مهارت های ارتباطی و فرایندهای شناختی

دانلود پایان نامه

ادراک یا احساسی که فرد نسبت به خود دارد و در واقع عقیده فرد است راجع به این که او چگونه است. یعنی فرد از جنبه های مختلف از نظر ویژگی ها، مهارت ها و خصوصیات چگونه خود را ارزیابی می کند. در کودکی چون فرد به دلیل وابستگی همه جانبه به والدین و محیط و نیاز شدید به ان ها، مشتاق دریافت پاسخ های مثبت از سوی آنان است. لذا هر گونه سوء کارکرد خانواده موجب احساس ناامنی، ضعف نفس و خود پنداره منفی درونی می گردد و نهایتاً یکی از مهمترین عوامل انحراف و بزهکاری محسوب می شود.
ضعف اعتماد به نفس:
مهمترین عامل پیشبرد هر فرد در مسیر زندگی اعتماد به نفس است. این یعنی فرد باور داشته باشد که کفایت و شایستگی و توانایی لازم برای حل مشکلات خود و پیشبرد امور خود را متناسب با روند تدریجی رشد و چالش های منجر به بزهکاری می باشد دوره نوجوانی دوران گذرای است که طی آن جنبه های مختلف سلامت روان فرد دچار تحول شده و یکی از مهمترین این عوامل، کاهش اعتماد به نفس است. ضعف اعتماد به نفس مشارکت پذیری جمعی را کاهش می دهد و در نقش پذیری منفی از محیط مؤثر است. همچنین مانع آرمان گرایی و تلاش برای کسب جایگاه شایسته فرد است.
ضعف اعتماد به نفس:
یعنی ارزیابی درونی فرد از ارزشمندی خود، تأیید ارزشمندی و احترام به خویشتن . نقطه مقابل آن احساس از خود گریزی، خود تخریبی و تنفر از خود است. بر خلاف عزت نفس که قابلیت انطباق و سازگاری با دنیای پیرامون خویشتن دارد و احساس دوست داشتنی، مورد احترام، ارزنده و آزاد، ضعف عزت نفس یکی از نشانه های مهم خطر گرایش به انحراف و بزهکاری است. کاپلان در تئوری انحراف و افزایش قدر و اعتبار معتقد است که عزت نفس ضعیف و یا خودنگری منفی احتمال اتخاذ نوعی از واکنش های انحرافی افزایش می دهد.
عدم احساس خود اثرمندی:
احساس خوداثرمندی به معنای آن است که فرد چقدر به توانمندی خود در انجام موفقیت آمیز یک وظیفه خاص، تحقیق یک نتیجه و یا مقابله با وضعیت های خاص اعتقاد دارد. اگر فرد به توانایی خود در انجام یک کار عقیده نداشته باشد توان بالقوه او برای انجام یک رفتار و یا استقامت در رویارویی با وقایع تنزل خواهد یافت. اعتقاد به ناتوانی در اثرگذاری به وقایع و شرایطی که در زندگی فرد تأثیر اساسی دارند فرد را نسبت به وقایع فشار آمده آسیب پذیر می کند چنانچه نوجوان از حس خود اثرمندی ضعیفی برخوردار باشد به جای برخورد فعالانه و مؤثر با این تحولات، منفعلانه متأثر از فشار دوره گذار نوجوانی خواهد شد.
عدم قدرت تصمیم گیری، نقص منبع کنترل و ناتوانی در تأخیر امیال یکی از متغیرهای شخصیتی مهم که نوجوانان را به سوی بزهکاری سوق می دهد . عدم کنترل بر تصمیمات، بر آینده و بر زندگی خویش است. در یک فرایند سالم تصمیم گیری، نوجوانان اطلاعات لازم را برای تصمیم گیری در اختیار دارند. و چنان چه فرد دچار نقص در زمینه توانایی اتخاذ تصمیمات شایسته باشد، عدم آگاهی نسبت به راه حل های مختلف و ناتوانی در انتخاب اهداف سازنده و دست یافتنی از مشکلات آنان است. رکن مهم ناتوانی آنان در این زمینه آنست که نمی توانند نتیجه اعمال خود را در نظر بگیرند.
