از اشلی و همکاران، 2013) که هم سو با نتایج تحقیق کنونی می باشد.
در تبیین این یافته می توان هم سو با فردریکسون و روبرتس بیان کرد که سیستم های گسترده ای از پاداش و تنبیه در فرهنگ ما وجود دارند که بر زیبا بودن فیزیکی و لاغری به عنوان معیاری برای جذابیت تاکید می کنند. به خاطر شیوع شیء انگاری جنسی در فرهنگ آمریکا

دیدگاهتان را بنویسید