ناتوانی در تصمیم گیری ناشی از 2 نقیصه مهم دیگر است:
الف) منبع بیرونی کنترل بیرونی:
منظور از منبع کنترل مجموعه ای از اعتقادات است که فرد به اساس آن موفقیت ها و شکست های خود را ارزیابی می کند.
راتر بنیان گذار نظریه منبع کنترل می گوید: برخی افراد معتقدند سرنوشت آنان به وسیله عوامل بیرونی کنترل می شوند.
این گونه افراد معتقدند بین عمل خود و نتایج حاصله ارتباطی وجود ندارد. وضعیت خویش را ناشی از ( ابر و باد، مه و خورشید ) دانسته و بر این عقیده اند که تلاش بیشتر ضرورتی ندارد زیرا نتایج از حوزه کنترل آن ها خارج است. لذا قدرت تصمیم گیری در ایشان مختل شده، احتمال قربانی شدن و نیز واکنش منفی آنان در قبال قربانی شدن بسیار شدید است.
ب) ناتوانی در تأخیر امیال:
عامل دیگر نقص تصمیم گیری در نوجوان ، ناتوانی در به تأخیر انداختن تمایلات و رغبت به ارضاء فوری و آنی خواسته ها و غرایز است . این گونه افراد رغبتی در به تعویق انداختن تمایلات احساسی و آنی و جایگزین کردن آن ها با اهداف مبتنی بر برنامه ریزی بهتر نداشته به ارضاء فوری تمایلات اهمیت داده و عملی را انجام می دهند که برای ارضاء تمایلات خود بدان فکر کرده اند. ناتوانی در به تأخیر انداختن امیال با افسردگی، پایین بودن احساس مسئولیت اجتماعی، اختلال سلوک و اختلال شخصیت ضد اجتماعی مرتبط است.
6- خطای شناختی:
بر اساس نظریه شناختی رفتار فعلی انسان مبتنی بر الگوهای شناختی است که در ذهن وی مستقر شده الگوهای شناختی نادرست و نگرش های منفی به معنای آن است که اثرات شرایط خطرناک محیطی در فرد درونی شده و نتیجه شناخت نادرست، رفتار نادرست خواهد بود. گرایش به تفکرات منفی، دریافت نادست نشانه های اجتماعی، اسنادهای نادرست در مورد علل وقایع و رفتارها از جمله فرایندهای شناختی مخربی هستند که بر رفتار فرد اثر گذاشته وی را در خطر انحراف قرار می دهند.
7- ناتوانی در مقابله با فشار
فشار روانی، محرک هایی هستند که نوجوان در موقعیت ها با تغییرات غیر معمول ، ناکامی ها و تعارضات مواجه شده و فشار روانی را احساس می کند، از آن جایی که این تحولات و تغییرات در دوره بحرانی رشد و بلوغ صورت می گیرد این فشار با شدت بیشتری احساس می شود.
توانایی و مهارت های مقابله با فشار یکی از متغیرهای شخصیتی متمایز کننده بین نوجوانان است. دارا بودن مهارت ها و توانایی مقابله با محرک ها پاسخ های فرد به عامل فشار را تعیین کرده و به راهکارهای برگزیده شده توسط او اثر می گذارد. نوجوانان در معرض خطر رویکردهای اجتنابی ( فرار از واقعیت و یا امید به بروز معجزه ) و یا هیجانی ( با فاصله گیری عاطفی از مشکل فرار کرده و امید به کسب حمایت عاطفی غیر دارد) را در برخورد با عامل فشار بر می گزینند. این گونه رفتارها روند رشد مثبت را به خطر انداخته و زمینه ساز کج روی می باشد.
8-نقض مهارت های ارتباطی
دوران نوجوانی در آغاز ورود فرد به دنیای روابط اجتماعی و بر قراری ارتباط با گروه همسالان است. فرایند اجتماعی شدن نیازمند مهارت اجتماعی لازم برای برقراری ارتباط ( پیوند ) با دیگران است. پیوند به معنای احساس پیوستگی فرد با جهان پیرامون خود است.
مبنای پیوند دارا بودن مهارت برقراری روابطی شایسته و دو طرفه با دیگران است. کودکانی که فاقد پیوند هستند انزوای اجتماعی و طرد شدن را تجربه می کنند و در معرض مشکلاتی در زمینه سلامت روانی و رفتار، ترک تحصیلی و بزهکاری قرار می گیرند.
9- اختلال هویت